بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
زمخشرى مى نويسد:برترى انسان بر همه مخلوقات بجز ملائكه است و تاج كرامت الهى مفتخر شدن انسان به عقل و توان سخن گفتن ، تشخيص حق و باطل ، صورت زيبا، قامتى معتدل و توان نگارش و نيز تدبير امر دنيا و آخرت است .(308)فخررازى مى گويد:خداوند بشر را در خشكى مركب هايى همچون اسب و قاطر و شتر داد تا بر آنها سوار شود، با آنها به جنگ رود، از خود دفاع كند، بار خود را با آنها حمل كند و نيز براى بشر دريا و آب ها را مسخّر ساخت تا بارهاى خود را نقل و انتقال دهد، بر كشتى سوار شود و به كسب روزى بپردازد. همه اينها نشان مى دهد انسان در اين جهان همانند رئيس و پادشاهى است كه بر همه موجودات غير از خود حكم مى راند و همگى تابع دستور اويند.(309)از نظر قرآن همه عناصر طبيعى مسخّر انسان هستند و براى او آفريده شده اند:(هو الّذى خلق لكم مّا فى الاءرض جميعا)(310)؛ اوست خدايى كه همه چيزهايى را كه در روى زمين است برايتان آفريد.حيوانات براى آدمى رام شده اند و گياهان و ميوه ها براى تغذيه او آفريده شده و موجب آرايش و زينت انسان اند. البته طبيعى است انسانى كه در غفلت فرورفته و به تاءمل و تدبّر نمى پردازد، جايگاهى پايين تر از حيوانات خواهد داشت . فخررازى مى نويسد:امتياز انسان و غير او به عقل اوست كه او را به حق و خير هدايت مى كند، ولى كفّار كه از بكار بردن عقل و انجام دادن خير سر باز مى زنند همانند چارپايان اند و بلكه در مقامى پايين تر قرار دارند؛ زيرا حيوانات توان فراهم آوردن و كسب فضائل را ندارند، ولى انسان قدرت آن را داراست و اگر با فرض توان از كسب فضايل سر باز زند از حيوانات پَست تر خواهد بود.(311)7. مهم ترين تفاوت قرآن و تورات در مورد بيان طبيعت اين است كه تورات وقتى به داستان آفرينش هستى يا ايجاد شب و روز يا خلقت درياها و كوه ها و نباتات و حيوانات و... مى پردازد يا به ماجراى طوفان نوح و ايجاد عذاب به وسيله عناصر طبيعى اشاره مى كند، مى كوشد به صورتى دقيق ، جزئى و همراه با تاريخ آن قصه را بيان كند، ولى هرگز هدفى را از نقل آنها تعقيب نمى كند و نتيجه اى از آن نمى گيرد؛ گويا كتاب تاريخ است كه سرگذشتى را بيان مى كند و هرگز به علل ايجاد حادثه مهمى همچون طوفان و دعوت نوح پيامبر و لجاجت و عناد مردم نمى پردازد و اين درست بر خلاف قرآن است . قرآن هرگاه سخن از آفرينش موجودات به ميان مى آورد، به اهداف مهم ديگرى اشاره مى كند و از آن ، حقانيت معاد يا قدرت مطلقه الهى و غير آن را نتيجه مى گيرد. (اهداف قرآن از طرح مسائل طبيعى در آينده خواهد آمد.)قرآن قصه تعريف نمى كند، بلكه در سراسر داستان به موعظه و راهنمايى بشر مى پردازد و هدفش از طرح حتى مسائل طبيعى راهنمايى انسان به سعادت ابدى اوست . قرآن كريم از همه داستان ها و بيان آفرينش طبيعت ، ارائه زيبايى و نشاطآفرينى گياهان ، سخن از صلابت كوه ها، جريان نهرها، بارش باران و وزش بادها و... اغراضى بلند تعقيب مى كند كه موجب مى شود به آن مقدار از داستان بسنده كند كه غرض رسانده شده باشد و اين چيزى است كه در تورات ديده نمى شود.
فصل دوم : طبيعت در انجيل
بخش دوم كتاب مقدس با عنوان (عهد جديد) شناخته مى شود كه شامل انجيل هاى چهارگانه (متى ، مرقس ، لوقا و يوحنّا) و نيز اعمال رسولان و نامه هاى برخى از بزرگان مسيحى است .عهد جديد كه از آن با عنوان انجيل ياد مى كنيم ، مطالب بسيارى درباره طبيعت ، و جلوه ها عناصر آن ندارد. در عين حال چند نكته كه تا حدودى به بحث طبيعت نزديك است از انجيل استفاده مى شود و آنها عبارت اند از:1. انجيل از باد و دريا و آب ياد كرده ، ولى يادكرد اين كتاب از عناصر طبيعى به اين جهت بوده است كه معجزه اى از ناحيه عيسى عليه السّلام انجام پذيرفته كه توجه به آن باعث ايمان و اعتقاد به مسيح مى شود و به واقع در اين موارد نيز آب و ديگر مظاهر طبيعت هدف اصلى نيست .انجيل بيان مى كند كه عيسى و شاگردانش بر كشتى سوار شدند و در بين راه دچار طوفانى سهمگين گرديدند و ترس و اضطراب فراوان باعث شد عيسى را از خواب بيدار كنند و از وى راه نجاتى بخواهند. عيسى هم آنان را به كم ايمانى سرزنش نمود و به آب دريا و بادها فرمان داد آرام بگيرند و ناگهان آرامشى عميق حكمفرما شد و مردم از يك ديگر مى پرسيدند اين كيست كه باد و دريا مطيع اوست ؟(312)