حكمت نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

حكمت - نسخه متنی

محمدمهدي فجري

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید
حکمت
سيماي بيماري در اسلام (2)
محمدمهدي فجري
اشاره
در شماره پيشين برخي از حكمتهاي موجود در بيماري، همچنين توجه خداوند متعال به بيمار را مورد بررسي قرار داديم. در اين مقال به عوامل بيماري و دستورات اسلامي در خصوص بيماري مي‌پردازيم.
عوامل بيماري
دين مبين اسلام، منشأهاي متعددي براي بيماري ذكر كرده است. براي نمونه به چند عامل اشاره مي‌شود كه نشانه دقت اسلام درمسائل است:
الف. پرهيز نكردن
از نظر بهداشتي ثابت شده است كه پرخوري، سيري و حرص بر طعام،‌ معده را نابود مي‌كند و كبد را از بين مي‌برد و قلب را فاني مي‌سازد و باعث تصلب شرائين، آنژين صدري، بالا رفتن فشار خون، پديد آمدن قند در ادرار و بيماريهاي مهلك ديگر مي‌شود و اگر انسان به آن گرفتار شود راه علاج ندارد؛ مگر اينكه خود را از بسياري از خوردنيها باز دارد و در خوردن و آشاميدن اسراف نكند. در روايات اسلامي، پرهيز نكردن عامل مهمي براي بيماري ذكر شده است. رسول خدا(ص) 1400 سال پيش با تأكيد بر پرهيز كردن و پر نكردن معده، معده را خانة مرض ناميده، مي‌فرمايد: «الْمَعِدَةُ بَيْتُ الدَّاءِ وَ الْحِمْيَةُ رَأْسُ الدَّوَاء؛(1) معده، خانه همه بيماريها و كم‌خوري سر دسته دواها است.»
و نيز مي‌فرمايد: «إِيَّاكُمْ وَ فُضُولَ المَطْعَمِ فَإِنَّهُ يَسُمُّ الْقَلْبُ بِالْفَضْلَةِ وَ يُبْطِئُ بِالْجَوَارِحِ عَنِ الطَّاعَةِ وَ يُصِمُّ الْهِمَمَ عَنْ سِمَاعِ الْمَوْعِظَةِ؛(2) از پرخوري بپرهيزيد كه دل را مسموم مي‌كند و اعضا و جوارح آدمي را براي عبادت سست مي‌كند و گوشها را از شنيدن مواعظ محروم مي‌كند.»
البته بايد دانست كه پرهيز و خودداري، به معناي نخوردن نيست؛ بلكه منظور، رعايت اعتدال و به اندازه خوردن است. امام صادق(ع) مي‌فرمايد: «لَيْسَتِ الْحِمْيَةُ مِنَ الشَّيْ‏ءِ تَرْكَهُ إِنَّمَا الْحِمْيَةُ مِنَ الشَّيْ‏ءِ الْإِقْلَالُ مِنْه؛(3) منظور از خود‌داري، ترك كردن نيست، بلكه خودداري از چيزي، كم كردن آن است.»
همچنان كه براي پرخوري، آفات بسياري همچون: قساوت قلب(4) و آشفتگي خواب(5) ذكر كرده‌اند و فرد پرخور منفور نزد خدا معرفي شده است؛(6) براي گرسنگي نير ثمرات بسياري ذكر شده است. گرسنگي باعث سلامت بدن مي‌شود، امراض را دفع مي‌كند، دل را نوراني مي‌سازد، سبب تقويت ذهن مي‌شود، لذّت مناجات را بر انسان شيرين مي‌سازد و طاعت و عبادت را بر او سهل مي‌كند. همچنين گرسنگي، روز قيامت را ياد‌‌آور شده، انسان را از پيروي هوا و هوس باز مي‌دارد. بدين علت است كه جنايت و گناه در ماه مبارك رمضان به حداقل مي‌رسد.
