بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
رهايي از زنجير گناه موانع توبه براى اينكه انسان انگيزه قوىاى براى توبه پيدا كند، بايد از يك طرف درباره زيانهاى گناه فكر كند و از طرف ديگر، بداند همه اين خسارتها و زيانها با «توبه» جبران مىشود و در اين ميان، عقل انسان اقتضا مىكند كه فرصت را غنيمت شمارد و زودتر اقدام نمايد؛ اما گاهى انسان با اينكه علم به ضرر چيزى دارد، باز اراده ترك آن را پيدا نمىكند.
سخنرانى حضرت آية اللّه مصباح يزدى
اشاره آنچه پيش رو داريد گزيده اى از سخنان حضرت آية اللّه مصباح يزدى (دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبرى است كه در تاريخ 25/6/86 ايراد فرموده اند. * * * براى اينكه انسان انگيزه قوى اى براى توبه پيدا كند، بايد از يك طرف درباره زيانهاى گناه فكر كند و از طرف ديگر، بداند همه اين خسارتها و زيانها با «توبه» جبران مى شود و در اين ميان، عقل انسان اقتضا مى كند كه فرصت را غنيمت شمارد و زودتر اقدام نمايد؛ اما گاهى انسان با اينكه علم به ضرر چيزى دارد، باز اراده ترك آن را پيدا نمى كند. يك دسته از عواملى كه موجب اين امر مى شود، يك سلسله وسوسه هاى شيطانى است كه موجب ايجاد شبهه ها و تسويلهايى براى انسان مى شود و نمى گذارد كه دانسته هاى اثرگذار باشد. عامل ديگر، ضعف اراده است كه سبب سستى انسان مى شود. در اين جلسه به اندازه اى كه خداى متعال توفيق بدهد به شبهاتى كه موجب وسوسه شيطان مى شود، اشاره مى گردد و همچنين راه هاى جبران ضعف اراده نيز بيان مى شود.
به لذتش مى ارزد! يكى از شبهاتى كه باعث مى شود علم و يقينى كه آدمى براى ضرر دارد كارايى نداشته باشد، اين است كه آنچه در انسان قبل از اينكه رشد و تكامل انسانى پيدا كند، بيشتر تأثير دارد، حسّيّات است؛ از اينرو، اگر يك نفع آنى و يك نفع بزرگ ترى امّا با فاصله، برايمان ميسّر باشد، لذت آنى را ترجيح مى دهيم. اين اصل، طبيعت آدمى زاد است و تا تكامل عقلانى و تربيت دينى صحيح پيدا نكند، كم و بيش تحت تأثير اين عامل باقى مى ماند؛ ولى گاهى شيطان علاوه بر اين طبيعت انسانى، شبهاتى را هم به انسان القاء مى كند. براى مثال مى گويد: كارگر براى چند دقيقه استراحت، از صبح تا شب زحمت مى كشد، عرق مى ريزد و دردها را تحمل مى كند؛ پس چون آن استراحت در مقابل آن زحمتهاى طولانى مى ارزد، اين لذّت گناه هم در مقابل عذابهاى آن، ارزش دارد. اين وسوسه شيطان است. ايمان انسان ضعيف است كه نمى داند آن زيان بى نهايتى كه بر گناه مترتب مى شود، چه نسبتى با اين لذّت محدود دارد. بايد گفت: بعد از تلاشهاى روزانه، لذّتى كه از غذا خوردن مى بريد چقدر است؟ آيا بيشتر از نيم ساعت است؟ چطور حاضريد هشت ساعت زحمت بكشيد تا نيم ساعت لذّت ببريد؛ ولى حاضر نيستيد سختى گذشت از لذّت مادّى را به خاطر يك لذّت طولانى تحمّل كنيد؟ آن هم لذّتى كه با لذّتهاى دنيوى قابل مقايسه نيست. براى علاج اين شبهه، انسان بايد درباره اهميت نعمتهاى اخروى و شدّت عذابهاى اخروى بيشتر مطالعه كند و ببيند آيا لذّتها و عذابهاى دنيا و آخرت با هم قابل مقايسه هستند؟!
