طبيعت در لغت داراى معانى مختلفى است ؛ چنان كه در علوم مختلف نيز اصطلاحات گوناگون دارد. طبيعت از مادّه طبع به معناى نهاد، سرشت ، خوى ، غريزه ، سجيّه ، مادّه ، و جهان مادّى آمده است .(61)قدماء آب ، باد، خاك و آتش را (طبايع اربعه ) مى گفته اند.(62) فريد وجدى مى نويسد:فلاسفه كهن طبايع اربعه را حرارت و برودت و رطوبت و يبوست مى دانسته اند.(63)جوهرى نيز آورده است كه طبيعت همه موجودات مادّى همراه با قوانين حاكم بر آنهاست و شامل اجرام شناور آسمانى كه در بالاى سرِ ما قرار دارند و نيز تمامى اجسام پيرامون ما مى شود.(64) ابن خلف تبريزى طبيعت شناس را به طبيب و معالج ترجمه مى كند.(65)و سرانجام (طبيعى ) به معناى دانشمندان علوم طبيعى و نيز به معناى انسانِ داراى عقايد و تفكّر غيرالهى آمده است .(66)مصاديق بارز طبيعت عبارت اند از: زمين ، آسمان ، كوه ، دشت ، دريا، رودخانه ها، حيوانات ، گياهان ، ابرها، بادها، رعد و برق .به طور كلى عناصر طبيعى را به دو دسته آسمانى و زمينى مى توان تقسيم كرد كه عناصر طبيعى آسمانى شامل ستارگان ، ماه و خورشيد، افلاك و صورت هاى فلكى و... است و پرداختن به آنها در اين كتاب مورد نظر نيست و همه هدف و مقصود ما ارائه سيماى عناصر طبيعى زمينى از قبيل آب ، باران ، ابر، باد، كوه ، نهر، چشمه ، دريا، حيوانات و آبزيان و پرندگان ، گياهان و درختان و جز آنها در قرآن كريم است . البته به مناسبت بحث گاه اشاراتى به عناصر آسمانى نيز خواهيم كرد و گاه براى كامل كردن بحث از برخى روايات و سخنان معصومان عليهم السّلام نيز بهره خواهيم جست .
پيشينه بحث
دانشوران مسلمان همواره آيات قرآن را به عنوان وحى الهى مورد توجه قرار داده و حرمت آن را پاس داشته اند؛ نكات دقيق قرآن را با تاءمل نشسته و ارزش والاى آنها را گوشزد كرده اند. آيات علمى قرآن نيز در پيشِ ديدِ مفسران و عالمان وارسته بوده است كه در كتب تفسيرى به آنها توجه شده و مورد توضيح و تبيين قرار گرفته و گاه در بحث هاى اعجاز علمى به آنها اشاره شده است . دانشمندان قرن هاى نخستين اين ديدگاه قرآنى را مورد توجه قرار داده و در شناخت طبيعت ، از قرآن بهره گرفته اند.ولى بايد اعتراف كرد كه طبيعت پژوهان مسلمان ، به ويژه در قرن هاى اخير، كمتر به اين ديدگاه قرآنى پرداخته اند و مى توان گفت درباره آن كاوش نشده و اثرى جامع در اين زمينه وجود ندارد؛ گرچه در دوران شكوفايى تمدن اسلامى گروهى از دانشمندان مسلمان در پىِ توجه به آيات علمى و پيام هاى نهفته در آنها و بهره ورى از سخنان معصومان آثار ارزشمندى در شاخه هاى گوناگون علوم طبيعى همانند گياه شناسى - به ويژه گياهان دارويى - حيوان شناسى ، هيئت و نجوم و... از خود باقى گذاشتند.گوستاولوبون مى نويسد:محققين اسلام در علم نباتات على الخصوص نباتاتى كه مربوط به علم طب مى باشد تحقيقات رشيقه (ارزشمند) نموده و مخصوصا در مراكز مهم هميشه باغ هايى ترتيب داده و در آن باغ ها اشجار غريبه و نايابى را پرورش مى نمودند. قرن دهم ميلادى در غرناطه و نيز زمان عبدالرحمن اول در قرطبه باغستان عالى وجود داشت ، و او متخصصين اين علم را به طرف شام و ساير بلاد آسيا روانه داشته ، انواع و اقسام نباتات و اشجار ناياب را از هر جا كه ممكن بود جمع آورى كرده و در باغ مذكور تربيت مى نمودند.(67)استاد حسن زاده آملى نيز مى نويسد:شيخ الرئيس ابوعلى سينا رساله اى در خواص كاسنى نوشته است ؛ مرحوم استادم جناب آقاميرزامهدى الهى قمشه اى در اثناى درس حكايت فرمود كه باعث شيخ بر تصنيف اين رساله در خواص كاسنى يك حديث حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شده است كه حضرت فرموده است ريشه كاسنى را نشوييد (اين سخن موجب اعجاب شيخ الرئيس شد كه حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن همه سفارش در مراعات نظافت فرموده اند چرا درباره ريشه كاسنى فرموده آن را نشوييد!) پس اگر شسته شود خاصيت او زائل گردد.(68)خوشبختانه در سال هاى اخير دانشمندان قرآنى به تحقيقاتى در مورد گياهان در قرآن ، حيوانات در قرآن ، باد و باران و ابرها در قرآن و... پرداخته اند كه مى توان ازكتاب هاى ذيل ياد كرد:1- الطبيعة فى القرآن ، نوشته دكتر كاصد ياسر الزيدى ، بغداد: دارالرشيد، 1980 ميلادى ، 534 صفحه ؛2- عالم النبات فى القرآن الكريم ، دكتر عبدالمنعم الفهيم الهادى و دكتر دنيا محسن بركة ، قاهره : دارالفكر العربى ، 1419 قمرى ، 220 صفحه ؛3- گياهان در قرآن ، دكتر محمد اقتدار حسين فاروقى ، ترجمه احمد نمايى ، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى ، 1374 شمسى ، 152 صفحه ؛4- باد و باران در قرآن ، مهدى بازرگان ، قم : مؤ سسه مطبوعاتى دارالفكر، 1344 قمرى ؛5- القرآن و عالم الحيوان ، دكتر عبدالرحمن محمد خالد، خرطوم : دارالسودانية للكتب ، بدون تاريخ ؛6- كشف الاسرارالنورانية القرآنيه ، محمد بن احمد اسكندرانى ، قاهره ، 1297 قمرى ؛7- تبيان الاسرارالربانيه ، سوريه ، 1300 قمرى .(69)