رهنمودهاى تبليغى بر اساس ويژگيهاى نوجوانان (2) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

رهنمودهاى تبليغى بر اساس ويژگيهاى نوجوانان (2) - نسخه متنی

رضا آبيار

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید
رهنمودهاى تبليغى براساس ويژگيهاى نوجوانان (2)
تمايل نوجوانان به فهم چگونگى آفرينش
رضا آبيار - گروه نوجوان و جوان معاونت تبليغ حوزه علميه قم
«رهنمودهاى تبليغى براساس ويژگيهاى نوجوانان» عنوان مقاله اى است كه قسمت اوّل آن با موضوع «گرايش و تمايل به ديندارى» از نظر مبلّغان و مربيان گرامى گذشت. در اين شماره به محور دوم مقاله مورد نظر؛ يعنى «تمايل نوجوانان به فهم چگونگى آفرينش» مى پردازيم.

تمايل به فهم چگونگى آفرينش
يكى از مهم ترين دغدغه هاى نوجوانان دراين مرحله از زندگى، به وجود آمدن سؤالاتى درباره جهان هستى و راز خلقت انسان است. اين گرايش نوجوان، محصول گسترده تر شدن حوزه تفكر و حضور بيش تر او در اجتماع است. هدف او به نوعى «يافتن هدف براى زندگى» است؛ به اين معنا كه مى خواهد علت و چگونگى وجود هر چيزى را بداند تا در اين ميان، جايگاه خود را بيابد. او درباره هر چيزى كنجكاوى مى كند تا بفهمد چيست و از كجا آمده است و چه ارتباطى با وى دارد؟

شايد در نگاه نخست به نظر آيد كه پذيرش اين گونه مفاهيم، براى نوجوان قابل درك نخواهد بود؛ ولى با مراجعه به دوران نوجوانى خويش به اين مطلب خواهيم رسيد كه حقيقتاً سؤالاتى درباره خدا و چگونگى آفرينش انسان و موجودات، در ذهن ما وجود داشته است؛ هر چند ممكن است زمينه اى براى دريافت پاسخ آنها نداشته ايم.

در هر حال، آنچه توجه ما را برمى انگيزد، اصل وجود تمايل به فهم چگونگى آفرينش است كه از همين سنين نوجوانى آغاز مى شود. با دقت و تأمّل در سيره انبيا و اولياى الهى درمى يابيم كه آنان نيز بدين مسئله توجّه داشتند و خود، زمينه هاى پرداختن به اين مطلب را براى فرزندان و اطرافيان خويش فراهم مى كردند تا از اين رهگذر، راهى را در وجود فرزندانشان براى شناخت و رسيدن به خدا بگشايند.

- براى مثال، جناب لقمان به فرزندش فرمود: «وَاطْلِ التَّفَكُّرَ فِى مَلَكُوتِ السَّمواتِ وَالْاَرْضِ وَالْجِبالِ وَما خَلَقَ اللَّهُ فَكَفَى بِهذا وَاعظاً لِقَلْبِكَ؛(1) [ فرزندم!] در ملكوت (باطن و حقيقت) آسمانها و زمين و كوهها و هر چه خداوند آفريده است، بسيار بينديش؛ زيرا همين تفكر براى پند دادن به قلب تو كافى است.»

اين نوشتار به مربّيان و مبلّغان عزيز كمك مى كند تا بتوانند با استفاده از روشهاى كاربردى و مطابق با روحيّات و فضاى نوجوانى، اين قشر را در فهم چگونگى آفرينش يارى كنند؛ از اين رو براى استفاده از روشها، توجه به چند نكته لازم است:

الف. چگونگى آفرينش، در برگيرنده مفاهيم گسترده اى، نظير: خلقت انسان، آفرينش موجودات، خلقت كوهها و درياها، راز كرات و حتّى مسئله معاد است. سنين نوجوانى، آغاز حركت خداشناسى و پى بردن به رموز آفرينش است. از سوى ديگر، شور، هيجانات و شادابى دوران نوجوانى، مطالبى جذّاب و اميدوار كننده را مى طلبد؛ در نتيجه بهتر است، در ابتداى امر از بيان مسائلى، مانند: چگونگى مرگ، قيامت، آداب قبر و... خوددارى، و اين امور به صورت تدريجى يادآورى شود.

