اهل بیت (ع) و شیعیان نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اهل بیت (ع) و شیعیان - نسخه متنی

علی اصغر ظهیری

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید
اهل بيت(ع) و شيعيان
حقوق متقابل ما و اهل بيت عليهم السلام
علي اصغر ظهيري
طائر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق // كه در اين دامگه حادثه چون افتادم
من ملك بودم و فردوسِ برين جايم بود// آدم آورد در اين دير خراب آبادم
نيست بر لوح دلم جز الف قامت يار // چكنم حرف دگر ياد نداد استادم (1)
هر انساني داراي دو حيات است؛ چنان كه داراي دو مرگ نيز مي باشد. پشتوانه اين مطلب، آيات قرآن كريم است كه خداي متعال در سوره هاي مختلفي بدان اشاره كرده است. دو حيات انسان عبارت است از:
اول. حيات مادي، جسمي و حيواني:
1.»وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طينٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً في قَرارٍ مَكينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً»؛ (2) «و ما انسان را از عصاره اي از گِل آفريديم. سپس او را نطفه اي در قرارگاه مطمئن (رَحِمْ) قرار داديم. سپس نطفه را به صورت علقه (خون بسته) و علقه را به صورت مضغه (چيزي شبيه گوشت جويده شده) و مضغه را به صورت استخوانهايي در آورديم و بر استخوانها گوشت پوشانديم.»
2.«هُوَ الَّذي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يخْرِجُكُمْ طِفْلاً»؛ (3)
«او كسي است كه شما را از خاك آفريد. سپس از نطفه، سپس از علقه (خون بسته شده) ، سپس شما را به صورت طفلي [از رَحِمْ مادر] بيرون مي فرستد.»

دوم. حيات معنوي، روحاني و انساني:
1.«مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثي وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيينَّهُ حَياةً طَيبَةً»؛ (4)
«هر كس كار شايسته اي انجام دهد، خواه مرد باشد يا زن، در حالي كه مؤمن است، او را به حياتي پاك زنده مي داريم.»
2.«لِينْذِرَ مَنْ كانَ حَيا وَ يحِقَّ الْقَوْلُ عَلَي الْكافِرينَ»؛ (5)
«تا افرادي را كه زنده اند، بيم دهد و فرمان [عذاب] بر كافران مسلّم گردد.»
3.«وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يقْتَلُ في سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ»؛ (6)
«و به آنها كه در راه خدا كشته مي شوند، مرده نگوييد، بلكه آنان زنده اند و لكن شما نمي فهميد.»
4.«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يرْزَقُونَ»؛ (7)
«هرگز گمان مبر كساني كه در راه خدا كشته شدند، مردگان اند، بلكه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند.»

