سخنوری و شخصیت در آداب سخن
عبدلله ناقد
مقالۀ حاضر، گزیدۀ كتاب سخنوری و شخصیت در آداب سخن نوشته آقای سید محمد علی مقدسی است.
سخنوری و شخصیت در آداب سخن، نویسنده و ناشر: سید محمد علی مقدسی، ج 1، چاپ یكم، 208 ص، وزیری، قم، 1377.
اشاره
مقالۀ حاضر، گزیدۀ كتاب سخنوری و شخصیت در آداب سخن نوشته آقای سید محمد علی مقدسی است.
این مقاله، نكات سودمند كتاب را با اندكی تغییر و اختصار به خوانندگان گرامی تقدیم میكند.
در مقدمه میخوانیم
در باب اصول فن خطابه و نظریات علمای مغرب زمین، از كتاب آداب سخن، نگارش آقای علی پاشا صالح، استاد گران قدر و كریم النفس دانشگاه تهران - كه این جانب در دانشكدۀ الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران افتخار شاگردی ایشان را داشته و از خرمن فیضاش بهرهها بردهام - اقتباس گردیده كه به تلخیص و تصرف و حذف و اضافات همراه با یادداشتهایی از تقریرات درس معظم له و قبساتی از درسهای استاد شهید، علامه مرتضی مطهری - كه در درس تفسیر قرآن كریم، كمترین شاگرد ایشان بودهام - آوردهام و به هر مناسبت، مطالب متنوع و سودمند دیگری بر آن افزوده... و تقدیم اهل خطابت میكنم.... كوشیده ایم تا سر حد امكان در كمترین حجم، بیشترین مطالب را بیاوریم: «یكی را صد مكن، صد را یكی كن.»
نكتۀ دیگر آن كه به جهت اختصار، از ذكر منابع و مآخذ - به جز در موارد خاص - خودداری شد. كلیۀ مآخذ، نزد نویسنده، محفوظ است و عند اللزوم در اختیار قرار داده میشود.
مطالب كتاب
1- آموزش و تدریج
كسانی كه میخواهند فن بیان را فرا گیرند، نخست باید مدتی پای صحبت دیگران بنشینند و سخنرانیهای مختلف را بشنوند و نقاط ضعف و قوت آن را بسنجند.
نوآموز باید چندی شخصیت سخنرانان را بسنجد؛ یعنی نشست و برخاست، طرز ایستادن پیش روی مردم یا نشستن بر منبر، حركات و سكنات و اشارات دست و سر، درشتی و نرمی لحن، بلندی و كوتاهی صوت، حالات و حركات چشم، شیوۀ بیان و نظم و ترتیب منطقی مطالب و محور و ارتباط آنها را به دقت مورد توجه قرار دهد و پیش از گوینده شدن، شنوندۀ خوبی باشد.
2- مجلس زنده و آداب شنونده
مستمع باید با علاقه مندی توجه كند و اگر سخنان را میپسندد، با تكان دادن سر گوینده را تشویق كند. خمیازه كشیدن، چرت زدن، روترش كردن، خود را برتر از گوینده نشان دادن، نجوا و صحبتهای درگوشی، دویدن وسط حرف گوینده، هیچ یك شرط مروت و انصاف نیست و سخنرانی در چنین مجلسی، انهدام شخصیت و روحیه است، باید تغییری اساسی در مجلس ایجاد كرد.
3- مراحل سخنرانی
سخنوری را مراحلی است: یكم تهیۀ مطالب؛ دوم تنظیم و ترتیب آنها، سوم كیفیت بیان.
هدف از سخنرانی، میتواند یكی از این پنج منظور باشد: اطلاع رسانی، اقناع، ترغیب و تشویق، تاثیر گذاری، تفریح و سرگرمی.
در سخنرانیهای تفریحی، مانند اردوها و مسافرتها و ضیافتها و تالارهای پذیرایی، معمولا، از لطیفهها و خاطرات و نكات دل پذیر برای سرگرمی حاضران گفته میشود، ولی دنیای روز به جنبههای علمی و گفتارهای مثبت و جدی، بیشتر اهمیت میدهد. حتی در این گونه مجالس هم مردم انتظار دارند كه مطالب سودمند و مفید بشنوند تا دست كم به درد دنیای آنان بخورد.
