مصاحبه نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

مصاحبه - نسخه متنی

مصاحبه شونده: حسن روحاني

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید
مصاحبه
گفتگو با حجت الاسلام و المسلمين روحاني
راهبردهايي براي رفع مشکلات در عرصه تبليغ
• مبلغان: حضرت امام خميني) مي فرمايد: «جهان روي تبليغات مي چرخد » در اين دوران که بنگاه هاي تبليغاتي استکبار جهاني از هر سو ذهن و فکر ملّت ها را باتيرهاي زهآگين دروغ، نفاق و شبهه پراکني نشانه رفته اند، به نظر حضرت عالي وظيف? امروز مبلّغان و متوليان تبليغات ديني چيست و راه مقابله با تبليغات استکباري کدام است؟
o وظيف? ما اين است که مقابله به مثل کنيم و از همان راه ها و ابزارهايي که آن ها در تبليغات خود استفاده مي کنند امّا با هدف صحيح و اسلوب شرعي بهره جوييم.
يکي از بزرگان حوز? تهران مي فرمودند: «ابزار تبليغاتي ما روحانيون بايد عوض شود. »
بيا تا گل برافشانيم و مي در ساغر اندازيم // فلک را سقف بشکافيم و طرحي ديگر اندازيم
براي مقابله به مثل، با تبليغات سيل آساي غرب، سرمايه هاي زيادي لازم است. آن ها تمام امکاناتشان را براي تبليغات به کار مي گيرند. امروز مسيحيت غرب، انجيل تحريف شد? خود را به هزار زبان ترجمه کرده است ولي ما هنوز قرآن؛ اين معجزه جاودان پيامبر خداصلي الله عليه و آله را به نود و پنج زبان ترجمه کرده ايم. ما هنوز براي بسياري از مراکز فرهنگي و مذهبي با جمعيت زياد يک روحاني نداريم ولي آن ها براي يک خانواده مسيحي مبلّغ مي فرستند.
بنگاه هاي تبليغاتي غرب تا آن جا پيش رفته اند که حتّي با ارائ? عکس هاي منحرف کننده همراه با آدامس و غيره بچه ها را به سوي ابتذال مي کشانند و ما به دلايل مختلفي نتوانسته ايم بچه-هايمان را حفظ کنيم.
اين در حالي است که اسلام سفارش مي کند که تمام سعي و تلاش خود را مصروف تبليغ فرهنگ اسلام ناب بکنيد و در اين راه از کودکانتان شروع بکنيد. «با دروا اولادکم قبل ان يسبقکم المرجعة؛ يعني، در پر کردن اوقات فراغت فرزندانتان عجله کنيد قبل از آن که ديگران که بيگانه اند بر شما سبقت بگيرند. »
آمريکا و غرب در جنگ نظامي با ما شکست خوردند، ولي در جنگ فرهنگي چون با ابزار و تکنيک هاي پيشرفته وارد شدند و ما هم نتوانستيم مقابله به مثل کنيم، آن ها موفق شدند و تاکنون عدّه اي از جوانان ما را منحرف کرده اند. شايد رمز موفقيت آن ها اين باشد که تا جايي که توانسته-اند از فن آوري تبليغ استفاده کرده اند. ما آن همه امکانات را نداريم، ولي پيشنهاد مي کنم از تبليغ و شيوه هاي آن به عنوان انجام وظيف? شرعي ياد کنيم. چيزي که نام ديني آن «امر به معروف» است. براي انجام تبليغ با هدف اعتلاي اسلام و به ميدان بياييم و از طريق گفتار و عمل به مکتب قرآن و اهل بيت وظيف? خودمان را انجام دهيم.
از ائمه اطهار نقل شده است که: «اگر مردم شيريني کلام ما را حسّ کنند، هر آيينه از ما متابعت مي کنند و علاقمند به ما مي شوند. »

