امامان عليهم السلام حاملان كتاب خدا نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

امامان عليهم السلام حاملان كتاب خدا - نسخه متنی

سيد احمد خاتمي

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

امامان عليهم السلام حاملان كتاب خدا

سيد احمد خاتمي

سخن پيرامون شرح زيارت جامعه كبيره اين جامع‏ترين متن امام‏شناسي بود. در اين مقاله به شرح جمله «وحملة كتاب اللّه» مي‏پردازيم.

سلام بر شما امامان كه حامل كتاب خداوند هستيد. ابتدا به شرح واژه‏ها و سپس به شرح جمله مي‏پردازيم:

شرح واژه‏ها

واژه حمله جمع حامل است ريشه اين واژه از حمل است به معناي بار برداشتن و برنشاندن است و هرگاه با علي ذكر شود به معناي نهادن است. «حِمل» بر وزن «شِعر» باري است كه بر پشت حمل مي‏شود. «...و ان تدع مثقلة الي حِملها لايحمل منه شي‏ء و لو كان ذاقربي...؛(1)...و اگر شخص سنگين باري ديگري را براي حمل بار خود بخواند (پاسخ منفي به دعوت او مي‏دهد) و چيزي از آن را بر دوش نخواهد گرفت هرچند از نزديكان او باشد.»

«حَمُولَة» به معناي حيوانات بزرگ بار بر هستند مانند شتر و اسب و نظاير آن «...و من الانعام حمولة و فرشاً...؛(2) خداوند كسي است كه از چهار پايان براي شما حيوانات بزرگ باربر و حيوانات كوچك آفريد.»

واژه كتاب

«كتاب» مصدر ثلاثي مجرد از ريشه كتب است اين واژه غالباً بر مجموعه واحد دست نوشته يا چاپ شده اطلاق مي‏گردد. غرض از كتاب چيزي است كه پاره‏اي از معاني يا اشياء ديگر را ضبط و نگهداري مي‏كند به گونه‏اي كه در اختيار ضبط كننده و احياناً ديگران است و هر وقت كه بخواهند مي‏توانند به آن مراجعه كنند. واژه «كتاب» در قرآن در چند معني به كار رفته است.

1ـ مجموعه‏اي كه مشتمل بر قوانين و مقررات وحي باشد:

«...فبعث اللّه النبيين مبشّرين و منذرين و انزل معهم الكتاب بالحق؛(3) پس خداوند پيامبران را مژده رسان و بيم دهنده برانگيخت و همراه آنها كتاب آسماني را به حق فرستاد.»

اما بر ساير مجموعه‏هايي كه وحي است اما قوانين ندارد كتاب اطلاق نشده «زبور» گفته شده است: «و آتينا داود زبوراً؛(4) و به داود زبور عطا كرديم.»

2ـ جايگاه ثبت عقايد، اخلاق و اعمال انسانها كه اين خود بر سه نوع است:

الف ـ كتاب شخصي افراد «و كل انسان الزمناه طائره في عنقه و نخرج له يوم القيامة كتابا يلقاه منشوراً؛(5) و سرنوشت هر انساني را بر گردنش لازم و ثابت كرديم و در روز قيامت نوشته‏اي را براي او بيرون مي‏آوريم كه آن را باز و گشوده ديدار خواهد كرد.

«فاما من اوتي كتاب بيمينه؛(6) پس آن كس كه نامه عملش به دست راستش داده شود.»

ب ـ كتابي كه كارنامه هر امت را جداگانه ثبت كرده است: «كل امة تدعي الي كتابها؛(7) هر امتي به سوي كتاب خود خوانده مي‏شود.

ج ـ كارنامه همه خلايق: «و وضع الكتاب فتري المجرمين مشفقين مما فيه؛(8) و آن كتاب نهاده مي‏شود پس گنهكاران را از آنچه در آن است هراسان خواهي ديد...

همين كتاب است كه گاهي به معناي كتاب ابرار و كتاب فجار تقسيم مي‏شود.

3ـ حقيقتي كه تفصيل احكام هستي با تمام جزئياتش در آن ثبت است:

«...و عندنا كتاب حفيظ؛(9) و در نزد ما كتابي است كه حافظ است و از هر حادثه‏اي و تفسير محفوظ مي‏ماند. «... و لا رطب و لايابس الّا في كتاب مبين؛(10)...و هيچ‏تر و خشكي نيست جز آنكه در كتابي روشن هست.

