پس از رحلت پيامبر
انس بن مالك از عمر بن خطاب روايت مى كند كه گفت :(به هنگام خشك سالى به عباس بن عبدالمطلب عموى پيامبر اكرم متوسل مى گرديد و مى گفت : بار خدايا! ما در زمان پيامبر در مشكلات به او متوسل مى شديم و حاجت روا مى گرديديم اكنون به عموى پيامبرت عباس بن عبدالمطلب متوسل مى شويم . بار خدايا! باران رحمت خود را بر ما نازل كن ).همين روايت از طريق راويان ديگر از عبدالله بن عمر نقل شده است كه : عمر بن خطاب در سال قحطى و خشك سالى در طلب باران خطابه اى خواند و در آن چنين گفت : (اى مردم ! به عموى پيامبر عباس متوسل شويد و او را وسيله اى در پيشگاه خدا قرار دهيد...) و بدين ترتيب بارانى باريد و زمين خشك سيراب و مردم آرام و راحت شدند.2. اوس بن عبدالله روايت مى كند: در مدينه باران نباريد و مردم گرفتار قحطى شديد شدند، شكايت به عايشه بردند. او گفت : راهى از پشت بام پيامبر رو به آسمان باز كنيد. مردم اين كار را كردند و خداوند باران شديدى نازل فرمود و شتران فربه شدند و مزارع سر سبز و خرم گرديد.با عنايت به روايات فوق كه همه از دانشمندان و بزرگان اهل سنت نقل شده است و خود آنها در كتاب هايشان موضوع توسل به رسول الله صلى الله عليه و آله و اهل نبوت و صلحا و اولياى الهى ، چه در حياتشان و چه پس از درگذشت آنان نه فقط مهر تاءييد زده اند، بلكه متفقا آن را از كارهاى استحبابى شريعت ذكر كرده و بر عمل آن تاءكيد نموده اند و اضافه كرده اند: چون چنين واسطه قرار دادن پيامبر و اهل بيت نبوت كار و عادت اصحاب پيامبر اكرم و تابعين و صلحا و بزرگان علما بوده و آنها اسوه هستند، ما نيز از آنان تبعيت كنيم .از آن جا كه بنابر تطويل كلام نيست پايان بخش اين سخن را با نقل عين كلمات و جملات خود اين بزرگان قرار مى دهيم :1. زرقاوى در شرح الواهب مى گويد:ان الله تبارك و تعالى قد جعل فى اسمه بركة فما الظن بمسماه ؛خداوند تبارك و تعالى در اسم او (پيامبر اكرم ) بركت قرار داده است تا چه رسد به صاحب اسم و خود او.2. درباره عمل صحابه در حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله مى نويسد:اما ما كان فى حياته الدنيا فهو مشهور مستفيض بل متواتر امتلات به كتب الا حاديث كلها، لا يرتاب فيه سنى و لا مبتدع ، و قد كانوا رضى الله عنهم يفزعون إ ليه عند النوائب ؛عمل صحابه در زمان حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله نه فقط بر اساس احاديث مشهور و مستفيض ، بلكه رواياتى متواتر است و كتاب هاى احاديث مملو از آنها مى باشد به طورى كه هيچ كس ولو هر قدر هم شكاك باشد در آنها ترديد نتواند كرد و عادت آنها (صحابه ) بر اين بوده كه در مشكلات و سختى ها به او (پيامبر) متوسل مى شدند.و همو مى نويسد:...اءفيعقل اءن يكون فيه ما اءشرك ماءثورا عن الصحابة و التابعين عن وضع تلك الا حاديث و الا ثار! حاشا و كلا، فالتوسل بالنبى صلى الله عليه و آله و الصالحين لم يزل بين العلماء متعارفا سلفا و خلفا...؛آيا از ديدگاه عقل و خرد مى توان فكر كرد كه در آنها (احاديث ) كه از صحابه و تابعين نقل شده اندك بوى شركى استشمام شود و چگونه قابل تصور است درباره جعل چنين احاديث (علما و دانشمندان ) در طول تاريخ ساكت بنشينند؟ هرگز و هيچ گاه ، پس چنين نتيجه مى گيريم كه توسل به پيامبر و اولياى صالح از گذشته و حال در ميان آنان معمول بوده است .على رغم آن چه در روايات و احاديث آمده و صفحات تاريخ از آن سخن مى گويد، متاءسفانه طرفداران تفكر سلفيه براى به كرسى نشاندن عقايدشان كه مخالفت محض با شيوه عمل گذشتگان از اصحاب ، تابعين و علماى بعد از آنهاست ، به جنگ و خون ريزى ، قتل و غارت مسلمانان و مخالفان خود پرداخته اند. شگفتا كه آنان چه قدر وجه مشترك با عقايد خوارج نهروان در اوايل شكوفايى اسلام دارند كه اميرمؤ منان صلوات الله عليه درباره آنان فرمود: (كلمة حق يراد بها الباطل ؛ مطالب شان سخن درستى است كه براى به كرسى نشاندن باطل و نادرستى مى گويند). و ايجاد تفرقه در ميان آحاد امت اسلامى مى افكنند كه افكندند و از اين اختلاف امت چه كسى جز استعمار كهنه كه در جهان امروز با شعارهاى فريبنده دفاع از حقوق بشر، مبارزه با تروريسم و ايجاد حكومت دموكراسى ، مشغول غارت ثروت بى پايان مادى و معنوى مسلمانان سود مى برند؟چه قدر به جا و مناسب است كه به جاى زياده روى در عقايد فرقه هاى اصيل اسلامى ، به منظور برطرف كردن اختلافات امتى كه خداى واحد را مى پرستند و كتاب واحدى دارند، گرد هم آيند و قرآن را، سپس سنت رسول اكرم صلى الله عليه و آله را روشنگر راه خود قرار دهند و در نيل به حقيقت امر در مسائل مورد اختلاف شتاب به خود راه ندهند و از تعصب جاهلانه دورى گزينند تا به اذن خداى متعال وحدت كلمه و يك پارچگى امت اسلامى كه دشمنان امروز اسلام سخت از آن ترس و واهمه دارند، دوباره حاصل گردد و معاندان حق يا به حقيقت بگروند، يا خوار و ذليل گردند.آن چه در اين باره مربوط به سنت در روايات بود اشاره شد و خوانندگان گرامى را براى استدلال قرآنى و استفاده بيش تر از سنت به مطالعه دقيق كتاب دعوت مى كنيم و از خداوند توفيق فهم معارف جهانى و ابدى اسلام را براى همگان آرزومنديم .مترجم .