بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
آداب حج فلسفه قرباني در حج سيدجواد حسيني احکام و مقرّرات ديني، نسخههايي است که پيامبران الهي و پيشوايان ديني از طرف خداوند متعال براي بشر آوردهاند تا سعادت و خوشبختي دنيا و آخرت آنان را تأمين کنند. اگر عقيده بر اين باشد که اين احکام از علم بي پايان خداوند سرچشمه گرفته است و باور داشته باشيم که دستورها و افعال خداوند بر اساس حکمت ومصلحت است و پيامبران نيز بدون هيچ خطا و لغزشي احکام را به مردم رساندهاند؛آنگاه با اطمينان خاطر مي پذيريم که دستورهاي الهي به نفع و مصلحت بشر است و شايد نيازي به دانستن فلسفه احکام نباشد. امام رضا عليه السلام فرمود: «أَنَّا وَجَدْنَا كُلَّ مَا أَحَلَّ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَفِيهِ صَلَاحُ الْعِبَادِ وَ بَقَاؤُهُمْ وَ لَهُمْ إِلَيْهِ الْحَاجَةُ الَّتِي لَا يَسْتَغْنُونَ عَنْهَا وَ وَجَدْنَا الْمُحَرَّمَ مِنَ الْأَشْيَاءِ لَا حَاجَةَ لِلْعِبَادِ إِلَيْهِ وَ وَجَدْنَاهُ مُفْسِداً دَاعِياً إِلَى الْفَنَاءِ وَ الْهَلَاکِ؛ (1)ما در آنچه خداي متعال حلال کرده است مصلحت بندگان و بقاء آنان را يافتيم و بندگان بدان نيازمندند بهگونهاي که از آن بينياز نيستند و در آنچه که خداوند حرام کرده،دريافتيم که مورد نياز بشر نيست و يافتيم که موجب فساد، و بهسوي فنا و نيستي آدمي را ميخواند. نتيجه آنکه واجبات الهي بر اساس منافع و مصالح مردم است؛ هر چند علت آن را ندانند. يکي از اين واجبات، انجام قرباني در حجّ واجب است که گاه پرسيده ميشود حکمت و فلسفه آن چيست؟ در جواب بايد گفت: چون ما ميدانيم دستورهاي الهي بر اساس حکمت است اين دستور الهي نيز حکمت و مصلحتي دارد؛ هرچند براي ما روشن نباشد. با اين حال، منابع ديني گاه به بيان فلسفه اين دستور الهي پرداختهاند که در اين نوشتار، اهمّ حکمتهاي قرباني در حج بيان ميشود. 1. رسيدن به تقوا يکي از مهمترين فلسفههاي قرباني، رسيدن به تقوا و پرواپيشگي است. قرآن کريم در اين باره ميفرمايد: (لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ)؛ (2)«گوشت و خون اين شتران به خدا نميرسد؛ آنچه به او ميرسد تقواي شماست.» اين آيه در واقع، دفع دخل مقدّراست و به دو پرسشي که به ذهن ميرسد جواب ميدهد: اول اينکه ممکن است توهم شود خداوند از اين قرباني سود ميبرد و به آن حاجتمند است. دوم اينکه احتمال ميرود برخي بپندارند خداوند که محتاج گوشت و خون و قرباني نيست پس اين کار چه فايدهاي دارد؟ اين آيه، پاسخي به هر دو پندار است؛ به اين صورت که ميگويد نه خداوند محتاج قرباني است؛ «گوشت و خون اين شتران به خدا نميرسد» و نه اين کار بيفايده است؛«آنچه به او ميرسد پرهيزگاري شماست.» بنابراين نفع مهميدر قرباني وجود دارد که به حجگزار برميگردد و آن عبارت است از: رسيدن به تقوا و پرواپيشگي. 