رمضان ماه فرصت ها و پاداش ها نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

رمضان ماه فرصت ها و پاداش ها - نسخه متنی

كريم عظيم زاده

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

رمضان ماه فرصت ها و پاداش ها

كريم عظيم زاده

تاكنون درباره روزه از جهات مختلف مطالب بسياري نگاشته شده است. اين مسئله از آنجا مورد توجه نويسندگان و محققان قرار دارد كه به عنوان يكي از پنج ركن اسلام مطرح شده است. بازخواني آيات قرآني براي دستيابي به فلسفه، اهداف، مقاصد و نيز چگونگي آن، ضرورتي است كه ما را وامي دارد تا نگاهي دوباره به آيات شود. نويسنده در اين نوشتار تلاش كرده است كه با اين هدف به بازخواني آيات بپردازد. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.

ماه فرصتها

ماه رمضان كه ماه اختصاصي روزه است، ماه فرصت هاي خداوند به بشر است. خداوند به بشر اين فرصت را مي دهد تا با بهره گيري ازضيافت الهي، خود را دوباره متولد كند و از هر گناه و آلودگي رهايي بخشد. هر عملي دراين ماه، اضعاف مضاعف حساب مي شود و خواندن هر آيه اي در حكم قرائت كل قرآن دانسته شده است.

دراين ماه روزه به عنوان يكي ازاعمال اصلي مورد تاكيد خاص و ويژه خداوندي است تا آدمي را به سرچشمه پاكي ها برساند و يا بازگرداند. از اين رو از آن به ماه تمرين عملي تقوا نيز ياد مي شود كه به معناي رهايي و دوري از پليدي ها و پلشتي هاست. شخص با روزه كه به معناي خودداري و امساك از مفطرات روزه همراه با نيت است (جواهر الكلام، ج16ص184) مي كوشد تا در طول يك ماه، خود را عادت دهد كه مهار و كنترل نفس را دراختيار گيرد و در گام اول دستيابي به خلافت ربوبي، ابتدا ربوبيت نفس خويش را دراختيار گيرد و جان خويش را چنان كه بايسته و شايسته است پرورش دهد.

در اين ماه به سبب همراهي طبيعت و تكوين و ياري ويژه الهي، بسياري از فرصت ها و ظرفيت ها براي دستيابي شخص به ربوبيت نفس و جان خويش فراهم مي آيد و شخص مي تواند با پرورش خويش بستر لازم براي خلافت ربوبي را فراهم آورد.

براين اساس مي توان گفت كه ماه رمضان ماه فرصت هاست كه نمي توان درهيچ ماه ديگري از سال آن را تجربه كرد. بسيار شنيده شده است كه شخص پيش از ورود به ماه رمضان دلهره ناتواني از انجام اعمال و مناسك اين ماه بويژه امساك از خوردن ونوشيدن و مانند آن را دارد، ولي درهمان روزهاي آغازين درمي يابد كه چگونه خداوند وطبيعت بيروني و دروني با او همراه و هماهنگ مي شود و توان و ظرفيت بالايي به او مي بخشد تا بتواند به تمرين عملي تقوا اشتغال داشته باشد و در يك دوره آموزش عملي شركت كرده و سربلند از آن بيرون آيد و در روز عيد فطر براي خود و مؤمنان جشن فارغ التحصيلي برپا كند.

اگر شخص بتواند در همان مسير تقوايي، راه خويش را درماه هاي ديگر سال ادامه دهد در حقيقت به هدفي كه خداوند از لزوم و وجوب روزه بر بندگان داشته است دست مي يابد و توانايي آن را مي يابد كه خلافت ربوبي ديگران را نيز در طول ربوبيت الهي به عهده گيرد و زمينه ساز رشد و تعالي و تكامل ديگران نيزشود.

از اين رو روز عيدفطر را عيد جمعي مؤمنان برشمرده اند كه توانسته اند در يك دوره كلاس هاي عملي شركت كرده و سربلند از آن، فارغ التحصيل شوند. فارغ التحصيلي از يك دوره به معناي آن نيست كه شخص دست از ادامه راه بردارد و در طول سال آموزش هاي ديده شده را به فراموشي گذارد بلكه براي اين است كه خود را آماده كند كه به تنهايي در طول ماه هاي ديگر با كارهاي نيك در مسير تقوا باقي بماند، زيرا شخص كلاس هاي خويش را در دوره اي گذرانده است كه بسيار سخت تر بوده است، از اين رو از اين ماه به ماه رمضان ياد مي شود كه به معناي سختي ها و فشارهايي چون فشارهاي بياباني و كوير خشك و سوزان است كه هرگناه و وسوسه اي را مي سوزاند. كسي كه در اين دوره، مشاركت فعال داشته است توانايي دارد تا در ماه معمولي سال با اعمال بسيار ساده تر خود را حفظ كند و در مسير سازندگي و تقوا گام بردارد.