بهترين روش، آشنا کردن نسل جوان با خاصّيت هاي دستورات ديني است. وقتي واقعاً يک کاري براي آن ها مشکل باشد اما شما آن ها را با بعضي از خواص آن آشنا کنيد، قطعاً از روي ميل بيشتري به سوي آن دستور ديني روي مي آورند.
اينک بايد ديد از چه راه هايي مي توان شيريني احکام و مسائل ديني را به مردم چشاند. يکي از راه هاي عملي که به ذهن مي رسد، اين است که در تبليغ از روش تبيين فلسف? احکام اسلام استفاده کنيم.
بهترين روش، آشنا کردن نسل جوان با خاصّيت هاي دستورات ديني است. وقتي واقعاً يک کاري براي آن ها مشکل باشد اما شما آن ها را با بعضي از خواص آن آشنا کنيد، قطعاً از روي ميل بيشتري به سوي آن دستور ديني روي مي آورند. لذا مي بينيم پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله براي جا انداختن فرهنگ مسواک زدن ده خاصّيت براي آن بر مي شمارند تا ايجاد انگيزه کنند.
من در سال 41 در کاشمر انجمن پاسخ به سؤالات جوانان را راه اندازي کردم و در طول اين مدّت همواره با نسل جوان سر و کار داشته ام و يکي از اصلي ترين عوامل جذب جوانان و اثرگذاري پيام تبليغي ام در بين آن ها را همين تبيين خاصّيت ها و حکمت هاي دستورات ديني مي دانم.
زمان «طاغوت» که جوانان چندان انسي با روحانيت نداشتند، ما مشتاقان زيادي داشتيم، چون جوانان از مذاکرات منبر و مجلس ما بهر? معنوي و علمي مي بردند. البته در اين بحث باز زياده-روي نکنيم که بخواهيم احکام را بر علم روز تطبيق دهيم. اين درست نيست، چون ممکن است بگويند هر چه که مستمسک علمي داشت، درست است و هر چه نداشت خير. بايد سعي کنيم به گونه اي در اين بحث پيش برويم که ثابت کنيم علم روز مؤيد فلان دستور ديني است؛ يعني، علم روز که با اين همه زحمت به دست آمده، تازه يک حرفي را ثابت کرده که اسلام صدها سال پيش از آن را گفته است.
• مبلّغان: گاهي گفته مي شود که با وجود تبليغات وسيع دشمنان داخلي و خارجي، آن هم با ابزارهاي پيشرفته و مدرن، ديگر کاري از ما ساخته نيست. نظر حضرت عالي در اين مورد چيست؟
o اگر در طريق هدايت عدّه کمي با شما هستند، بدانيد که پيامبر صلي الله عليه و آله هم اوّل تنها بودند. در امر تبليغي و هدايت مردم اگر تنها بود، نترسيد. در قرآن حق به آب تشبيه شده و باطل به کف روي آن. شما اگر به دريا نگاه کنيد، مي بينيد بخشي از آن را کف فرا گرفته است. ناگهان طوفان شديدي مي آيد و کف ها را کنار مي زند. بعد مي بينيد که از زير اين کف ها آب صاف و زلالي پيدا مي شود.
«و امّا ما ينفع الناس فيمکث في الارض و امّا الباطل فيذهب جفاء»
حديث داريم که يک انسان با خدا از هم? مردم بهتر است. به خاطر ارتباطش با نامحدود مطلق ـ که حضرت حق باشد ـ نامحدود است، لذا اگر او تنها باشد، کم نيست، ولي باطل گر چه زياد باشد، کم و محدود است. هيچ کس قبل از انقلاب باورش نمي شد که شاه و حکومت طاغوت با آن همه قدرت از بين برود، ولي چون بر باطل بودند، نابود شدند.
هيچ نگران زيادي اهل گناه نباشيم. چون آن ها بر باطلند و عاقبت نابود مي شوند و باز حق و حقيقت که همان اسلام ناب است فراگير مي شود. مهم اين است که ما وظيف? خويش را انجام دهيم و کوتاه نياييم.
• مبلّغان: آفات تبليغ از ديدگاه حضرت عالي چيست؟
o بعضي از آفات تبليغ عبارتند از:
1. عمل نکردن خود مبلّغ به آنچه مي گويد.
به اعتقاد بنده بايد همان فرمايش امام جواد عليه السلام که فرمودند: «الايمان ما وقّرته القلوب و صدّقته الاعمال» را در حق خودمان پياده کنيم. الآن کسي به اصل انقلاب و نظام ايرادي ندارد. هر چه هست در عملکرد برخي از مسؤولين است. اگر بناي تبليغ است، بايد اخلاق اسلامي به صورت کامل در ما ملکه شود، سپس به تبليغ بپردازيم؛ يعني، واقعاً معتقدم که اگر به آنچه مي گوييم، نمي-توانيم عمل کنيم، از گفتنش دست برداريم و اصلاً در سلک روحانيت و مخصوصاً تبليغ وارد نشويم. چون با عملکرد خلاف گفتار، ايمان مردم ضعيف مي شود.

