بار علف بر دوش استاندار نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

بار علف بر دوش استاندار - نسخه متنی

محمد محمدي اشتهاردي

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید
بار علف بر دوش استاندار
عصر خلافت عمر بود، سلمان به عنوان استاندار مدائن ، در این شهر خاطره ها بسر می برد، روزی مسافر غریبی از شام به مدائن آمد، او سلمان را نمی شناخت از قیافه ساده او چنین گمان كرد كه یك شخص عادی و كارگر است ، بار علفی بر دوش داشت ، خسته شده بود، خطاب به سلمان گفت : ای بنده خدا بیا این بار مرا تا فلان جا ببر. سلمان بی آنكه ناراحت شود، فوری با كمال اشتیاق ، بار علف را به دوش ‍ كشید و به سوی مقصود حركت كرد، در مسیر راه ، مسافر غریب دید هر كس ‍ آن كارگر بار برنده را می بیند، احترام می كند، و بعضی می گویند: سلام بر امیر! با خود گفت : براستی این شخص كدام امیر است ...؟! ناگهان دید جمعی آمدند تا بار علف را از او بگیرند، و به مسافر گفتند: مگر تو این شخص را نمی شناسی ؟ این استاندار مدائن ، سلمان است . مسافر شامی ، سخت شرمنده شد و به دست و پای سلمان افتاد و معذرت خواهی كرد، و عاجزانه خواست كه او را ببخشد و بار علف را تحویل دهد. ولی سلمان به او گفت : تا این بار را به مقصد نرسانم به تو نخواهم داد.
داستان دوستان / محمد محمدي اشتهاردي
/ 1