بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
بدعت و آثار آن خطر بدعت در جامعه اسلامي جواد خرمي مقدمه بدعت خطرات بسيار ناگواري براي جامعه اسلامي دارد. فتنه ها و آشوبها به پا مي كند، فرهنگ اصيل اسلامي را دگرگون مي سازد، مانعي براي پيشرفت است و باعث از بين رفتن سنّتهاي نيكو مي باشد. بدعت، زيانهاي فكري و روحي غير قابل جبراني را بر جامعه تحميل مي كند و ممكن است نسلهاي بشر را براي هميشه گرفتار و بي چاره نمايد. از اين رو، سكوت در مقابل بدعتها گناهي نابخشودني است. الف. بدعت در لغت و اصطلاح «بدعت» در لغت چيز نو و جديد را گويند و هر گاه به خداوند نسبت داده شود، همچون: «بَديعُ السَّمواتِ»؛ (1) «ايجاد كننده آسمانها.» به معناي ايجاد و خلقت چيزي بدون وسيله و مادّه و بدون زمان و مكان است. و در اصطلاح شرعي، عبارت است از: آنچه به دين نسبت داده شود؛ در حالي كه نه در قرآن ريشه دارد و نه در سنت اساس و به اين جهت، آن را «بدعت» گويند كه گوينده آن از ناحيه خود آن چيز را در دين ايجاد و افزوده است. (2) در قرآن، واژه «بدعت» به همين صورت نيامده است؛ بلكه مشتقات آن - كه در قرآن چهار نوبت آمده - گاهي به صورت «بَديع» (3) و يا «بَدْعاً» (4) آمده كه معناي لغوي دارد؛ يعني چيز تازه، و به معناي اصطلاحي يك بار به صورت «اِبْتَدعَ» آمده است؛ ولي معناي بدعت با الفاظ ديگر كه همان معني را مي رساند، در قرآن آمده است كه در اين بخش، به برخي از آنها اشاره مي كنيم:
ب. بدعت در قرآن و برخي روايات 1.«فَوَيلٌ لِلَّذينَ يكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيديهِمْ ثُمَّ يقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ»؛ (5) «واي بر آنها (يهوديها) كه كتاب (تورات) را با دست خود مي نويسند و سپس [به افراد عوام] مي گويند: اين [كتاب] از جانب خدا است.» در اين آيه، «يكتبون» همان معناي تحريف و بدعت را دارد.
2.«وَ مِنَ الَّذينَ هادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرينَ لَمْ يأْتُوكَ يحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ»؛ (6) «گروهي از يهوديان هستند كه خوب [به سخنان تو اي پيامبر!] گوش مي دهند تا دستاويزي براي تكذيب تو بيابند. آنها جاسوسان گروه ديگري هستند كه خودشان نزد تو نيامده اند. آنها سخنان را از مفهوم اصليش تحريف مي كنند [و در آن نوعي بدعت ايجاد مي كنند] .» اين مضمون در آيات متعددي از قرآن وارد شده است. (7)
3.«وَ جَعَلْنا في قُلُوبِ الَّذينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبانِيةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيهِمْ»؛ (8) «و در دل افرادي كه از عيسي پيروي كردند، رأفت و رحمت قرار داديم و رهبانيتي را كه خود آن را ابداع [و از طريق بدعت گذاري ايجاد] كرده بودند، ما بر آنها مقرر نداشته بوديم.» در اين آيه، خداوند از بدعت مسيحيت پرده بر مي دارد و رهبانيت و «دير نشيني» آنان را يك عمل ابداعي معرفي مي كند؛ عملي كه باعث فحشا و منكرات در بين آنها شده است. (9)
4.«يا أَيهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا»؛ (10) «اي كساني كه ايمان آورده ايد! آنچه را خداوند بر شما حلال كرده است، حرام نكنيد و از حدّ تجاوز ننماييد!»