4- طرح سخنرانی
قبل از تنظیم مطالب، باید طرحی برای سخنرانی تهیه كرد. طرح را به بیمه نامه تشبیه كرده اند؛ زیرا سخنران بدون آمادگی قبلی دچار نگرانی و اضطراب خواهد شد. سخنرانی كه طرح را به خاطر سپرده یا در دست داشته باشد، مانند كسی است كه خود را بیمه كرده، و فارغ از نگرانی و اضطراب به سخنرانی میپردازد. چنین خردی با نظم و ترتیب و اطمینان صحبت میكند و میداند چه و چگونه بگوید؛ از شاخه یی به شاخۀ دیگر نمیپرد، بی جا حاشیه نمیرود و از موضوع دور نمیشود.
5- مقامات منبر
سخنرانی را سه بخش كرده اند: مقدمه، متن، نتیجه. برخی این مراحل سه گانه را به مجالس میهمانی تشبیه كرده اند؛ بدین معنا كه میزبان پیش از صرف غذا شربتی گوارا جهت رفع عطش میآورد و پس از صرف غذا هم با چای یا شیرینی یا میوه پذیرایی میكند.
6- كیفیت بیان
طبق تحقیقات جدید، حتی طرز ایستادن و راه رفتن و نشست و برخاست، در آهنگ و صوت مؤثر است. آهنگ و صوت نیز اهمیت زیادی دارد، چه رسد به صدق گفتار و صفای باطن و نیك بینی و عواطف و سایر ملكات اخلاقی.
7- علاقۀ وافر
در طرز ورود به كرسی خطابه و برخورد با حضار و حركات و حالات سخنران، نكات دقیق و حساسی باید رعایت شود كه مهمترین و اساسیترین آنها، این است كه سخنران باید اولا و بالذات شوری در سر و سوزی در سینه و خلوصی در گفتار و كرداری مطابق گفتار و عشق و علاقه یی وافر به مستمعان داشته باشد و گرنه كلامش بی اثر خواهد بود، هر چند به ظاهر جانب متانت و وقار و طمانینه را حفظ كند و در گفتار، با صوتی رسا و آهنگی گیرا، جمیع آداب و قواعد سخن گفتن را رعایت كند.
8- نگاه
سخنگو باید به مستمع توجه داشته باشد و نگاه خود را طوری بین مستمعان تقسیم كند كه همه تصور كنند گوینده مستقیما با آنها سخن میگوید. هرگز هنگام سخنرانی، به بیرون پنجره، زمین، در و دیوار یا مناظر اطراف نگاه نكند. این عمل رابطۀ كلامی شنونده و گوینده را قطع میكند.
9- صداقت
باید راست و استوار در برابر جمع ایستاد و راست گفت؛ زیرا، مؤثرترین كلام، سخنی است كه از روی ایمان گفته شود. حضرت علی علیه السلام میفرماید:
«من صدقت لهجته، قویت حجته.» ، راستی در گفتار، مایۀ استحكام منطق و نفوذ كلام است.
10- پرورش قوۀ ناطقه
روزی پانزده دقیقه به اصلاح نقایص صوت خود اختصاص دهید و هنگام صحبت با اشخاص، حتی در مذاكرات تلفنی، این تمرین را ادامه دهید. به صحبت دیگران به دقت توجه كنید و سعی كنید آنچه در گفتار دیگران نمیپسندید، در گفتار شما نباشد.
جهت كسب آهنگ مطبوع و ملایم، باید نرم و ملایم و مهربان باشیم. آهنگ و صوت، آینۀ تمام نمای احساسات است؛ اگر خشمگین باشید، آهنگ شما خشن است؛ اگر به گفتار خود اطمینان ندارید، از لحن شما پیدا است؛ اگر هیجان و اضطراب بر روح شما مستولی باشد، آهنگ از حال طبیعی خارج میگردد.
11- عذرخواهی و شكسته نفسی
سخنران نباید از تواضع به اظهار تذلل گراید و به جای حسن مطلع از ناتوانی و عدم شایستگی خود سخن بگوید؛ زیرا در بسیاری از موارد شكسته نفسی اظهار عجز و ناتوانی تلقی میگردد.
12- تكلف و تصنع
امروزه شنونده گان بیشتر به حرف كسانی گوش میدهند كه طبیعی و خالی از تكلف و تصنع سخن بگویند. لفاظی و عبارت پردازی به شیوۀ كهن خریدار ندارد. از سخنران، انتظار فلسفه بافی و آوردن كلمات مترادف و پی در پی و وقت پركن و گنگ و مبهم و قلمبه حرف زدن نیست.