2. بي سواد بودن مبلّغ.
ممکن است مبلّغ به خاطر ويژگي هايي مثل صداي خوب داشتن جاذب? خوبي داشته باشد، ولي کوله بار علمي اش را خوب نبسته باشد، زماني به ما ياد داده بودند که اگر پاسخ سؤالي را نمي دانيد، بگوييد نمي دانم. «لا ادري نصف العلم» با اين گفتار خيال مي کرديم پا روي نفس مي-گذاريم. خلاصه، اين را حسن مي دانستيم. يک بار يکي از بزرگان گفت: «اين پيام براي گاهي اوقات و در مواقع نادر است و الّا آخوند بايد معلوماتش به گونه اي باشد که در جواب هر صد سؤال يک مورد را بگويد نمي دانم و الّا وظيف? خودش را ـ که تحصيل کمالات علمي مربوط به يک روحاني بوده است ـ انجام نداده است. اين وظيف? شرعي براي به انحراف نکشاندن است نه براي فرار از زير بار مسؤوليت. »

3. برخورد غير اخلاقي با مردم.
بايد توجه داشته باشيم که کيفيت برخورد با مردم مخصوصاً جوانان، بزرگان، ريش سفيدها و روحانيون ديگر بايد خيلي حساب شده باشد. رعايت نکردن شؤونات اسلامي در برخورد با افراد، ضربه اي اساسي بر زحمات تبليغي ما وارد مي کند. رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله ـ که اشرف مخلوقات است ـ نسبت به خدا و خلق خدا متواضع ترين مردم بود. يکي از عوامل اثرگذاري پيام تبليغي پيامبر صلي الله عليه و آله روحي? تواضع ايشان در مقابل بندگان خدا بود و مبلّغان ديني بايد چنين روحيه اي داشته باشند.
• مبلّغان: حضرت عالي چه سطحي از معلومات عمومي را براي مبلّغ لازم مي دانيد؟
o جواب اين سؤال نسبت به افراد مختلف فرق مي کند. ممکن است کسي سطح معلوماتش در حوزه در حدّ لمعتين باشد، ولي به خاطر شوق و ذوق تبليغي که دارد، آيات و روايات متعدّدي را مطالعه کرده باشد و بتواند هم مطالب پرباري را تحويل بدهد و هم از عهد? سؤالات مردم برآيد. گاهي شخصي معلومات حوزوي را به سطح عالي رسانده، ولي در موضوع تبليغ کاري نکرده و دست خالي است. اوّلي براي تبليغ خوب است، دومي نه. الآن بعضي مجتهدند، ولي نمي توانند يک مطلب جامع و کامل ارائه کنند. حداقل خواندن رسائل و مکاسب، شرط اولي و لازم براي روحاني مبلّغ است.
• مبلّغان: به نظر حضرت عالي طرح چه مباحثي در ايام تبليغي در اولويت است و براي مطالع? مبلّغان، چه کتاب هايي را توصيه مي کنيد؟
o با تجربه اي که دارم، مي گويم: بياييد تبليغات را مثل پيامبر صلي الله عليه و آله که از خدا شروع کردند، ما هم از خدا شروع کنيم. بحث توحيد و اثبات صفات پروردگار با زباني ساده و گويا و ارتباطش به موضوع امامت و نهايتاً مصيبت اهل بيت بسيار شروع خوبي است؛ يعني، آشنا کردن مردم با خدا اثر بسيار مهمّي در راه هدايت جامعه دارد. مثلاً يکي از موضوعات مربوط به اين بحث، موضوع انقطاع الي الله است که با ارتباطش به موضوع انقطاع الي الله امام حسين عليه السلام بسيار اثر مي گذارد. ما مي دانيم که بحث اثبات صانع که کنارش کفر است و بحث اثبات توحيد که کنارش شرک است، با مقدمه و مؤخّره و با ارتباط دادن به ماجراي کربلا در نهايت چقدر اثرگذار است.
بعد از مباحث توحيدي موضوعات اخلاقي به صورت مخلوط با مباحث آن ها و يا بعد از آن ها مطرح شود. اما در مورد کتاب مناسب، به نظر من کتاب «فوائد المشاهده» شيخ جعفر شوشتري و «خصائص الحسنيه و مواعظ» ايشان براي منبر با هدف آشنايي با خدا و اخلاقيات و مصائب اهل بيت (بسيار خوب است. چون نويسند? کتاب هم مجتهد بوده، هم اهل دل و صفا.
• مبلّغان: امروزه دشمنان دين و انقلاب شبهات زيادي را در سطح جامعه پراکنده کرده اند. بفرماييد نحو? برخورد مبلّغان محترم با اين شبهات بايد چگونه باشد؟
o شبهات بر سه گونه است:
1. شبهاتي که مشهور و جوابش ساده است. اين جا وقتي مبلّغ برخورد کرد، خوب است وارد صحنه شده و جواب گو باشد و مردم را کاملاً روشن نمايد.