مسئله بدعت در روايات رسيده از پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله و ائمه اطهارعليهم السلام نيز فراوان مطرح شده كه به برخي از موارد اشاره مي شود: 1. پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله فرمود: «أَهْلُ الْبِدْعَةِ فَالْمُخالِفُونَ لِأَمْرِ اللَّهِ وَ لِكِتابِهِ وَ رَسُولِهِ الْعامِلُونَ بِرَأْيهِمْ وَ أَهْوائِهِمْ وَ إِنْ كَثُرُوا؛ (11) اهل بدعت كساني هستند كه با فرمان خدا و كتاب او و پيامبرش مخالفت مي ورزند و طبق خواسته ها و هواهاي نفساني خويش رفتار مي كنند؛ هر چند جمع زيادي باشند.»
منفورترين آفريده ها نزد خدا دو شخص اند: كسي كه خدا او را به حال خود گذاشته و از راه راست دور افتاده است و دل او شيفته بدعت است و مردم را گمراه مي كند و به فتنه انگيزي مي كشاند و راه رستگاري گذشتگان را گم كرده و پيروان خود را در زمان حيات و پس از مرگش گمراه ساخته است و بار گناه ديگران را بر دوش كشيده و گرفتار خطاها [و گناهان] خود نيز مي باشد. و مردي كه مجهولاتي به هم بافته و در ميان انسانهاي نادان امت، جايگاهي پيدا كرده و در تاريكيهاي فتنه فرو رفته است
2. همچنين آن حضرت فرمود: «زماني فرا مي رسد كه عده اي از دانايان امّت من مسائلي را به هم مخلوط نموده و اشتباه [و بدعت ايجاد] مي كنند. آنان بدترين افراد امّت من مي باشند.» (12) آري، هنوز پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله زنده بود كه برخي دست به بدعت و تحريف مي زدند و حتي به پيامبرصلي الله عليه وآله پيشنهاد مي دادند كه جمله «حَي عَلي خَيرِ الْعَمَلِ» را از اذان نماز بر دارند. حضرت فرمود: «جملات اذان، وحي الهي است و در اختيار من نيست.» و چون بعد از وفات آن حضرت اين جمله را برداشتند، «بلال» از اذان گفتن خودداري كرد. (13) و اين، شروع بدعتها بود كه بعد از رسول اكرم صلي الله عليه وآله در دوران خلفا اتّفاق افتاد تا رسيد به زمان معاويه كه با استخدام مزدوراني چون: ابو هريره، عمرو بن عاص، مغيرة بن نقبة، عروة بن زبير و سمرة بن جندب، هزاران حديث را جعل و صدها بدعت را در جامعه اسلامي ايجاد نمودند. (14)
ج. بدعت گذاران، منفورترين چهره ها در روايات فراواني، بدعت گذاران به عنوان بدترين و منفورترين چهره معرفي شده اند؛ مثلاً: علي عليه السلام مي فرمايد: «إنَّ أَبْغَضَ الْخَلَائِقِ إِلَي اللَّهِ رَجُلَانِ رَجُلٌ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَي نَفْسِهِ فَهُوَ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ السَّبِيلِ مَشْغُوفٌ بِكَلَامِ بِدْعَةٍ وَ دُعَاءِ ضَلَالَةٍ فَهُوَ فِتْنَةٌ لِمَنِ افْتَتَنَ بِهِ ضَالٌّ عَنْ هَدْي مَنْ كَانَ قَبْلَهُ مُضِلٌّ لِمَنِ اقْتَدَي بِهِ فِي حَياتِهِ وَ بَعْدَ وَفَاتِهِ حَمَّالٌ خَطَايا غَيرِهِ رَهْنٌ بِخَطِيئَتِهِ وَ رَجُلٌ قَمَشَ جَهْلاً مُوضِعٌ فِي جُهَّالِ الأُْمَّةِ عَادٍ فِي أَغْبَاشِ الْفِتْنَةِ؛ (15) منفورترين آفريده ها نزد خدا دو شخص اند: كسي كه خدا او را به حال خود گذاشته و از راه راست دور افتاده است و دل او شيفته بدعت است و مردم را گمراه