درس دوم : وقف و اقسام آن (1) - قواعد وقف و ابتدا در قرآن نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

قواعد وقف و ابتدا در قرآن - نسخه متنی

مولف: محمد كاظم شاكر

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

عوامل مؤثر در شناخت وقف و ابتدا

عـوامـلـى چـنـد در شناخت دقيق و درست محلهاى وقف و ابتدا مؤثر است , كه به ترتيب اهميت عبارتند از:

1 - لغت , 2 ـ نحو, 3 ـ قرائت , 4 ـ تفسير.

دانستن (معانى لغات قرآن ), اولين شرط براى فهم موارد وقف و ابتداست , كسى كه معناى الفاظ و آيـات قـرآن را نـمـى دانـد, نمى تواند اجزاى مختلف يك آيه را ازهمديگر بازشناسد, به طور مثال , مـمـكن است كسى در سوره يونس (10) آيه65 : (ولا يحزنك قولهم ان العزة للّه جميعا هو السميع الـعـلـيم ) و در سوره يس (36) آيه 76: (فلا يحزنك قولهم انا نعلم ما يسرون وما يعلنون ) را بدون وقـف بـركـلمه (قولهم ) بخواند, در حالى كه وقف نكردن بر آن , اين توهم را در ذهن شنونده پديد مى آورد كه (ان العزة للّه جميعا) و (انا نعلم ما يسرون وما يعلنون ),قول مشركان است , و حال آنكه ايـن دو عـبـارت , قـول خداوند است و در واقع ,بيان علت براى حكم قبلى است , يعنى خداوند به پيامبرش مى فرمايد: سخنان پوچ و بيهوده آنان تو را اندوهگين نسازد, زيرا كه عزت ويژه خداونداست و هركه را بخواهد عزيز مى كند و نيز بديهاى آنها در حق تو از چشم مامخفى نمى ماند.

(نـحـو) نـيز نقش بسيار مؤثرى در شناخت موارد وقف و ابتدا دارد, زيرا بدون شناخت اجزاى يك جـمـلـه و نـقش هريك در آن , نمى توان وقف و ابتداى درست را از نادرست تشخيص داد, به طور مثال , كسى كه نداند در آيه (واذ ابتلى ابراهيم ربه بكلمات ) (33)

كلمه (ربه ) فاعل (ابتلى ) است , مـمكن است بپندارد كه (واذ ابتلى ابراهيم ) يك جمله كامل , داراى فعل و فاعل و مفعول است و بر آن وقف كند, در حالى كه با اين وقف , بين فعل و فاعل فاصله انداخته است كه وقفى قبيح است .

عـلاوه بـر ايـن , گاهى اختلاف در تركيب نحوى يك آيه , موجب اختلاف در وقف و ابتداى آن نيز مـى شـود, بـه طور مثال , (الذى ) در سوره ناس (114) آيه 4 و 5:(من شر الوسواس الخناس , الذى يـوسـوس فـى صدور الناس ) مى تواند يكى ازاين دو نقش را داشته باشد: يا صفت براى (الخناس ) بـاشد, و يا خبر براى مبتداى محذوف (هو الذى ) در صورت نخست , وقف بر آن حسن و در صورت دوم , ازنوع كافى است (34) .

(اختلاف قرائات ) نيز گاهى در وقف و ابتدا مؤثر است , به طور مثال , در سوره ابراهيم (14) آيه 1 و 2: (كتاب انزلناه اليك لتخرج الناس من الظلمات الى النورباذن ربهم الى صراط العزيز الحميد, اللّه الـذى لـه مـا فى السموات وما فى الارض ), اگر كسى بر لفظ (حميد) وقف كند, بنابر قرائت رفع (اللّه ) كـه قـرائت نافع و ابن عامر است , اين وقف , تام است و بنابر قرائت بقيه قرا كه (اللّه ) رامجرور خوانده اند, وقف حسن است (35) .

(اخـتـلافات تفسيرى ) نيز بر وقف و ابتدا بى تاءثير نبوده و نيست , به طور مثال , درمورد سوره آل عـمران (3) آيه 7: (وما يعلم تاءويله الا اللّه والراسخون فى العلم يقولون آمنا به ), به نظر كسانى كه معتقدند كه راسخان در علم , آگاه به تاءويل نيستند, وقف بر اللّه , تام و لازم است , و به نظر كسانى كه آنها را نيز آگاه به تاءويل مى دانند, چنين نيست .

بنابراين , شناخت كامل معانى لغات و نقش كلمات در جمله , از نظر نحوى وآشنايى با علوم قرائت و تفسير, از عوامل مهم در تشخيص موارد وقف وابتداست . ابن مجاهد (36)

مى گويد: كـسـى بـه طور كامل از عهده شناخت وقفها برنمى آيد, مگر اينكه نحوى و دانا به قرائات باشد و از تـفـسـيـر و قـصـه هـا و جدا كردن آنها از يكديگر و زبانى كه قرآن به آن نازل شده آگاهى داشته باشد (37) .

پرسش و تمرين

1 ـ وقف و ابتدا را تعريف كنيد؟

2 ـ على (ع ) ترتيل را چگونه معنا كردند؟

3 ـ چرا وقف بر رؤوس آيات , ما را از آموختن قواعد وقف و ابتدا بى نيازنمى كند؟

4 ـ مـثـالهاى ديگرى در قرآن بيابيد كه وقف بر آنها يا ابتداى از آنها موجب فسادو خلل در معناى آيه و مقصود خداوند مى شود؟

درس دوم : وقف و اقسام آن (1)

تعريف وقف , قطع و سكت

اصطلاح (وقف ) در مقابل (ابتدا) قرار دارد, ولى از آنجا كه اين واژه در مقابل (قطع ) و (سكت ) نيز به كار مى رود, لازم است فرق آنها را بيان كنيم .

در بـين متقدمان , غالبا كلمات قطع و سكت نيز به معناى وقف استعمال شده است , به طور مثال , از شـعبى خبر صحيحى نقل شده است كه : (اذا قراءت : (كل من عليها فان ) (38)

فلا تسكت حتى تقراء: (ويبقى وجه ربك ذوالجلال والاكرام ) (39)
(40)
, كه در اينجا (لا تسكت ) به معناى (لا تقف ) است .

همچنين در عبارت دانى (41)

آمده است : (يـلـزم اءن يقطع على الاية التى فيها ذكر الجنة والثواب و تفصل مما بعدها اذ كان بعدها ذكر النار والعقاب .

لازم اسـت كـه بـر آيه اى كه در آن از بهشت و پاداش , سخن رفته است , وقف شود,تا بين آن و آيه بعدش كه از آتش و عقاب سخن مى گويد فاصله بيفتد) (42) .
مـلاحـظـه مـى كـنـيـم ماده قطع و سكت به همان معناى اصطلاحى وقف به كار رفته است , اما مـتـاءخـران , اصـطـلاح قـطع و سكت را به معناى ديگرى به كار مى برند كه لازم است به صورت مختصر درباره آنها نيز سخن بگوييم , تا معناى وقف كاملاروشن شود.

/ 60