بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
اعمال ماه ذي الحجة عرفه، روز دعا و نيايش سيد جواد حسينى عبادات و دعا رشته اتصال انسان با مبدأ هستى و قدرت لايزال الهى هستند؛ از زمانهايى وجود دارد كه فرصت ويژهاى براى ارتباط با خداوند از طريق دعا و راز و نياز است؛ چرا كه رحمت خاص خداوند در آنها از مبدأ اعلى به سوى بندگان سرازير مىگردد و بنده بايد تلاش كند خود را در معرض دريافت آن عنايات و رحمتهاى ويژه الهى قرار دهد؛ چنانكه پيامبر اكرمصلىاللهعليهوآله فرمودند: «اِنَّ لِرَبِّكُمْ فِى اَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحاتٌ اَلا فَتَعَرَّضُوا لَها؛(1)به راستى براى پروردگار شما در روزهاى روزگارتان عطايا و بخششهايى است، هوشيار باشيد و خود را در معرض آنها قرار دهيد.» و قرآن كريم نيز مىفرمايد: «وَذَكِّرْهُمْ بِاَيَّامِ اللَّهِ»؛(2) و روزهاى خدا را به آنان ياد آورى كن.» يكى از اين روزها، نهم ذيحجّه يعنى روز عرفه است كه مىتوان آن را روز دعا و نيايش نام نهاد. مخصوصاً براى كسانى كه توفيق تشرّف به حج و حضور در صحراى عرفات را پيدا كردهاند.
جايگاه روز عرفه مرحوم شيخ عباس قمى درباره شب عرفه مىگويد: «از ليالى متبرّكه و شب مناجات با قاضى الحاجات است و توبه در آن مقبول و دعا در آن شب مستجاب است. و كسى كه آن شب را به عبادت بسر آورد، اجر و پاداش هفتاد سال عبادت را دارد.» (3) وى در رابطه با روز عرفه نيز مىگويد: «روز عرفه از اعياد عظيمه [و بزرگ ]است، هر چند به اسم عيد ناميده نشده و روزى است كه حق تعالى بندگانش را به عبادت و طاعت فراخوانده و سفرههاى جود و احسان خود را براى آنها گسترده و شيطان در اين روز تحقير و رانده شده و خشمناك است.» (4) امّا جايگاه والاى روز عرفه، در روايات معصومينعليهمالسلام بيشتر نمود پيدا مىكند كه در زير به نمونههايى اشاره مىشود. 1. برابرى با ماه رمضان ماه مبارك رمضان، ماه رحمت و مغفرت الهى است؛ چنانكه پيامبر اكرمصلىاللهعليهوآله مىفرمايند: «... قَدْ اَقْبَلَ اِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَالرَّحْمَةِ وَالْمَغْفِرَةِ؛(5) ماه خدا با بركت و رحمت و بخشش به سوى شما روى آورده است.» اگر كسى در ماه رمضان بخشيده نشد و يا اين توفيق را پيدا نكرد كه خود را در معرض مغفرت الهى قرار دهد، روز عرفه آنقدر عظمت دارد كه بتواند جبران ماه رمضان بنمايد. در آن روز اگر كسى به درگاه الهى روى آورد، مورد مغفرت خداوند قرار مىگيرد. امام صادقعليهالسلام فرمودند: «مَنْ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ فِى شَهْرِ رَمَضانَ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ اِلى قابِلٍ اِلَّا اَنْ يَشْهَدَ عَرَفَةَ؛(6) كسى كه در ماه رمضان بخشيده نشود، تا سال آينده بخشيده نمىشود، مگر اينكه [روز] عرفه را درك كند.» 2. دعا و برآورده شدن حاجت امام صادقعليهالسلام در جاى ديگرى مىفرمايند: «تَخَيَّرْ لِنَفْسِكَ مِنَ الدُّعاءِ ما اَحْبَبْتَ وَاجْتَهِدْ فَاِنَّهُ (يَوْمَ عَرَفَةَ) يَوْمُ دُعاءٍ وَمَسْأَلَةٍ؛(7) هر دعايى كه دوست دارى براى خود بخوان و [در دعا كردن ]بكوش كه آن روز (روز عرفه) روز دعا و درخواست است.» و يقيناً درخواستها استجابت را در پى دارد. 