جستارى در علم سحر و جادو - قسمت اول نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

جستارى در علم سحر و جادو - قسمت اول - نسخه متنی

اسماعيل نساجى‏

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

جستارى در علم سحر و جادو - قسمت اول

اسماعيل نسّاجى‏

سحر در اصطلاح، امرى شگرف است كه به امر خارق‏العاده شباهت دارد، اما خود، امرى خارق‏العاده نيست زيرا اولاً آموختنى است و ثانياً انجام آن با ارتكاب كارهاى زشت باعث مى‏شود كه انسان مورد وسوسه‏هاى شيطان قرار بگيرد.

اشاره‏

يكى از علوم عجيب و غريب كه حقيقت و ماهيت آن ذهن بسيارى از انسانها را به خود مشغول نموده است، «سحر و جادو» است. سحر واقعيتى است آموختنى و اثرگذار كه انجام آن بر عهده اراده و قدرت روح انسان است و تأثير آن از منظر قرآن، حديث و روانشناسى مورد تأييد و تصديق است. در نوشتار حاضر به بررسى و شناخت ابعاد مختلف آن خواهيم پرداخت.

تعريف سحر

«سحر» لفظى است عربى به معناى تغيير دادن ماهيت و صورت واقعى شى‏ء به امرى غير حقيقى يا خيالى، مترادف آن در زبان فارسى «جادو»(1) و در زبان انگليسى «Magic»(2) مى‏باشد. در هند باستان سحر را «ياتو،yatu» مى‏ناميدند. در زبان پهلوى «جادوك» و در ادبيات زردشتى به معناى «دروغ و دروغ‏پرست» آورده شده است(3). در مقاييس‏اللغة به معناى «خدعه و نيرنگ» آمده است كه حق را به صورت باطل در مى‏آورد.(4)

راغب اصفهانى در كتاب مفردات براى اين واژه سه معنا ذكر كرده است :

1. خدعه و نيرنگ و خيالپردازى كه حقيقت ندارد، مانند آنچه شعبده‏باز از طريق چشمبندى انجام مى‏دهد.

2. يارى شياطين از طريق افعالى كه سبب نزديكى به آنان مى‏شود.

3. آنچه به عنوان تغيير قيافه و شكل، مثل تغيير انسان به صورت حيوان مطرح است كه حقيقت ندارد و پندارى بيش نيست.(5)

سحر در اصطلاح ،امرى شگرف است كه به امور خارق‏العاده شباهت دارد اما خود، خارق‏العاده نيست، زيرا اولاً امرى آموختنى است و ثانياً انجام آن با ارتكاب كارهاى زشت باعث مى‏شود انسان مورد وسوسه قرار بگيرد. (6) قرطبى يكى از مفسران و محدثان بزرگ اهل سنت، گفته است: سحر عبارت است از نيرنگهاى مخصوص كه از فرط دقت و نازكى آن جز افراد خاص بدان نرسند و بيشتر آن خيالپردازى مى‏باشد كه عارى از حقيقت است و در چشم كسى كه به اسرار كار آگاه نباشد، بزرگ جلوه مى‏كند(7).

ماهيت و حقيقت سحر

سحر، جز علوم غريبه است كه يادگيرى آن منجر به بروز اعمال غير عادى از انسان مى‏شود و علل و مبادى غيرمادى و نامحسوس دارد كه در بعضى موارد مطابق با واقعيت و در موارد ديگر مخالف آن است. انجام سحر و جادوگرى بر عهده اراده و قدرت روح انسان است و دايره آن در محدوده شعاع وجودى نفس پليد ساحران و كاهنان است.

از بارزترين مصاديق اين علم، «علم سيميا» است كه از آميختن قواى ارادى با قواى مادى خاص براى دستيابى به تصرفات خاصى در امور طبيعى مانند تصرف در خيال كه آن را «جادوى چشم» مى‏گويند، بحث مى‏كند، همان عملى كه از مرتاضين و بعضى اشخاص بروز مى‏كند و انسان ابتدا تصور مى‏كند كه برخلاف عادت و طبيعت است، ولى با دقت نظر معلوم مى‏شود كه اين عمل با اسباب طبيعى از قبيل تمرين و عادت همراه است كه منتها خلاف حقيقت را نشان مى‏دهد و اشيايى را كه واقعيت خارجى ندارند در نظر معمول به صورت واقعى جلوه مى‏دهد(8).