با كمال تأسف، امروزه بر سنت نكوهش‌شده پرخوري، سنت چيدن غذاهاي رنگارنگ در مجالس ميهماني نيز اضافه شده است. اسلام به شدت از اين سنت غلط نهي كرده است؛ زيرا اسراف فراوان به همراه دارد.
رسول خدا (ص) مي‌فرمايد: «سَيَكُونُ رِجَالٌ مِنْ أُمَّتِي يَأْكُلُونَ أَلْوَانَ الطَّعَامِ وَ يَشْرَبُونَ أَنْوَاعَ الشَّرَابِ ... فَإولَئِكَ شِرَارُ اُمَّتِي؛(7) مرداني از امت من خواهند آمد كه غذاهاي رنگارنگ مي‌خورند، انواع نوشيدنيها مي‌نوشند. ... اينان بدهاي امت من هستند.»
ب. اندوه و غم
يكي ديگر از عوامل مهم بيماريها، غم و اندوه است. امروزه بسياري از بيماريهاي عصبي را نتيجه غم و اندوه مي‌دانند. در روايات اسلامي مي‌خوانيم كه كسي كه غم او زياد باشد، بدنش بيمار مي‌شود. (8)
حضرت علي(ع) در تعبير زيبايي مي‌فرمايد: «اَلْهَمُّ يُذِيبُ الْجَسَدَ؛(9) [آتش] اندوه و غم، بدن آدمي را ذوب مي‌كند.»
در سخني ديگر مي‌فرمايد: «اَلْهَمُّ نِصْفُ الْهَرَم؛(10) اندوه، نيمي از پيري است.» به عبارت ديگر، اثر غصه و غم، انسان نيرومند را ناتوان و در جواني، او را فرسوده مي‌كند و باعث پيري زود‌رس مي‌شود.
ابراهيم خليل(ع) حضرت يعقوب(ع) را براي كاري نزد يكي از راهبها و عابدها فرستاد. هنگامي كه راهب، او را ديد خيال كرد كه ابراهيم خليل است. با سرعت به استقبال او آمد و او را در آغوش گرفت و گفت: «مرحبا خوش آمدي، اي ابراهيم و اي خليل خداي رحمان!» يعقوب گفت: «من ابراهيم نيستم. يعقوب بن اسحاق هستم.» راهب گفت: «پس چه عاملي باعث شده است كه اين چنين پير شوي؟» گفت: گرفتاري و ناراحتي و حزن و اندوه و بيماري.» (11)
ادامه روايت: خداي متعال به او مي‌فرمايد: «اي يعقوب! از من به بندگان من شكايت كردي؟» پس يعقوب در همانجا به سجده افتاد و عرض كرد: «خداوندا! ديگر چنين كاري نخواهم كرد.» پس خداوند وحي فرمود: «تو را بخشيدم. پس از اين، چنين نكن.» ديگر يعقوب در هيچ مصيبتي از مصائب دنيا لب به شكايت نگشود و فقط گفت: (إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْني‏ إِلَى اللَّه)؛ (12) «من غم و اندوهم را تنها به خدا مي‌گويم [و شكايت نزد او مي‌برم].»