3. روز بخشش ابن فهد حلّى در عدّة الداعى روايتى به اين شرح براى روز عرفه نقل نموده است: «وَفِى الْخَبَرِ اَنَّ اللَّهَ سُبْحانَهُ وَتَعالى يَقُولُ لِلْمَلائِكَةِ فِى ذلِكَ الْيَوْمِ يا مَلائِكَتِى اَلا تَرَوْنَ اِلى عِبادِى وَاِمائِى جاؤُا مِنْ اَطْرافِ الْبِلادِ شُعْثاءً غَبْراءً اَتَدْرُونَ ما يَسْئَلُونَ فَيَقُولُونَ رَبَّنا اِنَّهُمْ يَسْئَلُونَكَ الْمَغْفِرَةَ فَيَقُولُ اشْهَدُوا اِنِّى قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ؛(8) در روايت آمده كه خداى سبحان به ملائكه در اين روز مىفرمايد: اى فرشتگان من! آيا نمىبينيد بندگان و كنيزان مرا كه ژوليده و غبارآلود از اطراف شهرها آمدهاند؟ و آيا مىدانيد آنها چه درخواستى دارند؟ ملائكه مىگويند: پروردگار ما! آنها مغفرت مىخواهند. پس خداوند مىفرمايد: شاهد باشيد كه من آنها را بخشيدم!» 4. تغيير شقاوت به سعادت شيخ عباس قمى نقل نموده كه امام زين العابدينعليهالسلام در روز عرفه صداى سائلى را شنيد كه از مردم درخواست كمك مىكرد. حضرت خطاب به او فرمودند: «واى بر تو! در اين روز از غير خدا سؤال و طلب كمك مىكنى، حال آنكه در اين روز براى بچّههايى كه در شكم مادر هستند نيز اميد فضل خدا مىرود كه آنها سعيد گردند!» (9) از روايات فوق، به خوبى اهميت و جايگاه روز عرفه روشن مىشود و اين نكته استنباط مىگردد كه اين روز، روز دعا و نيايش است. ما هم به اختصار در باره دعا، دعاهاى روز عرفه و دعا در عرفات، مطالبى بيان مىداريم.
و پروردگار شما گفته است: مرا بخوانيد تا [دعاى] شما را بپذيرم. همانا كسانى كه از عبادت من تكبّر مىورزند، به زودى با ذلّت وارد دوزخ مىشوند
جايگاه دعا در قرآن در قرآن كريم آيات متعددى در رابطه با دعا و به صورت متن دعا آمده كه ما در اينجا فقط برخى آيات مربوطه را مطرح مىكنيم: 1. تشويق به دعا «وَقَالَ رَبُّكُمْ اُدْعُونِى اَسْتَجِبْ لَكُمْ اِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرينَ»؛(10) و پروردگار شما گفته است: مرا بخوانيد تا [دعاى] شما را بپذيرم. همانا كسانى كه از عبادت من تكبّر مىورزند، به زودى با ذلّت وارد دوزخ مىشوند.»
2. دعا، محكمترين ارتباط با خدا «وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِى عَنِّى فَإِنِّى قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِى وَلْيُؤْمِنُواْ بِى لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ »؛(11) و هنگامى كه بندگان من از تو در باره من سؤال كنند [بگو:] من نزديكم، دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا مىخواند پاسخ مىگويم؛ پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان بياورند، اميد است راه يابند [و به مقصد برسند].»
3. دعا و اعتبار «قُلْ مَا يَعْبَؤُاْ بِكُمْ رَبِّى لَوْلَا دُعَآؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزَامَام »؛(12) بگو: پروردگارم هيچ اعتنايى به شما نمىكند، اگر دعاى شما نباشد. شما [آيات خدا و پيامبران را ]تكذيب كرديد و [اين عمل دامان شما را خواهد گرفت و] از شما جدا نخواهد شد.» اگر در قرآن، آيهاى جز همين آيه در رابطه با دعا نبود، جا داشت كه براى بالا رفتن مقام انسانى و معنوى خود، شب و روز دعا كنيم.