سحر، گاهى جنبه خدعه و چشم بندى دارد، گاهى در آن از عوامل تلقينى استفاده مى‏شود و گاه با استفاده از خواص ناشناخته فيزيكى و شيميايى بعضى از اجسام و مواد صورت مى‏گيرد و گاه از طريق كمك گرفتن از شياطين است.

در طول تاريخ به داستانهاى زيادى در زمينه سحر و جادو برمى‏خوريم. در عصر ما نيز كسانى كه به اينگونه كارها دست مى‏زنند، كم نيستند. ولى چون بسيارى از خواص موجودات كه در گذشته بر توده مردم مخفى بود در زمان ما آشكار شده است و حتى كتابهايى در زمينه آثار اعجاب‏انگيز موجودات مختلف نوشته‏اند، قسمت زيادى از سحرهاى ساحران از دستشان گرفته شده است. مثلاً در شيمى امروز، اجسام بسيارى را مى‏شناسيم كه وزنشان از هوا سبكتر است و اگر درون جسمى قرار داده شوند، ممكن است آن جسم به حركت درآيد و كسى هم تعجب نكند حتى بسيارى از وسايل بازى كودكان امروز، شايد در گذشته يك نوع سحر به نظر مى‏رسيد. امروزه در سيرك‏ها نمايش‏هايى مى‏دهند كه شبيه ساحران گذشته است. امروز گاهى با استفاده از چگونگى تابش نور، آيينه‏ها، خواص فيزيكى و شيميايى اجسام، صحنه‏هاى عجيب و غريبى به وجود مى‏آورند كه تماشاچيان از تعجب انگشت به دهان مى‏گيرند.

در هر حال سحر چيزى نيست كه وجود آن را بتوان انكار كرد يا به خرافات نسبت داد چه در گذشته و چه در امروز.(9)

پيشينه سحر

تاريخ شروع سحر و جادوگرى در زندگى بشر مشخص نيست، ولى اينقدر مى‏توان گفت كه از زمانهاى خيلى قديم اين كار در بين مردم رواج داشته است(10).

از زمان‏هاى بسيار دور اين احساس در بشر وجود داشته است كه او با موجودات شرير روبروست و در اين مقابله و رويارويى، آيين‏هاى جادويى را تنها سلاح خويش يافت. اسناد به دست آمده حاكى از اين است كه اين آيين در ميان ساكنان رود دجله و فرات كه پنج هزار سال قبل از ميلاد مسيح مى‏زيسته‏اند، رواج داشته است. كاهنان اين قوم معتقد بودند كه در درون انسان نيروى خطرناكى وجود دارد كه از او محافظت مى‏كند اما در عين حال مى‏تواند مخرب هم باشد و سحر و جادو در دست تبهكاران اسلحه منحرفى بود كه مى‏شد از آن براى مقاصد پليد استفاده كرد(11).

جادوگرى تقريباً در همه‏ى جوامع وجود داشته است و بيشتر نزد «كلدانى‏ها»، «مصرى‏ها»، «يونانيان» و «روى‏ها» معمول بود(12). در دوران امپراطور روم اين علم قدرى به فلسفه نزديك گرديد و از همان زمان‏ها بود كه ريشه «كيمياگرى» رشد كرد(13).

از اواخر قرون وُسطى‏ آيين‏هاى شيطانى باب روز شد كه مهم‏ترين آنها «جادوى سياه» بود. در اين دوران جادوگرى انواع و اقسام بى‏شمار يافت و يهودى‏ها آن را به كتاب مقدس در زمينه سحر و جادو مطرح كردند، سپس جادوى حروف را ساختند و در پى آن «فنون جادويى» در ميان آنها باب شد(14). بعداً در عصر پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله يهوديان براى مبارزه با اسلام و مسلمانان، اين فنون را به كار مى‏بردند و براى اينكه به اين كار مذموم رنگ دينى بدهند، آن را به برخى پيامبران بزرگ همچون سليمان‏عليه السلام اِسناد مى‏دادند و سلطنت او را نشأت گرفته از سحر و ساحر جلوه مى‏دادند(15).