از اين حقيقت به علم الهي (البته بعضي از مراتب آن) لوح محفوظ و امثال آن تعبير مي‏شود.

4ـ قباله نكاح و تجارت يا دست نوشته‏هاي بشري

«ولا تعزموا عقدة النكاح حتي يبلغ الكتاب اجله؛(11) و هرگز تصميم بستن عقد زوجيت نگيريد تا عده مقرر(كه مكتوب است) به پايان رسد.» دقت در موارد استعمال نشان مي‏دهد كه قرآن كريم گاهي واژه كتاب را در كتاب تكويني و گاه در كتاب تدويني به كار برده است.(12)

حاملان كتاب خدا

اينك سؤال اين است كه مراد از جمله فوق چيست؟

برخي اين جمله را به معناي اين گرفته‏اند كه شما عالمان به كتاب الهي هستيد، برخي آنرا بدين معنا گرفته‏اند كه شما عاملان به قرآن هستيد ولي به نظر مي‏رسد كه مناسب است معناي اين جمله را عام بگيريم يعني هم شما حاملان علم قرآنيد و هم عاملان به قرآن و اصولاً عمل بي علم امكان ندارد.

امامان عاملان به كتاب خدا

اينكه علم قرآن نزد امامان است از بديهيات معارف حقّه است «بل هو آيات بينات في صدور الّذين اوتوا العلم و ما يجحد بآياتنا الّا الظالمون؛(13) بلكه اين كتاب آسماني مجموعه‏اي از آيات روشن است كه در سينه صاحبان علم جاي دارد و آيات ما را جز ستمگران انكار نمي‏كنند.»

در روايات فراواني مصداق «الذين اوتوا العلم» معصومين (ع) معرفي شده‏اند. از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) روايت شده هم الائمه(ع) (14) در برخي روايات آمده است «نحن وايانا عني» اوتوا العلم مائيم و آيه ما را اراده كرده است.(15)

در روايتي امام صادق(ع) فرمود: «هم الائمه من آل محمد صلوات اللّه عليهم اجمعين باقية دائمة في كل حين؛(16) اينان امامان از آل محمد(ص) كه پيوسته در هر زمان باقي و دائمند.»

در روايتي امام باقر(ع) فرمود: «من عسي ان يكون غيرنا؛(17) چه كسي غير از ما مي‏تواند مراد باشد.» در روايتي ديگر امام باقر(ع) اشاره به سينه خودشان فرمودند.(18)

حضرت اميرمؤمنان علي(ع) فرمود:

«ما نزلت عليه آية في ليل و لانهار و لاسماء و لاارض و لادنيا ولا آخرة و لا جنة و لانار ولاسهل و لا جبل و لاضياء و لاظلمة الا اقرأنيها و املاها علي فكتبتها بيدي و علّمني تأويلها و تفسيرها و ناسخها و منسوخها و محكمها و متشابهها و خاصها و عامها و اين نزلت و فيم نزلت الي يوم القيامة.»(19)

هيچ آيه‏اي نه در شب و نه در روز، نه در آسمان و نه در زمين، نه درباره دنيا و نه درباره آخرت، نه درباره بهشت و نه درباره دوزخ، نه در صحرا و نه در كوه، نه در روشنائي و نه در تاريكي بر پيامبر نازل نشد مگر آنكه مرا به خواندن آن وا داشت و آنرا بر من املاء كرد و من بدست خويش آنرا نوشتم و تأويل و تفسير، ناسخ و منسوخ، محكم و متشابه، خاص و عام آن و جاي نزول و علت نزول آن را تا روز قيامت به من آموخت.

«قل كفي باللّه شهيداً بيني و بينكم و من عنده علم الكتاب»(20).

امام باقر(ع) در تفسير اين آيه فرمود: «ايانا عني و علي اوّلنا و افضلنا و خيرنا بعد النبي(ص)؛(21) خداوند در اين آيه تنها ما را اراده كرده است و اميرالمؤمنين علي(ع) اول ما و افضل ما و بهترين ما بعد از پيامبر(ص) است.»