ب. طبق معمول بايد در اينجا نيز، زبان، فهم و درك نوجوان در نظر گرفته شود.

ج. سعى شود از تجربيّات علمى و عملى مبلغان موفق استفاده شود. برخى از روشهاى تفهيم چگونگى آفرينش در پى مى آيد:

اگر [مردم ] در عظمت قدرت [خداوند] و اهميّت نعمت او مى انديشيدند، به راه راست باز مى گشتند و از آتش دوزخ مى ترسيدند؛ ولى دلها بيمار و چشمهاى بصيرت، معيوب است. آيا به مخلوقات كوچكى كه خدا آفريده است، نمى نگرند كه چگونه آفرينش آنها را دقيق و حساب شده و تركيب آنها را متقن ساخته است؛ گوش و چشم براى آنها آفريده و استخوان و پوست آنها را مرتّب كرده است.

1.اشاره مستقيم به چگونگى آفرينش زمين، آسمان، انسان و مخلوقات
بيان مطالب در روش اشاره مستقيم به چند صورت قابل اجرا است:

الف. متن خوانى
در اين روش، مربّى پس از مطالعه دقيق متنِ مورد نظر، نكات جذّاب و كليدى آن را انتخاب، و پس از منظم كردن، آنها را با زبان ساده و روان بيان مى كند. مربّى در بين تعريف كردن قضيّه مورد نظر، مى تواند از گرههاى مرتبط با موضوع و متناسب با مخاطب نيز استفاده كند.

اكنون قسمتهايى را از خطبه نخست نهج البلاغه - كه مى توان در اين قالب ارائه كرد - مى آوريم: «ثُمَّ جَمَعَ مِنْ حَزْنِ الْاَرضِ وَسَهْلِها وَعَذْبِها وَسَبخِها، تُرْبَةً سَنَّها بِالْماءِ حَتّى خَلِصَتْ وَلاطَها بِالْبَلَّةِ حَتّى لَزَبَتْ، فَجَبَلَ مِنْها صُورَةً ذاتَ اَحْناءٍ وَوُصُولٍ وَاَعْضاءٍ وَفُصُولٍ اَجْمَدَها حَتّى اسْتَمْسَكَتْ و...؛ پس خداوند بزرگ، خاكى از قسمتهاى گوناگون زمين، از قسمتهاى سخت و نرم، شور و شيرين، گِرد آورد؛ آب بر آن افزود تا گلى خالص [و آماده ]شد و با افزودن رطوبت، چسبناك شد كه از آن اندامى شايسته و عضوهايى جدا و به يكديگر پيوسته آفريد و... .»

اين نوع متن خوانى بايد به زبان گفتارى و محاوره اى باشد. مربّى در آن مقدمه، اوج و فرود را رعايت مى كند. نوجوان بايد هنگام شنيدن قضيّه مورد نظر (موضوع) در پى ادامه آن باشد. پيوندهايى كه هنگام بيان مطالب مرتبط با موضوع استفاده مى شود بايد مخاطب را به فهم چگونگى آفرينش نزديك كند.

ب. روش ترتيبى يا فرمولى
مبلّغ و مربّى در اين روش، محتواى مورد نظر را كه همان چگونگى آفرينش است، به طور دقيق مطالعه كرده، جان كلام، يعنى محورهاى اصلى آن را بيرون مى آورد. در بعضى كتابهاى روش تدريس و كلاسدارى از اين روش با عنوان «شيوه تلخيصى يا فرمول بندى مطالب» نيز، ياد شده است. در اين روش، جملات و كلمات گزينش شده بايد كوتاه، واضح و پيام اصلى موضوع باشند تا هنگام قرار گرفتن در قالب ارائه، با اندك توضيحى، بتوان نوجوان را قانع كرد.