آثار روزه

بر اين اساس مي توان گفت كه ماه رمضان كه ماه روزه است شخص را مهيا مي كند كه در طول سال خود را در مسير تقوايي كه در اين ماه به دست آورده است نگه دارد.

كسي كه روزه مي گيرد از همان آغاز، امدادهاي غيبي خداوند را مي يابد. از اين رو امام صادق(ع) در توضيح و تفسير آيه 45 سوره بقره مي فرمايد: مراد از صبر در آيه، روزه است. هنگامي كه سختي يا گرفتاري شديد به شخص وارد شد، روزه بگيرد؛ زيرا خداوند عز و جل مي فرمايد: از صبر ياري بجوييد؛ يعني روزه بگيريد. (تفسير نور الثقلين ج1 ص76 حديث 182)

به سخن ديگر توصيه خداوند به گرفتن روزه و استعانت جستن از آن با تعبير صبر كه در آيه 153 سوره بقره نيز تكرار شده گواه اين مطلب است كه روزه مي تواند امدادهاي الهي را به سوي شخص جلب كند و حتي گرفتاري ها و شدايد دشوار را بر او آسان گرداند و يا رفع و دفع نمايد. براين اساس مي توان گفت كه هر كسي اگر گرفتار بلا و مصيبتي است مي تواند با گرفتن روزه خود را برخوردار از امدادهاي خاص الهي كند.

هم چنين از آيات 45 و 153 سوره بقره بر مي آيد كه استعانت از روزه (صبر) هنگام گرفتاري ها و شدايد موجب مي شود تا شخص پيروز و سربلند از آن بيرون آيد و موفقيت را در آغوش كشد.

شخص با روزه خويش مي تواند براساس آيه بيان شده، خود را در مقام صابران درآورده و از آثار آن برخوردار گردد.

خداوند در آيه 184 سوره بقره بر اين كاركرد روزه تاكيد دارد كه روزه از علل و عوامل اصلي جلب و جذب خير به سوي شخص مي باشد و هر كسي كه بخواهد از خيري بهره مند گردد از روزه به عنوان ابزار و دستاويز محكم و استوار سود جويد. به سخن ديگر اصولا روزه خير شمرده شده است و نه تنها خود خير است بلكه هر خيري را به سوي انسان جذب مي كند.

خداوند در آيه 112 سوره توبه به نقش ديگر روزه اشاره كرده و مي فرمايد كه انسان با روزه داري مي تواند در مقام اهل بشارت قرار گيرد. اهل بشارت بودن به اين معناست كه هم در دنيا از مشكلات، رهايي پيدا مي كند و اگر به سبب خطايي بلايي بر سر او مي بايست نازل شود از آن رها مي شود و در آخرت نيز از اهل بهشت خواهد بود و از دوزخ و آتش آن در امان خواهد ماند.

در حقيقت كاركرد تقوايي نسبت به دوزخ و آتش آن خواهد داشت و روزه، وي را از آن در وقايه و امنيت نگه مي دارد.

البته كاركرد تمرين روزه براي دست يابي به تقوا كه در آيه 183سوره بقره بيان شده را نمي بايست از ياد برد. با اين معنا كه شخص با روزه، تمرين دست يابي به تقوا مي كند تا او را در مقام حفظ از عذاب هاي دنيوي و اخروي قراردهد.

اگر كسي به سبب گناه و خطا و اشتباه در حق خود و يا ديگري، اين احتمال را مي دهد كه عذاب الهي و بلايي بر سر او فرود آيد، مي تواند با بهره گيري از روزه خود را از شر پيامدهاي گناه و خطا در امان نگه دارد. از اين رو خداوند روزه را عاملي براي رهايي از پيامدهاي برخي از گناهان و خطاها قرار داده است. در آيه92 سوره نساء از كساني كه قتل خطايي را مرتكب شده اند خواسته كه با گرفتن دو ماه روزه، خود را از آثار شر آن در امان نگه دارند.

البته قرآن كاركردهاي ديگري نيز براي روزه برشمرده است كه يكي از آن ها تعظيم خداوند و ستودن او به بزرگي از راه روزه گرفتن است كه در آيه185 سوره بقره به آن اشاره كرده است و ديگر آن كه شخص مي تواند از راه روزه گرفتن شكرگزار و سپاسگزار خداوند باشد كه نعمت وجود و يا نعمت هاي ديگر را به او بخشيده است. بر اين اساس خداوند در همين آيه يكي از راه هاي شكرگزاري را گرفتن روزه برشمرده است. بنابراين اگر كسي به نعمتي دست يافت و بخواهد شكر و سپاس خداوندي را به جا آورد مي تواند با گرفتن روزه به اين كار اقدام كند.

