نظارت اجتماعى در جامعه اسلامى (قسمت اول) نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

نظارت اجتماعى در جامعه اسلامى (قسمت اول) - نسخه متنی

سعيد اميركاوه

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

نظارت اجتماعى در جامعه اسلامى (قسمت اول)

سعيد اميركاوه

خبرگزاري فارس: اسلام در زمينه هاى اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و حتى سياسى ـ على رغم مدعيان جدايى دين از دنيا (سكولاريسم) ـ داراى برنامه و صاحب نظر است. يكى از مباحثى كه مكرّر و با بياناتى متفاوت، در قرآن و كتب روايى بدان توجه شده موضوع «نظارت اجتماعى» است.

مقدمه

دين اسلام با توجه به ابعاد گوناگون وجودى انسان برنامه كاملى براى رشد و تعالى و سعادت دو سراى او ارائه كرده است. اسلام در زمينه هاى اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و حتى سياسى ـ على رغم مدعيان جدايى دين از دنيا (سكولاريسم) ـ داراى برنامه و صاحب نظر است. يكى از مباحثى كه مكرّر و با بياناتى متفاوت، در قرآن و كتب روايى بدان توجه شده موضوع «نظارت اجتماعى» است.

قرآن و روايات ـ كه حكايت گر سيره عملى معصومان(عليهم السلام)است ـ از طرفى، خود ناظر جامعه اسلامى است و با بياناتى متفاوت، از گناهان به طور عموم1 و يا با تأكيد بر گناهى خاص2 نهى كرده و از طرف ديگر، از مؤمنان خواسته است به مقابله با منكرات و گناهان برخيزند3 و از ضرورت اين كار غافل نمانند. حضرت على(عليه السلام) در نهج البلاغه مى فرمايند: «همه اعمال نيك و جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر همانند قطره اى در برابر درياست.»4

علاوه بر آن، قرآن و روايات در موارد بسيارى، مجازات ها،5 پاداش ها،6 آثار سوء اجتماعى گناه7 و آثار اجتماعى رعايت هنجارهاى شرعى8 را در جهت ترغيب به اجتناب از گناهان و تشويق به رعايت هنجارهاى شرعى متذكرمى شوند.

از اين رو، با درك ضرورت اين بحث، مطالبى چند با توجه به اصول كلى و پيش فرض هاى نظارت اجتماعى در اسلام مورد بحث قرار مى گيرد.

هنجار در جامعه اسلامى

همه اعمال و رفتارى را كه انسان از خود بروز مى دهد، از نظر اسلام، در قالب پنج عنوان كلى ذيل قرار مى گيرد:

1. واجب (ضرورت انجام);

2. مستحب (اولويت انجام);

3. مباح (بدون اولويت);

4. مكروه (اولويت ترك);

5. حرام (ضرورت ترك).

واجب و ضرورى بر اعمال و رفتارى اطلاق مى شود كه فرد مسلمان لازم است آن ها را انجام دهد و اجازه تركشان را ندارد. در مقابل، حرام به اعمال و رفتارى اطلاق مى شود كه لازم است از آن ها دورى جست و مرتكب نگرديد. مستحب بر اعمال و رفتارى اطلاق مى شود كه فرد مسلمان بهتر است انجام دهد. مكروه نيز بر اعمال و رفتارى اطلاق مى شود كه پرهيز از آن اولويت دارد.

تذكر اين نكته لازم است كه نظارت اجتماعى تنها در دايره حقوق مطرح نيست و مسائل اخلاقى را نيز در برمى گيرد. عناوين پنج گانه ذكر شده بر خلاف ظهور اوليه آن، مربوط به اعمال و رفتار اخلاقى و حقوقى مى شود. بنابراين، منظور از اين عناوين پنج گانه در اين مقال، هم هنجارهاى حقوقى است و هم هنجارهاى اخلاقى كه داراى ضرورت و يا اولويت ترك يا عدم ترك مى باشد. در صورتى كه فرد به «واجبات» عمل كند و از «محرمات» دورى نمايد، آثار و نتايج مثبتى از جمله، پاداش اخروى نصيب او خواهد شد و در صورتى كه به واجبات عمل نكند و از محرّمات اجتناب نورزد، آثار و نتايج سوء از جمله، مجازات هاى دنيوى و اخروى گريبان گير او خواهد شد. اين در حالى است كه اگر فردى به «مستحب» عمل ننمايد و از «مكروه» دورى نجويد دچار مجازات اخروى نخواهد شد، ولى از آثار مثبت و پاداش هاى اخروى آن محروم خواهد ماند. «مباح» عنوان ديگرى است كه تنها بر اعمال و رفتارى اطلاق مى شود كه انجام يا ترك آن از هيچ اولويتى برخوردار نيست.