اسلام، بيماران را بر شكرگزاري در مقابل درد و رنج ناشي از بيماري توصيه مي‌كند؛ چرا كه اگر بيمار از علل بسياري از بيماريها آگاه باشد و بداند اين درد و رنج، عاملي براي امتحان اوست و يا خداوند متعال، مصلحت وي را در اين دانسته است كه با اين ناراحتي بر پاداشش بيفزايد و گناهانش را محو كند، به يقين، خداوند را شاكر و سپاسگزار خواهد بود.

ج. عوامل بيروني
در اسلام موارد متعددي از علل بيماريها معرفي شده است. پيشرفتهاي پزشكي، علل‌ برخي از اين دستورها را دريافته و علل بسياري را درنيافته است؛ اما براي داشتن جسمي سالم و با نشاط، توجه به همه آنها ضروري است.
براي نمونه در علم پزشكي، يكي از مشكلات برخي كودكان را محروميت از شير مادر عنوان مي‌كنند؛ در حالي كه قرآن كريم به تغذيه كودك با شير مادر در قرنها پيش، سفارش كرده است؛ و علم پزشكي، كم‌تر از يك قرن است كه به فوايد شير مادر پي برده است. امام صادق(ع) نيز تأكيد مي‌كند كه كودك از دو سينه مادر شير بخورد. ايشان به زني به نام ام اسحاق كه در حال شير دادن بچه‌اش بود فرمود: «يَا أُمَّ إِسْحَاقَ لَا تُرْضِعِيهِ مِنْ ثَدْيٍ وَاحِدٍ وَ أَرْضِعِيهِ مِنْ كِلَيْهِمَا يَكُونُ أَحَدُهُمَا طَعَاماً وَ الْآخَرُ شَرَاباً؛(13) اي مادر اسحاق! او را از يك پستان شير مده. از هر دو پستان شير بده. يكي از آن دو غذا است و ديگري نوشيدني و نوشاب.»
نمونه ديگر از بيماريهايي كه امروزه شيوع بسيار دارد، كمر دردهاي شديد است كه به ديسك كمر، معروف است. يكي از عللي كه براي اين بيماري ذكر مي‌شود، بالا رفتن زياد از پله است.
امام صادق(ع) در قرنها پيش، ضمن بيان چند علت از علل تباهي بدن و پيري زودرس، فرموده است: «أَرْبَعَةٌ تُهْرِمُ قَبْلَ أَوَانِ الْهَرَمِ أَكْلُ الْقَدِيدِ وَ الْقُعُودُ عَلَى النَّدَاوَةِ وَ الصُّعُودُ فِي الدَّرَجِ وَ مُجَامَعَةُ الْعَجُوز النِّسَاء؛(14) چهار چيز سبب پيري زودرس مي‌شود: خوردن آبگوشت شب‌مانده، نشستن در جاي مرطوب، بالا رفتن از پله و مجامعت با پيرزنان.»
همچنين در سخنان معصومان(ع) كوتاه كردن ناخنها مانع [بروز] دردهاي بزرگ،(15) شانه كردن فراوان موها باعث از بين رفتن وبا(16) و حمام رفتن با شكم پر، باعث فرسوده شدن بدن و حتي امكان مرگ(17) و شانه كردن در حمام، عامل وباي مو معرفي شده است. (18) در اين سخنان، عادت به گرفتن ناخن در روز پنج‌شنبه، باعث جلوگيري از چشم درد(19) و كفش خوب به پا كردن ماية نگهداري بدن دانسته شده است. (20)

دستورهاي اسلام، هنگام بيماري
اسلام هنگام بيماري، توصيه‌هايي براي بيماران همچنين افراد سالمي كه در ارتباط با آنها هستند، دارد كه به ترتيب آورده مي‌شود.
الف. وظايف بيماران
1. شكرگزاري
اسلام، بيماران را بر شكرگزاري در مقابل درد و رنج ناشي از بيماري توصيه مي‌كند؛ چرا كه اگر بيمار از علل بسياري از بيماريها آگاه باشد و بداند اين درد و رنج، عاملي براي امتحان اوست و يا خداوند متعال، مصلحت وي را در اين دانسته است كه با اين ناراحتي بر پاداشش بيفزايد و گناهانش را محو كند، به يقين، خداوند را شاكر و سپاسگزار خواهد بود.
رسول خدا (ص) اين صبر و شكر را كفارة دو سال گناه مي‌داند و مي‌فرمايد: «مَنِ اشْتَكَى لَيْلَةً فَقَبِلَهَا بِقَبُولِهَا وَ أَدَّى شُكْرَهَا كَانَتْ لَهُ كَفَّارَةُ سَنَتَيْنِ سَنَةٍ لِقَبُولِهَا وَ سَنَةٍ لِصَبْرِهِ عَلَيْهَا...؛ (21) كسي كه يك شب بنالد و آن شب را بپذيرد [و شكايت نكند] و شكرگزاري آن نيز بكند، كفاره گناهان دو سالش خواهد بود، يك سال به سبب پذيرفتن بيماري، و سال ديگر به علت صبر بر آن شب.»

2. كتمان بيماري
كتمان بيماري، يكي از مسائلي است كه اسلام بر آن تأكيد مي‌كند. رسول خدا(ص) كتمان بيماري را از گنجهاي بهشت دانسته، مي‌فرمايد: «ثَلَاثَةٌ مِنْ كُنُوزِ الْجَنَّةِ كِتْمَانُ الصَّدَقَةِ وَ كِتْمَانُ الْمُصِيبَةِ وَ كِتْمَانُ الْمَرَضِ؛(22) سه چيز از گنجهاي بهشتي است: پنهان داشتن صدقه، پنهان كردن مصيبت و پنهان ساختن بيماري.»
آن بزرگوار از آشكار ساختن بيماري پيش از سه روز منع ‌كرده و آشكار ساختنِ آن را گلايه از خداوند بر مي‌شمرد. (23)
از روايات استفاده مي‌شود كه شايسته است بيمار پس از سه روز، دوستان خويش را از بيماري‌اش آگاه سازد تا آنان به عيادت او آيند. (24)