2. ريشهکن شدن طمع فلسفه ديگري که براي قرباني حج ذکر شده است، از بين رفتن طمع انسان و ريشهکن شدن آن است. امام سجاد عليه السلامدر اين باره ميفرمايد: «فَعِنْدَ مَا ذَبَحْتَ هَدْيَكَ نَوَيْتَ أَنَّكَ ذَبَحْتَ حَنْجَرَةَ الطَّمَعِ بِمَا تَمَسَّكْتَ بِهِ مِنْ حَقِيقَةِ الْوَرَع ؛ (3) آنگاه که قربانيات را سر بريدي نيّت کردي که گلوي طمع را با حقيقت ورع و پرهيزکاري ببري.» فلسفه عظيم تر قرباني، اين است که حاجي در حقيقت، گوسفند و شتر را به قربانگاه نميبرد؛ بلکه نفس سرکش و نفس امّاره را به قربانگاه ميبرد تا براي هميشه از شرّ و خطرهاي آن رهايي يابد. همچنين امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «وَ اذْبَحْ حَنْجَرَةَ الْهَوَى وَ الطَّمَعِ عِنْدَ الذَّبِيحَة؛ (4) هنگام قرباني، حنجره هوا و طمع را قطع کن.» از نکات قابل دقّت اين است که در هر دو حديثتعبير گلو و حنجره براي طمع شده است.اين تعبير براي فهماندن اين مطلب است که در قرباني در واقع بايد گلوي طمع را بريد و بايد براي هميشه، رگ حيات آن را قطع کرد. 3. قرباني کردن هوس فلسفه عظيم تر قرباني، اين است که حاجي در حقيقت، گوسفند و شتر را به قربانگاه نميبرد؛ بلکه نفس سرکش و نفس امّاره را به قربانگاه ميبرد تا براي هميشه از شرّ و خطرهاي آن رهايي يابد. آري حاجي با نيّت الهي در تمام اعمال و خارج شدن از نفسانيّت و حيوانيّت در واقع، روحش به عالم بالا متصل گشته و از اينرو از عالم تاريک حيوانيّت خارج ميشود و نفس را براي هميشه قرباني ميکند. چنانکه گذشت امام صادق عليه السلام در کلام کوتاه و گويايي ميفرمايد: «وَ اذْبَحْ حَنْجَرَةَ الْهَوَى وَ الطَّمَعِ عِنْدَ الذَّبِيحَة؛ (5) و هنگام قرباني، حنجره و رگهاي هوس و طمع را قطع کن.» باز در آن کوش که قربان کني هرچه کني کوش که با جان کني تيغ وفا بر گلوي جان بنه گردن تسليم به فرمان بنه ساحت اين عرصه که ارضِ مناست سر به سر اين دشت فنا در فناست هرکهنشد کشته به شمشير دوست لاشه مردار به از جان اوست 4. امتحان تقوي قرباني در واقع امتحان و آزمايش الهي است تا معلوم شود چه کسي سر به فرمان الهي دارد؛ خصوصاً آنجايي که جنبه مالي در کار است و شايد خيلي فلسفه و حکمت آن روشن نباشد. خداوند در واقع ميخواهد حاجي را امتحان کند به اين صورت که وقتي دور خانه او طواف کرده و نيّتش اين بوده است که بعد از اين جز بر گرد فرامين الهي و رضايت او نچرخد، آيا واقعاً به آن رسيده و تسليم امر الهي شده است؟ از اينرو دستور قرباني ميدهد. امام صادق عليه السلام به همين نکته اشاره دارد، آنجا که ميفرمايد: «فلسفه قرباني اين است: «وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ يَتَّقِيهِ بِالْغَيْبِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ ثُمَّ قَالَ انْظُرْ كَيْفَ قَبِلَ اللَّهُ قُرْبَانَ هَابِيلَ وَ رَدَّ قُرْبَانَ قَابِيل؛ (6) تا که خداوند بداند چه کسي در غيب، خود را حفظ ميکند. خداي عزيز و جليل ميفرمايد: “گوشت و خون شتران به خدا نميرسد بلکه فقط تقواي شما به خدا ميرسد.” سپس حضرت فرمود: ببين چگونه خداوند، قرباني هابيل را پذيرفت؛ اما قرباني قابيل را رد کرد.» 5. پيروي از حضرت ابراهيم عليه السلامبراي فداکاري تا سرحد فدا کردن فرزند حکمت ديگر قرباني پيروي کردن از سنت حسن? حضرت ابراهيم عليه السلام است تا اين سنت و فداکاري براي هميشه به عنوان الگو زنده بماند. امام سجاد عليه السلام در ادامه کلام گذشته ميفرمايد: «فَعِنْدَ مَا ذَبَحْتَ هَدْيَكَ نَوَيْت ... أَنَّكَ اتَّبَعْتَ سُنَّةَ إِبْرَاهِيمَ عليه السلام بِذَبْحِ وَلَدِهِ وَ ثَمَرَةِ فُؤَادِهِ وَ رَيْحَانِ قَلْبِهِ وَ اَحْيَيْتَ سُنَّتَهُ لِمَنْ بَعْدَهُ وَ قَرَّبَهُ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى لِمَنْ خَلْفَه قالَ: لا؛ (7) آنگاه که قربانيات را ذبح کردي آيا نيّت کردي کهبهراستي از سنّت ابراهيم در قرباني کردن فرزندش، ميوه دلش و گل خوشبوي قلبش پيروي کني، و تو سنت او را براي [نسلهاي] بعد از او زنده نگهداري.او آن را وسيلهاي براي تقرّب به خداوند براي نسلهاي بعد قرار داد؟ عرض کرد: نه [چنين نيّتي نکردم].» در قرآن کريم نيز به اين امر اشاره شده است. خداوند متعال بعد از جريان به قربانگاه بردن اسماعيل ميفرمايد: (وترکنا عَليه في الآخرينَ)؛ (8)«ما نام نيک ابراهيم را در امتهاي بعد باقي و برقرار ساختيم.» 6. سير شدن فقرا اشاره شد که اسلام در باره قرباني، تغيير اساسي داده است و قرباني به جاي نابودي با صاعقه و يا آتشزدن بهدست افراد، به مصرف فقرا ميرسد. در برخي روايات همين مسئله به عنوان فلسفه قرباني شمرده شده است. رسول خدا صلي الله عليه و آله: «إِنَّمَا جَعَلَ اللَّهُ هَذَا الْأَضْحَى لِتَشْبَعَ مَسَاكِينُكُمْ مِنَ اللَّحْمِ فَأَطْعِمُوهُم؛ (9) همانا خداوند قرباني را قرار داد [و واجب يا مستحب فرمود] تا فقراي شما از گوشت قرباني سير شوند پس به آنها اطعام دهيد.» 7. بخشش گناهان و نجات از آتش نجات از آتش که با بيانهاي گوناگوني، همچون: بخشش گناهان، نجات از آتش، فدي? نار، گذر از پل صراط و ... آمده است، نيز از حکمتهاي قرباني شمرده شده است. يک - بخشش گناه ابوبصير ميگويد: به امام صادق عليه السلام عرض کردم: «مَا عِلَّةُ الْأُضْحِيَّةِ فَقَالَ إِنَّهُ يُغْفَرُ لِصَاحِبِهَا عِنْدَ أَوَّلِ قَطْرَةٍ تَقْطُرُ مِنْ دَمِهَا عَلَى الْأَرْضِ؛ (10) علت قربانيکردن [در حج و غير آن] چيست؟ فرمود: [بخشش گناهان؛ زيرا] با اولين قطر? خونِ قرباني که به زمين ميريزد، صاحب آن بخشيده ميشود.» در روايت ديگري اميرمؤمنان علي عليه السلام فرمود: «لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مَا فِي الْأُضْحِيَّةِ لَاسْتَدَانُوا وَ ضَحَّوْا إِنَّهُ لَيُغْفَرُ لِصَاحِبِ الْأُضْحِيَّةِ عِنْدَ أَوَّلِ قَطْرَةٍ تَقْطُرُ مِنْ دَمِهَا؛ (11) اگر مردم ميدانستند چه پاداشي در قرباني کردن وجود دارد قرض ميگرفتند و قرباني ميکردند؛ زيرا صاحب قرباني با اولين قطرهاي که از خون آن ميريزد، بخشيده ميشود.» در روايت ديگري از بشر بن زيد از رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل شده است که به دخترش فاطمهعليها السلام فرمود: «اشْهَدِي ذَبْحَ ذَبِيحَتِكِ فَإِنَّ أَوَّلَ قَطْرَةٍ مِنْهَا يَغْفِرُ اللَّهُ بِهَا كُلَّ ذَنْبٍ عَلَيْكِ وَ كُلَّ خَطِيئَةٍ عَلَيْكِ (إِلَى أَنْ قَالَ) وَ هَذَا لِلْمُسْلِمِينَ عَامَّةً؛ (12) قرباني کردنِ قربانيِ خود را مشاهده کن؛ زيرا با اولين قطر? [خون] آن، خداوند تماميگناهاني که بر تو هست و تمام خطاهايي که بر ذمّهات ميباشد را ميبخشد؛ آنگاه ادامه داد: و اين پاداش براي تماميمسلمانان است.» دو - گذر از پل صراط رسول خدا صلي الله عليه و آلهميفرمايد: «اسْتَفْرِهُوا ضَحَايَاكُمْ فَإِنَّهَا مَطَايَاكُمْ عَلَى الصِّرَاطِ؛ (13) قربانيهاي خود را گراميبداريد که آنها وسيله عبور شما بر صراط است.» وقتي گناهان انسان بخشيده شد و معاصي او از بين رفت، نتيجه نخست آن اين است که از پل صراط به راحتي و بدون هيچ نگراني عبور ميکند. سه - فديهاي براي آتش انساني که از پل صراط عبور کند در حقيقت اهل آتش نيست و نتيجه پايانيِ قرباني اين است که حاجي از آتش جهنم نجات يافته و بهشتي شده است. امام سجاد عليه السلام ميفرمايد: «إِذَا ذَبَحَ الْحَاجُّ كَانَ فِدَاءَهُ مِنَ النَّارِ؛ (14) وقتيحاجي [قرباني را] ذبح کرد، فدي? او از آتش [دوزخ] خواهد بود.»
1) علل الشرايع، صدوق، دارالبلاغه، بيروت، ج2، ص592، حديث 43، مکتبه دواري، قم، ج2، باب 385، ص577. 2) حج/ 37. 3) مستدرک الوسائل، ميرزا حسين نوري، مؤسسه آل البيت، قم، ج 10، ص 170. 4) مصباح الشريعه، به نقل از: اسرار عرفاني حجّ، محمدتقي فعالي، دارالحديث، چاپ اول، 1386ش، ص496. 5) همان (اسرار عرفاني حج). 6) وسائل الشيعه، حر عاملي، آل البيت، ج 14، ص 206؛ علل الشرايع، صدوق، ص 438؛ وسائل الشيعه، حر عاملي، آل البيت، چاپ بيروت، ج 10، ص 174، روايت 11. 7) مستدرک الوسائل، چاپ بيروت، ج 10، ص170. 8) صافات/ 108. ورک: تفسير نمونه، ج 19، ص117. 9) وسائل الشيعه، حر عاملي، دار احياء التراث، بيروت، ج 10، باب 60، ص 173، تأکد استحباب الاضحيه، روايت 4. 10) همان، ص 174، حديث 11. 11) همان، ص 177، حديث 2، باب64. 12) همان، ج14، ص151. 13) همان، ج10، ص 176، حديث1. 14) همان، ج12، ص 88؛ محاسن برقي، ج 1، ص67.