خدا عادل است شيطان از راه ديگرى نيز وارد مى شود. او مى گويد: خدا عادل است. خداوند براى لذّتى كه در مدت نيم ساعت استفاده كردم، هزاران سال كه عذاب نمى كند! اين كه عدالت نيست! حتى نيم ساعت لذّت بردن با يك روز عذاب كشيدن قابل تحمّل است؛ امّا اين را نمى شود باور كرد كه به خاطر يك لذّت آنى، خدا سالها و شايد بى نهايت، انسان را عذاب كند. پاسخ اين شبهه را در مسائل عقلى، كلامى و فلسفى گفته اند. فرض كنيد: انسان خرمنى را كه تمام سال براى آن زحمت كشيده است، با يك كبريت آتش بزند و سپس به كبريت بگويد: من يك لحظه تو را روشن كردم، توهم بايد يك خوشه گندم يا يك دسته از اين خوشه ها را در آتش بسوزانى! آثارى كه بر گناه مترتب مى شود، آثارى است كه بر عمل خود ما مترتب مى شود. همچنين فرض كنيد كه انسان در يك لحظه، به چشم خود چاقو بزند. براى اين عمل مثلاً يك دقيقه وقت صرف مى كند؛ امّا براى هميشه نابينا مى شود. آن نابينايى هميشگى، بر اثر عملى است كه خود انسان انجام مى دهد. گناه هم نسبت به آثارى كه بر آن مترتب مى شود، چنين رابطه اى دارد. خداوند در برابر يك عمل كوچك، بى نهايت ثواب مى دهد؛ اما وقتى هم انسان خرمن اعمال خويش را آتش بزند، همه اش مى سوزد. مسئول اين سوختن، خودِ انسان است كه كبريت مى زند. ظلمى از طرف خدا نيست. خدا به انسان چشم سالم عطا كرده، چاقو هم داده است. به او هم گفته نزن، نابينا مى شوى! تأكيد هم مى كند؛ ولى او گوش نمى دهد. به هر حال اين هم يك شبهه شيطانى است. انسان وقتى لذّت گناه و شيرينى آن را چشيد، با اين بهانه ها حاضر نيست گناه را ترك كند. حتى گاهى محبت اهل بيت عليهم السلام و اعتقاد به خداوند مورد سوء استفاده واقع مى شود و وسيله اى براى وسوسه شيطان را فراهم مى كند. شيطان به انسان مى گويد: نگران نباش! تو اكنون لذّت ببر! بعد با يك روز عاشورا و يك روضه، مشكل حل خواهد شد. امام حسين عليه السلام شفاعت مى كند و همه گناهانت آمرزيده مى شود؛ اما اينكه شفاعت چيست، چه شرايطى دارد و شامل چه كسانى مى شود، بحث مفصلى دارد كه به اجمال به آن مى پردازيم.
در بسيارى از روايات اهل بيت عليهم السلام آمده است كه كسانى كه مرتكب بعضى از گناهان گردند، از شفاعت ما محروم مى شوند. به علاوه ائمه اطهارعليهم السلام فرموده اند كه براى عالم برزختان، خودتان بايد فكر كنيد، شفاعتها براى روز قيامت است.
شفاعت اهل بيت عليهم السلام، برزخ يا قيامت؟ در بسيارى از روايات اهل بيت عليهم السلام آمده است كه كسانى كه مرتكب بعضى از گناهان گردند، از شفاعت ما محروم مى شوند. به علاوه ائمه اطهارعليهم السلام فرموده اند كه براى عالم برزختان، خودتان بايد فكر كنيد، شفاعتها براى روز قيامت است. عمده روايات شفاعت كه در باب شفاعت پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله، ائمه اطهارعليهم السلام و شفاعت حضرت زهراعليهاالسلام موجود است، براى روز قيامت است؛ اما آيا مى دانيد كه از وقت مرگ تا قيامت چقدر فاصله هست و در اين مدّت، انسان ممكن است چه عذابهايى تحمّل كند؟! در روايات آمده كسى كه به زيارت حضرت امام رضاعليه السلام برود، آن حضرت شب اوّل قبر به بازديدش مى آيند؛ اما همان لحظه اى كه ايشان براى بازديد مى آيند، لذّت دارد؛ ولى معلوم نيست نتيجه اش تا چه وقت ادامه داشته باشد. به هر حال، آثار گناهى كه يك عمر انسان مرتكب شده، با يك چيز ساده اى محو نمى شود. اين گونه نيست كه خداى متعال جنايات يك عمر كسى را با يك قطره اشك چشمى از بين ببرد. گفته اند: عمر سعد هم روز عاشورا گريه كرد. معاويه هم بعد از شهادت امير المؤمنين عليه السلام براى ايشان گريه كرد. مگر هر گريه اى اثر مى كند؟ همه اين ثوابهايى كه در روايات، زيارتها و عزاداريها آمده، همه اش صحيح است؛ امّا بايد شرايطش رعايت شود. وقتى شرايط مصرف دارو رعايت نشود، هر چه از خواص درمانى آن بگويند سودى ندارد. گريه كردن براى حضرت سيد الشهداءعليه السلام مى تواند نتايجى داشته باشد؛ اما به شرطها و شروطها. اين طور نيست كه فاسق ترين و شقى ترين افراد با گريه بر حضرت سيد الشهداءعليه السلام، آمرزيده شوند. وگر نه، آفرينش عالم به شوخى شبيه تر مى شود. آرى، نبايد در آثار عظيم داشتن ولايت اهل بيت عليهم السلام و محبّت آنها شك كرد؛ اما شرط آن را نيز بايد در نظر داشت. حديث معروف و معتبرى از حضرت رضاعليه السلام نقل شده است كه فرمود: «كَلِمَةُ لا اِلهَ اِلَّا اللَّهُ حِصْنِى فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِى اَمِنَ مِنْ عَذابِى؛(1) كسى كه وارد حصن «لا اله الّا اللّه» بشود ديگر هيچ عذابى به او نمى رسد و كاملاً ايمن از عذاب خواهد بود.» اما سپس فرمود: «بِشَرْطِها (بِشُروطِها) وَأَنَا مِنْ شُرُوطِها.» كلمه «لا اله الّا اللّه» مى تواند انسان را از عذاب نجات دهد؛ اما شرط دارد. يكى از شروطش هم ولايت ائمه عليهم السلام است. اين حصن، انسان را محافظت مى كند؛ اما به شرط اينكه آن حصن را سوراخ نكنى و شرايطش را رعايت كنى. آب آتش را خاموش مى كند؛ اما به شرط اينكه آن آب خودش روى آتش آن قدر نماند كه بخار بشود و ديگر خاصيت خاموش كردنش را از دست بدهد.
راه علاج شبهات به هر حال، اين موارد از شبهاتى است كه باعث مى شود كسانى بر گناه جرى شوند و توبه نكنند. راه حل آن هم اين است كه انسان پاسخ اينها را بياموزد تا بتواند شبهه هاى شيطانى را دفع كند. بهترين راه براى علاج اين شبهات شيطانى، يادگيرى صحيح معارف است. پاسخ شبهات و بالاخره علم مربوطش را بايد آموخت. [البته ] اگر انسان توانست از دام اين شبهه هاى شيطانى رها شود و باور كرد كه يك گناه، اگر چه كوچك، ضررهاى عظيمى براى سعادت انسان دارد، باز بايد مراقب باشد. با اينكه بسيارى از شبهه ها هم رفع شده است، باز هم برخى همّت توبه كردن ندارند. اين يك عاملى روانى است كه در مقابل آن عاملهاى شناختى مطرح مى شود. گاهى براى انسان شبهه هايى پيش مى آيد كه حقيقت را نمى شناسد و معرفتِ صحيح ندارد؛ بنابراين، بايد ياد بگيرد تا معرفتِ صحيح پيدا كند.
اراده و اختيار امّا اعمال اختيارى ما فقط ناشى از شناخت نيست. دو عامل است كه بايد دست به دست هم بدهند تا يك كار اختيارى از آدم سر بزند. در اينجا عامل دوم را به اجمال اشاره مى كنيم. ما اين عامل را «اراده» مى خوانيم. انسان بايد بخواهد و اراده قوى اى داشته باشد كه اگر چيزى را تشخيص داد، عمل كند؛ اما اينكه چه عواملى سبب تضعيف اراده مى شود، داستانش مفصّل است. همه مى دانيم سحرخيزى خوب است. براى بيدار شدن، ساعت هم كوك مى كنيم؛ ولى وقتى زنگ مى زند، براى بيدار شدن تعلل مى كنيم، تا آنجا كه وقتى بيدار مى شويم، مى بينيم نزديك آفتاب است و گاهى سحر را هم از دست داده ايم. چه چيز موجب اين مى شود؟
بلايى عالم گير عاملى كه امروزه بلايى عالم گير محسوب مى شود، فيلم و اينترنت است كه شبانه روز وقت جوانها و نوجوانها را مى گيرد و آنها را از همه چيز غافل مى كند. با اينكه شبهات رفع شده و هيچ ابهامى نيست؛ اما باز هم مى بينيم بعضى فيلمهاى آنچنانى را نگاه مى كنند تا آنجا كه اگر شبى فيلم دلخواه خود را تماشا نكنند خوابشان نمى برد و همانند يك معتادى مى شوند كه ترياك يا هروئينش نرسيده است. روانشناسان غربى نيز به چنين خطرى پى برده اند و بيمارستانهايى براى معتادان به فيلم و اينترنت ساخته اند!