حيات معنوي ملاك برتري انسان
با توجه به آنچه گذشت، معلوم مي شود كه كرامت، شرافت و برتري انسان بر ساير موجودات عالم تنها به علت «حيات معنوي» اوست؛ چرا كه آدمي در برخورداري از حيات مادي با ساير موجودات به ويژه حيوانات مشترك است؛ به طوري كه اگر نگوييم حيوانات در اين وجود از انسان برترند، مي توانيم بگوييم حداقل با او مساوي هستند.
خداي متعال در قرآن كريم و اهل بيت عليهم السلام در روايات خود ملاك برتري انسان را حيات معنوي او بيان كرده و ضمن آن گوشزد كرده اند: كساني كه از حيات معنوي بهره اي ندارند، جز مردگان متحرك نيستند و نه تنها فضيلتي بر ساير موجودات ندارند، بلكه از حيوانات نيز پست ترند.
به عنوان نمونه، در روايتي آمده است كه از امير مؤمنان عليه السلام سؤال شد: آيا انسان برتر است يا فرشتگان؟ حضرت در پاسخ فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ رَكَّبَ فِي الْمَلَائِكَةِ عَقْلًا بِلَا شَهْوَةٍ وَ رَكَّبَ فِي الْبَهَائِمِ شَهْوَةً بِلَا عَقْلٍ وَ رَكَّبَ فِي بَنِي آدَمَ كِلْتَيهِمَا فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَيرٌ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ مَنْ غَلَبَ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهَائِمِ؛ (8) همانا خداي متعال در ملائكه عقل را بدون شهوت قرار داد (تركيب كرد) و در حيوانات شهوت را بدون عقل قرار داد و در فرزندان آدم هر دو را تركيب كرد. پس كسي كه عقلش بر شهوتش پيروز شود، از ملائكه برتر است و كسي كه شهوتش بر عقلش غلبه كند، از حيوانات بدتر است.»
خداي متعال نيز در قرآن از اين حقيقت پرده برداشته و تصريح كرده است كه حيات حقيقي انسان به داشتن اعضاء و جوارح ظاهري نيست؛ چرا كه بسياري از افراد از نظر جسمي داراي سلامت كاملي هستند، اما در حقيقت بهره اي از انسانيت ندارند:
«وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْينٌ لا يبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ»؛ (9)
«به يقين گروه بسياري از جن و انس را براي دوزخ آفريديم، آنها دلهايي دارند كه با آن درك نمي كنند (با عقلشان انديشه نمي كنند) و چشماني كه با آن نمي بينند و گوشهايي كه با آن نمي شنوند. آنها همچون چهارپايان اند، بلكه گمراه تر. اينان همان غافلان اند.»
به قول شاعر:
آدميزاد طرفه معجوني است // كز فرشته سرشته است و از حيوان
گر كند ميل اين شود به از اين // ور كند ميل آن شود به از آن
همچنين خداي متعال در سوره فرقان مي فرمايد:
«أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يسْمَعُونَ أَوْ يعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلاً»؛ (10)
«آيا گمان مي بري بيشتر آنان مي شنوند يا مي فهمند! آنان فقط همچون چهارپايان اند، بلكه گمراه ترند.»

زندگي را مديون كيستيم؟
با توجه به مطالب فوق، انسان، هر كدام از اين دو حيات (مادي و معنوي) خود را مديون اشخاصي است كه در بخشيدن اين نعمتِ برتر، براي او نقش كليدي را داشته اند. حيات مادّي و جسمي آدمي مرهون و مديون وجود پدر و مادر است كه بدون شك با نبودن آنان، فرزندي به مقام پر افتخار وجود نمي رسيد و از ظلمت عدم مادّي به ديار نورِ وجود قدم نمي گذاشت.
حيات معنوي، روحاني و انساني آدمي نيز مرهون و مديون وجود مقدسّ پيامبران الهي و اهل بيت عليهم السلام است كه بي ترديد در صورت عدم عنايت آن بزرگواران و عدم نزول رحمت الهي از طريق ايشان، انسان نمي توانست قدم به عرصه اين وجود و حيات گذارد و همواره در زندگي محدود و بي محتواي حيواني خويش گرفتار مي ماند. (11)
نكته مهم اين است كه خداي متعال در قرآن كريم براي هر كدام از كساني كه در بخشيدن اين دو «حيات» (مادي و معنوي) به انسان نقشي را ايفا كرده اند، حقوقي ذكر كرده است كه رعايت آنها لازم و ضروري است.
در 13 آيه قرآن به ارزش، مقام و منزلت پدر و مادر كه در بخشيدن حيات مادي و جسمي انسان نقش آفرين هستند، پرداخته شده و در 6 آيه قرآن، رعايت حقوق آنان پس از رعايت حق خداي متعال مطرح شده است.
13 آيه مورد نظر عبارت اند از آيات: 83، 180 و 215 سوره بقرة؛ 8 سوره عنكبوت؛ 36 سوره نساء؛ 14 سوره لقمان؛ 151 سوره انعام؛ 41 سوره ابراهيم؛ 23 و 24 سوره اسراء؛ 10 سوره نحل؛ 15 سوره احقاف و 28 سوره نوح.
6 آيه اي كه به رعايت حقوق والدين پس از رعايت حق الهي پرداخته است عبارت اند از آيات: 83 سوره بقرة؛ 151 سوره انعام؛ 23 سوره اسراء؛ 19 سوره نحل؛ 15 سوره احقاف و 14 سوره لقمان.

