بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
رهنمود هاي اسلامي زيبايي و آراستگي ظاهري در اسلام محمدمهدي فجري مقدمه تصور برخي بر آن است كه ايمان محكم و باطني پاك، براي فرد مؤمن كافي است و رسيدگي به شكل ظاهر، اهميت چنداني ندارد؛ در حالي كه نه تنها چنين گماني صحيح نيست؛ بلكه به عكس، بخشي از برنامهها و دستورهاي اسلام درباره نظافت، زيبايي و آراستگي ظاهر، مثل بهداشت، لباس، رنگ و بوي بدن و ... است. اهميت اين دستور، زماني آشكار ميشود كه اسلام، پيروانش را از هر گونه بيتوجهي به آراستگي ظاهري منع ميكند. رسول خدا صلي الله عليه وآله ميفرمايد: «إِنَّ اللهَ تَعَالَي يُبْغِضُ الْوَسَخَ وَ الشَّعْثَ؛ (1) خداي تعالي شخص چركين و ژوليده را دشمن ميدارد.» بنابراين اگر ناآراستگي، دشمني با خداوند است، آراستگي مؤمن، دوستي با خداوند است.
آراستگي ظاهر در تعاليم پيشوايان اسلام، درباره آراستگي ظاهر، توصيههاي فراواني مطرح شده است. آراستگي ظاهر، طريقي براي احترام به خويشتن و ديگران است و بر همگان بهويژه مروجان و مبلّغان مكتب اهل بيت عليهم السلام (كه بيش تر مورد توجه ديگراناند) لازم است در هر شرايطي حداكثر دقت و توجه خويش را به اين مهم مبذول دارند؛ چرا كه در نظر اول، ظاهر انسان نمايانده ميشود و سپس پيغامهاي دروني و افكار هر شخص منتقل ميشود. امام صادق عليه السلام به يكي از يارانش ميفرمايد: «إِظْهَارُ النِّعْمَةِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ صِيَانَتِهَا فَإِيَّاكَ أَنْ تَتَزَيَّنَ إِلَّا فِي أَحْسَنِ زِيِّ قَوْمِكَ؛ (2) نمايان كردن نعمت، نزد خدا از نگه داشتن آن محبوبتر است، پس مبادا جز به بهترين شكلِ مورد پسند به سوي قومت حاضر شوي.» اهميت زيبايي و آراستگي ظاهري فرد مؤمن تا بدانجاست كه امام علي عليه السلام ميفرمايد: «التَّجَمُّلُ مِنْ أخْلَاقِ الْمُؤْمِنِين؛ (3) آراستگي از اخلاق مؤمنان است.» افزون بر شرع مقدّس، عقل سليم نيز بر ضرورت آراستگي و زدودن آلودگي حكم ميكند. اهميت آراسته بودن در اجتماع تا بدانجاست كه بر شخصيت انسان نيز تأثير ميگذارد. آراستگي ظاهري و خودآرايي فرد و نظافت ظاهري و پاكيزگي او، نقش بسزايي در جاذبة ظاهري او داشته، او را با ثبات و باوقار نشان ميدهد. همواره ظاهر آدمي تا حدود زيادي برگرفته و حاكي از باطن او است. ظاهر جذاب، شيك، آراسته، نظيف و ... ميتواند حكايت از دروني آرام، منظم و فاقد هرگونه آشفتگي داشته باشد. خودآرايي و آراستگي، عاملي براي آرامش روحي و رواني آدمي است. در مقابل، آشفتگي ظاهري و به هم ريختگي، عاملي در بيثباتي و عدم آرامش خاطر و طمأنينه روحي شخص است. اگر خودآرايي و آراستگي ظاهري توأم با خودآرايي و رسيدگي به درون باشد، سبب نفوذ فرد در دل ديگران ميشود. آراستگي ظاهري، اندوه را از انسان ميزدايد؛ چرا كه تميزي و زيبايي، شادابي و نشاط ميآورد و جايي در دل انسان براي غم باقي نميگذارد. در مقابل، استفاده از لباسهاي تيره، تنگ و چسبان، دل را سياه ميكند و غم را در انسان حكمفرما ميسازد؛ حتي برخي روايات پوشيدن كفش سياه را عامل ايجاد غم و غصه معرفي كردهاند. (4) علاوه بر اينكه در اسلام، آراستگي مورد عنايت ويژه است، هر گونه فقرنمايي و حالتي كه انسان، بدبخت نشان داده شود مورد نهي اولياي الهي قرار گرفته است؛ چنانكه امام صادق عليه السلام در اين باره ميفرمايد: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ التَّجَمُّلَ وَ يُبْغِضُ الْبُؤْسَ وَ التَّبَاؤُسَ؛ (5) خداوند، زيبايي و آرايش را دوست دارد و از زشتي و زشتنمايي بيزار است.»