براى آشنايى بيش تر مربّيان با اين روش، يك نمونه از فرمول چگونگى آفرينش انسان را در ذيل مى آوريم:

انواع خاكها + آب = گِل چسبناك + شكل دادن و ساختن اندام + دميدن روح = انسان (خطبه اوّل نهج البلاغه).

2. بيان شگفتيهاى آفرينش از ديدگاه علمى - دينى
مربّى در اين شيوه، شگفتيهاى جهان هستى را كه متناسب با روحيّات مخاطبان است و براى آنان تازگى دارد، گزينش و بيان مى كند. روايت امام صادق - عليه السلام - به مفضّل(2)، سرشار از چنين شگفتيهايى است و مربّى با هنرمندى، مى تواند آنها را ترسيم كند. هدفمند شدن آفرينش در نگاه نوجوان و تشنگى براى فهميدن چگونگى آفرينش همه مخلوقات و موجودات از ثمرات اين روش است.

توصيف مورچه در نهج البلاغه
اگر [مردم ] در عظمت قدرت [خداوند] و اهميّت نعمت او مى انديشيدند، به راه راست باز مى گشتند و از آتش دوزخ مى ترسيدند؛ ولى دلها بيمار و چشمهاى بصيرت، معيوب است. آيا به مخلوقات كوچكى كه خدا آفريده است، نمى نگرند كه چگونه آفرينش آنها را دقيق و حساب شده و تركيب آنها را متقن ساخته است؛ گوش و چشم براى آنها آفريده و استخوان و پوست آنها را مرتّب كرده است.

به اين مورچه نگاه كنيد؛ با آن جثّه كوچك و اندام ظريف كه به واسطه كوچكى به سختى ديده مى شود. درك همه پيچيدگيهاى وجود او در انديشه نمى گنجد؛ چگونه روى زمين [ناهموار و پر سنگلاخ ] راه مى رود و به روزى اش دست مى يابد. دانه ها را [از راههاى دور و نزديك ] به لانه اش منتقل و در مكانى معيّن نگه مى دارد. در فصل گرما براى سرما و هنگام توانايى براى روز ناتوانى، ذخيره مى كند. روزى اش [از سوى خدا ]تضمين شده و خوراك موافق طبعش در اختيار او قرار گرفته است و... . اگر در دستگاه گوارش او و آنچه درون بدن او وجود دارد و آنچه در سر او از چشم و گوش قرار دارد، بينديشى، شگفت زده خواهى شد و از فهم شگفتيهاى او به زحمت خواهى افتاد و... . (3)

برخى ويژگيهاى مورچه در بيان دانشمندان(4)
الف. آينده نگرى و مديريتش بسيار جالب است. مورچه در تابستان با الهام درونى به فكر زمستان سخت است؛ در صورتى كه چه بسا هنوز زمستان را نديده است. دانه هاى غذا را به طور مناسب ذخيره مى كند؛ گاهى آنها را از لانه بيرون مى آورد تا هوا بخورند و فاسد نشوند. گاهى نيز آنها را به دو يا چند قسمت تقسيم مى كند تا سبز و فاسد نشوند؛ حتى نوشته اند دانه گشنيز را چهار قسمت مى كند؛ زيرا اگر كم تر از آن باشد، سبز مى شود و از بين مى رود.

ب. بيش تر مورچه ها سَرى بزرگ و اندامى كوچك دارند و در مقايسه با جثّه خود بسيار قوى هستند؛ چنان كه دانه اى را با چندين برابر وزن خود بلند مى كنند، به دندان مى گيرند و از ديوار بالا مى برند؛ كارى كه براى هيچ زورمندى امكان پذير نيست.

ج. گروهى از مورچه ها «كشاورزى» مى كنند. نوعى مورچه كه به «چترى» معروف است، باغچه اى در اطراف لانه خود مى سازد و در آن، قارچهايى كوچك مى پروراند. اين گونه مورچه هاى كارگر براى كمك به رشد قارچها، قطعه هاى كوچكى از انواع برگها را جدا و با خود حمل مى كنند. در اين حالت، گويى مورچه ها چترى بالاى سر دارند و بدين ترتيب به آنها مورچه چترى مى گويند.