دعا در روايات در روايات در باره دعا سخنان بسيارى گفته شده كه جمعآورى همه آنها چندين كتاب قطور مىشود. آنچه در اين بخش به آن اشاره مىگردد، نمونهاى از رواياتى است كه اهميت و ارزش دعا را نشان مىدهد:
1. دعا، مغز عبادت پيامبر اكرمصلىاللهعليهوآله فرمودند: «الدُّعاءُ مُخُّ الْعِبادَةِ وَلا يَهْلِكُ مَعَ الدُّعاءِ اَحَدٌ؛(13) دعا مغز عبادت است و كسى با دعا كردن [و اينكه اهل دعا باشد هرگز ]هلاك نمىشود.» به راستى تعبيرى از اين زيباتر و جامعتر نمىتوان يافت؛ چرا كه اهميت مغز در انسان و حيوانات بر كسى پوشيده نيست. همه مىدانند كه مغز نقشى حياتى در بدن دارد. دعا نيز در ميان عبادات چنين نقشى دارد؛ يعنى حيات روحى و معنوى انسان و درست تنظيم شدن امور آن به دعا بستگى دارد.
2. دعا، اسلحه مؤمن رسول خداصلىاللهعليهوآله فرمودند: «اَلدُّعاءُ سِلاحُ الْمُؤْمِنِ وَعَمُودُ الدِّينِ وَنُورُ السَّماواتِ وَالْاَرْضِ؛(14) دعا اسلحه مؤمن است و ستون دين و نور آسمانها و زمين است.» از ديگر سخنان ائمّهعليهمالسلام چنين به دست مىآيد كه دعاء به عنوان سلاح انبياء نيز معرفى شده است. حضرت امام رضاعليهالسلام مىفرمايند: «عَلَيْكُمْ بِسِلاحِ الْاَنْبِياءِ فَقِيلَ وَما سِلاحُ الْاَنْبِياء قالَ الدُّعاءُ؛(15) بر شما باد بر سلاح انبيا! گفته شد: اسلحه انبيا چيست؟ فرمود: دعا.» روشن است كه اگر انسان خلع سلاح شود و يا از اسلحه خويش غافل گردد، مورد حمله دشمنان قرار مىگيرد؛ پس لازم است كه دعا مستمر باشد. خداوند در قرآن كريم مىفرمايد: «وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُم مَّيْلَةً وَ حِدَةً »؛(16) «كافران دوست دارند [و آرزو مىكنند ]كه شما از اسلحه و اسباب خويش غافل شويد، پس ناگهان بر شما هجوم آورند.»
3. دعا، دواى هر درد امام صادقعليهالسلام فرمودند: «عَلَيْكَ بِالدُّعاءِ، فَاِنَّ فِيهِ شِفاءٌ مِنْ كُلِّ داءٍ؛(17) بر تو باد به دعا كردن، پس به راستى دعا شفاى هر دردى است.»
4. دعا، تغييردهنده تقديرات پيامبر اكرمصلىاللهعليهوآله مىفرمايند: «لا يَرُدُّ الْقَضاءَ اِلَّا الدُّعاءُ؛(18) قضا [وتقديرات الهى] را جز دعا چيزى رد نمىكند.» اين روايات به خوبى نقش دعا را در زندگى انسان تبيين مىكنند.