با توجه به تعريفى كه در بخش اول، از «هنجار» ارائه گرديد، روشن مى شود كه واجبات، محرّمات، مستحبات و مكروهات نمايان گر هنجارها هستند و در واقع، اين چهار قسم راهنماى اعمال و رفتار فرد مسلمان مى باشد. از اين رو، هنجارهاى اسلامى9 به دو دسته كلى تقسيم مى گردند:

1. هنجارهايى كه ضرورت دارد و در صورت تخلف، با مجازات همراه است; اين قسم محرمات و واجبات را شامل مى شود.

2. هنجارهايى كه تنها اولويت دارد و تخلف از آن ها مجازات قابل توجهى10 به دنبال نخواهد داشت; اين قسم شامل مستحبات و مكروهات مى باشد.

تفاوت هنجارهاى دينى11 و هنجارهاى غير دينى

هنجارهاى دينى، كه مصداق كامل آن هنجارهاى اسلامى است، از چند جهت با هنجارهاى غير دينى تفاوت دارد:

الف. هنجارهاى غير دينى براى تنظيم شؤون اجتماعى و رعايت نظم در جامعه وضع گرديده، ولى هنجارهاى دينى (اسلامى) تنها براى اين منظور وضع نشده، بلكه مقصود اصلى از وضع آن ايجاد اجتماعى صالح و تأمين سعادت واقعى انسان هاست.

ب. هنجارهاى دينى بر خلاف هنجارهاى غير دينى علاوه بر ضمانت هاى اجرايى معمولى، از ضمانت هاى اجرايى ديگرى همچون مجازات ها و پاداش هاى اخروى برخوردار است; مثلاً، اگر كسى مرتكب قتل شود، علاوه بر قصاص به عنوان مجازات دنيوى، در آخرت نيز جايگاه او جهنم خواهد بود.

ج. هنجارهاى غير دينى ساخته دست بشر و ناقص است و هميشه دست خوش تغيير و تحول مى باشد، ولى هنجارهاى دينى (اسلامى) از سوى خداوند بوده و نسبتاً ثابت است.

د. به دليل آن كه در جوامع دينى، هم رابطه افراد با يكديگر و هم رابطه افراد با خدا مدّ نظر است، هنجارهاى اسلامى و دينى ـ بر خلاف هنجارهاى غير دينى ـ به دو قسمت عمده تقسيم مى گردد:

1. هنجارهاى مربوط به ارتباط فرد با خداوند; مثل نماز;

2. هنجارهاى تنظيم كننده روابط افراد جامعه با يكديگر; مثل هنجارهايى كه ارتباط اشخاص را با پدر، مادر، خويشاوندان و يتيمان مشخص مى سازد.

اما هنجارهاى غير دينى، كه در جوامع غير مذهبى وجود دارد، به روابط انسان ها با يكديگر مربوط است.

انحراف، گناه، جرم، جنايت

با توجه به مباحث مطرح شده در زمينه هنجارهاى دينى و اسلامى، انحراف در جامعه اسلامى به صورتى متفاوت با ديگر جوامع مطرح مى شود. «انحراف» در جامعه اسلامى زمانى تحقق مى يابد كه هنجارهاى دينى، كه متناسب با سعادت حقيقى انسان است، رعايت نشود. از اين رو، به افرادى كه هنجارهاى دينى، را رعايت نمى كنند هرچند هنجارهاى اجتماعى را رعايت كنندعنوان «منحرف» اطلاق مى شود و بر شخصى كه بر خلاف اكثريت جامعه، هنجارهاى اسلامى را رعايت مى كند، اين عنوان صدق نمى نمايد. مسلمانان منشأ انحراف را ابليس و ايادى او مى دانند و انحراف را نشانه تحقق خواست او و دورى انسان از سعادت واقعى و كمال نهايى اش مى شمارند.

«گناه» به موارد سرپيچى از هنجارهايى كه ضرورت دارد (واجب و حرام) اطلاق مى گردد. بدين روى، به كسى كه عمل مستحبى را ترك كرده و يا كار مكروهى انجام داده باشد «گنه كار» اطلاق نمى شود.

در قرآن و كتب روايى، از گناه با واژه هاى متفاوتى همچون ذنب، معصيت، اثم و وزر ياد شده است.12 همه اين واژه ها با توجّه به معناى هر يك، حكايت از سرپيچى از فرمان خدا دارد. از آن جا كه تخلف از هنجارهاى ضرورى مجازات به دنبال دارد و قاضى حق دارد متخلف را مجازات نمايد،13 تخلف از اين گونه هنجارها «جرم» تلقى مى شود.