از رحمت خدا دور باد فرزندي كه عاقّ پدر و مادر خود شود، از رحمت خدا دور باد فرزندي كه عاق پدر و مادر خود شود، از رحمت خدا دور باد فرزندي كه عاق پدر و مادر خود شود، از رحمت خدا دور باد بنده اي كه از مولا و سروران خود فرار كند، از رحمت خدا دور باد گوسفندي كه از چوپانان خود [دور و] گمراه شود

به هر روي، احترام پدر و مادر آن قدر سنگين و عظيم است كه طبق روايات اهل بيت عليهم السلام و استنباط فقهاء عظام شيعه، هر گاه حقوق آنان با مستحب يا واجب كفايي تزاحم پيدا كند، اولويت با رعايت حق آنان است و بايد آن مستحب يا واجب كفايي ترك شود. به عنوان نمونه، تنها به يك روايت اشاره مي كنيم:
جواني به محضر مبارك رسول خداصلي الله عليه وآله شرفياب شد و عرض كرد: دوست دارم در جهاد با شما باشم و در ركاب شما شمشير بزنم تا به شهادت برسم. حضرت فرمود: اكنون ما عازم جهاديم، تو نيز مي تواني به ميدان جنگ بيايي. عرض كرد: پدر و مادر پيري دارم كه به من اُنس گرفته اند و اگر از آنها جدا شوم، ناراحت مي شوند. حضرت فرمود: تو نزد پدر و مادرت بمان كه: «فَوَ الَّذِي نَفْسِي بِيدِهِ لَأُنْسُهُمَا بِكَ يوْماً وَ لَيلَةً خَيرٌ مِنْ جِهَادِ سَنَةٍ؛ (12) به حق كسي كه جانم در دست اوست سوگند! انس پدر و مادرت به تو در يك شب و روز از يك سال جهاد با ارزش تر است.»
همچنين مراجع تقليد و فقهاء عظام در رساله هاي عمليه خود فتوا داده اند كه: «اگر كسي بخواهد روزه مستحبي يا حج استحبابي يا سفر زيارتي مستحبي برود، بدون اذن پدر و مادرش مجاز نيست و اگر چنين كرده، روزه اش باطل و سفرش حرام خواهد بود.»
با توجه به مطالب فوق، سؤال اين است كه چرا خداي متعال اين قدر به رعايت حقوق پدر و مادر اهميت داده است و فرزندان را بدان سفارش كرده تا جايي كه ترك كنندگان حقوق آنان را به عذاب و مجازات وعيد داده است؟
براي پاسخ به سؤال فوق، گفتني است كه مرحوم «علّامه مجلسي» رضوان الله عليه در «بحار الانوار» ذيل نقل روايات و احاديث اهل بيت عليهم السلام مبني بر اهميت احترام والدين مي فرمايد:
«علت اين همه تأكيد بر رعايت حقوق پدر و مادر و عظمت حقوق آنان اين است كه آنان در حيات بخشيدن به انسان و به مقام وجود رسيدن فرزندان نقش دارند.» (13)
آري، پدر و مادر به علت اينكه بدون دخالتشان به طور طبيعي فرزندي پا به عرصه حيات نمي گذارد، چنين حقوق سنگيني را دارا هستند كه طبق نص صريح قرآن متمرّدان از رعايت آن حقوق، مورد عقاب قرار مي گيرند.