2. شبهاتي که اصلاً شبهه نيست، بلکه يکسري مزخرفات را به هم بافته اند و در جامعه مطرح مي کنند. به ذهن مي رسد بايد گفت: جواب ابلهان خاموشي است و خود مردم مي توانند قضاوت کنند. چون مردم دين دارند.
3. شبهاتي که از سوي متفکّران شبهه افکن و مغرض يا غير مغرض مطرح مي شود و سر و تهي دارد. اين جا مبلّغ بايد موضوع را به کارشناسان فنّ و بزرگان حوزه ارجاع دهد و خود وارد مجادله، مناظره و رد کردن نشود، زيرا اگر نتواند موضوع خود را ثابت کند، وضع بدتر خواهد شد. باب مجادله و مناظره باب وسيعي است با شرايط و ضوابط مخصوص به خود که کار هر روحاني نيست. در اين جا مبلّغي مي تواند وارد بحث شود و به ردّ شبهات بپردازد که خود، اصل شبهه و جواب آن را خوب هضم کرده باشد.
• مبلّغان: به نظر جناب عالي نحو? برخورد مبلّغان شيعه، در مناطق سنّي نشين با اهل سنّت بايد چگونه باشد؟
o اگر از جانب مردم برداشت تمايل مبلّغ به طرف آن ها نشود و برداشت نکنند که دين و مذهب آنان هم اهميتي دارد، با اين دو شرط، مبلّغان فرمايش امام صادق عليه السلام را رعايت کنند که فرمود: وقتي در بين دشمنان ما هستيد، به گونه اي برخورد کنيد که آن ها بگويند: آفرين بر امام صادق و شاگردان مکتبش. منتهي خوش اخلاقي و خوش برخوردي ما با آنان به گونه اي باشد که احساس نشود گناه آنان کم است، بلکه به عنوان اين که آن ها هم انسان هستند، مسلمان هستند و بايد با آن ها خوش برخورد بود، عمل کنيم و به گونه اي نباشيم که يکي از بزرگان يک زماني مي گفت: «بعد از پيامبر صلي الله عليه و آله مختصر اختلافي پيدا شد. » اين حرف اگر جبران نشود، واقعاً براي قيامت ايشان مشکل ايجاد خواهد کرد و ايشان قطعاً مؤاخذه خواهد شد. يادم هست مرحوم شهيد هاشمي نژاد آن زمان عليه اين موضوع چندين بار سخنراني کرد و گفت: موضوع ولايت قابل اغماض نيست که ما از آن عقب نشيني کنيم.
• مبلّغان: چرا سخنراني بعضي از سخنرانان در مردم اثر نمي گذارد؟
o اين که چرا به طور عموم تبليغات ديني اثر ندارد، جوابش اين است که: «الکلام اذا خرج من القلب دخل في القلب و اذا خرج من اللّسان لم يتجاوز الآذان. » ولي اين مطلب استثنا دارد و شاهد بر آن، حديثي است که مي فرمايد: يکي از کساني که در قيامت زياد حسرت مي-خورد، کسي است که حرفي گفته، مخاطبان آن حرف بهشتي شده اند و او خودش جا مانده است. معلوم مي شود امکان هدايت مردم هست ولو اين که خطيب در عمل کم بياورد. ولي اثر نکردن حرف هاي ما در مردم، عمده اش مربوط به تبليغات سوء دشمنان عليه ما است. معاويه آن قدر عليه مولي علي عليه السلام تبليغ کرده بود که مردم باور کرده بودند حضرت علي عليه السلام نماز نمي خواند. حال آيا نصيحت حضرت به جواناني که اين تبليغ را شنيده اند، اثر مي گذارد؟ قطعاً خير. جوّي که الآن دشمنان به وجود آورده اند، جوّ بدبيني عليه ماست و کسي که به کسي بدبين باشد، اصلاً آمادگي پذيرش مطلب او را ندارد.
• مبلّغان: با تشکر از حضرت عالي به خاطر حوصله اي که به خرج داديد و به سؤالات ما پاسخ گفتيد. در پايان اگر توصيه هاي خاصّي به مبلّغين گرامي داريد، بفرماييد.
o 1.مبلّغان عزيز حتي المقدور در تبليغ از مراوده با خانواده هاي مردم امتناع بورزند و يا اين که حداقل خانواده را همراه ببرند.
2. طلبه جوان هنگام تبليغ ولو به صورت مقطعي و موقّت بايد غرور جواني اش را بشکند. جوان با شخص پير فرق مي کند. اگر کسي در جواني به خود من ايراد مي گرفت، خيلي برايم سنگين تمام مي شد. الآن اگر خلائق عليه من صحبت کنند، ناراحت نمي شوم. طلبه بايد به حالتي برسد که تعريف و تمجيد يا بدگويي ديگران در او تأثير منفي نگذارد. گرچه نمي توان اصل تأثير را انکار کرد.
3. مبلّغ در سفر تبليغي مواظب غذا خوردن خود باشد و حتي الامکان کم بخورد که...

منبع: ماهنامه اطلاع رساني، پژوهشي، آموزشي مبلغان شماره15.
/ 1