در بسيارى از موارد، فقيهان به جاى جرم لفظ «جنايت» را به كار مى برند. جنايت در لغت، اسم است براى شرّى كه انسان مرتكب مى شود و در اصطلاح فقهى، نام عملى است كه شرعاً حرام است،14 خواه نسبت به جان، مال يا موارد ديگر صورت گيرد، ولى بيش تر فقيهان بر كاربرد لفظ «جنايت» در مورد افعالى كه بر نفس يا اعضاى انسان واقع مى شود توافق كرده اند كه عبارتند از: كشتن، زخمى كردن، زدن، و سقط جنين. در عين حال، بعضى از آنان اين لفظ را بر جرم هايى اطلاق مى كنند كه حدود و قصاص به همراه دارد.

با توجه به مطالب ارائه شده، انحراف نسبت به جرم، جنايت و گناه عام تر است. با توجه به آن كه مخاطبان نظارت اجتماعى منحرفان هستند، ناظران اجتماعى علاوه بر مقابله با گناه كاران، مجرمان و جنايت كاران، با افرادى كه هنجارهاى غير ضرورى (مستحب، مكروه) را رعايت نمى كنند نيز برخورد مناسب مى نمايند.

ضمانت هاى اجرايى در جامعه اسلامى

انتظار رعايت هنجارها و كارا بودن نظارت اجتماعى در جامعه بدون وجود ضمانت هاى اجرايى بى معناست. ضمانت هاى اجرايى در نظام اسلامى شامل ضمانت هاى درونى، بيرونى، دنيوى و اخروى است. اين ضمانت ها با توجه به ديدگاهى كه در مورد قلمروهاى جهان اجتماعى اسلام و اصول كلى مطرح شده، قابل فهم و توجيه است. در صورت تغيير اصول و ديدگاه مطرح شده، برخى از ضمانت هاى اجرايى در نظام اسلامى قابل فهم نخواهد بود.

مهم ترين ضمانت هاى اجرايى جامعه اسلامى را در دو دسته ذيل مطرح مى نماييم:

1. ضمانت هاى درونى

2. ضمانت هاى بيرونى

«ايمان» به عنوان ضمانت اجرايى درونى نظارت اجتماعى در جامعه اسلامى مطرح است. بر خلاف جوامع مادى، در جوامع دينى و به خصوص اسلام، تحت تأثير قلمرو غير مادى جهان، ايمان به عنوان يكى از عوامل مهم و تعيين كننده افعال و رفتار انسان مطرح مى باشد. ايمان مذهبى تصوير واقعى جهان را در نظر انسان ترسيم مى كند و جهان خشك و سرد مادى را به جهانى با معنا و داراى حساب و كتاب تبديل مى نمايد.

مسلمانان نسبت به مجموعه اى از حقايق ايمان دارند. ايمان به برخى از اين حقايق به عنوان ضمانت اجرايى نظارت اجتماعى مطرح است. مهم ترين آن ها عبارتند از:

1ـ ايمان به خدا: مسلمانان به خدا ايمان دارند و در همه جا او را حاضر مى دانند. آن ها باور دارند كه خداوند از تمام اعمال و رفتارشان آگاهى دارد و بر مجازات آنان تواناست. مسلّماً ايمان به خدا و باور به توانايى ها و صفات او، نقش قابل توجهى در جلوگيرى از انحرافات خواهد داشت.

2ـ ايمان به پيامبران و امامان(عليهم السلام): مسلمانان به حقّانيت پيامبران و امامان(عليهم السلام)و تعاليم ايشان ايمان دارند. آنان گفتار و اعمال ايشان را حق و داراى تقدس مى دانند. ايمان به پيامبران و امامان(عليهم السلام)موجب مى گردد مسلمانان سخنان آنان را جدّى تلقى كنند و از تعاليم، مواعظ، نصايح و هشدارهاى آن ها متأثر شوند.

3ـ ايمان به معاد: مسلمانان به حيات، حساب رسى، پاداش ها و مجازات هاى اخروى ايمان دارند و معتقدند تمام اعمال و رفتار انسان ها در دادگاه عدل خداوند عرضه مى گردد و متناسب با آن، افراد جزا داده مى شوند.

4ـ ايمان به سعادت حقيقى: مسلمانان قرب به خدا را سعادت حقيقى مى شمارند و بهره مندى از امكانات مادى را زودگذر و ناچيز مى پندارند.

5ـ ايمان به وجود ابليس: مسلمانان به وجود ابليس به عنوان موجودى پليد، اغواگر و گمراه كننده باور دارند و معتقدند كه او با وسوسه هاى خود و سوء استفاده از ضعف هاى انسان، افراد را به اعمال زشت فرا مى خواند.15 از اين رو، مسلمانان كسانى را كه اعمال و رفتار زشت از خود بروز مى دهند هم سو و بلكه تابع شيطان مى دانند و سعى مى كنند نقاط ضعف خود را ترميم نمايند و از پيروى وسوسه هاى ابليس و پيروان او، كه موجبات انحراف و كج روى را فراهم مى آورد، دورى جويند.