13- مختصر و مفید
كلامی بر جان مینشیند كه علاوه بر استواری لفظ و معنا مختصر و مفید باشد. اگر در كلمات قصار امیر كلام علیه السلام نظر كنید، میبینید كه چه گونه حضرت معانی بلند را از قرآن كریم استخراج و در مقام موعظه در عبارتی كوتاه پرداخته است.
14- ادب و احترام
نكته یی كه در سخنرانی، در هر حال رعایتش ضروری است، ادب و احترام به شنونده است. حضرت علی علیه السلام میفرماید: «الادب صورة العقل.» ادب سیمای عقل است.
سخنران، در سخن گفتن، اگر عفت كلام و ادب را رعایت نكند، به هدف خود - كه اقناع و ترغیب مستمعان است - نمیرسد.
15- فراموشی، حركات تند
هنگام فراموشی، نگاه خود را از مستمعان برندارید، هر چند در حال فكر كردن باشید. از صلوات فرستادن شعارها میتوان استفاده كرد. و مانند كسی نباشید كه تازه از خواب برخاسته، به این طرف و آن طرف نگاه میكند. حركات تند یا مداوم بر روی پاشنۀ پا كوتاه و بلند شدن، مرتب كردن لباس و... را، مستمعان، نمیپسندند.
حركات دست و سر، وقتی مفید است كه تمام توجه مستمع را جلب نكند؛ بلكه به فهم مطلب كمك كند و به قدری طبیعی باشد كه فقط اثر آن احساس گردد. نه خود حركات.
16- نمیدانم
سعدی بر مزاج مستمع سخن گفتن را لازم شمرده، ولی منظورش مجاز یا دروغ نیست. خطیب نباید از گفتن «نمی دانم.» بترسد.
مولای پرهیزكاران میفرماید: «لا خیر فی الصمت عن الحكم كما انه لا خیر فی القول بالجهل.» ؛ 1آن جا كه باید گفت خاموشی نشاید.
17- زبان خوش
قرآن مجید میفرماید: «قولوا للناس حسنا»؛ 2 با مردم با زبان خوش سخن بگویید.
امیر بیان علیه السلام میفرماید: «من عذب لسانه كثر اخوانه.» ؛ زبان خوش دوستان شخص را زیاد میكند.
18- نمك
به كار بردن لطیفههای شیرین و مطایبه مانند نمك طعام است؛ باید به جا و مناسب و طبیعی باشد. توجه داشته باشید غذا شور نشود.
19- مطالعه
سخنران باید جراید و مجلات را همه روزه بخواند و با كتاب مانوس باشد تا از افكار و روحیۀ جامعه و رخدادها، با خبر باشد.
20- یادداشت
گوینده باید ضمن مطالعه هر مطلبی را كه میخواهد روزی مورد استفاده قرار دهد، در فیش هایی، با نظم و ترتیب و با ذكر ماخذ، به نحو موضوعی، یادداشت كند و برگه دانی برای عناوین مختلف داشته باشد.
21- پرگویی و تطویل
شنوندگان به سخنان دراز و ملال آور گوش نمیدهند، بلكه دشمن افراد بسیارگو هستند.
22- زمان
اگر برای سخنرانی زمانی معین گردیده، سعی كنید از حد معین تجاوز نكنید.
23- عوامل جذابیت
الف) اگر بی بلندگو صحبت میكنید، طوری سخن بگویید كه همه بشنوند و اگر از بلندگو استفاده میكنید، صدای بلندگو را تنظیم كنید.
ب) یكنواخت و مسلسل وار حرف نزنید. گاه تند و گاهی كند باید صحبت كرد. قبل از كلمات مهم، اندكی مكث لازم است.
ج) سخنران باید در همۀ موارد جانب متانت و وقار را نگهدارد؛ از به كار بردن عبارتهای مستهجن و قبیح به شدت بپرهیزد و مخاطبان را با تعبیرهای وزین، مانند «حضار گرامی.» و «شنوندگان ارجمند» مورد خطاب قرار دهد.
از تعبیرهای ناخوشایند، مانند «درست توجه كن.» و «مطالبی كه امروز میخواهم بگویم، تاكنون نشنیده اید، استفاده نكند.
24- عفت كلام
از ویژگیهای سخنوران مذهبی پاكی و عفت زبان است. از قرآن بیاموزیم كه چه نیكو حساسترین مطالب را در لفافه بیان میكند.
