قواعد وقف و ابتدا در قرآن نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

قواعد وقف و ابتدا در قرآن - نسخه متنی

مولف: محمد كاظم شاكر

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

(وقـف ) در اصـطـلاح , عـبـارت اسـت از قطع صدا از كلمه , مدت كوتاهى كه معمولادر آن نفس مـى كـشند, با قصد قرائت مجدد, و نه نيت اعراض , و اين نحو, هم درراءس آيات و هم در بين آنها مـى تـواند باشد, ولى در وسط كلمه يا جايى كه از نظررسم الخط, كلمه اى به كلمه اى ديگر متصل است , وقف وجود ندارد (43) .

(سكت ) عبارت است از قطع صدا توسط قارى , بدون آنكه نفس بكشد, ومعمولا مدت آن كوتاه تر از زمان وقف است (44)

. بنابر روايت حفص ازعاصم , چهار موضع در قرآن مجيد به شرح زير سكته دارد: 1 ـ آيه اول سوره كهف (18), بعد از كلمه (عوجا).

2 ـ آيه 52 سوره يس (36), بعد از كلمه (مرقدنا).

3 ـ آيه 27 سوره قيامت (75), بعد از كلمه (من ).

4 ـ آيه 14 سوره مطففين (83), بعد از كلمه (بل ).

البته بعضى از قرا, اين موارد را به وقف خوانده اند و بعضى از قرا در مواضع ديگرى نيز قائل به سكت هستند.

قـطع در اصطلاح , عبارت است از ترك كردن قرائت قرآن , به منظور پرداختن به امور ديگر, راءس آيات , مقاطع قرآن هستند, و لذا قطع بر راءس آيات رواست (45) .

سـعـيـد بـن منصور در سنن خود از ابن ابى الهذيل روايت كرده است كه گفت :([صحابه ] خوش نداشتند كه قسمتى از يك آيه را بخوانند و بقيه اش را رهاكنند) (46) .

سيوطى مى گويد: سند اين خبر, صحيح است و عبداللّه بن ابى هذيل , تابعى بزرگى است (47) .

گـرچه قطع قرائت در آخر آيات رواست , اما به نظر مى رسد كه اگر بعد از اتمام يك موضوع باشد بـهتر است , اهل سنت از آنجا كه در نماز, بعد از حمد, خواندن يك سوره كامل را واجب نمى دانند, بلكه خواندن آياتى از قرآن را كافى مى دانند, قرآن كريم را به هزار قسمت تقسيم كرده و هرجا قصه يا موضوعى تمام مى شود, روى آخرين آيه آن حرف (ع ) مى نويسند كه نشانه ركوعات است , و درهر ركعت از نماز, يكى از آن قسمتها را مى خوانند و به ركوع مى روند و در نمازتراويح (كه هزار ركعت نـماز مستحبى در شبهاى ماه رمضان است ) در هر ركعت ,يك قسمت را مى خوانند, تا در پايان ماه رمضان , كل قرآن را در آن نماز, قرائت كرده باشند (48) .

ملاك و معيار وقف

دربـاره ايـنـكـه چه چيزى مى تواند به عنوان ملاك يا ملاكهاى وقف مطرح باشد,به طور كلى سه نظريه به شرح زير قابل طرح است :

1 ـ قـطـع نـفـس

عده اى بر اين عقيده اند كه در هر جاى قرآن مى توان وقف كرد,بنابراين , قارى مـى تـوانـد بـا خيال راحت به قرائت بپردازد و هرجا كه نفسش قطع شد, بدون توجه به اين كه در راءس آيـه اسـت يـا در وسط آيه , جمله تمام است ياناتمام , معنادار است يا بى معنا, بر آن وقف كند, ابـويـوسف از فقهاى اهل سنت رامى توان از جمله كسانى دانست كه به اين نظر معتقد بوده است , وى تـقـسـيـم وقـف بـه تـام , كـافى , حسن و قبيح [و هرگونه تقسيم ديگرى ] را نوعى بدعت در دين دانسته و گفته است : قـرآن معجزه است و مجموع آن به مثابه قطعه واحد است و همان طور كه تمام آن , قرآن نام دارد, بعضى از آن نيز قرآن است , لذا تمام آن تام و حسن است وبعضى از آن نيز تام و حسن است (49) .

در جـواب او بايد گفت : كلمات قرآن معجزه نيست , بلكه نظم خاص قرآن درآياتش معجزه است , بنابراين , كلماتى چون (اذا جء) و امثال آن , معجزه نيست (50) .

2 ـ اتـمـام آيـه

از سـخنان بعضى از علماى علم قرائت برمى آيد كه وقف را تنها برراءس آيات جايز مـى دانسته اند, آنها گفته اند: اصولا فواصل آيات براى آن است كه بر آنها وقف شود, تا بين كلمات آخر دو آيه , تقابل ايجاد شود, مانند:(مصيطر) و (مذكر) و در پايان آيات 21 و 22 سوره غاشيه , و نيز (اكبر) و (كفر)در پايان آيات 23 و 24 همين سوره .

از ابوعمرو بن علاء نقل شده است كه بر رؤوس آيات وقف مى كرد (51) .

/ 60