1 ـ گاهى براثر رعايت نكردن وقف تام , وصل دو عبارت يا جمله موجب تغيير وفساد معنا و مفهوم آيـات قـرآن مـى شـود, در اين حالت , وقف بر آخر عبارت اول ,لازم و حتمى , و آن را وقف بيان تام مـى نـامـند (65) , يعنى به جهت بيان معناى مقصود, وقف بر اين موارد از تام , لازم (66) است , مانند آياتى كه در ذيل مى آيد: (ولا يحزنك قولهم * ان العزة للّه جميعا), (يونس (10), آيه 65).(ولا خوف عليهم ولاهم يحزنون * الذين ياءكلون الربوا), (بقره (2), آيه 274 و275).(يعرفونه كما يعرفون ابناءهم * الذين خسروا انفسهم , (انعام (6), آيه 20).(واللّه لا يهدى القوم الظالمين * الذين امنوا وهاجروا), (توبه (9), آيه 19 و20).(انهم اصحاب النار * الذين يحملون العرش ومن حوله , (مومن (40), آيه 6 و7).(فتول عنهم * يوم يدع الداع ), (قمر (54), آيه 6).(ان اللّه شديد العقاب * للفقرآء المهاجرين ), (حشر (59), آيه 6 و 7).2 ـ گـاهـى بـعـضى از وقفهاى تام بر بعضى ديگر برترى دارد, مانند: وقف بر (مالك يوم الدين ) و (ايـاك نعبد واياك نستعين ) كه هر دو تام , ولى اولى تماميتش بيش ازدومى است , زيرا آيه دوم در خطاب با مابعدش , يعنى (اهدنا الصراط المستقيم )مشترك است (67) .3 ـ هـمانطور كه قبلا اشاره شد, اختلاف در اعراب , قرائت و تفسير, در وقف وابتدا تاءثير دارد, لذا گاهى طبق يك نوع اعراب , قرائت و تفسير, وقف تام است ,و طبق نوعى ديگر, وقف كافى يا حسن است , مانند: وقف بر آيه 139 سوره بقره : (ونحن له مخلصون ) كه طبق قرائت (ام يقولون ) تام است و طبق قرائت (ام تقولون ) كافى است (68) .و نـيـز مـانـنـد: وقـف بر (مثابة للناس وامنا) در آيه 125 سوره بقره , كه بنابر قرائت كسر (خا) در (اتخذوا) تام است و بنابر قرائت فتح در (اتخذوا) كافى است (69) .و يا مانند (الم ) كه غير تام است , در صورتى كه (ذلك الكتاب ) خبرش باشد, و تام است , در صورتى كـه خـبـر براى مبتداى محذوف باشد: (هذا الم ), يا مبتدا براى خبر محذوف باشد: (الم هذا), و يا مفعول براى فعل محذوف باشد: (قل الم ) (70) .4 ـ دانى مى گويد: بعضى از وقفهاى تام به واسطه ارتباط معنايى كه با عبارت بعد از خود دارد, در درجـه وقـف كـافـى هـستند, و آن در مواردى است كه به اجماع علما وقف تام است , ولى ارتباط مـعنوى نيز با جمله بعد دارد, مانند: وقف بر(وينذر الذين قالوا اتخذ اللّه ولدا) (71) و ابتدا به (ما لهم به من علم ) (72) , و همين طور وقف بر (ولا لابئهم ) (73) و ابتدا بر (كبرت كلمة تخرج من افـواهـهـم ) (74) , در حـالى كه منظور از (كلمة ) در عبارت اخير, همان (اتخذ اللّه ولدا) (75) است .5 ـ در مـواردى كه وقف تام است , گرچه وقف كردن بهتر است , اما وصل آن نيزجايز است , به جز مواردى كه موجب ايهام معناى خلاف باشد, كه به (وقف بيان تام ) مشهور است (76) .
پرسش و تمرين
1 ـ وقف تام را تعريف كنيد؟2 ـ ملاكهاى وقف تام چيست ؟3 ـ در حزب اول قرآن چند وقف تام وجود دارد؟نام سوره با شماره آيات آن راذكر كنيد؟4 ـ دو نمونه از وقف تام را مثال بزنيد كه در مقايسه با يكديگر, يكى تام وديگرى اتم باشد؟5 ـ در چه مواردى وقف تام را (وقف بيان تام ) مى نامند؟دو مثال ذكر كنيد؟