رعايت عرف و اعتدال ضرورت آراستگي مورد اتفاق همگان است؛ ولي چون سليقههاي افراد در زمانها و مكانهاي گوناگون متفاوت است، هرگز نميتوان الگوي ثابتي را ارائه كرد؛ ولي در مجموع ميتوان عرف و اعتدال را معيار قرار داد و بر محور آن، برنامه تزيين و تجمّل را طرّاحي كرد؛ بهگونهاي كه نه به طور كلّي از آراستگي، نظافت و تزيين بدن و لباس دست شست و نه آن را اصل قرار داد و همه همّت و درآمد را صرف تزيين و تجمل كرد. امير مؤمنان عليه السلام بهترين الگوي آراستگي را چنين معرفي ميكند: «إِنَّ أحْسَنَ الزِّيِّ مَا خَلَطَكَ بِالنَّاسِ وَ جَمَّلَكَ بَيْنَهُمْ وَ كَفَّ ألْسِنَتَهُمْ عَنْك؛ (6) همانا نيكوترين شكل زندگي، آن است كه تو را به مردم نزديك كند و در ميان آنان زيبايت گرداند و زبان آنان را نيز از [گفتگو درباره] تو بازدارد.» استاد معظم حضرت آيت الله سبحاني در بياني ميفرمود: «در اين باره بايد حد وسط را رعايت كنيم. پوشيدن لباسهاي فاخر و گرانقيمت براي فرد روحاني مناسب نيست؛ حتي اگر از راه حلال به دست آورده باشد. نميگويم حرام است؛ بلكه شايسته نيست. همچنين در اين زمان، پوشيدن لباسهاي بسيار ساده و بيارزش را هم چندان مناسب نميدانم. شرايط زمان و مكان، طوري است كه اگر كسي مثلاً پيراهن كرباسي، لباسهاي وصلهدار يا كفش پاره بپوشد در نظر مردم، نشانه گدايي و خسيس بودن اوست؛ در حالي كه سابقا شايد نشانه زهد و عدم علاقه به ماديات به حساب ميآمد.» (7)
تفاوت آراستگي زن و مرد آراسته بودن ويژگي انسانهاي مؤمن است؛ اما توجه به اين نكته ضروري است كه از نظر اسلام، آراسته بودن زن و مرد متفاوت است و دين مبين اسلام با توجه به روحيات و تفاوت احساسات در زن و مرد به نكات ظريفي اشاره دارد؛ براي نمونه پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله درباره كوتاه كردن ناخن به مردان توصيه ميكند: «قُصُّوا أَظَافِيرَكُمْ؛ ناخنهاي خود را كوتاه كنيد.» ولي به زنان ميفرمايد: «اُتْرُكْنَ فَإِنَّهُ أَزْيَنُ لَكُنَّ؛ (8)ناخنها را بلند نگه داريد؛ زيرا براي شما زيباتر است.» درباره ساير لوازم آرايش نيز تفاوتهايي در دستورها به زنان و مردان مشاهده ميشود؛ مانند نحوه بهكارگيري روغن، ميزان كوتاه كردن موي سر و ...؛ اما تفاوت در آراستگي زن و مرد در مستحبات خلاصه نميشود؛ بلكه در پارهاي موارد، حكم حرمت بيان شده است؛ مثل استفاده از زيورآلات و طلا كه براي مردان، حرام است؛ اما همين عمل براي بانوان عملي جايز، بلكه مستحب است.