نيز فرمود: «ما ادعي احد من الناس انه جمع القرآن كلّه كما انزل الّا كذّاب و ما جمعه و حفظه كما نزّله اللّه تعالي الّا علي بن ابي طالب(ع) و الائمة من بعده عليهم السلام؛(22) هيچكس نمي‏تواند ادعاء كند كه علم به تمام قرآن را در خود جمع كرده مگر آنكه دروغگو باشد كسي جز علي بن ابي طالب(ع) و ائمه بعد از او علم به قرآن را آنگونه كه خدا نازل كرده حفظ و جمع نكرده است.»

حضرت امام صادق(ع) فرمود: «و اللّه اني لاعلم كتاب اللّه من اوله الي آخره كانه في كفّي..؛(23) بخدا قسم كتاب خدا را از آغاز تا پايان چنان مي‏دانم كه گويا در كف دست من است.»

«سلمة بن محرز» گويد از امام باقر(ع) شنيدم كه فرمود:

«انّ من علم ما اوتينا تفسيرالقرآن و احكامه؛(24) از جمله علومي كه خداوند به ما عنايت كرده است علم تفسير قرآن و احكام آن است.

حضرت امام صادق(ع) فرمود: «انا اهل بيت لم يزل اللّه يبعث فينا من يعلم كتابه من اوّله الي آخره؛(25) پيوسته در ميان ما اهلبيت پيامبر كساني برانگيخته مي‏شوند كه عالم به كتاب از آغاز تا پايان آنند.»

روايات در اين باره فراوان است.(26)

بر اساس اين روايات آنان كه در پي يافتن معارف قرآني هستند بايد بدانند كه چشمه زلال معارف قرآني اهل بيت عليهم‏السلام‏اند.

منطق اخباري‏ها

گفتني است كه منطق ما منطق اخباري‏ها نيست كه مي‏گويند ظاهر كتاب خدا حجت نيست و حتي «نصوص صريح كتاب» را هم نمي‏توان بدون روايات معصومين (ع) فهميد: محمد امين استرآبادي بنيانگذار مكتب اخباري‏گري مي‏گويد:

«... و انه لا سبيل لنا فيما لانعلمه من الاحكام النظرية الشرعية اصلية كانت او فرعية الا السماع من الصادقين عليهم السلام و انه لايجوز استنباط الاحكام النظرية من ظواهر كتاب اللّه و لا ظواهر السنن النبويه ما لم يعلم احوالهما من جهة اهل الذكر؛(27)... و راهي نداريم در احكام نظري شرعي كه به آنها علم نداريم مگر آنكه از امامان (ع) بشنويم و استنباط احكام نظري از ظواهر كتاب خدا و ظواهر سنت‏هاي پيامبر مادامي كه حال اينها از امامان(ع) ندانيم.

محدث بزرگوار مرحوم شيخ حر عاملي كه گرايش اخباري‏گري دارد در ابواب صفات قاضي بابي تحت اين عنوان منعقد كرده است كه «باب عدم جواز استنباط الاحكام النظرية من ظواهر القرآن الّا بعد معرفة تفسيرها من الائمه(ع)؛(28) باب عدم جواز استنباط احكام نظري از ظواهر قرآن مگر بعد از شناختن تفسير آنها از امامان.»

برخي از اخباريين تا بدانجا پيش رفتند كه گفتند حتّي «قل هو اللّه احد» را هم نمي‏توان جز با تفسير امامان فهميد.(29)

البته اين گرايش اخباري گري افراطي است، اخباري‏هاي معتدل اين مبنا را نادرست مي‏دانند.

نياز به اهل بيت در فهم قرآن

منطق ما اين منطق نيست بلكه بر اين باوريم كه ظواهر قرآن قابل فهم است و مهم‏ترين دليل مطلب آن است كه امامان قرآن را مرجع و مرجح صحت و سقم روايات به حساب آورده و شيوه استنباط احكام خداوند را از كتاب خدا به آنها آموزش داده‏اند و دلايل ديگر.

امّا سخن ما اينست كه نمي‏توانيم در تفسير قرآن خود را مستغني از روايات ببينيم و بگوئيم بدون استفاده از روايات قرآن را تفسير مي‏كنيم. اين عبارت ديگر «حسبنا كتاب اللّه» است منطق كساني كه با اين شعار «ما را كتاب خدا بس» است اهل بيت(ع) را از جايگاه حقشان كنار گذاشتند.