اعمال و ادعيه در روز عرفه روز عرفه اوج روزهايى است كه در آن دعا و نيايش از موقعيت ويژه و خاصى برخوردار است، بدين جهت از پيشوايان معصومعليهمالسلام دعاها و سفارشهايى در اين روز رسيده است كه به عنوان نمونه به برخى از آنها براساس ترتيب كتب نقلكننده اشاره مىكنيم: الف. صحيفه سجاديه در صحيفه سجاديه، اين زبور آل محمدصلىاللهعليهوآله دعايى طولانى براى روز عرفه از زبان امام سجادعليهالسلام نقل شده كه در آن هم مهمترين مسائل اعتقادى و سياسى مورد اشاره قرار گرفته و هم مسائل عرفانى و اخلاقى با زبان دعا بيان شده است: امام سجادعليهالسلام درباره معرّفى روز عرفه مىفرمايد: «اللَّهُمَّ وَهذا يَوْمُ عَرَفَةَ يَوْمٌ شَرَّفْتَهُ وَكرَّمْتَهُ وَعَظَّمْتَهُ نَشَرْتَ فِيهِ رَحْمَتَكَ وَمَنَنْتَ فِيهِ بِعَفْوِكَ وَاَجْزَلْتَ فِيهِ عَطِيَّتَكَ وَتَفَضَّلْتَ بِهِ عَلى عِبادِكَ؛(19) خدايا! و اين روز عرفه روزى است كه تو به او شرافت و كرامت و عظمت بخشيدى و رحمتت را در اين روز گستراندى و به عفو و بخششت [بر خلق] منّت گذاردى و عطايت را بسيار عظيم گردانيدى و به خاطر اين روز بر بندگانت تفضّل نمودى.» برخى از درخواستهاى حضرت در اين روز عبارتاند از: «... وَاخِفْنِى مَقامَكَ وَشَوِّقْنِى لِقاءَكَ وَ تُبْ عَلَىَّ تَوْبَةً نَصُوحاً لا تُبْقِ مَعَها عَلانِيَّةً وَلا سَرِيْرَةً وَاَنْزِعِ الْغِلَّ مِنْ صَدْرِى لِلْمُؤْمِنِينَ وَاعْطِفْ بِقَلْبِى عَلَى الْخاشِعِينَ وَكُنْ لِى كَما تَكُونُ لِلصَّالِحِينَ؛(20) [خدايا!] مرا از مقامت بترسان و شوق ملاقاتت را به من عنايت كن و توفيق توبه نصوح به من عنايت فرما؛ بهگونهاى كه با آن توبه گناه پنهان و آشكارى باقى نگذارى و از سينهام كينه نسبت به مؤمنين را بركن و قلب مرا بر خاشعان مهربان كن و آنچنانكه با صالحان هستى، با من باش!» در بخش پايانى اين دعا چنين مىفرمايند: «وَلا تَجْعَلْنِى لِلظَّالِمِينَ ظَهِيراً وَلا لَهُمْ عَلى مَحْوِ كِتابِكَ يَداً وَنَصِيراً... وَاجْعَلْ باقِى عُمْرِى فِى الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ اِبْتِغاءَ وَجْهِكَ...؛ (21) و مرا پشت [و كمك كار ]ستمگران مگردان و [مرا براى] از ميان بردن كتابت دستيار و ياور آنان مكن... و هر چه از عمرم باقى مانده است، در جستن خودت در حجّ و عمره بگذران!»
ب. مفاتيح الجنان در اين كتاب دعايى براى شب عرفه و چند دعا براى روز عرفه نقل شده است. دعاى اوّل، تسبيحات پيامبر اكرمصلىاللهعليهوآله با بخشى از آيات و اذكار خاص است ودومى دعايى از حضرت صادقعليهالسلام مىباشد و سومى دعايى معروف از امام حسينعليهالسلام است. بشر و بشير پسران غالب اسدى نقل كردهاند كه در عصر روز عرفه در عرفات در محضر امام حسينعليهالسلام بوديم. آن حضرت با گروهى از اهل بيت و فرزندان و شيعيان بيرون آمد و با نهايت خشوع و خضوع در جانب كوه (جبل الرحمه) رو به كعبه ايستاد و اين دعا را خواند. در بخشى از اين دعا مىخوانيم: «اِلهِى اَنَا الْفَقِيرُ فِى غِناىَ فَكَيْفَ لا اَكُونُ فَقِيراً فِى فَقْرِى اِلهِى اَنَا الْجاهِلُ فِى عِلْمِى فَكَيْفَ لا اَكُونُ جَهُولاً فِى جَهْلِى؛(22) خدايا من در حال توانگرى نيازمندم [و فقر ذاتى دارم]؛ پس چگونه در حال ندارى نيازمند [تو ]نباشم؟ معبودا! من در حال دانائيم نادانم؛ پس چگونه در حال جهلم نادان نباشم؟» در بخش ديگرى مىخوانيم: «مَتى غِبْتَ حَتّى تَحْتاجَ اِلى دَلِيلٍ يَدُلُّ عَلَيْكَ وَمَتى بَعُدْتَ حَتّى تَكُونَ الْآثارُ هِىَ الّتِى تُوصِلَ اِلَيْكَ عَمِيَتْ عَيْنٌ لا تَراكَ عَلَيْها رَقِيباً؛(23) كى نهان بودهاى تا محتاج برهانى باشى كه بر تو دلالت كند؟ وكى دور گشتهاى كه آثار و علائم به تو رسانند؟ كور باد چشمى كه تو را بر خود رقيب و مواظب نداند!» كى بودهاى نهان كه پيدا كنم تو را پنهان نگشتهاى كه هويدا كنم تو را با صد هزار جلوه برون آمدى كه من با صد هزار ديده تماشا كنم تو را در قسمت ديگرى از اين دعا مىخوانيم: «اِلهِى مَنْ كانَتْ مَحاسِنُهُ مَساوِى فَكَيْفَ لا تَكُونُ مَساوِيهِ مَساوِى وَمَنْ كانَتْ حَقائِقُهُ دَعاوِى فَكَيْفَ لا تَكُونُ دَعاوِيْهِ دَعاوِى؛(24) خدايا! كسى كه خوبيهايش [هم] بدى است، چگونه بديهاى او بد نباشد؟ و كسى كه حقيقت گوييش صرف ادعا است، پس چگونه دعاوى او صرف ادعا نباشد؟»
ج. اقبال الاعمال سيد بن طاووس براى شب عرفه دو دعا نقل نموده كه يكى از آنها نسبتاً طولانى است. همچنين روايتى درباره فضيلت زيارت امام حسينعليهالسلام نقل كرده است كه حضرت باقرعليهالسلام فرمود: «مَنْ زارَ لَيْلَةَ عَرَفَةَ اَرْضَ كَرْبَلا... وَقاهُ اللَّهُ شَرَّ سَنَتِهِ؛(25) كسى كه در شب عرفه زمين كربلا را زيارت كند...، خداوند بلاى آن سال را از او دور مىكند.» آنگاه به فضيلت روز عرفه پرداخته و نقل نموده كه روزه آن روز كفاره گناهان هفتاد ساله مىباشد و در آن روز توبه آدم پذيرفته شده است(26). آنگاه زيارت مخصوصه امام حسينعليهالسلام در اين روز را نقل نموده است(27). وى براى روز عرفه دعايى نيز از پيامبر اكرمصلىاللهعليهوآله و امام هفتمعليهالسلام نقل نموده و سپس دعاى معروف امام حسينعليهالسلام در روز عرفه را آورده است(28). و بعد از آن، دعاى امام زين العابدينعليهالسلام در صحيفه سجاديه را نقل نموده است(29). آنگاه دعايى از امام صادقعليهالسلام را با اسنادش نقل كرده كه در بخشى از آن مىخوانيم: «اَنْتَ الَّذِى لا تَنْسى مَنْ ذَكَرَكَ وَلا تَضِيعُ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ...؛ (30) تو كسى هستى كه فراموش نمىكنى كسى را كه يادت كند و نابود نمىكنى كسى را كه بر تو توكل نمايد.» سپس دعايى به نام مخزون را نقل كرده(31) و بعد از آن دعاى ديگرى از امام صادقعليهالسلام را آورده است(32). آنگاه دعايى را كه در برخى كتب دعا ديده نقل مىكند(33) و سخن را با دعاهايى در مورد شام عرفه ادامه مىدهد.