ايمان مذهبى به عنوان ضمانت اجرايى درونى قادر است انسان را به صورت مؤمن واقعى درآورد و از ديگر سو، خودخواهى و خودپرستى را، كه منشأ بسيارى از انحرافات است، تحت الشعاع خود قرار دهد، همچنين نوعى تعبّد و تسليم در فرد ايجاد كند، به طورى كه در كوچك ترين مسأله اى كه مكتب عرضه مى دارد (از جمله هنجارهاى دينى) ترديد به خود راه ندهد و آن را به صورت يك شىء عزيز و محبوب و گران بها درآورد.16

يكى از مشكلاتى كه جوامع غير دينى با آن روبرو مى باشد، عدم هماهنگى منافع و مصالح جامعه با منافع فرد است. تبعيت از هنجارها و رعايت قوانين جامعه از طرفى،با آزادى افراد و از طرف ديگر، با منافع آن ها تعارض دارد. افراد تحت تأثير جامعه و به خصوص نظام نظارتى آن، على رغم ميل باطنى خود ـ دست كم، در برخى موارد ـ از هنجارها و قواعد پيروى مى كنند. اما در جوامع مذهبى و به خصوص اسلام، تحت تأثير ايمان، هماهنگى كاملى بين منافع و مصالح فرد و جامعه برقرار شده است. مؤمن معتقد است كه عمل به هنجارهاى دينى و تقيّد به آن ها با اين كه در بسيارى از موارد، سود و منفعتى دنيوى و محسوس براى او ندارد، ولى در آخرت، پاداش قابل توجهى را كه با منافع دنيوى قابل مقايسه نيست، در بر خواهد داشت. از اين رو، در سايه ايمان مذهبى، عمل به هنجارهاى اسلامى در عين اين كه منطبق با مصالح و منافع جامعه است، با منافع تك تك افراد هماهنگى كامل دارد. بدين روى، مى توان انتظار داشت كه مؤمن به راحتى قابل اصلاح باشد و با كم ترين تذكرى، رفتار خود را تغيير دهد و هنجارهاى دينى را رعايت كند.

ضمانت هاى بيرونى

اين ضمانت ها در جامعه اسلامى شامل دو بخش مجازات (تنبيه) و پاداش مى باشد:

الف ـ مجازات در جامعه اسلامى: مهم ترين مجازات هايى كه در جامعه اسلامى، چه به صورت رسمى و يا غير رسمى، به كار برده مى شود، عبارت است از:

1 و 2ـ رجم و اعدام: رجم (سنگسار كردن) و اعدام شديدترين مجازات هايى است كه نظام اسلامى براى متخلّفان در نظر گرفته است. رجم در مورد زناى محصنه انجام مى شود و اعدام در مواردى همچون لواط، زناى به عنف، زناى با محارم و محاربه انجام مى پذيرد.17علاوه بر آن، اعدام در مواردى همچون شراب خوارى و سرقت ـ پس از بار سوم، در صورتى كه در هر بار مجازات صورت گرفته باشد ـ اجرا مى گردد.

قابل ذكر است كه با اجراى حكم اعدام يا رجم نسبت به مجرم و جانى، علاوه بر اين كه منبع جنايت و عامل شيوع اين گونه جرم ها از بين مى رود، افراد جامعه و به خصوص كسانى كه زمينه ارتكاب اين گونه اعمال را دارند درس عبرت مى گيرند و به آسانى مرتكب اين گونه اعمال نخواهند شد.

3ـ قصاص (مقابله به مثل): مقابله به مثل بدين معناست كه اگر كسى عمداً ديگرى را كشت يا برخى از اعضاى او را قطع و نابود كرد و يا جراحت و ضربه اى بر ديگرى وارد آورد، نسبت به مجرم همان گونه رفتار شود.

قصاص چون كيفر سنگينى است، افرادى را كه داراى روحيه تبه كارى و عصيان اند، مهار مى كند. انگيزه مجرم براى كشتن و زخمى كردن تنازع بقا و حس سلطه جويى است و آن گاه كه مجرم بداند پس از اقدام به كشتن و زخمى كردن، براى خودش نيز سلطه و حياتى نمى ماند، قهراً دست به اين گونه اعمال نمى زند.

4ـ قطع دست و پا: قطع دست و پا مجازاتى سخت و شديد است كه در اسلام براى دزدى، وضع شده.18 اگر كسى با شرايطى كه در كتب فقهى آمده،19 دزدى كند، در بار اول، چهار انگشت دست او قطع مى شود و در صورتى كه دوباره دزدى كند، پاى چپ او از برآمدگى روى پا قطع خواهد شد. علاوه بر شدت، ويژگى ديگرى كه اين مجازات دارد و بر قدرت بازدارندگى آن مى افزايد، وجود هميشگى اثر مجازات بر مجرم است. دزدى كه با قطع انگشتان دست يا پايش مجازات شده است، هنگام مواجهه با مردم، با او به عنوان يك دزد برخورد مى كنند.