اول آنكه اسلام، پيروان خويش را به آراستگي ظاهر به دور از هر گونه افراط و تفريط توصيه ميفرمايد؛ نه تعلّق و دلبستگي به زينتهاي دنيا را ميپسندد و نه آشفتگي ظاهري را نشان? ايمان ميداند.
آراستگي ظاهري در جهات مختلف براي برخورداري از آراستگي ظاهر و پرهيز از هرگونه افراط و تفريط، بررسي الگوهاي ديني بهترين گزينه است و بر همگان مخصوصاً مبلّغان ديني لازم است تا از نظر آراستگي ظاهر نيز همانند آراستگي باطن از آنان پيروي كنند. علاوه بر آنچه ذكر شد مردم بهويژه جوانان نيز از مبلّغاني استقبال ميكنند كه از نظر ظاهر، آراستهتر باشند. به طور كلي آراستگي فردي در چند زمينه بروز و ظهور مييابد: الف. حالات چهره و قيافه ظاهري موي سر، يكي از عناصر اصلي در شكل ظاهري هر فرد است: از امام صادق عليه السلام اينگونه روايت شده است كه ميفرمود: «إِنَّ مِنْ أَجْمَلِ الْجَمَالِ الشَّعْرَ الْحَسَن ؛ (9) از جمله زيباترين زيباييها موي زيباست.» رسول خدا صلي الله عليه وآله نيز درباره نگهداري از موي ميفرمايد: «مَنِ اتَّخَذَ شَعْراً فَلْيُحْسِنْ وِلَايَتَهُ أَوْ لِيَجُزَّهُ؛ (10) هر كس ميخواهد موي سر بگذارد بايد آن را [با شانه كردن و نظيف داشتن] نيكو نگهدارد و يا اينكه آن را كوتاه كند.» بر اساس چنين بينشي در اسلام بر شانه و استفاده بسيار از آن سفارش شده است: «مَنِ اتَّخَذَ شَعْراً فَلَمْ يَفْرُقْهُ فَرَقَهُ اللَّهُ بِمِنْشَارٍ مِنْ نَارٍ؛ (11) هر كس مو بگذارد و آن را متفرق نكند [شانه نزند] خداوند با شانه آتشين آن را شانه خواهد كرد.» در اهميت شانه همين بس كه در روايت است كه يكي از اشيايي كه رسول خدا صلي الله عليه وآله در همه سفرها به همراه داشت، شانه بود. (12) علاوه بر موي سر، مواظبت بر ريش و شارب (سبيل) نيز مورد توجه شارع مقدس قرار گرفته است. رسول خدا صلي الله عليه وآله ميفرمايد: «لَا يُطَوِّلَنَّ أَحَدُكُمْ شَارِبَهُ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يَتَّخِذُهُ مَخْبَأً يَسْتَتِرُ بِهِ؛ (13) هرگز كسي از شما شارب خود را بلند نسازد كه به تحقيق، شيطان آن را پناهگاه خود ميكند؛ و خويشتن را با آن مخفي ميسازد. (كنايه از اينكه جايگاه آلودگيها و ميكروبها خواهد شد.)» در روايات است كه كوتاه كردن سبيل از نظافت و جزء سنت [پيغمبر صلي الله عليه وآله] است. (14) بر همين اساس رسول خدا صلي الله عليه وآله ميفرمايد: «مَنْ لَمْ يَأْخُذْ شَارِبَهُ فَلَيْسَ مِنَّا؛ (15) كسي كه شاربش را [بلند نگه دارد و] كوتاه نكند از ما نيست.» رسول خدا صلي الله عليه وآله مردي را ديد كه ريش بلند و درهمي داشت، فرمود: «چه اشكال داشت كه اين مرد، ريش خود را اصلاح ميكرد؟» آن مرد شنيد و ريش خود را بهطور معتدل اصلاح كرد و نزد حضرت آمد. پيامبر صلي الله عليه وآله چون او را ديد، فرمود: «اينگونه اصلاح كنيد.» (16) امام صادق عليه السلام نقل ميكند: مردي در خانه پيامبر صلي الله عليه وآله آمد و اجازه ورود خواست. چون آن حضرت خواست بيرون بيايد، در اتاق خود، كاسه چرمين كوچكي ديد كه آب داشت، كمي ايستاد و در آن نگاه كرد تا ريش خود را صاف و مرتّب كند. هنگامي كه به درون خانه بازگشت عايشه گفت: «اي رسول خدا! تو سرور