مي كند و به فتنه انگيزي مي كشاند و راه رستگاري گذشتگان را گم كرده و پيروان خود را در زمان حيات و پس از مرگش گمراه ساخته است و بار گناه ديگران را بر دوش كشيده و گرفتار خطاها [و گناهان] خود نيز مي باشد. و مردي كه مجهولاتي به هم بافته و در ميان انسانهاي نادان امت، جايگاهي پيدا كرده و در تاريكيهاي فتنه فرو رفته است.» و همچنين فرمود: «اَهْلُ الْبِدَعِ كِلابُ اَهْلِ النَّارِ؛ (16) اهل بدعت سگهاي اهل آتش اند.» آري، آنهايي كه سر راه مستقيم قرار گرفتند و با پارسهاي نارواي خود بدعت و انحراف ايجاد كردند و مردم را از طريق حقيقت باز داشتند، بايد به صورت سگ ظاهر شوند. و نيز حضرت علي عليه السلام فرمود: «وَ إِنَّ شَرَّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ إِمَامٌ جَائِرٌ ضَلَّ وَ ضُلَّ بِهِ فَأَمَاتَ سُنَّةً مَأْخُوذَةً وَ أَحْيا بِدْعَةً مَتْرُوكَةً؛ (17) بدترين مردم نزد خدا، رهبر ستمگري است كه خود گمراه و مايه گمراهي ديگران است كه سنت پذيرفته را بميراند و بدعت ترك شده را زنده گرداند.» و همچنين فرمود: «مَا هَدَمَ الدِّينَ مِثْلُ الْبِدَعِ؛ (18) چيزي مثل بدعتها دين را منهدم نمي كند.»
د. خطرات و مفاسد بدعت بدعت، آثار و خطرات بسيار ناگواري براي جامعه اسلامي داشته و دارد؛ فتنه ها و آشوبهاي زيادي به پا مي كند، فرهنگ اصيل اسلام را كه بر اساس مصالح مردم پايه گذاري شده است، دگرگون مي سازد، مانعي است براي پيشرفت مذهبي و اجتماعي، باعث گمراهي و انحراف انسانها مي گردد، زيانهاي فكري و روحي غير قابل جبراني به خانواده ها مي رساند و ممكن است نسلهاي بشر را براي هميشه گرفتار و بدبخت نمايد. فاطمه زهراعليها السلام مي فرمايد: «أَمَا وَ اللَّهِ لَوْ تَرَكُوا الْحَقَّ عَلَي أَهْلِهِ وَ اتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبِيهِ لَمَا اخْتَلَفَ فِي اللَّهِ اثْنَانِ؛ (19) قسم به خدا! اگر حق (خلافت) را به اهلش واگذار مي كردند و از عترت رسول خداصلي الله عليه وآله اطاعت مي نمودند [و بدعت در خلافت ايجاد نمي كردند] ، دو نفر هم درباره [حكم] خداوند با يكديگر اختلاف نمي كردند.» اينك به نمونه هايي از مفاسد و خطرات بدعت اشاره مي كنيم: 1. ايجاد فتنه و فساد پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله فرمود: «امّت من به هفتاد و سه گروه تقسيم مي گردند كه فتنه انگيزترين آنان در ميان امّت اسلام [بدعت گذاران اند و] آن فرقه اي است كه بر اساس قياس عمل نموده، حرام را حلال، و حلال را حرام مي كنند.» (20) و علي عليه السلام مي فرمايد: «إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ يخَالَفُ فِيهَا كِتَابُ اللَّهِ؛ (21) همانا ريشه [فسادها و] فتنه ها [در ميان مردم] ، تبعيت از خواسته هاي نفس و بدعتهايي است كه بر خلاف قرآن [و احكام الهي] صادر مي گردد.» در اين دو روايت، آثار بدعت، فتنه و فساد دانسته شده و فتنه از ديدگاه قرآن از قتل و كشتار هم خطرناك تر معرفي شده است (22) كه تمام مسائل را زير و رو مي كند و جامعه را از هم مي پاشد. (23)