3. شكايت و بي‌تابي نكردن از بيماري
درد و رنج، مصلحت الهي است كه خداوند متعال به بندگانش عنايت مي‌كند و به سبب آن، بندگان مؤمن و صابر را مشمول عنايت ويژه خويش قرار مي‌دهد. متأسفانه برخي از اين معارف بلند اسلام بي‌ اطلاع هستند و چنان در مشكلات و بيماريها جزع و فزع مي‌كنند و از خداوند طلب مرگ مي‌كنند كه گويي تمام بلاهاي عالم به سر آنان نازل شده است.
پيامبر اكرم (ص) مي‌فرمايد: «مَنْ مَرِضَ يَوْماً وَ لَيْلَةً فَلَمْ يَشْكُ إِلَى عُوَّادِهِ بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ خَلِيلِهِ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ الرَّحْمَنِ حَتَّى يَجُوزَ الصِّرَاطَ كَالْبَرْقِ اللَّامِع؛(25) هر كه يك شبانه روز مريض باشد و به عيادت‌كنندگان شكايت نكند، خداوند در قيامت، او را با دوستش، ابراهيم خليل الرحمان محشور خواهد كرد تا زماني كه چون برق لامع بر صراط بگذرد.»
آن حضرت با بيان اين نكته كه ناله‌هاي مريض نوشته مي‌شود، مي‌فرمود: «يُكْتَبُ أَنِينُ الْمَرِيضِ حَسَنَاتٍ مَا صَبَرَ فَإِنْ جَزَعَ كُتِبَ هَلُوعاً لَا أَجْرَ لَهُ؛(26) ناله‌هاي بيمار مادامي كه صبر كند، حسنه نوشته مي‌شود. و اگر بي‌تابي نمايد [در زمره افراد] بي‌صبر نوشته شود و اجري برايش نيست.»

4. آرزوي مرگ نكردن
يكي از دستورهاي پيامبر اسلام(ص) اين است كه حتي در سخت‌ترين شرايط بيماري و رنج، آرزوي مرگ نكنيد؛ چنان‌كه روزي آن بزرگوار به عيادت شخصي رفت كه زبان به شكايت گشوده بود و آرزوي مرگ مي‌كرد، آن حضرت به او فرمود: «لَا تَتَمَنَّ الْمَوْتَ فَإِنَّكَ إِنْ كُنْتَ مُحْسِناً تَزْدَادُ إِحْسَاناً وَ إِنْ كُنْتَ مُسِيئاً فَتُؤَخَّرُ تُسْتَعْتَبُ فَلَا تَمَنَّوُا الْمَوْت؛(27) آرزوي مرگ مكن؛ زيرا اگر نيكوكار باشي بر نيكيهاي خود مي‌افزايي، و اگر گناهكار باشي، مهلت مي‌يابي و عذر تقصير مي‌طلبي. پس آرزوي مرگ مكنيد.»

5. صدقه
صدقه در دستورهاي ديني عامل دفع بسياري از بيماريها است. معاذ بن مسلم مي‌گويد كه نزد امام صادق(ع) بودم. سخن از درد و بيماري به ميان آمد. امام(ع) فرمود: «بيماران خود را با دادن صدقه درمان كنيد. چه مي‌شود كه هر يك از شما، غذاي يك وعده خود را صدقه دهد؟ گاه به فرشته مرگ فرماني ابلاغ مي‌شود كه روح بنده‌اي را قبض كند. پس آن بنده، صدقه‌اي مي‌دهد و به فرشته مرگ خطاب مي‌شود: آن فرمان را باز گردان.» (28)
رسول خدا (ص) مي‌فرمايد: «تَصَدَّقُوا وَ دَاوُوا مَرْضَاكُمْ بِالصَّدَقَةِ، فَاِنَّ الصَّدَقَةَ تُدْفِعُ عَنِ الْاَعْرَاضِ وَ الْاَمْرَاضِ وَ هِيَ زِيَادَةٌ فِي أَعْمَارِكُمْ وَ حَسَنَاتِكُمْ؛(29) صدقه بدهيد و بيماران خود را با صدقه درمان كنيد؛ زيرا صدقه از پيشامدهاي ناگوار و بيماريها جلوگيري مي‌كند و بر عمر و حسنات شما مي‌افزايد.»
حضرت علي(ع) نيز مي‌فرمايد: «الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ؛(30) صدقه، دارويي مؤثر است.»
در حكايت است كه فردي خدمت امام كاظم(ع) رسيد و از بيماري خود و خانواده‌اش به حضرت شكايت كرد. آن بزرگوار فرمود: «ايشان را با صدقه مداوا كن؛ زيرا هيچ چيز همانند صدقه، باعث تسريع در اجابت نمي‌شود و هيچ چيز مثل صدقه براي مريض پر منفعت نيست.» (31)