فرزندان آدم و فرستاده پروردگار جهانياني! در برابر اين كاسه چرمين (كه كمي آب دارد) ميايستي و سر و ريشت را صاف ميكني؟!» فرمود: «إِنَّ اللَّهَ تعالى يُحِبُّ مِنْ عَبْدِهِ إِذَا خَرَجَ إِلَى إِخْوَانِهِ أَنْ يَتَهَيَّأَ لَهُ وَ يَتَجَمَّلَ؛ (17) خدا دوست دارد هنگامي كه بنده مؤمنش نزد برادر خود ميرود، خود را مرتّب و آراسته كند.» حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي درباره حالت ظاهري يك روحاني و مبلّغ دين ميفرمايد: «به نظر من كسي كه ميخواهد از منزل خارج شود، مخصوصا روحانيون كه عمامه و لباس ويژهاي دارند، بايد حتما در آينه نگاه كنند و از آراستگي و مرتب بودن ظاهرشان مطمئن شوند.» (18) ب. پاكيزگي دهان بيشك، داشتن دندانهاي تميز و سفيد، خواسته هر فرد آراسته است؛ زيرا علاوه بر تأثير بسزا در سلامت جسمي افراد، در زيبايي ظاهري نيز مؤثر است. پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه وآله در سفارش به مسواك زدن فرموده است: «مَا زَالَ يُوصِينِي بِالسِّوَاكِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ سَيَجْعَلُهُ فَرِيضَةً؛ (19) آن چنان جبرئيل، مرا به مسواك زدن سفارش مي كرد كه گمان بردم آن را واجب خواهد كرد.» از آن گذشته، بوي مطبوع دهان هنگام صحبت با ديگران، الزاماً وابستگي مستقيم به رعايت بهداشت دندانها و رسيدگي به آنها و در نتيجه سالم بودن آنها دارد. از ديدگاه اسلام اهميت استشمام بوي مطبوع از دهان انسان مسلمان به اندازهاي است كه با تمام سفارش اسلام بر حضور در مسجد، كسي كه دهانش بوي سير، پياز و ... ميدهد نبايد در مسجد حضور يابد. (20) وقتي اسلام استشمام بوي سير را از يك فرد نميپسندد، به يقين، استشمام بوهاي مختلف از دهان روحاني و رهبر معنوي در هر منطقه را نميپسندد؛ چرا كه او با تمام افراد در ارتباط است و همانگونه كه بوي خوش از او يكي از عوامل جذب کننده است، هر گونه بوي مشمئز كننده عامل طرد افراد خواهد شد. ابو ايّوب انصاري، ميزبان پيامبر صلي الله عليه وآله در مدينه ميگويد: شبي براي آن حضرت، غذايي همراه پياز و سير آماده كرديم و به حضور آن حضرت برديم. حضرت از غذا نخورد و آن را رد كرد. من به حضور آن حضرت رفتم و عرض كردم: «پدر و مادرم به فدايت! چرا از غذا نخوردي؟ آيا مشكلي داشت؟» در پاسخ فرمود: «نه به خاطر بوي غذا، آن را نخوردم.» (21) ج. استفاده از بوي خوش براي ظاهر شدن در ميان مردم، استعمال بوي خوش، مورد عنايت ويژه شارع مقدس اسلام بوده است. در تاريخ نقل شده است كه هزينه عطر رسول اكرم صلي الله عليه وآله گاه بيش از خوراك ايشان بوده است. (22) و ايشان با مُشك، خود را خوشبو ميفرمود، چندان كه مشك بر فرق سر حضرت، برق ميزد و نيز خود را با عطر خوشبو ميكرد... [گاه بوي اين عطر به اندازهاي بود] كه در شب تاريك پيش از آنكه ديده شود از بوي خوشش شناخته ميشد؛ چنان كه رهگذران ميگفتند: اين پيامبر است. (23) درباره امام صادق عليه السلام نيز ميخوانيم: جايگاه و محل عبادت آن بزرگوار در مسجد از بوي عطر آن حضرت فهميده ميشد. (24) البته در روايات بين عطر زنانه و مردانه فرق گذاشته شده است. عطر زنانه، آن است كه رنگ آن آشكار و بوي آن پنهان