5ـ شلاق: مجازاتى است كه در برخى جرم ها مشخص و ثابت است و در برخى از آن ها، به صلاحديد قاضى بستگى دارد. شلاق در جرم هايى همچون زنا، شراب خوارى و قذف (نسبت دادن زنا يا لواط به ديگرى) اجرا مى گردد. بيش ترين مقدار شلاق 100 تازيانه است كه حدّ زنا مى باشد.

6ـ ديه: مالى است كه در مقابل جنايتى كه نسبت به خود شخص (كشتن) يا نسبت به اعضاى بدن او (مثل قطع كردن دست و پا و زخمى كردن) انجام شده است، پرداخت مى شود. ديه علاوه بر اين كه مجازات و عامل بازدارنده اى براى مجرم است، جبران خسارت براى گيرنده آن نيز محسوب مى شود.

معمولاً خانواده هاى مقتول و كسانى كه اعضاى بدنشان آسيب ديده يا نابود گشته دچار خسارتهاى مادى مى شوند اما با گرفتن ديه از قاتل يا جانى تا حدودى اين مشكل رفع مى شود و خسارت وارد شده تا حدّى ترميم مى گردد.

7ـ زندان: در اسلام بر خلاف آنچه متعارف است، زندان به معناى نگه داشتن مجرم در يك جاى تنگ نيست، بلكه منظور از آن جلوگيرى از تصرف آزادانه است كه بايد از هرگونه شكنجه و آزار به دور باشد.20

در آيات قرآن، با عناوينى همچون «سجن» (يوسف: 33 و 36 و 39)، «حبس» (مائده: 106 / هود: 65)، «امساك» (نساء: 13) «حصر» (توبه: 5) در نظام اسلامى، افراد براى تأمين اهداف ذيل، زندانى مى شوند:

1. جلوگيرى از فرار متهم تا مشخص شدن وضعيت او; مثلاً، كسى كه متهم به كشتن ديگرى است تا شش روز زندانى مى شود21 و در صورتى كه اولياى مقتول نتوانند در اين مدت، قاتل بودن او را ثابت نمايند، پس از سپرى شدن اين مدت، آزاد مى شود.22

2. براى جلوگيرى از فرار مجرم و رسيدن زمان اجراى حكم; مثلاً، در صورتى كه مجازات زن حامله اى اعدام باشد، مجازات او تا به دنيا آوردن بچه اش به تأخير مى افتد و در اين مدت، او در زندان خواهد ماند.23

3. جلوگيرى از تكرار عمل و بازسازى افراد مجرم; مثلاً، براى ممانعت از ارتكاب سرقت، در صورت فقدان شروط قطع دست، دزد را زندانى مى كنند.24

4. جلوگيرى از شيوع جرم و حفظ جامعه; مثل زندانى كردن (زندان ابد) كسى كه براى بار سوم دزدى كرده و دو مرتبه حد سرقت بر او جارى شده است.25

با توجه به اهداف مذكور، مى توان به روشنى دريافت كه اطلاق «مجازات» بر زندان در صورتى كه براى دست يابى به دو هدف اول باشد، صادق نيست. در صورتى كه زندان براى تأمين هدف سوم يا چهارم باشد، عنوان «مجازات» بر آن صادق است.

در اين جا، به اختصار و به صورت كلى، به جرم هايى اشاره مى شود كه از زندان به عنوان مجازات و در جهت بازسازى فرد و جلوگيرى از انجام آن منكرات در سطح جامعه استفاده مى شود:

1. جرم هاى ضد نفس; مثل معاونت و مباشرت در قتل26 و صدور فرمان قتل ديگرى;27

2. جرم هاى ضد امنيتى; مثل راه زنى28 و سرپيچى از دستورات امام عادل و پيمان شكنى نسبت به ايشان;29

3. جرم هاى مربوط به دين، مثل ارتكاب اعمال و رفتار حرام;30

4. جرم هاى مربوط به مال مثل امتناع از اداى دين31، ترك نفقه32 و خوردن مال يتيم.33

زندان در عصر حاضر، يكى از مهم ترين و شايع ترين كيفرها براى اصلاح مجرمان به شمار مى آيد، در حالى كه در اسلام، تنها در برخى از جرم ها مجازات زندان در نظر گرفته شده است. در نظام اسلامى، جرم هايى كه مجازاتشان حدود34 و قصاص است و 43 جرم هاى عادى را در بر مى گيرد، از طريق زندان كيفر داده نمى شود،35 در مورد تنبيه هاى پايين تر از حد نيز كيفر تازيانه بر كيفر زندان ترجيح داده مى شود. از اين رو، مى توان تخمين زد براى 15 درصد از كل جرم ها مجازات زندان در نظر گرفته شده است.36