پدران حقيقي
همان گونه كه پيش تر اشاره كرديم، ارزش و مقام انسان به «حيات معنوي» اوست و راه رسيدن به اين حيات، ايجاد ارتباط و پيوند مقدس با اهل بيت عليهم السلام است.
طبق شهادت روايات، آن بزرگواران «پدران» معنوي مردم اند. مرحوم مجلسي رضوان الله عليه در «بحارالانوار» نقل كرده است كه انس بن مالك مي گويد:
در يك ماه رمضان نزد اميرمؤمنان عليه السلام نشسته بودم. حضرت، فرزندش امام حسن عليه السلام را صدا زد و فرمود: يا ابا محمد! بالاي منبر برو و خداي متعال را ستايش كن و از جدت رسول خداصلي الله عليه وآله به بهترين وجه ياد كن و آن گاه بگو:
«لَعَنَ اللَّهُ وَلَداً عَقَّ أَبَوَيهِ لَعَنَ اللَّهُ وَلَداً عَقَّ أَبَوَيهِ لَعَنَ اللَّهُ وَلَداً عَقَّ أَبَوَيهِ لَعَنَ اللَّهُ عَبْداً أَبَقَ عَنْ مَوَالِيهِ لَعَنَ اللَّهُ غَنَماً ضَلَّتْ عَنِ الرَّاعِي؛ از رحمت خدا دور باد فرزندي كه عاقّ پدر و مادر خود شود، از رحمت خدا دور باد فرزندي كه عاق پدر و مادر خود شود، از رحمت خدا دور باد فرزندي كه عاق پدر و مادر خود شود، از رحمت خدا دور باد بنده اي كه از مولا و سروران خود فرار كند، از رحمت خدا دور باد گوسفندي كه از چوپانان خود [دور و] گمراه شود!»
امام حسن عليه السلام بالاي منبر قرار گرفت و دستور پدر را اطاعت كرد. مؤمنان گرد او جمع شدند و عرض كردند: يابن اميرالمؤمنين! و يابن بنت رسول الله! معناي كلامت چيست؟ فرمود: معناي اين كلام را از پدرم اميرمؤمنان بپرسيد! مردم نزد حضرت آمدند و پرسيدند: منظور از كلماتي كه فرزندت حسن عليه السلام گفت چيست؟ حضرت فرمود: روزي با رسول خداصلي الله عليه وآله نماز خواندم. آن گاه رسول خداصلي الله عليه وآله دست راست خود را بر شانه ام زد و مرا به سينه چسبانيد و فرمود: «يا عَلِي فَقُلْتُ لَبَّيكَ يا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ اَنَا وَ اَنْتَ اَبَوا هَذِهِ الْاُمَّةِ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ عَقَّنَا قُلْ آمِينَ قُلْتُ آمِينَ قَالَ اَنَا وَ اَنْتَ مَوْلَيا هَذِهِ الْاُمَّةِ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ اَبَقَ عَنَّا قُلْ آمِينَ قُلْتُ آمِينَ ثُمَّ قَالَ اَنَا وَ اَنْتَ رَاعِيا هَذِهِ الْاُمَّةِ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ ضَلَّ عَنَّا قُلْ آمِينَ قُلْتُ آمِينَ؛ اي علي! پس گفتم: لبيك اي رسول خدا! فرمود: من و تو پدران اين مردميم. پس خدا لعنت كند كسي كه عاقّ ما شود! بگو: آمين! پس گفتم: آمين. سپس فرمود: من و تو مولا و سرور اين مردميم. پس خدا لعنت كند كسي كه از ما بگريزد! بگو: آمين! پس گفتم: آمين. آن گاه فرمود: من و تو سرپرست (چوپان) اين امّتيم. پس خدا لعنت كند كسي كه از ما گمراه شود! بگو: آمين! پس گفتم: آمين.»
اميرمؤمنان عليه السلام در ادامه فرمود: شنيدم كس ديگري نيز با ما آمين مي گويد. از رسول خداصلي الله عليه وآله پرسيدم: صداي كيست؟ فرمود: جبرئيل. (14)
به هر روي، اهل بيت عليهم السلام به عنوان پدران مردم معرفي شده اند كه حقّ حيات بر گردن شيعيان و پيروان خود دارند.

حقوق برتر اهل بيت عليهم السلام
با توجه به آنچه گفته شد و از آنجا كه حيات معنوي انسان برتر از حيات جسمي اوست و نيز از آنجا كه رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله و اهل بيت وي عليهم السلام سرچشمه نزول حيات برترند، رعايت حقوقشان نيز برتر و سنگين تر است.
از وجود مقدس رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله روايت شده است كه فرمود:
«أَفْضَلُ وَالِدَيكُمْ وَ أَحَقُّهُمَا بِشُكْرِكُمْ مُحَمَّدٌ وَ عَلِي؛ (15) برترين پدران شما و لازم ترين آنان به احترام و تشكر شما، محمد و علي مي باشند.»