2. از بين رفتن سنتهاي نيكو علي عليه السلام مي فرمايد: «وَ مَا أُحْدِثَتْ بِدْعَةٌ إِلاَّ تُرِكَ بِهَا سُنَّةٌ فَاتَّقُوا الْبِدَعَ وَ الْزَمُوا الْمَهْيعَ إِنَّ عَوَازِمَ الْأُمُورِ أَفْضَلُهَا وَ إِنَّ مُحْدِثَاتِهَا شِرَارُهَا؛ (24) هيچ بدعتي در دين ايجاد نمي شود، مگر آنكه به وسيله آن سنتي [نيكو] ترك گردد. پس، از بدعتها بپرهيزيد و با راه راست و جادّه آشكار حق باشيد! نيكوترين كارها سنتي است كه [سالياني بر آن گذشته و] درستي آن ثابت شده باشد و بدترين كارها [بدعت و] آن چيزي است كه تازه پيدا شده [و آينده آن روشن نيست] .»
3. هلاكت و گمراهي رسول اكرم صلي الله عليه وآله فرمود: «اِياكُمْ وَ الْبِدْعَةَ فَإِنَّ كُلَّ بِدْعَةٍ ضَلالَةٌ؛ (25) از بدعت گذاري دوري كنيد كه هر بدعتي باعث گمراهي و ضلالت مي شود.» و حضرت علي عليه السلام در اين زمينه فرمود: «همانا خداوند پيامبري راهنما را با كتابي گويا و دستوري استوار بر انگيخت. هلاك نشود، جز كسي كه تبهكار است.» آن گاه در ادامه فرمود: «إِنَّ الْمُبْتَدَعَاتِ الْمُشَبَّهَاتِ هُنَّ الْمُهْلِكَاتُ إِلاَّ مَا حَفِظَ اللَّهُ مِنْهَا؛ (26) بدعتها به رنگ حق در آمده و هلاك كننده اند، مگر خداوند ما را از آنها حفظ فرمايد.» در روايات فوق، به روشني به آثار خطرناك بدعت كه گمراهي و هلاكت باشد، اشاره شده است.
4. عذاب دو چندان رسول اكرم صلي الله عليه وآله فرمود: «إِياكَ أَنْ تَسُنَّ سُنَّةً بِدْعَةً فَإِنَّ الْعَبْدَ إِذَا سَنَّ سُنَّةَ سَيئَةً لَحِقَهُ وِزْرُهَا وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا؛ (27) از ايجاد روش بدعت پرهيز كن؛ زيرا كسي كه سنّت بد را پايه گذاري مي كند وبال آن سنّت بد و گناه كسي كه به آن عمل مي كند، به گردن اوست.»
ه. ريشه بدعتها 1. مال و ثروت اندوزي قرآن كريم عده اي را معرفي مي كند كه حاضرند براي به دست آوردن مبلغي ناچيز، مطالب خود را به خداوند نسبت دهند. قرآن مي فرمايد: «واي بر كساني كه مطالبي را با دست خود مي نويسند و آن را سپس به خدا نسبت مي دهند و مي گويند: اين از جانب خداست! [عامل و انگيزه اين بدعت، اين است] تا بدين وسيله آن را به بهاي ناچيزي بفروشند.» (28) و در آيه ديگر مي فرمايد: «رها كن آنان را كه آيين خود را به بازي و سرگرمي گرفتند [و در آن بدعت ايجاد كردند] و گرفتار دنيا و فريفته زندگي دنيا شدند.» (29)
2. هواهاي نفساني قرآن مي فرمايد: «أَ فَرَأَيتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»؛ (30) «آيا ديدي آن كسي را كه خداي خود را هواي خويش قرار داد.» و علي عليه السلام فرمود: «إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعَ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ؛ (31) ريشه فتنه ها در ميان مردم، تبعيت از خواسته هاي نفس و بدعتها مي باشد.» و در جاي ديگر فرمود: «فَإِنَّ هَذَا الدِّينَ قَدْ كَانَ أَسِيراً فِي أَيدِي الْأَشْرَارِ يعْمَلُ فِيهِ بِالْهَوَي وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْيا؛ (32) همانا اين دين در دست اشرار اسير بود كه در آن از روي هوا و هوس رفتار مي شد و براي رسيدن به دنيا از آن استفاده مي گرديد.»