البته سحر قبل از حضرت سليمان‏عليه السلام نيز وجود داشته است، زيرا هر پيامبرى كه مبعوث مى‏شد، طاغوتيان تهمت سحر را متوجه او مى‏كردند و حتى اين اتهام در زمان حضرت نوح‏عليه السلام وجد داشت: «كَذلِكَ ما أَتىَ الّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ اِلّا قالُوا ساحِرٌ اَوْ مَجْنُونٌ»(16). «هيچ پيامبرى براى هدايت امت‏هاى پيشين نيامد جز اينكه او را تكذيب كردند و گفتند او ساحر يا ديوانه است».

آنگونه كه تاريخ بيان مى‏كند در زمان حضرت سليمان‏عليه السلام عده‏اى در سرزمين‏

او به جادوگرى پرداختند. از طرف آن حضرت تمام نوشته‏ها و ورق‏پاره‏هاى آنها جمع‏آورى شد و در محل مخصوصى نگهدارى گرديد. پس از رحلت حضرت سليمان (ع) جمعى آنها را بيرون آوردند و شروع به ترويج جادوگرى نمودند و در ضمن، اعلام كردند كه وى پيامبر نبوده، بلكه يك جادوگر بوده است كه به كمك همين فنّ بر كشور و امور خارق‏العاده مسلط شده است. اين بود كه بنى‏اسرائيل هم از آنان تبعيت كردند و در اين ميان سخت به سحر و جادو دل بستند و دست از تورات برداشتند(17).

از آغاز مسيحيت، كليسا براى جلوگيرى از جادوگرى به مبارزه برخاست و چه‏بسا كسانى بودند كه به اتهام اين حرفه به دست اولياى دين مسيح شكنجه و كشته مى‏شدند. (18) كليساى مسيحى اعمال سحر و جادوگرى را حتى اگر به نيت خير هم انجام مى‏شد، محكوم مى‏كرد. (19)

قبل از ظهور اسلام، اقوام عرب چنان با سحر و جادو خو گرفته بودند كه با آن زندگى مى‏كردند و با آن مى‏مردند. طلسم‏ها نيرومندترين محافظين آنها به شمار مى‏رفت و حكيمان و عقلاى آنان با سرودهاى مقدس آينده را پيشگويى مى‏نمودند. مردم عرب پس از آنكه پيامبرصلى الله عليه وآله دين جديد و كامل اسلام را آورد، باز هم دست از اعمال جادويى خود برنداشتند، بلكه آياتى از قرآن را به اوراد و عزايم خود آوردند و بدين‏سان قدرت دين را با جادوى سنتى يك‏جا به كار گرفتند(20).

در زمان ما اعتقاد به اين پديده نه فقط در ميان اقوام بدوى، بلكه در محافل متمدن دنيا هنوز هم رايج است و همر بسيار طولانى آن نشان مى‏دهد كه ريشه‏هاى عميق در روح و افكار مردم دارد(21).

پی نوشت ها:

1) دايرةالمعارف فارسى، به سرپرستى غلامحسين مصاحب، ج 1، ص 1276

2) فرهنگ اتگليسى به فارسى،

3) تاريخ جادوگرى، دكتر ايرج گلسرخى، ص 17 - 16.

4) معجم مقاييس‏اللغة، احمد ابن فارس ابن زكريا، ج 3، ص 138،ماده سحر

5) مفردات‏الفاظالقرآن، راغب اصفهانى،ماده «سحر»

6) قرآن پژوهى، بهاءالدين خرمشاهى، ج 2، ص 1193

7) دايرةالمعارف جامع اسلامى، سيد مصطفى حسينى دشتى، ج 6، ص 212

8) تفسير جامع، حاج سيد ابراهيم بروجردى، ج‏1، ص 231

9) تفسير نمونه، ج 13، ص -241 - 240

10) همان، ص 23

11) تاريخ جادوگرى، ص 22

12) دايرةالمعارف فارسى، ج 1، ص 717

13) مأخذ قبل، ص 10

14) همان، ص 11

15) تفسير تسنيم، آيت‏اله جوادى آملى، ج 5، ص 692

16) سوره ذاريات، آيه 52

17) تفسير نمونه، ج‏1، ص 261.

18) دايرةالمعارف فارسى، ج 1، ص 717

19) تاريخ جادوگرى، ص 123

20) همان، ص 292

21) دايرةالمعارف فارسى، ج‏1، ص 717

/ 1