شكرانه امام هادی (ع) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

شكرانه امام هادی (ع) - نسخه متنی

محمد محمدي اشتهاردي

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید
شكرانه امام هادی (ع)
یكی از خوانین و سرمایه داران یاغی و مغرور عصر امام جواد (ع) و امام هادی (ع) شخصی بنام عمر از خاندان فرج بود، كه مدتی فرماندار مدینه شد، و نسبت به خاندان نبوت ، بسیار خشن بود، او گستاخی رابه جائی رسانید كه روزی با كمال پرروئی به امام جواد (ع) گفت : به گمانم تو مست هستی . امام جواد (ع) گفت : خدایا تو می دانی كه من امروز رابرای رضای تو روزه داشتم ، طعم غارت شدن و خواری و اسارت را به عمر بن فرج بچشان طولی نكشید كه در سال 233 هجری قمری متوكل بر او غضب كرد، و دستور داد به عنوان مالیات ، 120 هزار دینار از او، و 150 هزار دینار از برادرش گرفتند، و بار دیگر بر او غضب كرد و دستور داد هر چه می توانند بر پشت گردن او ضربه بزنند، شش هزار پس گردانی بر او زدند بار سوم بر او غضب كرد، كشان كشان او را به بغداد بردند و همانجا اسیر بود تا از دنیا رفت (عدو شود سبب خیر، گر خدا خواهد). محمد بن سنان (ره) می گویند: به حضور امام هادی (ع) رسیدم ، فرمود: آیا برای آل فرج ، پیش آمدی شده است ؟. عرض كردم : آری عمر بن فرج وفات كرد.
حضرت فرمود: الحمدلله ، و تا 24 بار شمردم كه به شكرانه مرگ عمر بن فرج ، گفت : الحمدلله . عرض كردم : ای آقای من ! اگر می دانستم كه شما، این گونه از خبر من خوشحال می شوید، پا برهنه و دوان دوان نزد شما می آمدم و خبر را می دادم . امام هادی (ع) فرمود: آری ، او به پدرم نسبت مستی داد، پدرم او را نفرین كرد كه به غارت و ذلت اسارت ، گرفتار گردد، طولی نكشید كه همه اموالش ‍ را غارت كردند و او را اسیر كرده و به ذلت انداختند و اكنون نیز مرده است ، خداوند او را رحمت نكند، خداوند از او انتقام گرفت ، و همواره انتقام دوستانش رااز دشمنان می گیرد.
داستانهاي شنيدني از چهارده معصوم(عليهم السلام)/ محمد محمدي اشتهاردي
/ 1