پس از رحلت پيامبر - معيار شرك در قرآن نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

معيار شرك در قرآن - نسخه متنی

مولف: سيد عزالدين حسينى زنجانى

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

پس از رحلت پيامبر

انس بن مالك از عمر بن خطاب روايت مى كند كه گفت :

(به هنگام خشك سالى به عباس بن عبدالمطلب عموى پيامبر اكرم متوسل مى گرديد و مى گفت : بار خدايا! ما در زمان پيامبر در مشكلات به او متوسل مى شديم و حاجت روا مى گرديديم اكنون به عموى پيامبرت عباس بن عبدالمطلب متوسل مى شويم . بار خدايا! باران رحمت خود را بر ما نازل كن ).

همين روايت از طريق راويان ديگر از عبدالله بن عمر نقل شده است كه : عمر بن خطاب در سال قحطى و خشك سالى در طلب باران خطابه اى خواند و در آن چنين گفت : (اى مردم ! به عموى پيامبر عباس متوسل شويد و او را وسيله اى در پيشگاه خدا قرار دهيد...) و بدين ترتيب بارانى باريد و زمين خشك سيراب و مردم آرام و راحت شدند.

2. اوس بن عبدالله روايت مى كند: در مدينه باران نباريد و مردم گرفتار قحطى شديد شدند، شكايت به عايشه بردند. او گفت : راهى از پشت بام پيامبر رو به آسمان باز كنيد. مردم اين كار را كردند و خداوند باران شديدى نازل فرمود و شتران فربه شدند و مزارع سر سبز و خرم گرديد.

با عنايت به روايات فوق كه همه از دانشمندان و بزرگان اهل سنت نقل شده است و خود آنها در كتاب هايشان موضوع توسل به رسول الله صلى الله عليه و آله و اهل نبوت و صلحا و اولياى الهى ، چه در حياتشان و چه پس از درگذشت آنان نه فقط مهر تاءييد زده اند، بلكه متفقا آن را از كارهاى استحبابى شريعت ذكر كرده و بر عمل آن تاءكيد نموده اند و اضافه كرده اند: چون چنين واسطه قرار دادن پيامبر و اهل بيت نبوت كار و عادت اصحاب پيامبر اكرم و تابعين و صلحا و بزرگان علما بوده و آنها اسوه هستند، ما نيز از آنان تبعيت كنيم .

از آن جا كه بنابر تطويل كلام نيست پايان بخش اين سخن را با نقل عين كلمات و جملات خود اين بزرگان قرار مى دهيم :

1. زرقاوى در شرح الواهب مى گويد:

ان الله تبارك و تعالى قد جعل فى اسمه بركة فما الظن بمسماه ؛

خداوند تبارك و تعالى در اسم او (پيامبر اكرم ) بركت قرار داده است تا چه رسد به صاحب اسم و خود او.

2. درباره عمل صحابه در حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله مى نويسد:

اما ما كان فى حياته الدنيا فهو مشهور مستفيض بل متواتر امتلات به كتب الا حاديث كلها، لا يرتاب فيه سنى و لا مبتدع ، و قد كانوا رضى الله عنهم يفزعون إ ليه عند النوائب ؛

عمل صحابه در زمان حيات رسول خدا صلى الله عليه و آله نه فقط بر اساس احاديث مشهور و مستفيض ، بلكه رواياتى متواتر است و كتاب هاى احاديث مملو از آنها مى باشد به طورى كه هيچ كس ولو هر قدر هم شكاك باشد در آنها ترديد نتواند كرد و عادت آنها (صحابه ) بر اين بوده كه در مشكلات و سختى ها به او (پيامبر) متوسل مى شدند.

و همو مى نويسد:

...اءفيعقل اءن يكون فيه ما اءشرك ماءثورا عن الصحابة و التابعين عن وضع تلك الا حاديث و الا ثار! حاشا و كلا، فالتوسل بالنبى صلى الله عليه و آله و الصالحين لم يزل بين العلماء متعارفا سلفا و خلفا...؛

آيا از ديدگاه عقل و خرد مى توان فكر كرد كه در آنها (احاديث ) كه از صحابه و تابعين نقل شده اندك بوى شركى استشمام شود و چگونه قابل تصور است درباره جعل چنين احاديث (علما و دانشمندان ) در طول تاريخ ساكت بنشينند؟ هرگز و هيچ گاه ، پس چنين نتيجه مى گيريم كه توسل به پيامبر و اولياى صالح از گذشته و حال در ميان آنان معمول بوده است .

على رغم آن چه در روايات و احاديث آمده و صفحات تاريخ از آن سخن مى گويد، متاءسفانه طرفداران تفكر سلفيه براى به كرسى نشاندن عقايدشان كه مخالفت محض با شيوه عمل گذشتگان از اصحاب ، تابعين و علماى بعد از آنهاست ، به جنگ و خون ريزى ، قتل و غارت مسلمانان و مخالفان خود پرداخته اند. شگفتا كه آنان چه قدر وجه مشترك با عقايد خوارج نهروان در اوايل شكوفايى اسلام دارند كه اميرمؤ منان صلوات الله عليه درباره آنان فرمود: (كلمة حق يراد بها الباطل ؛ مطالب شان سخن درستى است كه براى به كرسى نشاندن باطل و نادرستى مى گويند). و ايجاد تفرقه در ميان آحاد امت اسلامى مى افكنند كه افكندند و از اين اختلاف امت چه كسى جز استعمار كهنه كه در جهان امروز با شعارهاى فريبنده دفاع از حقوق بشر، مبارزه با تروريسم و ايجاد حكومت دموكراسى ، مشغول غارت ثروت بى پايان مادى و معنوى مسلمانان سود مى برند؟

چه قدر به جا و مناسب است كه به جاى زياده روى در عقايد فرقه هاى اصيل اسلامى ، به منظور برطرف كردن اختلافات امتى كه خداى واحد را مى پرستند و كتاب واحدى دارند، گرد هم آيند و قرآن را، سپس سنت رسول اكرم صلى الله عليه و آله را روشنگر راه خود قرار دهند و در نيل به حقيقت امر در مسائل مورد اختلاف شتاب به خود راه ندهند و از تعصب جاهلانه دورى گزينند تا به اذن خداى متعال وحدت كلمه و يك پارچگى امت اسلامى كه دشمنان امروز اسلام سخت از آن ترس و واهمه دارند، دوباره حاصل گردد و معاندان حق يا به حقيقت بگروند، يا خوار و ذليل گردند.

آن چه در اين باره مربوط به سنت در روايات بود اشاره شد و خوانندگان گرامى را براى استدلال قرآنى و استفاده بيش تر از سنت به مطالعه دقيق كتاب دعوت مى كنيم و از خداوند توفيق فهم معارف جهانى و ابدى اسلام را براى همگان آرزومنديم .

مترجم .

/ 35