معناي تفسير قرآن به قرآن استغناء از روايات نيست دليلش اينست كه مرحوم علامه طباطبائي كه در تفسير فراوان از اين شيوه بهره مي‏گيرد خود در ذيل آيات «بحث روائي» دارد كه تحليل عميق اين بزرگوار از روايات نيز استفاده كردني و ستودني است.

امامان «حملة كتاب اللّه» هستند، آنان كه در پي يافتن، معارف زلال اسلام ناب محمّدي(ص) با الهام از قرآنند نمي‏توانند از اين كوثر استفاده نكنند.

اين يك تفسير «حملة كتاب اللّه».

امامان عاملان به كتاب خدا

ديگر تفسير اين جمله آن است كه امامان عاملان به كتاب خدا هستند آنان در صدر كساني هستند كه عامل به قرآنند.

مبناي اين تفسير اين است كه در قرآن حمل به اين معنا آمده است:

«مثل الّذين حملوا التوراة ثم لم يحملوها كمثل الحمار يحمل اسفاراً...؛(30)مثل آنان كه مكلّف به تورات شدند ولي حق آن را اداء ننمودند مانند دراز گوشي هستند كه كتابهائي را حمل مي‏كنند...»

اين آيه شريفه مثالي است براي عالمان بي عمل كه سنگيني مسئوليت علم را به دوش مي‏كشند بي آنكه از بركات آن بهره گيرند. همانند درازگوشي كه بار كتاب دارد. او از كتاب چيزي جز سنگيني احساس نمي‏كند و برايش تفاوت ندارد كه سنگ و چوب بر پشت دارد يا كتابهائي كه دقيق‏ترين اسرار آفرينش و مفيدترين برنامه‏هاي زندگي در آن است. در روايات نكوهش شديدي از عالم بي عمل شده است در بعضي تعبيرات تشبيه به «شجر بلاثمر» درخت بي ميوه شده‏اند و در برخي ديگر به «سحاب بلامطر» ابر بي باران و...و... از بعضي روايات استفاده مي‏شود كه عالم بي عمل شايسته نام عالم نيست نبي اكرم(ص) فرمود: «لا يكون المرء عالما حتي يكون بعلمه عاملاً؛(31) انسان عالم نخواهد شد مگر آنكه به علمش عمل كند.»

اميرمؤمنان علي(ع) در خطبه‏اي فرمود:

«ايها الناس اذا علمتم فاعملوا بما علمتم لعلكم تهتدون ان العالم العامل بغيره كالجاهل الحائر الّذي لايستفيق من جهله بل قد رأيت الحجة عليه اعظم و الحسرة الزم؛(32) اي مردم هنگامي كه چيزي را دانستيد عمل كنيد تا هدايت يابيد زيرا عالمي كه بر خلاف علمش عمل كند مانند جاهل سرگرداني است كه هرگز از جهلش هشيار نمي‏شود بلكه من حجت را بر چنين عالمي بزرگتر و حسرت را پايدارتر مي‏بينم.»

بر اين اساس «حمّلوا» و «لم يحمولها» تفسير به عمل و عمل نكردن شده است. با اين مبنا «حملة كتاب اللّه» بدين معنا مي‏شود كه شما امامان هستيد كه عامل بر كتاب خدا هستيد. شما هستيد كه مصداق «يتلونه حق تلاوته» قرآن را تلاوت مي‏كنند حق تلاوت هستيد: «الّذين آتينا هم الكتاب يتلونه حق تلاوته اولئك يؤمنون به و من يكفر به فاولئك هم الخاسرون؛(33) كساني كه كتاب آسماني به آن‏ها داده‏ايم و آن را با دقت مي‏خوانند به پيامبر(ص) ايمان مي‏آورند و كساني كه به او كافر شوند زيان كارند.»