ب. وظايف افراد سالم
1. دوري از بيماريهاي واگيردار
يكي از دستورهاي جالب توجه اسلام در 1400 سال قبل كه هيچ خبري از مسائل پزشكي نبود، معرفي جذام به عنوان بيماري واگيردار بود. بر اين اساس در روايات متعدد درباره پيشگيري از اين بيماري سخن به ميان آمده است. يكي از اين دستورها، رعايت فاصله با افراد جذامي است. رسول خدا (ص) در اين باره مي‌فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَرِهَ لَكُمْ أَيَّتُهَا الْأُمَّةُ أَرْبَعاً وَ عِشْرِينَ خَصْلَةً وَ نَهَاكُمْ ... يُكَلِّمَ الرَّجُلُ مَجْذُوماً إِلَّا أَنْ يَكُونَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ قَدْرُ ذِرَاع؛(32) خداوند متعال براي شما اي امّت، بيست و چهار خصلت را بد مي‌داند و نهي كرده است... [يكي از آنها اين است] كه كسي با جذامي سخن بگويد؛ مگر اينكه ميان او و جذامي، يك ذراع فاصله باشد.»
همچنين آن حضرت از نوشيدن آب از دهانه ظرف منع كرده است؛ چرا كه نوشيدن آب از ظرف، باعث آلوده شدن آن مي‌شود و امكان سرايت بسياري از بيماريها از اين طريق ميسر مي‌شود. اين دستور بهداشتيِ بسيار ارزنده‌اي است كه دانش بشري، قرنها بعد بدان دست يافته است. (33)
شايد بتوان اين دستور اسلام را كه براي حفظ سلامتي در انسان است، به ساير امراض واگيردار سرايت داد.

2. پرهيز از نگاه طولاني به افراد مبتلا به بيماريهاي علاج ناپذير
دستور ديگر اسلام، اين است كه به مبتلايان به بيماريهاي خاص و علاج‌ناپذير، نگاه طولاني نكنيد. با كمال تأسف، برخي به عقب‌افتادگي ذهني يا بيماريهاي مادر زادي مبتلايند و اعضاي آنها به گونه‌اي است كه هر بيننده‌اي را به خود جلب، و هر انساني را متأثر مي‌كند. به يقين، نگاه طولاني به اين‌گونه افراد، جز اذيت و آزار آنان سودي به همراه ندارد. رسول خدا (ص) از نگاه ممتد به بيماران به شدت نهي مي‌كند و مي‌فرمايد: «لَا تُدِيمُوا النَّظَرَ إِلَى أَهْلِ الْبَلَاءِ وَ الْمَجْذُومِينَ فَإِنَّهُ يَحْزُنُهُم؛(34) چشم خود را به مردم بلا زده و جزامي ندوزيد و نگاه طولاني نكنيد؛ چرا كه اين عمل، آنان را اندوهگين مي‌سازد.»
بدتر آنكه برخي با ديدن اين‌گونه افراد، شروع به گفتن لا اله الا الله و الحمد لله در مقابل آنان مي‌كنند. اين عمل باعث ناراحتي بيش‌تر آنان مي‌شود كه به يقين، كاري ناپسند است. در روايت است كه اگر يكي از شما، برادر خويش را گرفتار بلايي ببيند، خداوند را [بر سلامت خويش] بستايد، و [البته مراقب باشد] اين حمد گفتن به گوش آن بيمار نرسد. (35)