3. حاجت و نيازمندي گاهي عامل بدعتها نيازمندي است. علي عليه السلام مي فرمايد: «أَوْ يسْتَنْجِحَ حَاجَةً إِلَي النَّاسِ بِإِظْهَارِ بِدْعَةٍ فِي دِينِهِ؛ (33) [يكي از صفات زشت اين است كه] به خاطر حاجتي كه به مردم دارد، بدعتي در دين خدا بگذارد.» و قرآن براي تقويت انسانها مي فرمايد: «يا أَيهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَي اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِي الْحَميدُ»؛ (34) «اي مردم! شما همگي نيازمند به خداييد و تنها خداوند است كه بي نياز و شايسته هر گونه ستايش است.»
وظيفه آگاهان در برابر بدعتها بر تمام مسلمانان به ويژه عالمان و آگاهان جامعه لازم است كه در برابر هر گونه انحراف فكري و كج انديشيها مقاومت و مبارزه كنند و يكي از مصداقهاي مهم «امر به معروف و نهي از منكر» مبارزه با بدعتهاست. درباره مقاومت در مقابل بدعتها علي عليه السلام مي فرمايد: «لَوْ قَدِ اسْتَوَتْ قَدَمَاي مِنْ هَذِهِ الْمَدَاحِضِ لَغَيرْتُ أَشْياءَ؛ (35) اگر از اين فتنه ها و لغزشگاه با قدرت بگذرم، دگرگونيهاي بسيار پديد مي آورم.»
درباره وظيفه آگاهان، پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله فرمود: «إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِي أُمَّتِي فَلْيظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ يفْعَلْ فَعَلَيهِ لَعْنَةُ اللَّهِ؛ (36) هر گاه در امّت من بدعتها ظاهر شد، بايد عالم [براي مقابله با آنها] علم خود را نشر دهد [و جواب بدعت گذاران را بدهد] و هر كس چنين نكند، لعنت خدا بر او باد!» در روايت ديگر فرمود: «سكوت در مقابل بدعت گذاران باعث مي شود كه خداوند افسار آتشين بر دهان آنان [كه در مقابل بدعت گذاران سكوت نموده اند] بزند.» و در ادامه فرمود: «مَنْ كَتَمَ عِلْماً اُلْجِمَ بِلِجَامٍ مِنَ النَّارِ؛ (37) كسي كه [در برابر بدعت گذاران] علمي را كتمان كند، لجامي از آتش بر او زده مي شود.» بنابراين، از يك طرف، حتي كنار آمدن با بدعت گذاران و يا احترام گذاشتن به آنها، جرم سنگيني دارد. پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله فرمود: «مَنْ وَقَرَ صاحِبَ بِدْعَةٍ فَقَدْ اَعانَ عَلي هَدْمِ الْاِسْلامِ؛ (38) هر كس بدعت گذار را مورد احترام قرار دهد، به نابودي اسلام كمك كرده است.» و از طرف ديگر، براي اظهار نفرت از بدعت گذاران، پاداش بزرگي در نظر گرفته شده است. رسول خداصلي الله عليه وآله فرمود: «مَنْ اَعْرَضَ عَنْ صَاحِبِ بِدْعَةٍ بُغْضاً لَهُ مَلَأَ اللَّهُ قَلْبَهُ اَمْناً وَ ايمَاناً؛ (39) كسي كه از صاحب بدعتي به جهت بغض و نفرت از او اعراض كند، خداوند قلب او را از آرامش و ايمان پر مي كند.» بارزترين بدعتهايي كه امروزه در جامعه ديده مي شود، بدعتهايي است كه توسط برخي نويسندگان در مسائل ديني كه به خيال نو آوري، بدعت گذاري مي كنند. و برخي مدّاحان در مسائل عزاداري و برخي افراد در استفاده از ابزار ناصحيح براي عزاداري و... ايجاد مي شود كه بر مبلّغان عزيز است كه با آنها مقابله نمايند و در مقابل بدعت گذاران ساكت نمانند.