در حديثي از حضرت امام صادق(ع) «يتلونه حق تلاوته» چنين تفسير شده است:

«يرتلون آياته و يتفقهون به و يعملون باحكامه و يرجون وعده و وعيده و يعتبرون بقصصه و يأتمرون باوامره و ينتهيون بنواهيه ما هو و اللّه حفظ آياته و درس حروفه و تلاوة سوره و درس اعشاره و اخماسه، حفظوا حروفه و اضاعوا حدوده و انما هو تدبر آياته و العمل باركانه قال اللّه تعالي كتاب انزلناه اليك مبارك ليدبروا آياته؛(34) منظور اينست كه آيات آنرا به دقت بخوانند و حقايق آنرا درك كنند و به احكام آن عمل نمايند و به وعده‏هاي آن اميدوار و از وعيدهاي آن ترسان باشند از داستانهاي آن عبرت گيرند به اوامرش گردن نهند و نواهي آنرا بپذيرند. به خدا سوگند منظور حفظ آيات و خواندن حروف و تلاوت سوره‏ها و ياد گرفتن اعشار و اخماس (تقسيماتي كه در قرآن مي‏شود مانند تقسيم به سي جزء و يا هر جزء به چهار حزب و امثال آن) آن نيست ـ آنها حروف قرآن را حفظ كردند اما حدود آنرا ضايع ساختند منظور تنها اينست كه در آيات قرآن بينديشند و به احكامش عمل كنند چنانكه خداوند مي‏فرمايد اين كتابي است كه ما بر تو نازل كرديم تا در آياتش تدبر كنند.»

در روايتي آمده است كه: ابو ولّاد گويد تفسير آيه فوق را از امام صادق(ع) پرسيدم حضرت فرمود: «هم الائمة»(35) اينان كه مصداق «يتلونه حق تلاوته» اند امامان معصوم عليهم السلام هستند.

امامان اولين عاملان به قرآن

آري امامان در خط مقدّم عمل كنندگان به كتاب خداوند در تمامي عرصه‏ها هستند. اگر در قرآن مي‏خوانند و لا يغتب بعضكم بعضاً(36) نبايد بعضي از شما غيبت بعضي ديگر كنند. خود مقيدند كه جلوي اين گناه را بگيرند در روايتي آمده است: شخصي مي‏خواست نزد سيد الشهداء(ع) از كسي غيبت كند حضرت فرمود: «يا هذا كفّ عن الغيبة فانها ادام كلاب النار»(37) فلاني زبان از غيبت فروبند كه غيبت خورش سگان جهنم است، سالار شهيدان اگر در قرآن مي‏خواند: «كنتم خير امة اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر...؛(38) شما بهترين امتي هستيد كه (از جانب خدا) بر مردم (جهان) پديدار شده‏ايد به كار پسنديده امر مي‏كنيد و از كار زشت باز مي‏داريد» خود در خط مقدم آمران به معروف و ناهيان از منكر است آنهم با هزينه جان خود و عزيزانش و اسارت خاندان مكرمش، او از آغاز حركت سخن از امر به معروف و نهي از منكر داشت. به هنگامي كه مي‏خواست در مدينه با تربت پاك پيامبر وداع كند فرمود: «...اللهم اني احبّ المعروف و انكر المنكر...؛(39)خدايا من معروف را دوست دارم و از منكر بيزارم.»

نيز در وصيت نامه الهي حضرتش كه مي‏توان آنرا منشور جاويد نهضت حسيني ناميد، مي‏فرمايد: «...اريد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنكر...؛(40) برآنم كه امر به معروف و نهي از منكر نمايم...» اين يعني عمل به قرآن آنهم با اين هزينه سنگين!

حضرت امام سجاد(ع) كه در قرآن مي‏خواند: «...والكاظمين الغيظ و العافين عن الناس و اللّه يحب المحسنين...؛(41) «اهل تقوا»...خشم خود را فرو مي‏برند و از خطاي مردم در مي‏گذرند و خدا نيكوكاران را دوست دارد.»

حضرتش خود عامل به اين آيه است.

«كنيزكي مي‏خواست آب وضو براي آن حضرت فراهم آورد كه ظرف سفالين از دستش فرو افتاد و شكست! امام به كنيزك نگاهي كرد كنيز گمان كرد كه مولايش خشمگين شده است، اين آيه را خواند: «...والكاظمين الغيظ» متقين خشم خود را فرو مي‏خورند امام فرمود: بر خشم خود چيره شدم، كنيز ادامه آيه را خواند و گفت: «والعافين عن النّاس» يعني آنان كه از خطاي مردم چشم مي‏پوشند امام فرمود: من از تو گذشتم كنيز ادامه داد: «و اللّه يحب المحسنين» خداوند نيكوكاران را دوست دارد، امام فرمود تو را در راه خدا آزاد ساختم.(42)

و از اين نمونه‏ها در زندگاني امامان فراوان است كه ذكر نمونه‏ها از عهده يك مقاله بيرون است.