د. مصباح المتهجد در مصباح، شيخ دعايى را براى ايّام ذى حجّه از اوّل تا شام عرفه نقل نموده كه در آغاز آن مىخوانيم: «اَللَّهُمَّ هذِهِ الْاَيَّامُ الَّتِى فَضَّلْتَها عَلَى الْاَيَّامِ وَشَرَّفْتَها قَدْ بَلَّغْتَنِيها بِمَنِّكَ وَرَحْمَتِكَ فَاَنْزِلْ عَلَيْنا مِنْ بَرَكاتِكَ وَاَوْسِعْ عَلَيْنا فِيها مِنْ نَعْمائِكَ؛(34) خدايا! اين ايّامى كه آن را بر روزهاى ديگر برترى و شرافت دادى، با منّت و رحمت خود، مرا به آنها رساندى؛ پس بركات خويش را بر ما نازل كن و نعمتهاى خود را در اين روزها بر ما توسعه بده!»
عرفه در عرفات اوج عظمت دعا از حيث زمان، روز عرفه است و اوج ارزش مكانىاش در آن روز، بعد از كربلا و حرم حسينى، صحراى عرفات است. اين معنى را از روايات مىتوان فهميد: 1. علىعليهالسلام فرمودند: «مِنَ الذُّنُوبِ لا تُغْفَرُ اِلَّا بِعَرَفاتٍ؛(35) برخى از گناهان [بهگونهاى سنگين است كه] جز در عرفات بخشوده نمىشود.» 2. كسى حق ندارد در عرفات بگويد گناهانش بخشيده نمىشود. پيامبر اكرمصلىاللهعليهوآله در اين رابطه فرمودند: «اَعْظَمُ اَهْلِ عَرَفاتٍ جُرْماً مَنِ انْصَرَفَ وَهُوَ يَظُنُّ اَنَّهُ لَنْ يُغْفَرَ لَهُ؛(36) گناهكارترين فرد در عرفات كسى است كه از آنجا بازگردد، در حالى كه گمان مىبرد هرگز آمرزيده نخواهد شد.» به راستى فردى كه چنين گمانى را در ذهن پرورش دهد، در وادى عرفان و شناخت، اين مسئله را درك نكرده است كه خداوند «ارحم الراحمين» است و رحمت او بر همه چيز برترى داشته، همه هستى را زير پوشش دارد كه «رَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَ شَىءٍ».
نمونهاى از دعا در عرفات خالى از لطف نيست كه يك نمونه از دعا در عرفات در حق ديگران را بيان نماييم: على بن ابراهيم از پدرش نقل نموده كه او گفته است عبد اللّه بن جندب را در عرفات (در روز عرفه) ديدم و موقفى بهتر از موقف او نديدم. او پيوسته دستها را به سوى آسمان بلند كرده و اشك چشمانش ازگونههايش جارى بود، تا آنجا كه به زمين رسيده بود. هنگام مراجعت مردم به او گفتم: اى ابا محمّد! [عجب حال خوشى داشتى!] من چنين موقفى [و حالى] تا حال نديده بودم! عبد اللّه پاسخ داد: به خدا قسم! يك كلمه براى خودم دعا نكردم و در تمام اين مدّت براى برادران دينىام دعا كردم. واين به جهت اين بود كه از ابا الحسن موسى بن جعفرعليهالسلام شنيدم كه فرمود: «مَنْ دَعا لِاَخِيهِ بِظَهْرِ الْغَيْبِ نُودِىَ مِنَ الْعَرْشِ ها وَلَكَ مِأةُ اَلْفِ ضِعفٍ مِثْلُهُ؛(37) هر كس برادر مؤمن خود را در غياب او دعا كند، از عرش الهى به او ندا مىرسد: هان! [اى بنده من!] براى تو صد هزار مثل آن [پذيرفته] مىباشد.» بدين جهت (به خاطر همين سخن امامعليهالسلام) راضى نشدم از صد هزار دعاى تضمين شده [و مورد استجابت ]در برابر يك دعا كه نمىدانم مستجاب مىشود صرف نظر كنم.
