قصه غربت غربى نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

قصه غربت غربى - نسخه متنی

محمدباقر ذوالقدر

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

8- فمى نيسم (118)

شايد اولين قربانى مدرنيسم ، زن غربى باشد كه در اثر تضعيف بنيادهاى مذهبى و اخلاقى در آن جوامع ، مقهوراراده و قدرت و شهوت مردان شد و بويژه پس از انقلاب صنعتى كه اشتهاى سيرى ناپذيرى براى نيروى كار ساده و ارزان بوجود آمد، زنان (و هم چنين كودكان ) بصورتى وحشيانه و ظالمانه قربانى چرخهاى بى رحم صنعت گرديدند. قرن 18 و 19 اروپا آن چنان كه گفته مى شود مرارت بارترين روزگار زنان در تاريخ غرب به حساب مى آيد كه آثار آن ظلمها و رويه هاى ظالمانه نسبت به زن ، در فرهنگ برخى جوامع غربى هنوز مشهود است . تا جائى كه در اوائل قرن بيستم براى دفاع از حقوق تضيع شده زنان در غرب ، نهضتى بنام (فمى نيسم ) يعنى (زن باورى ) پديدآمد لكن اين حركت نيز نه تنها مشكلى را حل نكرد بلكه خود منشاء مشكلات بزرگترى براى زنان و كليّت جامعه غربى گرديد.

شعار اصلى و محورى فمى نيسم ، تحت لواى ليبراليسم و آزادى غربى ، برابرى حقوق زن و مرد و نفى تمامى تفاوتهاى طبيعى و حقوقى بين زنان و مردان بود و اين منشاء و مسبب اصلى انحطاط زن و نابودى نظام خانواده و در نتيجه تزلزل و بى هويتى نظام اجتماعى در غرب گرديد. نهضت هاى فمى نيستى به عنوان دفاع از حقوق زنان و براى عقب نماندن از مردان ، تلاش گسترده اى براى اشتغال زنان و فعاليت هاى اجتماعى آن ها صورت دارند بدون آن كه به حفظ كانون خانواده و نقش بى بديل و منحصر بفرد زن ، بعنوان همسر و مادر، توجهى شده باشد.

به نام آزادى زن و برابرى او با مرد، جايگاه بلند زن به عنوان مربى جامعه و تربيت كننده نسلهاى آينده لگدمال گرديد و ارزشگذارى اقتصادى و مادى به وقت و كار و قابليت هاى او، جاى گزين همه ارزشهاى متعالى و منحصر بفرد زن گرديد. زنان در جوامع غربى نه تنهاجايگاه سنتى قبلى خود را از دست دادند بلكه در غياب معنويت و اخلاق مذهبى و تحت لواى شعار برابرى مطلق با مردان و در فرايند مبارزات جنسيتى تبديل به موجوداتى بى هويت شدند كه نه از روح لطيف و عاطفى زنانه آنها اثرى باقى مانده و نه از درياى بى كرانه محبت مادرانه آن ها چيزى برجاى مانده است و اين بحران ، جامعه امروز غربى را با خطر انهدام مواجه كرده است .

آمار طلاق در اين جوامع روز به روز در حال افزايش است و پديده خانواده هاى تك والدينى ، به شيوه مرسوم خانواده در غرب بدل شده است . بطوريكه گاه تا يك چهارم كودكان برخى كشورهاى غربى در خانواده هاى تك والدينى ، كه در اثر طلاق والدين شكل گرفته اند، بزرگ مى شوند. ركورددار اين بحران امريكاست كه در آن 25 خانواده هاى داراى فرزند زير 15 سال را خانواده هاى تك والدينى تشكيل مى دهند.

اغفال و خشونت هاى جنسى در جوامع غربى بصورت يك امر عادى و متداول درآمده است بطوريكه در برخى كشورها هم چون كانادا، از هر چهار زن و در بسيارى از نقاط امريكا، از هر سه زن يك نفر مورد تجاوز قرار مى گيرد.

زنان غرب بدليل تنهائى ناشى از استقلال طلبى دچار بيماريهاى روحى جديدى شده اند بطوريكه يكى از فعالين فمى نيسم گفته است (زنان امروز دچار بحران و مشكلات جديدى شده اند كه فاقد هرگونه اسمى است !)

اين مسائل در غرب واكنش ها و اعتراضات شديدى را در نخبگان آن كشورها پديد آورده و به سطح روزنامه ها، مطبوعات و ساير رسانه ها نيز كشيده شده است . آنها معتقدند كه بسيارى از مشكلات موجود جامعه ، از جمله مسائل روحى زنان ، خودكشى دختران جوان ، خشونت عليه زنان ، سقط جنين ، طلاق ، توقف رشد جمعيت و پير شدن جوامع غربى و نابودى نظام خانواده و... ناشى از حركت هاى فمى نيستى بوده است .(119)

اين واقعيات را مقايسه كنيد با آن چه كه توسط برخى مطبوعات و تعدادى عناصر باصطلاح روشنفكر و فمى نيست هاى وطنى ، درخصوص حقوق زنان و محدود شدن آزادى آن ها در جامعه دينى ايران ، مطرح و تبليغ مى شود و مدينه فاضله اى كه ترسيم مى كنند، همان است كه به گوشه هاى اندكى از آن اشاره شد!

/ 41