هيجان، غلبه هوى هر مقدار هم كه انسان ثواب يك چيزى را بداند يا از آثار گناهى آگاهى داشته باشد؛ باز وقتى چشمش افتاد و جاذبه آن را ديد، معلوم نيست چه مى شود. مخصوصاً وقتى كه آن انسان، جوان باشد. در اينجا ديگر با اقامه برهان نمى توان جلوى ارتكاب گناه را گرفت. فرض كنيد وقتى انسان از مسئله اى عصبانى است، اگر در يك جايى بى دليل به او فحش بدهند و بى احترامى كنند، او در اين ميان هيجان زده مى شود، ديگر نمى تواند خود را كنترل كند و يك وقتى به خود مى آيد، مى بيند هزار حرف بى جا گفته و چه بسا كسى را كتك زده است. علت چيست؟ غلبه يك هيجان است. وقتى يك هيجان بر انسان غالب مى شود، عقل انسان ديگر كار نمى كند. «اِلهِى عَقْلِى مَغْلُوبٌ وَهَوائِى غالِبٌ؛ خدايا عقل من شكست خورده و هواى نفسانيم پيروز و غالب است.» وقتى هيجانات نفسانى غالب مى شود، ديگر جايى براى فكر كردن و توسل به حكم عقل و شرع باقى نمى گذارد.
جلوگيرى از هيجان ما اگر بخواهيم از شرّ هيجانات در امان باشيم، بايد از پيدايش هيجان و از چيزهايى كه موجب تقويت اين هيجان و احساسات مى شود جلوگيرى كنيم. وگر نه مثل انسانى مى مانيم كه در يك سراشيبى شروع به دويدن مى كند و وقتى خوب سرعت گرفت، ديگر اختيار از دستش مى رود و نمى تواند جلويش را بگيرد. وقتى هيجانات در انسان قوى شد، نمى شود جلويش را گرفت. بايد سعى كرد از اوّل شرايطى به وجود نيايد كه آن هيجانات تحريك و تقويت شود؛ يعنى اگر ما بخواهيم توبه كنيم، اوّل بايد تصميم بگيريم فيلمى را كه سبب هيجان است تماشا نكنيم. وقتى فيلم را تماشا كرد و هيجان پيدا شد، ديگر نمى شود جلوى آثارش را گرفت.
رفيق ناشايست براى نجات از اين سلسله گناهان و فسادهاى اخلاقى، ابتدا بايد با رفيقهاى ناشايست قطع رابطه كرد. وگر نه تا رفيق بد باشد، خواه ناخواه انسان را به زشتى فرا مى خواند. اينجا است كه انسان احتياج دارد با كسانى كه در اين زمينه ها تجربه اى دارند، مربّى هستند و مسائل روانشناسى و اخلاقى را مى دانند، مشورت كند. اگر انسان بخواهد با هر كس كه دلش مى خواهد معاشرت كند، آرام آرام از دست مى رود. اگر انسانى مى خواهد توبه كند، بايد با رفيقهاى ناشايست رابطه اش را قطع كند. فيلمهاى نامناسبى كه در خانه دارد دور بريزد. بايد برنامه اى عقلايى داشته باشد. بايد در كنار كارهاى سالمى چون درس خواندن، كار كردن، اداره رفتن و تحقيق كردن، براى اوقات فراغت خود برنامه ريزى كند. تفريح و گردش برود؛ اما با كسانى كه اهل گناه نباشند و انسان را دعوت به گناه نكنند. جوانها بايد وقتى به رختخواب بروند كه خسته باشند و كارهايشان را انجام داده باشند، تا اينكه حتى المقدور راه شيطان را بر خودشان مسدود كنند. وگر نه، تا اين راههاى شياطين از ديدنيها، شنيدنيها، شوخيها، معاشرتها، فيلمها و نوارها باز هست، محافظت از خود، كار آسانى نيست. اگر انسان بخواهد از اين گناهان در امان بماند، بايد راه هايش را از اوّل مسدود كند. از محيط گناه، از اشخاصى كه دعوت به گناه مى كنند و از چيزهايى كه براى انسان هيجان ايجاد مى كند، دور شود.
اصلاح در پرتو انس با خدا در مقابل هم بايد يك عوامل تقويتى باشد؛ يعنى با رفيقان خوب معاشرت كند، قرآن و حديث مطالعه كند، كتاب اخلاقى بخواند، در جلسات موعظه و دعا بنشيند و ادعيه و مناجات بخواند. آن وقت مى تواند تصميمى بگيرد كه خود را اصلاح كند. از جمله چيزهايى كه به انسان كمك مى كند براى اينكه در اين راه موفق باشد، اين است كه با دعاها و مناجاتهايى از قبيل مناجات تائبين انس پيدا كند.