احكام روزه

خداوند روزه ماه رمضان را بر يكايك مسلمان واجب كرده (بقره آيات 183 و 185) و در آيه 185 بقره توضيح داده است كه روزه، عبادتي معين و منظم است ولي از آن جايي كه انسان ها توانايي و ظرفيت هاي مختلفي دارند و احكام اسلام بر اساس فطرت و آسان گيري است، در همان حال برخوردار از انعطاف پذيري خاصي هم مي باشد.

اين آيات توضيح داده كه ايام ماه رمضان و روزهاي آن، روزهايي است كه روزه در آن واجب مي باشد و لذا از آن به ايام معدودات يعني روزهاي معين و محدود ياد مي كند. (بقره آيه 183و 184).

زمان روزه چنان كه از آيه 187 بقره برمي آيد از طلوع فجر تا غروب و فرارسيدن شب است و اين روزه گرفتن براي كساني است كه در وطن خويش حضور داشته باشند (بقره آيات 183تا 185) و از سلامتي كامل برخوردار باشند (بقره آيه185) و شخص نسبت به حلول ماه رمضان داراي علم شخصي باشد و آن را به نحوي احراز كند (بقره آيه185) و قدرت و توانايي براي گرفتن روزه را نيز داشته باشد. (بقره آيه183و 184)

بنابراين هرگاه گرفتار عسر و حرج شود و يا مسافر و مريض گردد و توانايي و قدرت روزه گرفتن را نداشته باشد (بقره آيه185) روزه بر او واجب نيست.

افراد مريض و يا مسافر مي بايست قضاي روزه خويش را به جا آورند (بقره آيات183 و 185) اين مطلب از آن روست كه كامل شدن يك ماه روزه در سال، فلسفه وجوب قضاي روزه هاي فوت شده از مسافر و مريض بوده است.

البته قضاي روزه رمضان به وقت و زمان خاصي مشروط و محدود نيست و شخص مي تواند در طول سال هر زمان كه توانايي داشته باشد آن را به جا آورد. (بقره آيات183و 184)

كفاره روزه نيز پرداخت يك وعده غذا به مسكين به عنوان فديه روزه و مشقت بار بودن آن است كه در همين آيات بدان اشاره كرده است.

بنابراين روزه براي بيمار بخاطر رفع مشقت و آسان گيري نسبت به وي (بقره آيه185) و مسافر به همان دليل (همان) و شخص ناتوان (آيات 183تا 185) واجب نيست ولي مي بايست در هنگام حضور در وطن و يا سلامت تن و توانايي و قدرت يافتن، روزه خويش را قضا كنند.

مهم ترين مبطلات روزه كه در آيات 183 تا 187 بيان شده عبارتند از خوردن و آشاميدن و آميزش جنسي كه از شرايط ظاهري روزه است. به اين معنا كه شخص مي بايست براي تحقق مفهوم ظاهري روزه از اين سه عمل دوري ورزد. البته نيت روزه از مولفه هاي اصلي تحقق است. بنابراين نيت خوردن و يا آشاميدن و يا آميزش جنسي مي تواند در ابطال آن تأثيرگذار باشد. البته براي روزه مبطلات ديگري هم بيان شده كه در رساله ها آمده است.

پاداش روزه

همان گونه كه براي روزه كاركردها و آثار چندي بيان شده است، از سوي خداوند اموري به عنوان پاداش عمل روزه نيز بيان گرديده است كه عبارتند از: آمرزش الهي نسبت به شخص و قرار گرفتن در زمره اهل مغفرت (احزاب آيه35) بهره مندي از پاداش و اجر عظيم (احزاب آيه35) كه به نظر مي رسد هيچ پاداشي بزرگ تر از ورود به بهشت رضوان نباشد كه در آيات 111و 112به عنوان پاداش روزه از آن ياد شده است. البته اين زماني است كه ما- چنان كه طبرسي در تفسير ارزشمند مجمع البيان بيان داشته است- سائح را همان صائم و روزه دار بدانيم چنان كه مويد اين معنا روايتي است كه از امام صادق(ع) در بحارالانوار نقل شده است. آن حضرت(ع) فرموده است: بهشت وعده داده شده در آيه 111 براي كساني است كه اوصاف مذكور در آيه 112 را داشته باشند. (بحارالانوار ج97 ص48 حديث13)

امام صادق(ع) در ذيل آيات 22تا 24 سوره حاقه كه برخورداري از بهشت و ميوه هاي فراوان و خوردني هاي آن را پاداش ايام خاليه مي شمارد بيان مي كند كه مراد از روزهاي خاليه همان روزهايي است كه روزه دار در دنياست و روزه گرفته است. (البرهان ج5 ص377)

براين اساس مي توان گفت كه يكي از پاداش هايي كه خداوند براي روزه داران قرار داده، بهره مندي از زندگي دلپسند بهشت برين است كه از همه امكانات و مواهب آن بهره مند خواهند شد.