د. نوعى مورچه را «سپاهى» مى نامند. آنها مانند عشاير، كوچ مى كنند. اين گروه، حشره هايى درنده هستند كه حتى فيلها نيز مراقب اند كه سر راه آنها قرار نگيرند؛ وگرنه به طور جدّى آسيب مى بينند. گروهى از اين مورچه ها كه در مناطق حارّه زندگى مى كنند، گوشتخوارند و هرگاه دسته جمعى به جانورى حمله كنند، به زودى او را از پاى درمى آورند و در مدت كوتاهى، همه عضله هاى حيوان را مى خورند و تنها اسكلتى از او بر جاى مى گذارند.

3. مقايسه مخلوقات ديگر با انسان در چگونگى و آفرينش
اگر مربّى بتواند، ويژگيهاى بايسته و هنجارهاى مورد نياز مخاطب را در قالب صفات و چگونگى آفرينش مخلوقات به او بفهماند، ضمن اينكه نوعى رفتار دينى و اخلاقى را به او آموخته، توانسته است، چگونگى آفرينش را نيز به وى بياموزد و او را در فهم اين مهم يارى دهد. اكنون به مثالى در اين باره توجه بفرماييد:

على اكبر، دانش آموزان راهنمايى را براى يك اردوى كوهنوردى به يكى از كوههاى اطراف شهر برده بود. وقتى بچه ها در استراحتگاه كوه، جمع شدند، او با تعجّب و شگفتى به كوه اشاره كرد. با اين كار، توجّه همه بچه ها جلب شد. سپس وى گفت: «اين كوهها براى چيست؟ خدايا! با آفريدن اين كوه، مى خواستى چه مطلبى را به ما بگويى؟!»

بچه ها با دقّت بيش ترى به كوه نگاه كردند. احمد گفت: «آقا على اكبر، به نظرم خدا مى خواسته، مقاومت و محكمى را به ما ياد بدهد.» على اكبر، حرف احمد را تاييد كرد و ادامه داد: «آفرين! ما هم بايد مثل كوه در برابر سختيها و مشكلات زندگى، صبور و مقاوم باشيم؛ با هر حرفى نلرزيم، با هر نگاهى منحرف نشويم و... .» آن روز فهميديم هر چيزى خدا آفريده است، حكمتى داشته است و مى شود با نگاه به مخلوقات خدا به وجود صفتى پى برد. (5)

مربّى بايد صفات مخلوقات را - به ويژه نمونه هايى كه براى نوجوانان، ملموس تر است - استخراج كند، سپس آنها را در قالبهاى متنوّع ارائه دهد. مى تواند آنها را به يك گردش علمى ببرد و از نزديك، صفات يك پرنده را بيان كند و تطبيق دهد، يا در كلاس به صورت نظرى و با بيانى شنيدنى، آنها را تعريف كند.

درياها، باغ وحشها، جنگلها، مرتعها، معدنها، باغهاى ميوه و مزرعه هاى كشاورزى، از جمله محيطهايى است كه مى توان در اين زمينه از آنها استفاده كرد.

1) بحار الانوار، علامه مجلسى، ج 13، ص 431.
2)
3) اين روايت در كتابى تحت عنوان «توحيد مفضّل» نجف على ميرزايى، قم، هجرت، چهاردهم، 1385 چاپ شده است.
4)
5) نهج البلاغه، ترجمه مرحوم دشتى، قم، خوشرو، اول، 1381، خ 185.
6)
7) ماهنامه طوبى، ش 6، ص 15.
8)
9) برگرفته از خاطرات شهيد على اكبر رحمانيان، مصاحبه با يكى از همرزمان شهيد، 5/4/85.

منبع : ماهنامه اطلاع رساني، پژوهشي، آموزشي مبلغان شماره105
/ 1