بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
مراد از (رابطه لفظى ) رابطه اعرابى بين دو عبارت است , به طورى كه يا قسمت اول , عامل اعراب در قـسـمـت دوم بـاشد و يا به عكس , قسمت دوم , عامل اعراب قسمت اول باشد, قسم اول مانند: (اهـدنا الصراط المستقيم ), كه (الصراط)مفعول است و عامل آن فعل (اهد) است , قسم دوم مانند: (اياك نعبد), كه (اياك )مفعول (نعبد) است , پس در هر صورت مى گوييم : بين (اهدنا) و (الصراط) و نـيـزبـين (اياك ) و (نعبد) رابطه لفظى وجود دارد, بنابراين , مراد از رابطه لفظى , مطلق رابطه نـيـسـت , بـلـكـه رابطه لفظى خاصى مراد است و آن رابطه اعرابى است , يعنى يكى از دو قسمت عـبـارت , عـامل اعراب در قسمت ديگر است , بنابراين ممكن است دو جمله به ظاهر به هم عطف شـده بـاشـنـد, ولى از نظر (علم وقف و ابتدا),رابطه لفظى محسوب نشود, مانند عطف در آيه 5 سـوره حـمد: (اياك نعبد واياك نستعين ), در اين آيه گرچه جمله (اياك نستعين ) بر جمله (اياك نـعـبـد) عـطـف شـده است , ولى هيچ كدام از اين دو جمله , عامل اعراب جمله ديگر نيست , زيرا جمله اول مستاءنفه است و محلى از اعراب ندارد, و جمله دوم نيز عطف به جمله مستاءنفه است كه آن هـم محلى از اعراب ندارد, پس مى گوييم : بين دو جمله (اياك نعبد) و (اياك نستعين ) رابطه لـفـظى وجود ندارد, گرچه رابطه معنوى وجود دارد,زيرا كسى كه فقط خدا را عبادت مى كند, يعنى فقط براى خدا كارى انجام مى دهد, طبيعتا بايد تنها از او يارى بطلبد.با اين توضيح درباره رابطه لفظى و معنوى , مى گوييم : بين دو كلام يا دو عبارت از يك كلام يا دو لفظ از يك عبارت , يكى از چهار فرض زير متصور است : 1 ـ نه رابطه لفظى وجود داشته باشد و نه رابطه معنوى .2 ـ رابطه معنوى وجود داشته باشد, ولى رابطه لفظى وجود نداشته باشد.3 ـ رابطه لفظى وجود داشته باشد, ولى رابطه معنوى وجود نداشته باشد.4 ـ هم رابطه لفظى وجود داشته باشد و هم رابطه معنوى .فرض سوم , صرفا يك فرض است و واقعيت خارجى ندارد, زيرا امكان نداردبين دو لفظ و عبارت از كـلام , رابـطـه اعـرابـى وجود داشته باشد, ولى از نظر معنا وموضوع , هيچ ارتباطى با هم نداشته بـاشند, بنابراين در عالم واقع , فقط فرضهاى1 و 2 و 4 تحقق دارند, وقف بين دو لفظ يا دو عبارت در نوع اول , وقف تام است ,مانند وقف بر كلمه (المفلحون ) در پايان آيه 5 سوره بقره , وقف بين دو لـفـظ يا دوعبارت در نوع دوم , كافى است , مانند وقف بر (اياك نعبد) در سوره حمد, وقف بين دو لـفـظ يا دو عبارت در نوع چهارم , ممكن است حسن باشد و ممكن است قبيح , اگر لفظ يا عبارت اول ـ كـه بـر آن وقـف مى شود ـ داراى دو خصوصيت باشد حسن است , وگرنه قبيح است , آن دو خصوصيت , عبارت است از: 1 ـ مـعنادار بودن , يعنى لفظ يا عبارت مفيد معنا باشد, همان چيزى كه آن را كلام مفيد ناميده اند كه صحيح است متكلم بر آن سكوت كند.2 ـ مقصود و مراد بودن , يعنى بايد بتوانيم آن را به حساب خداوند بگذاريم وبگوييم : خداوند همين معنا را اراده كرده است .بـه طـور مثال , در (الحمدللّه رب العالمين ), بين عبارت (الحمدللّه ) و كلمه (رب العالمين ), رابطه لـفظى و به تبع آن , رابطه معنوى وجود دارد, زيرا (رب العالمين ) صفت براى (اللّه ) است و اعراب صفت از موصوف است , يعنى همان اعراب موصوف را دارد, لذا چون (اللّه ) مجرور است , (رب ) نيز مـجرور است ,ولى در عين حال كه بين (الحمدللّه ) و (رب العالمين ) رابطه لفظى و معنوى وجود دارد, ولى وقتى بر (الحمدللّه ) وقف كنيم , ملاحظه مى كنيم كه جمله (الحمدللّه ) يك جمله كامل , مـتـشـكل از مبتدا و خبر و مفيد معناست , يعنى (حمد,مخصوص خداوند است ), و اين معنا قطعا مورد قصد و نظر خداوند نيزهست .پـس وقف بر (الحمدللّه ), وقف حسن است , اما در همين مثال , در نظر بگيريد كه كسى بر (الحمد) وقف كند, در اين صورت نيز بين (الحمد) و (للّه ) رابطه لفظى ومعنوى وجود دارد, زيرا (للّه ) خبر براى (الحمد) است و مبتدا عامل رفع در خبراست , و از طرفى ملاحظه مى كنيم كه (الحمد) يك كلام مفيد و داراى معنا ومفهوم نيست , پس وقف بر آن , از نوع وقف قبيح است .پس مطالب فوق را اينگونه خلاصه مى كنيم : اگـر نـه رابطه لفظى باشد و نه معنوى , وقف بين دو عبارت , تام است , اگر رابطه معنوى باشد و لـفظى نباشد, وقف بين آنها از نوع كافى است , اگر هر دو رابطه باشد, در صورتى كه عبارت اول , كلام مفيد و مورد قصد و اراده خداوند باشد,وقف بر آن حسن , و اگر كلام مفيد نباشد و يا مقصود و مراد خدا نباشد, وقف برآن قبيح است .
پرسش و تمرين
1 ـ معناى اصطلاحات وقف , سكت و قطع در نزد متقدمان و متاءخران چيست ؟2 ـ در چه مواردى مى توان قرائت را قطع كرد, و در چه موردى بهتر است ؟3 ـ ركوعات قرآن چيست ؟4 ـ مراد از رابطه لفظى و معنوى در وقف چيست ؟5 ـ پنج مثال ديگر ذكر كنيد كه بين اجزاى هر يك , رابطه لفظى وجود داشته باشد و نوع رابطه هر يك را بنويسيد؟6 ـ سه مثال ذكر كنيد كه وقف بر آن باعث مى شود كه كلام مفيد نباشد؟7 ـ سه مثال ذكر كنيد كه على رغم مفيد بودن كلام , مورد قصد و اراده خداوندنيست ؟