مجازات هاى هفت گانه مطرح شده تحت دو عنوان «حد» و «تعزير» جاى مى گيرند. منظور از «حد» آن دسته از مجازات هاست كه نوع و ميزان و كيفيت آن در اسلام تعيين شده37 و نسبت به انحرافاتى همچون لواط، زنا، شراب خوارى، سرقت به كار برده مى شود. «تعزير» نيز به معناى مجازات و عقوبتى است كه نوع و مقدار آن در اسلام معين نشده38 و بنا به نظر قاضى در ارتباط با انحراف ها و جرم هايى كه مجازات حد براى آن ها وجود ندارد، اجرا مى گردد.39

قابل ذكر است كه مجازات هاى حدى و تعزيرى فارغ از روابط شخصى، توسط دستگاه هاى قضايى انجام مى پذيرد. از اين رو، افراد حق ندارند شخصاً اقدام به تنبيه و مجازات مجرم كنند و او را زندان يا اعدام نمايند و يا حتى شلاق بزنند.

8ـ مجازات هاى مرتبط با امر به معروف و نهى از منكر: اسلام براى ترغيب مردم به مشاركت در نظارت بر جامعه خويش، امر به معروف و نهى از منكر را به عنوان دو عامل بازدارنده در جامعه معرفى نموده و بر اهميت اجراى آن تأكيد كرده است.

به دليل آن كه از يك سو فلسفه تشريع امر به معروف و نهى از منكر از بين بردن انحراف و از سوى ديگر، شيوه هاى جزيى و دقيق بازدارى منحرفان، به ويژه با عطف نظر به تعدد فرهنگ ها و تفاوت شخصيت منحرفان، مشخص نشده، در مقام اجراى امر به معروف و نهى از منكر، طيف گسترده اى از اعمال و رفتار به عنوان مجازات و عامل بازدارنده از انحراف به كار برده مى شود. بنابراين، دانشمندان اسلامى تنها به طبقه بندى كلى اين مجازات ها و ذكر مثال هايى در اين زمينه بسنده كرده اند.40

مجازات هايى را كه مرتبط با امر به معروف و نهى از منكر ذكر كرده اند عبارت است از:

الف. مرحله قلبى كه به صورت تغيير در طرز برخورد ظاهر مى گردد; مثل عبوس برخورد كردن;

ب. مرحله زبانى; مثل تهديد به مجازات قانونى نمودن;

ج. مرحله عملى; مثل از بين بردن ابزار منكر;

روشن است كه اين سه قسم از مجازات ها در قلمرو جهان رو در رو انجام مى پذيرد. آمر به معروف و ناهى از منكر با توجه به ويژگى هاى افراد و چگونگى تأثيرپذيرى آن ها، با انجام رفتار يا عملى موجبات ترك انحراف را فراهم مى آورند.

امر به معروف و نهى از منكر و مجازات هاى به كار گرفته شده در آن بر خلاف ضمانت هاى اجرايى ديگر، در جهت مقابله با كليه انحراف ها قرار داده شده است. همان گونه كه در بحث هنجارها مطرح شد، هنجارها به دو دسته ضرورى و غير ضرورى تقسيم مى گردد كه بخش اول مربوط به واجبات و محرّمات و بخش دوم مربوط به مستحبات و مكروه ها است. فرايند امر به معروف و نهى از منكر و مجازات هاى به كار گرفته شده در آن نيز هم براى مقابله با ترك مستحبات و انجام مكروه ها و هم براى رعايت هنجارهاى لازم و ضرورى به كار گرفته مى شود. بر اين اساس، امر به معروف و نهى از منكر را به دو دسته تقسيم كرده اند:

ـ امر به معروف و نهى از منكر مستحب كه مربوط به ترك هنجارهاى غير ضرورى است;

ـ امر به معروف و نهى از منكر واجب كه در مورد ترك هنجارهاى ضرورى اعمال مى گردد.

9ـ كفّاره: از جمله مجازات هايى كه در اسلام وجود دارد و در مورد برخى از انحراف ها مقرر گرديده، «كفّاره» است. كفّاره عبارت از عبادتى مخصوص است كه غالباً به عنوان مجازات ترك بعضى از واجبات يا انجام برخى از محرّمات بر افراد واجب مى گردد و غالباً كيفر اخروى را از بين مى برد يا تخفيف مى دهد.41

مجازات كفّاره داراى ويژگى هايى است كه در ديگر مجازات ها وجود ندارد:

1. كفاره نوعى عبادت است. بنابراين، در صورتى كه بدون قصد قربت انجام شود، صحيح نيست.