3. مجبور نكردن بيمار به خوردن غذا
دستور ديگر اسلام، اين است كه بيمار را در خوردن غذا راحت بگذاريد و او را به خوردن چيزي مجبور نكنيد. رسول خدا (ص) مي‌فرمايد: «لَا تُكْرِهُوا مَرْضَاكُمْ عَلَى الطَّعَامِ فَإِنَّ اللَّهَ يُطْعِمُهُمْ وَ يَسْقِيهِم؛(36) بيماران خود را بر خوردن غذا مجبور نكنيد؛ چرا كه خداوند، آنان را اطعام و سيراب مي‌كند.»
در روايتي ديگر مي‌فرمايد: «إِذَا اشْتَهَي مَريضُ أحَدِكُمْ شَيْئاً فَلْيُطْعِمْهُ؛(37) هرگاه مريض يكي از شما به چيزي ميل داشت به او بدهد.» (38)

4. توقف براي بهبود همسفر بيمار
اسلام، توقف سه روز براي بهبود همسفر بيمار را از حقوق واجب او دانسته است؛ چنان‌كه رسول خدا (ص) مي‌فرمايد: «حَقُّ الْمُسَافِرِ أَنْ يُقِيمَ عَلَيْهِ أَصْحَابُهُ إِذَا مَرِضَ ثَلَاثاً؛(39) حق مسافر،‌ اين است كه اگر مريض شود رفقايش تا سه روز براي او اقامت گزينند [و بمانند].»

سخت‌تر از بيماري بدن چيست؟
با همه اوصافي كه براي بيماري تن گفته شد؛(40) اما بايد دانست كه از ديدگاه اسلام، اهميت توجه به بيماريهاي قلبي، بسيار بيش‌تر از بيماريهاي جسمي است. حكايت است كه حضرت عيسي(ع) بر مردي گذشت كه به چندين بيماري مبتلا بود: نه چشمي داشت كه ببيند و نه پايي كه راه رود؛ جذام بر سر و روي او زده بود و پوستش، پيسي داشت. به گوشه‌اي افتاده بود و مي‌گفت: شكر آن خداي را كه مرا عافيت داد و در سلامت نهاد!
حضرت عيسي(ع) به او فرمود: اي مرد! مرضي وجود دارد كه به آن مبتلا نشده باشي و از آن به سلامت و عافيت باشي؟
گفت: ‌عافيت و سلامت من بيش‌تر است از كسي كه در قلب وي، معرفت و حق نيست. (41)
اميرمؤمنان(ع) مي‌فرمايد: «أَلَا وَ إِنَّ مِنَ الْبَلَاءِ الْفَاقَةَ وَ أَشَدَّ مِنَ الْفَاقَةِ مَرَضُ الْبَدَنِ وَ أَشَدَّ مِنْ مَرَضِ الْبَدَنِ مَرَضُ الْقَلْبِ أَلَا وَ إِنَّ مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَى الْقَلْب؛(42) آگاه باشيد كه فقر نوعي بلاست و سخت‌تر از تنگدستي، بيماري تن است و سخت‌تر از بيماري تن، بيماري قلب است. آگاه باشيد كه همانا، عامل تندرستي بدن، تقواي دل است.»
امام حسن(ع) در روايت زيباي ديگري مي‌فرمايد: «عَجَبٌ لِمَنْ يَتَفَكَّرُ فِي مَأْكُولِهِ كَيْفَ لَا يَتَفَكَّرُ فِي مَعْقُولِهِ فَيُجَنِّبُ بَطْنَهُ مَا يُؤْذِيهِ وَ يُودِعُ صَدْرَهُ مَا يُرْدِيه؛(43) شگفتا از كسي كه در خوراكش فكر مي كند [كه آيا اين خوراك برايش سود دارد يا زيان]؛ چگونه در امور معنوي [و غذاي جان خويش] تعقل نمي‌كند، شكم را از طعام مضرّ بر حذر مي‌دارد؛ در حالي كه سينه‌اش [و قلبش] را به امور پَست مي‌سپارد.»

