اقبال كليسا به دنيا و بازگشت از اصول - قصه غربت غربى نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

قصه غربت غربى - نسخه متنی

محمدباقر ذوالقدر

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

اقبال كليسا به دنيا و بازگشت از اصول

علاوه بر مشكلاتى كه در وادى فلسفه ، كلام و علوم براى كليسا به وجود آمد، رويكرد كليسا به دنيا و دنياگرايى رهبران مسيحيت ، آن را به ورطه انحطاط و فساد كشاند.(65) شناخت دلايل و ابعاد اين مشكل ، با بررسى كيفيت انتقال تمدن از شرق به غرب ، بهتر فهميده مى شود.

همانگونه كه قبلا بيان كرديم ، در دوران قرون وسطاى اروپا، شرق اسلامى مركز تمدن عالم بود و علاوه بر انواع و اقسام كالاها و محصولات كشاورزى و صنعتى كه به اروپا صادر مى كرد ، علم و دانش و فرهنگ خود را نيز سخاوتمندانه به بشريت ، از جمله ملتهاى اروپايى ارائه مى نمود. اين جريان ، در روابط بين كشورهاى اسلامى و اروپا، شروع جنگهاى صليبى ادامه يافت . از آن پس به دليل مشكلاتى كه در اثر جنگ در راههاى ارتباطى و تجارت با مسلمانان به وجود آمد ، صدور كالا به اروپا به سختى انجام مى شد در نتيجه اروپائيان كه بيشتر نيازمنديهاى خود، هم چون ادويه ،پارچه و ساير وسايل زندگى را از شرق و به ويژه كشورهاى اسلامى وارد مى كردند، به دو اقدام دست زدند. از يك سو به تقويت قدرت دريايى خود پرداختند و به جستجوى راههاى ناشناخته دريايى همت گماشتند، كه نتيجه آن ، بسط و گسترش راههاى دريائى وكشف سرزمينهاى جديد در جنوب آفريقا و اقيانوسيه و قاره آمريكا، براى آنها گرديد و از سوى ديگر، به جاى انتقال كالا و مصنوعات ، به انتقال علم و فن آورى از كشورهاى اسلامى ، مبادرت نمودند.(66)

آنها افراد و دانش پژوهان خود را به ممالك اسلامى وشرقى گسيل داشتند و از آثار و رساله هاو تحقيقات علمى دانشمندان آنجا نسخه بردارى كردند و در رشته هاى مختلف ، از مسلمانان بهره بردند و به اين ترتيب صنعت خود را گسترش دادند(67) تا جايى كه صنعت در اروپا بر علم پيشى گرفت و به موتور محركه علم تبديل شد.(68)

علاوه بر اين ،تكاثر و تجمع پول و ثروت در شهرها، به ويژه شهرهايى كه در چهارراههاى ارتباطى قرار داشتند، ثروت هنگفتى را فراهم آورد و طبقه جديدى را به نام (بورژوا) در مقابل فئودالها به وجود آورد كه شغل آنها تجارت و صنعتگرى بود. اينان به دليل دست يابى به راههاى مختلف تجارى و امكانات توليد انبوه در صنعت ، روزبروز ثروتمندتر شدند. به گونه اى كه حجم نقدينگى بسيارى از آنها از فئودالها و زمينداران بزرگ بيشتر گرديد و حكومت هانيز از نظر اقتصادى به آنان نيازمند شدند. درنتيجه گرايش به مسيحيت و كليسا كه پشتيبان فئوداليسم سنتى بود، جاى خود را به گرايشات مادى كاسبكارانه و مصرف زدگى و به يك معنى ، بورژوازى داد.

كليسا بى آنكه اقدام مؤثرى بتواند انجام دهد شاهد وابستگى بيش از پيش ‍ مردم به دنيا و فاصله گرفتن آنان از دين و گرايش به جنبه هاى مادى زندگى بود. جامعه اروپا با حرص وولع عجيبى به دنيا رو آورده بود. ثروت سرشار، اخلاق و فرهنگ بورژوازى ،مال اندوزى و رفاه طلبى ، مردم را مدام از كليسا دور مى ساخت . در مقابل كليساها، بناهاى رفيع و مجلل ساخته شد و هنرهاى اومانيستى و لذت محور، جاى گزين عرفان و معنويتى كه كليسا آن را عرضه و تبليغ مى نمود، گرديد .

كشيشان كه ديگر نفوذ چندانى در مردم نداشتند، بجاى آنكه مقاومت مؤثرى را در مقابل اين هجوم شكل دهند، خود در گرداب دنياگرايى غرق شدند. آنان نيز به زندگيهاى اشرافى روى آوردند و زرق و برق و منش ‍ بورژوايى ، و جلال و جبروت ثروتمندان و پادشاهان ، فضاهاى ساده و روحانى كليساها و صومعه ها و دستگاه روحانيت مسيحى را آلود و فرا گرفت . روحانيون مسيحى براى آنكه مردم را به كليسا بكشانند و به گمان خود آنها را از بى ايمانى نجات دهند، به اين فكر افتادند كه جاذبه هاى حضور در كليسا را افزايش دهند.از اين رو معمارها، نقاشها و مجسمه سازهاى معروف اروپا را جمع كردند و بناهاى كليسا و ظواهر و تجملات دستگاه روحانيت مسيحى را براساس ذائقه جديد مردم ، تغيير دادند.

/ 41