2. مجازاتى است كه توسط خود فرد انجام مى پذيرد و در واقع، مجرم و مجرى حكم يك نفر بيش تر نيست.

3. در صورتى كه منحرف به مفاد مجازات عمل كند، ثواب و پاداش اخروى نصيب او خواهد شد.

4. كفّاره موجب مى گردد مجازات اخروى كم شود يا حتى از بين برود.42

5. بيش تر كفّاره ها مالى است و در صورتى كه خطاكار و مجرم كفاره هاى مالى را بپردازد، بخشى از نيازهاى اوليه نيازمندان تأمين مى گردد.

اين ويژگى ها كفّاره را به عنوان مجازاتى استثنايى معرفى مى كند كه بدون تصور قلمرو غير مادى جهان بى معناست. در اين مجازات، بدون اين كه قاضى يا فرد ديگرى منحرف را تحت فشار قرار دهد، منحرف تحت تأثير باورهاى خويش (ايمان) و آگاهى از سعادت واقعى، براى جبران معاصى خود، به مقتضاى كفّاره عمل مى كند.

10ـ ديگر مجازات هاى دنيوى: علاوه بر مجازات هاى مطرح شده، مجازات هاى دنيوى ديگرى نيز وجود دارد كه نتيجه مستقيم انجام معاصى (مخالفت با هنجارهاى ضرورى) است. نزول برخى مصيبت ها و بلاها،43 تغيير نعمت ها44 و عذاب هاى دنيوى45 از جمله مهم ترين اين مجازات ها مى باشد كه در متون اسلامى ذكر گرديده است. اشاعه بدى ها، (نور: 19) دروغ گويى، ستم كارى، 46ترك امر به معروف و نهى از منكر و برقرارى روابط نامشروع از جمله انحراف هايى است كه موجبات اين گونه مجازات هاى دنيوى را فراهم مى آورد. اين مجازات ها ابزار مناسبى در اختيار عاملان نظارت اجتماعى قرار مى دهد تا بتوانند با بهره گيرى از آن ها، موجبات عمل به هنجارهاى دينى را فراهم سازند.

بايد توجه داشت كه اين دسته از مجازات ها در صورت باور به قلمرو غير مادى جهان معنادار بوده و از قابليت تأثير بالايى برخوردار است.

11ـ مجازات هاى اخروى: مسلمانان با اعتقاد به جهان غير محسوس و باور به وجود مجازات هاى اخروى، نمى توانند در اعمال و رفتار خود نسبت بدان بى تفاوت باشند. آنان سعى مى كنند اعمال خود را با هنجارهاى دينى منطبق سازند تا گرفتار عذاب اخروى نگردند.

به دليل آن كه مسلمانان مجازات هاى اخروى را نتيجه واقعى اعمال خود و به امر خداوند جارى مى دانند، سعى مى كنند با تمام وجود، هنجارهاى دينى را به كار بندند و از تبعيت تصنّعى و اعمال رياكارانه پرهيز نمايند، در حالى كه در جوامع غيردينى، هيچ ضرورتى وجود ندارد كه افراد جامعه دور از چشم مسؤولان نظارت، هنجارهاى جامعه را رعايت كنند.

مجازات هاى اخروى داراى ويژگى هايى است كه تأثير آن ها را مضاعف مى كند. اين ويژگى ها عبارت است از:

1. شدت: مجازات اخروى شديد است، به طورى كه در آيات قرآن، از آن به عنوان عذاب دردناك، (بقره: 10) بزرگ، (غاشيه: 14) عظيم، (بقره: 7) شديد، (بقره: 165) و سوزان (آل عمران: 181) ياد شده است.

2. دوام: ويژگى ديگر مجازات هاى اخروى دوام و استمرار آن هاست. (بقره: 39 / مائده: 37) كافران (آل عمران: 116)، منافقان (مجادله: 17)، كسانى كه غرق در گناه اند (بقره: 81)، قاتلان و جانيان (نساء: 93) از جمله كسانى اند كه به آن ها وعده آتش هميشگى در آخرت داده شده است.

3. عدم امكان فرار: هيچ گناه كارى نمى تواند از مجازات اخروى فرار كند و آن را از خود دور سازد.47مسؤولان و مجريان نظارت اجتماعى در جامعه اسلامى، با يادآورى و بيان اين گونه مجازات ها، از نقض هنجارهاى دينى جلوگيرى مى نمايند.

مجازات هاى اخروى در قلمروهاى جهان غيرمحسوس انجام مى پذيرد و بدون در نظر گرفتن اين قلمرو، وجود اين مجازات ها و تأثيرپذيرى آن ها بى معناست و در فرايند نظارت اجتماعى هيچ گونه جايگاهى نخواهد داشت.