همچنين از امير عارفان علي عليه السلام نقل شده است كه فرمود: از رسول خداصلي الله عليه وآله شنيدم كه فرمود:
«أَنَا وَ عَلِي بْنُ أَبِي طَالِبٍ أَبَوَا هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ لَحَقُّنَا عَلَيهِمْ أَعْظَمُ مِنْ حَقِّ وَالِدَيهِمْ فَإِنَّا نُنْقِذُهُمْ إِنْ أَطَاعُونَا مِنَ النَّارِ إِلَي دَارِ الْقَرَارِ وَ نُلْحِقُهُمْ مِنَ الْعُبُودِيةِ بِخِيارِ الْأَحْرَارِ؛ (16) من و علي ابن ابيطاب پدران اين امّتيم و حق ما بزرگ تر از حق پدران و مادران آنهاست. پس اگر از ما اطاعت كنند آنان را از آتش به سوي جايگاه ابدي نجات مي دهيم، و آنان را از بندگي به بهترين آزادگي ملحق مي سازيم.»
بنابراين، رعايت حقوق اهل بيت عليهم السلام بسيار مهم، لازم و ضروري است كه هر شيعه بايد در اداء آن كوشش كند و نهايت تلاش خود را به عمل آورد.
حال سؤال اين است كه حقوق اهل بيت عليهم السلام كه پدران واقعي مايند و حقشان برتر از حقوق ديگران حتي پدر و مادر است، بر ما چيست؟
در پاسخ، پس از بر شمردن برخي از حقوق متقابل ما و اهل بيت عليهم السلام، شما را به مطالعه و پي گيري اين مقاله در شماره هاي بعد اين مجله دعوت مي كنيم. اينك به حقوق مهم اهل بيت عليهم السلام توجه كنيد:
1. ياري رساندن و كمك به آن بزرگواران؛
2. حفظ آبروي اهل بيت عليهم السلام؛
3. نسبت دادن تمام نيكيها به آنان و دور كردن نواقص و كمبودها از آنان؛
4. بيزاري از دشمنان ايشان و محبت به آنان؛
5. تشكر در برابر خدمات ايشان؛
6. تواضع و فروتني در برابر آنان؛
7. درخواست از آنان براي رفع نيازها و حوائج؛
8. زنده نگه داشتن ياد و خاطره آن بزرگواران؛
9. انتظار فرج آنان.
عناوين فوق داراي بسط و تفصيل مهمي است كه همراه با روايات و آيات مربوطه در شماره هاي بعد به تناسب هر موضوع مطرح خواهد شد. همچنين حقوق شيعيان را كه در روايات بدان اشاره شده است، به تفصيل ذكر خواهيم كرد.
1)- حافظ.
2)- مؤمنون / 12 - 14.
3)- غافر / 67.
4)- نحل / 97.
5)- يس / 70.
6)- بقره / 154.
7)- آل عمران / 169.
8)- وسائل الشيعة، ج 15، ص 209، ح 20298. اين روايت توسط امام صادق عليه السلام نقل شده است.
9)- اعراف / 179.
10)- فرقان / 44.
11)- به زودي مطالبي را پيرامون اين نكته مطرح خواهيم كرد.
12)- الكافي، ج 2، ص 160، ح 10.
13)- بحارالانوار، ج 36، ص 13. مرحوم علامه مجلسي بيان بسيار زيبايي در اين مورد دارند كه به علت تفصيل آن تنها به مطلب فوق اشاره كرديم. در صورت تمايل، به متن بحار الانوار مراجعه شود.
14)- همان، ص 6، ح 4. علاقه مندان به اين موضوع مي توانند انبوه روايات را در اين زمينه در كتابهاي بحارالانوار، ج 36 و اهل بيت عليهم السلام في الكتاب والسنة ببينند.
15)- همان، ص 8، ح 11.
16)- همان.

منبع : ماهنامه اطلاع رساني، پژوهشي، آموزشي مبلغان شماره 83
/ 1