1) بقره / 117. 2) ر. ك: المفردات في غريب القرآن، راغب اصفهاني، دفتر نشر الكتاب، 1404ق، صص 38 - 39؛ مجمع البحرين، فخر الدين الطريحي، ج 1، ص 164، واژه «بَدَعَ.» 3) بقره / 117؛ انعام / 101. 4) احقاف / 9. 5) بقره / 79. 6) مائده / 41. 7) نساء / 46؛ مائده / 13؛ بقره / 75. 8) حديد / 27. 9) الميزان، علامه طباطبايي، تهران، دارالكتب الاسلامية، 1362 ش، ج 6، ص 118. 10) مائده / 87. 11) علي متقي هندي، كنز العمال، بيروت، مؤسسة الرسالة، ج 16، ص 184، خ 44216؛ منتخب ميزان الحكمة، محمدي ري شهري، دار الحديث، 1382 ش، ص 68. 12) همان، ج 10، ص 211، شماره 29115. 13) ر. ك: روضة المتقين، محمد تقي مجلسي، ج 2، ص 227؛ ر. ك: النص و الاجتهاد، شريف الدين عاملي لبناني، ص 28؛ بحار الانوار، علامه مجلسي، دارالكتب الاسلامية، ج 28؛ شرح نهج البلاغة، ابن ابي الحديد، ج 12، ص 195؛ تاريخ طبري، ج 2، ص 445. 14) شرح نهج البلاغة، ابن ابي الحديد، ج 4، صص 56 - 73؛ ر. ك: شرح من لا يحضره الفقيه، ج 12، صص 256 - 259. 15) نهج البلاغة، محمد دشتي، خ 17. 16) منتخب ميزان الحكمة، ص 68، ح 740. 17) نهج البلاغه، همان، خ 164. 18) منتخب ميزان الحكمة، ص 68؛ بحار الانوار، ج 78، ص 92، ح 98. 19) بحار الانوار، ج 36، ص 353. 20) كنز العمال، ج 1، ص 21، خ 1058. 21) نهج البلاغة، خ 50. 22) بقره / 191 و 217. 23) توبه / 48. 24) نهج البلاغة، خ 145. 25) كنز العمال، ج 1، ص 221، خ 1113. 26) نهج البلاغة، خ 169. 27) بحار الانوار، ج 78، ص 92، ح 1؛ منتخب ميزان الحكمة، ص 68، ح 736. 28) بقره / 79. 29) انعام / 70. 30) جاثيه / 23. 31) نهج البلاغة، خ 50. 32) همان، نامه 53. 33) نهج البلاغة، خ 153. 34) فاطر / 15. 35) نهج البلاغة، حكمت 272. 36) الكافي، ج 1، ص 54، ح 2. 37) كنز العمال، ج 1، ص 219، خ 1102؛ ر. ك: جامع الصغير، سيوطي، ج 2، ص 653. 38) كنز العمال، ج 1، ص 219، خ 1102؛ ر. ك: جامع الصغير، سيوطي، ج 2، ص 653. 39) مجموعة ورام، ورام بن ابي فراس، ج 2، ص 115.