تأثير دعا به ديگران نه فقط روايات اثر دعا در حق ديگران را بيان مىفرمايند؛ بلكه نمونههاى عينى و خارجى اثر دعا در حق ديگران نيز اين امر را تأييد مىكند. به اين نمونه توجه كنيد: يكى از كسانى كه از محضر عارف والا مقام آية اللّه ميرزا جواد ملكى تبريزى بهرههايى برده است، درباره او مىگويد: «روزى پس از پايان درس عازم حجره يكى از طلبهها در مدرسه دار الشفاى قم گرديد و من در خدمت او بودم تا به حجره آن طلبه وارد شد. مراسم احترام انجام گرفت و پس از اندكى حضور در نزد او برخاست و حجره را ترك گفت. وقتى هدف از اين ديدار را از او سؤال كردم، فرمود: شب گذشته به هنگام سحر فيوضاتى بر من افاضه شد كه فهميدم از ناحيه خودم نيست و چون توجّه كردم، ديدم كه اين آقاى طلبه به تهجّد و عبادت برخاسته و در نماز شبش، مرا دعا مىكند و اين فيوضات اثر دعاى او است. اين بود كه به عنوان سپاسگزارى از عنايتش به ديدار او رفتم.» (38)
1) بحار الانوار، مجلسى، بيروت، مؤسسة الوفا، سوم، 1403 ه . ق، ج 68، ص 221، ح 30. 2) ابراهيم/5. 3) مفاتيح الجنان، شيخ عباس قمى، مؤسسه انتشارات نبوى، ص 457، اعمال روز عرفه. 4) همان، ص 467، با تغيير و تلخيص. 5) ر.ك: امالى شيخ صدوق، ص 93، عيون اخبار الرضاعليهالسلام، ج 1، ص 230؛ اربعين شيخ بهايى، ص 84؛ بحار الانوار، مجلسى، ج 96، ص 356. 6) من لا يحضره الفقيه، شيخ صدوق، بيروت، دار الاضواء، ج 2، ص 76، ح 265؛ اصول كافى، محمّد بن يعقوب كلينى، دار الكتب الاسلاميه، ج 4، ص 66. 7) التهذيب الاحكام، شيخ طوسى، بيروت، دارالتعارف، اوّل، 1401 ه . ق، ج 5، ص 182. 8) عدّة الداعى فى نجاح الساعى، ص 47. 9) مفاتيح الجنان، ص 467 و عدّة الداعى فى نجاح السّاعى، احمد بن فهد الحلّى، كتابفروشى وجدانى، قم، ص 47، پاورقى. 10) غافر/ 60. 11) بقره/ 186. 12) فرقان/ 77. 13) بحار الانوار، ج 93، ص 300، ح 37؛ منتخب ميزان الحكمة، ص 180. 14) اصول كافى، ج 2، ص 468؛ منتخب ميزان الحكمة، ص 180. 15) اصول كافى، ج 2، ص 469، ح 5. 16) نساء/102. 17) مكارم الاخلاق، ج 2، ص 12، ح 2008، به نقل از منتخب ميزان الحكمة، ص 180، ح 2097. 18) منتخب ميزان الحكمة، ص 180. 19) صحيفه كامله سجاديه، ترجمه محيى الدين مهدى الهى قمشهاى، انتشارات اسلامى، ص 472. 20) همان، ص 479. 21) همان، ص 479 - 480. 22) مفاتيح الجنان، ص 492. 23) همان، ص 494. 24) همان، ص 492. 25) اقبال الاعمال، سيد بن طاووس، تهران، دار الكتب الاسلاميه، ص 330. 26) ر.ك: همان، ص 331. 27) ر.ك: همان، ص 332 - 336. 28) ر.ك: همان، ص 338 - 350. 29) ر.ك: همان، ص 350 - 368. 30) همان، ص 370. 31) ر.ك: همان، ص 374 - 385. 32) ر.ك: همان، ص 385 - 397. 33) ر.ك: همان، ص 397 - 401. 34) مصباح المتهجد، شيخ طوسى، مصحح: اسماعيل انصارى زنجانى، ص 613 - 614. 35) دعائم الاسلام، ابو حنيفه نعمان بن محمّد، تحقيق آصف بن على اصغر فيضى، مصر، دار المعارف، سوم، 1389 ه . ق، ج 1، ص 294. 36) تهذيب الاحكام، ج 5، ص 182. 37) بحار الانوار، ج 48، ص 171 - 172، ح 10. 38) قصّههاى معنوى، محمدرضا اكبرى، انتشارات پيام عترت، 1378 ه . ش، ص 26.