در پايان اين نكته گفتني است: كه عامل بودن اين ذوات مقدس به كتاب خدا محدود به عمل به ظواهر كه از عهده بسياري از انسانهاي عادي برمي‏آيد نيست بلكه آن‏ها عامل به جميع مراتب ظاهر و باطن قرآن كريم هستند كتابي كه عصاره نظام هستي است يعني اگر نظام هستي را خلاصه كنند به اين كتاب تبديل خواهد شد و اگر اين كتاب را تفصيل دهند به نظام هستي مبدّل خواهد گشت و اين همان هماهنگي كتاب تكوين و كتاب تدوين است چنانكه اگر هويت انسان كامل معصوم(ع) به صورت كتاب تدويني درآيد در چهره قرآن حكيم ظهور مي‏كند و اگر قرآن كريم به صورت انسان كامل معصوم درآيد در چهره رسول گرامي و اهل بيت عصمت(ع) تجلّي مي‏يابد بنابراين قرآن حكيم پيام جامع و مشترك بين انسان و جهان است.(43)

آري همانگونه كه در مورد پيامبر اكرم(ص) آمده است كه اخلاقش قرآن بود امام سلام اللّه عليهم اجمعين نيز اخلاق قرآني داشته و در حقيقت «تجسم قرآن» بودند.

پي‏نوشت‏ها:

1. سوره فاطر، آيه 18.

2. سوره انعام، آيه 42.

3. سوره بقره، آيه 213.

4. سوره نساء، آيه 163.

5. سوره اسراء، آيه 13.

6. سوره انشقاق، آيه 7.

7. سوره جاثيه، آيه 28.

8. سوره كهف، آيه 49.

9. سوره «ق»، آيه 4.

10. سوره انعام، آيه 59.

11. سوره بقره، آيه 235.

12. ادب فناي مقربان، ج 2، از ص 185 تا 187 با تلخيص.

13. سوره عنكبوت، آيه 49.

14. اصول كافي، ج 1، ص 414 ح 2 ـ كنزالدقائق، ج 9، ص 227 با تصحيح‏هاي عراقي .

15. بصائر الدرجات جزء رابع، ص 207، ح 16.

16. تأويل الآيات، ج1، ص 432.

17. بصائر الدرجات، جزء رابع، ص 205، ح 4.

18. مرآة العقول، ج 2، ص 436.

19. تحف العقول، ص 196.

20. سوره رعد، آيه 43.

21. اصول كافي، ج 1، ص 229.

22. همان، ص 228.

23. قرآن در احاديث اسلامي، ص 178 به نقل از تفسير عياشي 67. اصول كافي، ج 1، ص 229.

24. قرآن در احاديث اسلامي، ص 178 به نقل از تفسير عياشي.

25. مراجعه كنيد به كتاب موسوعة الامام علي بن ابي طالب، ج 10، از ص 49 تا 59.

26. الفوائد المدنيه، ص 47.

27. وسائل الشيعة، ج 18، ص 129.

28. الحدائق الناضرة، ج 1، ص 27 ـ الدرة النجفية، ص 169.

29. سوره جمعه، آيه 5.

30. المحجة البيضاء، ج 1، ص 125.

31. نهج البلاغه كلمات قصار، كلمه 366.

32. سوره بقره، آيه 121.

33. الميزان، ج 1، ص 260، چاپ بيروت.

34. تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 120، تفسير صافي، ج 4، ص 315.

35. سوره حجرات، آيه 12.

36. تحف العقول، ص 245.

37. سوره آل عمران، آيه 110.

38. مقتل خوارزمي، ج 1، ص 186.

39. همان، ص 188.

40. سوره آل عمران، آيه 134.

41. ارشاد مفيد، ج 1، ص 142 ـ اعلام الوري، ص159؛ كشف الغمه ج 2، ص 276، امام سجاد جمال نيايشگران، ص 740

42. ادب فناي مقربان، ج 2، ص 190.

/ 1