25- حافظه
حافظه از مباحث علم روان شناسی است و با سخنوری ارتباط دارد. با اطمینان به حافظۀ خود، میتوانید سخنران خوب و موفقی باشید. اگر اعتماد خود را به حافظه از دست بدهید، حافظۀ شما ضعیف خواهد شد.
26- راههای تقویت حافظه
الف) به حافظۀ خود اعتماد كنید.
ب) با اراده و علاقۀ قوی، مطالب را یاد بگیرید.
ج) اطلاعاتی كه تازه كسب كرده اید، با اطلاعات پیشین تطبیق كنید.
د) از انتقاد نترسید؛ از این كه شاید هدف استهزای دیگران قرار گیرید، نهراسید. اگر بترسید و از میدان به در روید، قوۀ مفكرۀ شما از كار میافتد. ترس قوۀ دراكه را ضعیف میكند.
ه) پرورش قوۀ حافظه در تمام عمر، باید دنبال شود. در سنین بالا نیز قرآن و احادیث و اشعار و آمار را حفظ كنید.
و) خودتان را از نظر جسمی و عقلی و اجتماعی با افراد موفق جامعه مقایسه نكنید؛ زیرا حس حقارت پیدا میشود. تفاوتهای فردی نباید فراموش شود.
ز) حس حقارت در سویدای انسان گاه ایجاد ناخشنودی و عناد میكند؛ ولی از طرفی سرچشمۀ همۀ تلاشها و مجاهدتهای بشر همین حس است. همین حس در حال عادی منشا ترقی و پیشرفت است؛ ولی در حال غیر عادی، نوعی بیماری روحی و عصبی به وجود میآورد. بنابر این، نگذارید حس حقارت، در شما عقده شود و روح شما را بیازارد، بلكه بكوشید تا همین عقده، سبب پیشرفت شما گردد.
با كمال جرات و شجاعت، با اهل فضیلت رفت و آمد داشته باشید.
27- نفوذ و مهرورزی
امیر بیان میفرماید:
«اعجز الناس من عجز عن اكتساب الاخوان.» 3
ناتوانترین مردم، كسی است كه از دوست یابی ناتوان باشد.
به قول سعدی، «ناتوانتر كسی است كه دوستی را كه به عمری فراچنگ آورده، از دست بدهد..» به مردم شدیدا ابراز علاقه كنید و از راه محبت روحها را تسخیر كنید.
28- فرصتها
چه فرصتها كه در زندگی پیش میآید و ما، آنها را از دست میدهیم!، دوران تعلل و سهل انگاری، سپری شده است! حضرت علی علیه السلام میفرماید:
«الفرصة تمر مر السحاب فانتهزوا فرص الخیر». 4
فرصتها، مانند ابر تند سیر، از صحنۀ زندگی میگذرد، فرصتهای خیر را غنیمت شمارید!
29- حسن ختام
بسیاری از استادان فن، حسن مقطع را از حسن مطلع مهمتر دانسته اند، به این دلیل كه كلمات آخر، در اكثر موارد، اثر گفتههای آغازین را از میان میبرد. بنابر این، اگر هدف ترغیب است و بخواهند شنوندگان را به انجام دادن كاری تشویق كنند، در خاتمه تحریك احساسات مناسب است؛ و اگر هدف، اقناع است، جمع بندی و بیان خلاصۀ استدلالها برای ثبت در اذهان مؤثر است؛ و اگر هدف تعلیم و تربیت باشد، جان كلام را به طریق دیگر تكرار كنند تا اثر خوشی در اذهان باقی بماند.
نگاهی دیگر به این اثر
اگر از منظر بررسی كاستیها به این اثر نگاه شود، اشكالهای فراوانی خودنمایی میكند كه: محرومیت از ویرایش، ضعف قلم، آشفتگی و پراكندگی مطالب، بی ربط بودن و حاشیه روی بی تناسب، وجود عناوین نامناسب، مطالب ضعیف، تعبیرهای غیر وزین، قلت اطلاع مؤلف از برخی از منابع اسلامی و نهادهای سیاسی كشور، نقص فنی ارجاعها، نداشتن نظم منطقی و تبویب و تفصیل مناسب، ذكر نكردن مآخذ و منابع، از آن جمله است.
نیز كتاب، خالی از اشكالهای املایی و... نیست. خوانندۀ كتاب، به راحتی بر این موارد دست مییابد.
--------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت:
1) نهج البلاغه، حكمت 182.
2) سوره بقره، آیه 83.
3) نهج البلاغه، حكمت 11.
4) نهج البلاغه، حكمت 30.
منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره2.