باشد و عطر مردانه، آن است كه بوي آن آشكار و رنگ آن پنهان باشد. (25) د. لباس عامل زيبايي از الطافي كه خداوند به انسان عطا فرموده و او را از ساير جانداران متمايز ساخته است، نعمت حجب و حياست كه در فطرت او نهاده شده و روشنترين شكل بروز آن احساس نياز به پوشش زيبا و تميزي است كه شايسته شأن و منزلت اجتماعي فرد باشد و آدمي را در منظر ديگران خوشايند سازد. امام صادق عليه السلام ميفرمايد: «الْبَسْ وَ تَجَمَّلْ فَإِنَّ اللَّهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ لْيَكُنْ مِنْ حَلَالٍ؛ (26) لباس را زيبا بپوش؛ زيرا خداوند، زيباست و زيبايي را دوست دارد؛ اما بايد از حلال باشد.» علاوه بر زيبايي، اولياي دين به نظافت لباس بسيار سفارش كردهاند. امام صادق عليه السلام ميفرمايد: «بِئْسَ الْعَبْدُ الْقَاذُورَةُ؛ (27) انسان كثيف (كه ديگران از او بدشان ميآيد)، بد بندهاي است.» بيشك، لباس تميز يكي از عوامل زيبايي ظاهري به شمار ميرود و براي يك روحاني، عامل مهمي در جذب ديگران است. سخن پاياني در پايان به طور خلاصه بايد گفت: اول آنكه اسلام، پيروان خويش را به آراستگي ظاهر به دور از هر گونه افراط و تفريط توصيه ميفرمايد؛ نه تعلّق و دلبستگي به زينتهاي دنيا را ميپسندد و نه آشفتگي ظاهري را نشان? ايمان ميداند. دوم آنكه كسي مجاز نيست ناآراستگي خويش را به نام دين و زهد و وارستگي، معرفي كند. سوم آنكه پيشوايان دين، بر آراستگي ظاهري نه تنها در ميان مردم بلكه در ميان خانواده نيز تأكيد ميكردند؛ مسئلهاي كه كم تر مورد عنايت همسران بهويژه مردها قرار ميگيرد. حضرت علي عليه السلام ميفرمايد: «لَا غِنَى بِالزَّوْجِ عَنْ ثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ زَوْجَتِهِ وَ هِيَ الْمُوَافِقَةُ لِيَجْتَلِبَ بِهَا مُوَافَقَتَهَا وَ مَحَبَّتَهَا وَ هَوَاهَا وَ حُسْنُ خُلُقِهِ مَعَهَا وَ اسْتِعْمَالُهُ اسْتِمَالَةَ قَلْبِهَا بِالْهَيْئَةِ الْحَسَنَةِ فِي عَيْنِهَا وَ تَوْسِعَتُهُ عَلَيْهَا؛ (28) مرد در زندگي زناشويي از سه چيز ناگزير است:1. موافقت با همسر براي جلب توافق ومحبت و علاقه او؛ 2. خوشاخلاقي با او؛ 3. جلب توجه او با آراستگي ظاهر در مقابل او و گشادهدستي نسبت به او.» ذروان مدائني ميگويد كه به محضر امام كاظم عليه السلام رفتم، ديدم موي صورتش را با رنگ سياه، رنگين كرده است. عرض كردم: «فدايت شوم! محاسنت را رنگ كردهاي؟» فرمود: «بله، همانا خضاب كردن، پاداش دارد. آيا نميداني كه سر و وضع مرتب داشتن بر پاكدامني زنان ميافزايد؟! آيا تو دوست داري كه وقتي با سر و وضع نامرتب، نزد همسرت ميروي او را نيز مانند خودت ببيني؟» گفتم: «نه». فرمود: «او نيز همينطور است.» (29) و آخر آنكه اين سخن امام صادق عليه السلام را هميشه به خاطر بسپاريم كه «كُونُوا لَنَا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا عَلَيْنَا شَيْناً؛ (30) [موجب] آراستگي [و آبرومندي ما] باشيد، نه مايه زشتي [و بد نامي] ما.» زينت و زشتي در اين روايت، آراستگي ظاهري و باطني را در بر ميگيرد و به يقين، آراسته بودن شيعيان، بهويژه مبلّغان اوامر و نواهي آن بزرگواران، نقش بسزايي در جلب قلوب خواهد داشت.
