مبحث اول : كليات - قصه غربت غربى نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

قصه غربت غربى - نسخه متنی

محمدباقر ذوالقدر

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

مبحث اول : كليات

ضرورت شناخت غرب

بحث درباره غرب ، بحث از مقوله اى صرفا علمى ، نظرى و آكادميك نيست . ما نمى توانيم به فرهنگ و تمدن غرب همان گونه نگاه كنيم كه به فرهنگ و تمدن چين و هند يا تمدنهاى منقرض شده اى همچون آزتكها و اينكاها در قاره آمريكا، نگاه مى كنيم .

فرهنگ و تمدن غرب ، براى ما با ساير فرهنگها و تمدنها تفاوت عمده دارد يا دست كم ، نسبت آن به ما، با نسبت ساير فرهنگ ها و تمدن ها برابر نيست . چالش اصلى و نبرد اساسى امروز انقلاب اسلامى ما، با غرب مى باشد . در اين گفتگو از غرب بمثابه جريانى سخن مى گوئيم كه درصدد تصرف و غلبه بر كل دنيا، به ويژه شرق اسلامى و على الخصوص كانون اصلى تحرك آن ، يعنى (جمهورى اسلامى ايران ) است .

نگاه ما به غرب ، نگاه به يك پديده ،از منظر تاريخى ، فلسفى و يا جامعه شناسى محض نيست . بلكه توجه به جريانى مى باشد كه هدف اصلى خود را در عرصه بين المللى ، مقابله با حركت بيدارى اسلامى و نابودى انقلاب اسلامى و براندازى نظام جمهورى اسلامى ايران قرار داده است . زيرا انقلاب اسلامى قيام عليه هژمونى ليبرال - سرمايه دارى غرب و رژيم وابسته به غرب در ايران بوده است و بيدارى اسلامى كه تحت تاءثير اين انقلاب ، امرى عالمگير شده ، لرزه به اركان قدرت و سلطه غرب انداخته است .

پس از نهضت مشروطيت به فاصله كوتاهى ، حكومت سرسپرده غرب با كودتاى انگليسى به قدرت رسيد و پنجاه سال بر مقدّرات ايران حاكم شد . انقلاب اسلامى كه به اين حاكميت پايان داد، بويژه قيامى عليه حاكميت غرب در ايران بود. حاكميتى كه صرفا جنبه سياسى نداشت بلكه رژيم وابسته حاكم ، تلاش مى نمود اقتصاد را وابسته به غرب و فرهنگ ، انديشه ، اخلاق و ساير روابط حاكم برجامعه را تابعى از ارزشها و ساختارهاى پذيرفته شده در غرب را گرداند.

در طول حاكميت رژيم وابسته سابق ، فرهنگ بومى و اسلامى ما به انحاء مختلف زير فشار و بمباران فرهنگ غرب قرار داشت . هدف اين بود كه همان الگويى كه در تركيه منجر به ايجاد نظامى لائيك و سكولار و غيردينى گرديد، در ايران نيز به اجرا درآيد. ليكن پايگاه قدرتمند مذهب و فرهنگ تشيع در ايران و روحيه ملّى بيگانه ستيزى ايرانيان ، مانع از اين گرديد كه ايران سرنوشتى مانند تركيه پيدا كند.

انقلاب اسلامى در ايران قيام عليه اين فرايند بود. اما نبايد تصور شود كه با پيروزى انقلاب ، تمامى روابط سلطه و حاكميت غرب بر كشور،ازبين رفته است .آنچه انقلاب اسلامى در 22 بهمن سال 57 موفق به انجام آن شد تغيير نظام سياسى استبدادى وابسته به غرب در ايران و آغاز نظام سازى براى ايجاد تدريجى حاكميت دينى بود. روابط وابستگى ، اگر چه تضعيف شد، لكن همچنان باقى ماند و مى بايست بتدريج دگرگون مى شد.

حضور غرب و نفوذ سياسى ، فرهنگى و اقتصادى آن در ايران ، بيش از يكصد سال سابقه داشت . در نيمى از اين دوران ، حاكميت سياسى به طور كامل در اختيار غرب قرار داشته است . در اين مدت رژيم وابسته ، همه تلاش خود را براى تغيير بنيادهاى فكرى و فرهنگى ملّت ايران بكار برد و در تغيير فرهنگ عمومى تا حدود زيادى ، و در نابودى اقتصاد ملّى ، بطور كامل ، موفق بود!

در يك انقلاب تمام عيار اجتماعى ، تحولات بسيارى بايد رخ دهد كه تحول سياسى ، يكى از وجوه آن است . شايد مهمترين و دشوارترين تحول ، تحول فرهنگى و اجتماعى باشد و بايد اعتراف كرد عليرغم تلاشهايى كه در اين زمينه صورت گرفته است ، متاءسفانه رسوبات فرهنگ غربى همچنان در جامعه انقلابى ما باقى مانده و امروزه اين رسوبات مجدّدا فعّال گرديده و بيشترين مقاومت را در مقابل الگوهاى اسلامى و آرمانهاى انقلابى از خود نشان مى دهد.

رسوبات مذكور مبناى حركت جريانى شده است كه به شدت از سوى غرب حمايت مى شود . جريانى كه جهت گيرى اصلى فعاليت خود را استحاله فرهنگى و بارور ساختن ريشه هاى بجا مانده از فرهنگ مادى غرب كه از گذشته باقى مانده اند قرارداده است .همان جريانى كه زمينه ساز وتسهيل كننده (تهاجم فرهنگى ) غرب بوده و بعنوان پياده ناظم دشمن در صحنه نبرد فرهنگى عمل مى كند .

پس موضوع (غرب و غرب شناسى ) و شناخت پايه ها و شيوه هاى نفوذ و سلطه آن در كشورما، نه تنها موضوعى خارج از دستور كار نيروهاى انقلاب نيست ،بلكه چيزى است كه بايد به جدّ بدان پرداخت و ابعاد مختلف آنرا مورد مداقّه قرار داد.
نگاهى به حوادث سالهاى پس از انقلاب نيز، نشان مى دهد آنچه به عنوان توطئه ، فتنه گرى وآتش افروزى در جنگ تحميلى و قبل و بعد از آن در كشور ما اتفاق افتاد، تماما با خواست و هدايت پنهان و آشكار غرب به رهبرى آمريكا، صورت گرفته است .

تمام تلاش غرب ، با هدف بازگشت مجدد و برقرارى سلطه خود بر ايران و از بين بردن امكان دست يابى ايرانيان به حكومتى مستقل ، پيشرفته و دينى و جامعه اى مبتنى بر ارزشهاى اسلامى ، صورت مى گيرد . ده سال اقدام مسلحانه ، كودتا، حمله مستقيم ، جنگ و آتش افروزى و نيز، ده سال دسيسه و فتنه در ابعاد داخلى و خارجى پس از جنگ ، همگى با اين هدف و مقصود صورت گرفته است .

تلاش براى استحاله فرهنگى و تغيير بنيادهاى فكرى و ارزشىِ اسلامى و انقلابى ملّت ايران نيز در راستاى همان هدف است . بهمين دليل ، بحث درباره غرب ، بحث از دشمنى است كه با تمام قوا و ظرفيت هاى خود به ميدان آمده است و قصد نابودى نظام دينى وهويت ملّى و اصالت هاى فرهنگى ما را دارد.

/ 41