از ديگر پاداش ها و هم چنين كاركردهاي روزه مي توان دست يابي شخص به هدايت خاص خداوندي را برشمرد كه در آيه 185 سوره بقره بدان اشاره شده است؛ زيرا توانايي گرفتن روزه و همراهي با مؤمنان در اين ماه خود نشانه اي است كه شخص در مسير هدايت خاص قرار گرفته و از آن بهره مند گشته است.

البته از آن جايي كه درآموزه هاي قرآني تفاوت معناداري ميان زن و مرد دراصل آفرينش نيست و اگر تفاوت هايي است در شيوه زندگي و مسئوليت هاست كه اقتضاي طبيعت نه ذات انسانيت است، لذا خداوند در آيه 35 سوره احزاب مردان و زنان روزه دار را در پاداش هاي الهي برابر مي شمارد و به همه مومنان روزه دار بهره مندي از بشارت هاي خاص خود يعني بهشت را مژده مي دهد. (توبه آيه 112) و همان گونه كه روزه داري را شايسته مردان مومنان مي شمارد درآيه 5 سوره تحريم روزه داري را از اوصاف زنان شايسته و ملاك برتري ايشان نسبت به ديگر مردان و زنان مي داند.

روزه داران نمونه

خداوند در آيه 5 و7 سوره انسان يكي از فضايل ابرار را كه درمقام عالي انسانيت نشسته اند وفاي به نذر روزه مي شمارد. به اين معنا كه ابرار كساني هستند كه براي دست يابي به هر حاجت و نعمت و خيري روزه را وسيله و ابزار قرارمي دهند و بر آن نذر كرده و بدان وفا مي كنند و روزه هايي را كه نذر كرده اند تا حاجتي از ايشان روا شود انجام مي دهند.

اين گونه است كه هم اهل وفا و وفاداري هستند و هم اين كه با روزه گرفتن، خود را به خدا نزديك مي سازند و هم اين كه از پاداش هاي خاصي چون بهشت بهره مند مي گردند. (انسان آيات 5 تا 21).

اين آيات نشان مي دهد كه اگر كسي حاجتي دارد مي تواند با بهره مندي از شيوه ابرار نذر روزه كند و آن را به جا آورد، چنان كه يكي ديگر از كارهاي مربوط با برآوردن حاجت و نياز گرفتن، اعتكاف است كه در آن نيز روزه به عنوان محور، نقش مهمي را ايفا مي كند و خداوند از اهل اعتكاف مي خواهد كه در هنگام اعتكاف روزه بگيرند. (بقره آيه 187)

حضرت زكريا نيز براي دست يابي به حاجت و نياز خويش سه روز را روزه گرفت (آل عمران آيه 21 و مريم آيه 10تا 11 و نيز نگاه كنيد مجمع البيان ج 1 و 2ص 745) البته از آن جايي كه روزه نذري براي حاجت درشريعت موسوي با سكوت نيز همراه بوده است، آن حضرت (ع) با روزه نذر، سكوت نيز نمود. (همان)

حضرت مريم(س) نيز براي رهايي از گرفتارهاي اتهام، نيت روزه سكوت نمود كه خود بيانگر آن است كه روزه يكي از راه هاي رهايي از اتهامات و مشكلاتي است كه از اين جهت بر انسان تحميل مي شود. (مريم آيه 26)

چنان كه گفته شد در زمان حضرت مريم (س) و زكريا (ع) يكي از احكام روزه داري، ترك سخن گفتن با مردم بوده است كه درشريعت اسلامي اين شرط مطرح نمي باشد. بنابراين درگذشته صوم همراه با صمت (سكوت) بوده است و سكوت يكي از شروط صوم و روزه شمرده مي شده است. (كشاف زمخشري ج 3ص 14) البته چنان كه از آيه 26 برمي آيد اين شرط در ارتباط با انسان بوده است و شخص نمي توانست با انسان هاي ديگر سخن بگويد و اين بدان معنا نبوده است كه با خداوند و يا ديگر موجودات هستي چون فرشتگان سخن نگويد.

به هرحال از آيات بسياري مي توان اين معنا را به دست آورد كه انسان براي دست يابي به حوائج و نيازهاي دنيوي مي تواند نذر روزه كند چنان كه براي رفع ودفع گرفتاري و يا جلب نعمت و مقامي از مقامات انساني و معراجي مي توان از اين ابزار بهره مند شد.

/ 1