1) الجامع الصغير، جلال الدين سيوطي، دار الفكر، بيروت، چاپ اول، 1401 ق، ج 1، ص283. 2) الكافي، ثقة الاسلام كليني، دار الكتب الاسلامية، تهران، 1365 ش، ج 6، ص 440. 3) تصنيف غرر الحكم، محمد تميمي آمدي، تحقيق: مصطفي درايتي، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، قم، چاپ دوم، 1378 ش، ص 435. 4) الخصال، شيخ صدوق، انتشارات جامعه مدرسين، قم، چاپ دوم، 1403 ق، ج 1، ص99. 5) الكافي، ج 6، ص 440. 6) تصنيف غرر الحكم، ص 437. 7) نسيم هدايت، علي وافي، انتشارات شفق، قم، چاپ اول، 1388 ش، ص 475. 8) وسائل الشيعه، حر عاملي، مؤسسه آل البيت عليهم السلام، قم، چاپ اول، 1409 ق، ج 2، ص134. 9) الكافي، ج 2، ص 615. 10) من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، انتشارات جامعه مدرسين، قم، 1413 ق، ج 1، ص 128. 11) مجمع البحرين، فخر الدين طريحي، تحقيق: سيد احمد حسيني، كتابفروشي مرتضوي، تهران، چاپ سوم، 1375 ش، ج 5، ص 225. 12) امتاع الاسماع، تقي الدين المقريزي، تحقيق: محمد عبد الحميد النميسي، بيروت، دار الكتب العلميه، چاپ اول، 1420 ق، ج 2، ص 191؛ و مكارم الاخلاق، حسن بن فضل طبرسي، شريف رضي، قم، چاپ چهارم، 1412 ق، ص 35. 13) وسائل الشيعه، ج 2، ص 114. 14) تحف العقول، حسن بن شعبه حراني، انتشارات جامعه مدرسين، قم، چاپ دوم، 1404 ق، ص 100. 15) مكارم الاخلاق، ص 67. 16) من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 130. 17) مكارم الاخلاق، ص 96. 18) نسيم هدايت، ص 475. 19) امالي صدوق، ص 428. 20) تهذيب الاحكام، شيخ طوسي، دار الكتب الاسلاميه، تهران، چاپ چهارم، 1365 ش، ج 3، ص 255. 21) امتاع الأسماع، تقي الدين المقريزي، تحقيق: محمد عبدالحميد النسيمي، بيروت، دارالکتب العلميه، چ1، 1420 ق، ج 7، ص 309. 22) مكارم الاخلاق، حسن بن فضل طبرسي، شريف رضي، قم، چ4، 1412 ق، ص 34. 23) همان، ص 33. 24) همان، ص 42. 25) شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد معتزلي، 20 جلد در 10 مجلد، انتشارات كتابخانه آيت الله مرعشي، قم، 1404 ق، ج 19، ص 341 و الكافي، ج 6، ص 512. 26) وسائل الشيعه، ج 5، ص 6. 27) دعائم الاسلام، تميمي مغربي، دار المعارف، مصر، چاپ دوم، 1385 ق، ج 1، ص 123. 28) تحف العقول، ص 323. 29) مكارم الاخلاق، ص 79. 30) روضة الواعظين، محمد بن حسن فتال نيشابوري، انتشارات رضي، قم، ج 2، ص 467.