مجازات هاى اخروى به دو بخش كلى تقسيم مى گردد:

الف ـ مجازات هاى جسمانى: برخى از مهم ترين مجازات هاى جسمانى عبارت است از:

1. غذاها و نوشيدنى هاى مرگ بار: قرآن و روايات با يادآورى غذاها و نوشيدنى هاى دوزخيان، به مجرمان و بدكاران هشدار مى دهد و آن ها را از نتايج سوء اعمال و رفتارشان آگاه مى سازد. از جمله غذاها و نوشيدنى هاى مرگ بار، كه در قرآن مطرح گرديده، غذا و آبى همچون فلز گداخته شده است. (دخان: 43 ـ 46 / كهف: 29) علاوه بر آن، در قرآن، از خوراكى هايى همچون «زقوم» (گياه بسيار تند و تلخ) (دخان: 43)، «ضريع» (گياه بدبو) (غاشيه: 4 ـ 7)، «صديد» (ابراهيم: 15 ـ 17)، «غسلين» (حاقه: 35 ـ 37) و «غسّاق» (نبأ: 21 ـ 25) (هر سه به معناى خونابه مى باشد) به عنوان غذاى مجرمان و گناه كاران نام برده شده است.

2. لباس هاى مرگ بار: از ديگر مجازات هاى اخروى لباس هايى است كه غير قابل تحمل مى باشد. بنابر آنچه در قرآن مطرح شده، اين لباس ها از آتش (حج: 19 ـ 22) و «قطران» (ماده سياه، بدبو و قابل اشتعال) (ابراهيم: 49 ـ 50) است.

3. بادهاى كُشنده: اين بادها گرم و سوزنده مى باشد و هرگز سرد و خنك نمى گردد. (واقعه: 41 ـ 44)

4. ورود در آتش: مجازات جسمانى ديگرى كه در آخرت وجود دارد ورود در آتش است (نساء: 56)، آتشى كه پوست بدن مجرمان را مى كَند (معارج: 16) و شعله هاى آن همچون شمشير بر صورت هاى آن ها نواخته مى شود. (مؤمنون: 104)

5.داغ كردن بدن ها با طلاونقره:اين مجازات در مورد گروهى از گناه كاران وجود دارد و در روز قيامت نسبت به آن ها اجرا مى گردد. (توبه: 34 ـ 35)

6. مكان تنگ و محدود به همراه غل و زنجير در دوزخ: از مجازات هاى جسمانى است كه در آخرت وجود دارد (فرقان: 13 ـ 14)، به صورتى كه كافران در آن حال همه فرياد واويلا از اعماق وجود خود سر مى دهند. (فرقان: 13 ـ 14)

ب ـ مجازات هاى روحانى: منظور از مجازات هاى روحانى آن دسته از مجازات هاى اخروى است كه مستقيماً روح و جان انسان را عذاب مى دهد. عذاب هاى خوار كننده (حج: 57)، رسوا كننده (آل عمران: 162)، غم و اندوه دوزخيان و تحقير و سرزنش فراوان (حج: 22 / مؤمنون: 107 ـ 108)، ملامت آن ها از ناحيه مأموران مجازات (مؤمن: 49 ـ 50) و وحشت و ترس (فرقان: 12) از مهم ترين عذاب هاى غير جسمانى مى باشد كه در آخرت وجود دارد.

ب. پاداش در جامعه اسلامى: پاداش ها بخشى از ضمانت هاى اجرايى نظارت اجتماعى است. پاداش هايى كه در جامعه اسلامى مطرح مى باشد به دو بخش كلى تقسيم مى گردد:

1ـ پاداش هاى دنيوى: مجموعه وسيعى از پاداش هاى مالى و اجتماعى را در برمى گيرد كه در جامعه اسلامى، متناسب با عملكرد افراد در جهت ترغيب و تشويق بيش تر آن ها با هنجارها به ايشان داده مى شود. برخى از پاداش هاى دنيوى توسط افراد جامعه ـ مردم يا مسؤولان ـ اعطا مى گردد و برخى از جانب خدا اعطا مى شود.

بخش اول مربوط به پاداش هاى متنوع و گسترده اى است كه در جامعه وجود دارد و اسلام با به كاربردن اين گونه پاداش ها موافق است، به شرطى كه هم پاداش ها مشروع باشد و هم موجبات تشويق و ترغيب نسبت به رعايت هنجارهاى دينى را فراهم آورد، نه اين كه مخالفت و سرپيچى از هنجارهاى دينى را سبب شود. (ذكر تك تك اين پاداش ها، به ويژه با توجه به تنوع فرهنگ ها، از حوصله اين بحث خارج است.)

ادامه دارد/

/ 1