(1) مستدرك الوسائل، ج16، ص453.
(2) عدة الداعي، ص313.
(3) مكارم الأخلاق، طبرسي، شريف رضي، قم، چاپ چهارم، 1412 ق، ص362.
(4) عدة الداعي، ص313.
(5) غرر الحكم، محمد تميمي آمدي، تصحيح و ترجمه: مير جلال الدين حسيني، انتشارات دانشگاه تهران، 1373 ش، ص603.
(6) رسول خدا (ص) مي‌فرمايد: «أَفْضَلُكُمْ مَنْزِلَةً عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى أَطْوَلُكُمْ جُوعاً وَ تَفَكُّراً وَ أَبْغَضُكُمْ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى كُلُّ نَئُومٍ وَ أَكُولٍ وَ شَرُوبٍ؛ بهترين شما در پيشگاه خداوند متعال، كسي است كه گرسنگي و تفكرش از ديگران طولاني‌تر باشد و منفورترين شما در پيشگاه خداوند متعال، پرخواب، پرخور، پرنوش است»: مجموعه ورام، ورام بن ابي فراس، انتشارات مكتبة الفقيه، قم، ج1، ص100.
(7) كنز العمال، ج3، ص561.
(8) الأمالي، شيخ طوسي، ص512.
(9) غرر الحكم، ص312.
(10) نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي، مؤسسه تحقيقاتي امير المؤمنين(ع)، بوستان كتاب، قم، حكمت 143.
(11) مستدرك الوسائل، ج2، ص69 و 70.
(12) يوسف/86.
(13) الكافي، ج6، ص40.
(14) تحف العقول، ص 317.
(15) الكافي، ج6، ص490.
(16) همان، ص489.
(17) من لا يحضره الفقيه، ج3، ص555.
(18) علل الشرائع، شيخ صدوق، انتشارات مكتبة الداوري، قم، ج1، ص292.
(19) وسائل الشيعة، ج7، ص360.
(20) مكارم الاخلاق، ص122.
(21) عدة الداعي، ص127.
(22) ارشاد، شيخ مفيد، انتشارات كنگره جهاني شيخ مفيد، قم، 1413ق، ج1، ص303.
(23) كنز العمال، ج3، ص317، ح6738.
(24) الكافي، ج3، ص117.
(25) من لا يحضره الفقيه، ج4، ص16.
(26) دعائم الإسلام، تميمي مغربي، دار المعارف، مصر، چاپ دوم، 1385ق، ج1، ص217.
(27) امالي، طوسي، ص385.
(28) وسائل الشيعة، ج9، ص375.
(29) كنز العمال، ج6، ص371، ش16113.
(30) نهج البلاغه، حكمت 7.
(31) وسائل الشيعه، ج2، ص433.
(32) من لا يحضره الفقيه، ج3، ص556.
(33) وسائل الشيعة، ج25، ص264. در روايت آمده است: «أَنَّهُ نَهَى عَنِ اخْتِنَاثِ الْأَسْقِيَةِ قَالَ وَ مَعْنَى الِاخْتِنَاثِ أَنْ تَثْنِيَ أَفْوَاهَهَا ثُمَّ تَشْرَبَ مِنْهَا ؛ رسول خدا (ص) از اختناث اسقيه نهي فرمود و فرمود: معناي اختناث آن است كه لبه آن را دو لا كند بعد، از آن آب بياشامد.»
(34) بحار الانوار، ج72، ص15.
(35) كنز العمال، ج2، ص142، ح3510.
(36) مستدرك الوسائل، ج16، ص459.
(37) سنن، ابن ماجه، ج4، ص97، ح25157.
(38) البته به نظر مي‌رسد اين دستور، شامل حال كودكاني نمي‌شود كه صلاح و مصلحت خود را نمي‌دانند و دارو نمي‌خورند.
(39) الكافي، ج2، ص670.
(40) الخصال، شيخ صدوق، انتشارات جامعه مدرسين، قم، چاپ دوم، 1403ق، ج1، ص238.
(41) جامع السعادات، محمدمهدي نراقي، تصحيح محمدرضا مظفر، مكتبه الداوري، قم، چ سوم، ج3، ص208.
(42) نهج البلاغه، حكمت 388.
(43) بحارالانوار، ج1، ص218.

منبع : ماهنامه اطلاع رساني، پژوهشي، آموزشي مبلغان شماره 125
/ 1