آمادگى براى بهره‏گيرى از نشانه‏هاى حق نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

آمادگى براى بهره‏گيرى از نشانه‏هاى حق - نسخه متنی

سيد محمد رضا ابطحي

نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
افزودن یادداشت
افزودن یادداشت جدید

آمادگى براى بهره‏گيرى از نشانه‏هاى حق

سيد محمد رضا ابطحي

چكيده:

- انسان موجودى قابل است.

- ابزارى براى شناخت در اختيار دارد.

- آفاق و انفس بهترين ابزار شناخت.

- برابرى انسان با چهارپايان يا بدتر از آنان.

- روزى رسانى خدا

- تاثير نشانه‏هاى حق پانزده نوع آمادگى مى‏خواهد كه شامل:

1. بايد ايمان داشته باشد 2. بايد متذكر باشد 3. بايد علم داشته باشد 4. بايد تفكر كند 5. بايد تعقل كند 6. بايد تفقه داشته باشد 7. بايد يقين داشته باشد 8. بايد از گناه پرهيز كند 9. بايد حرف شنو باشد 10. بايد اهل بندگى خدا باشد 11. بايد شكرگزار نعمتهاى الهى باشد 12. بايد داراى هوش سرشار باشد 13. بايد بسيار شكيبا و شكرگزار باشد 14. بايد صاحب مغز باشد 15. بايد دانشمند و دانا باشد.

موضوعات مرتبط:

- درخواست آمادگى از خدا

- درخواست زليخا از يوسف جهت آمادگى براى گناه

- آماده كردن امكانات كامل براى يارى دين خدا در ميدان جهاد

روايات:

ندارد

أشعار:

زندگى چنگ است جانا بهر جنگ آماده شو==نيست هنگام تأمل بى درنگ آماده شو

در ره ناموس و ملك و ملت و خويش و تبار==با نشاط شير و با عزم پلنگ آماده شو

برگ درختان سبز در نظر هوشيار==هر ورقش دفترى است معرفت كردگار

خلاصه بحث:

در مقدمه بحث آمادگى اين مطالب را مى‏بينيد:

- استفاده از چشم و گوش و قلب (عقل) براى درك حقايق. [1]

- خدا چشم و گوش و زبان و لب را داد و انسان را هدايت نمود. [2]

- خداشناسى به وسيله آفاق و انفس. [3]

- نتيجه خوددارى از درك حقايق با وجود داشتن امكانات. [4] و [5]

اين سه آيه نخست ترتيب لطيفى دارد)

آيه نخست: از عوامل وجود انسان در كره زمين سخن مى‏گويد.

آيه دوّم: از خود وجود انسان سخن مى‏گويد.

آيه سوّم: از عوامل دوام و بقاء او سخن مى‏گويد.

اين نكته نيز قابل توجّه است:

چيزى كه مانع بصيرت آدمى مى‏شود، و او را از مطالعه اسرار آفرينش، اسرار زمين و شگفتيهاى وجود خودش باز مى‏دارد همان حرص براى روزى است، خداوند در آيه اخير به انسان اطمينان مى‏دهد كه روزى او تضمين شده است، تا بتواند با خيال راحت به شگفتيهاى جهان هستى بنگرد، و جمله أَ فَلا تُبْصِرُونَ در مورد او تحقق يابد.

لذا براى تاكيد اين مطلب در آخرين آيه مورد بحث سوگند ياد كرده مى‏گويد: به خداى آسمان و زمين سوگند كه اين مطلب حق است، درست همانگونه كه شما سخن مى‏گوئيد:

فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقُّ مِّثْلَ ما أنَّكُمْ تَنطِقُونَ. [6]

داستانها و دو نكته مهم:

نكته اول و داستان تكان دهنده أصمعى

فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقُّ مِّثْلَ ما أنَّكُمْ تَنطِقُونَ.. [6]

نكته دوّم و بهره‏گيرى از نشانه‏هاى حق آمادگى لازم دارد: [7] و [8]

بهره‏گيرى از نشانه‏هاى حق نياز به پانزده نوع آمادگى دارد.

آمادگى أوّل: بايد ايمان داشته باشد. [9] و [10] و [11] و [12] و [13] و [14] و [15] و [16] و [17] و [18]

ضررهاى عدم ايمان. [19]

آمادگى دوّم: بايد متذكّر باشد. [20] و [21]

آمادگى سوّم: بايد علم داشته باشد و بداند. [22] و [23] و [24] و [25] و [26] و [27] و [28] و [29]

آمادگى چهارم: بايد تفكّر كند. [30] و [31] و [32] و [33] و [34] و [35] و [36]

آمادگى پنجم: بايد تعقّل كند. [37] و [38] و [39] و [40] و [41] و [42] و [43] و [44]

آمادگى ششم: بايد تفقّه داشته باشد. [45]

آمادگى هفتم: بايد يقين داشته باشد. [46] و [47] و [48] و [49] و [50]

آمادگى هشتم: بايد از گناه پرهيز كند. [51]

آمادگى نهم: بايد حرف شنو باشد. [52] و [53] و [54]

آمادگى دهم: بايد أهل بندگى خدا باشد. [55]

آمادگى يازدهم): بايد شكرگزار نعمتهاى الهى باشد. [56]

آمادگى دوازدهم: بايد داراى هوش سرشار باشد. [57]

داستان حضرت لوط عليه السلام و هجوم مردم آلوده به خانه او

آمادگى سيزدهم: بايد بسيار شكيبا و شكرگزار باشد. [58] و [59] و [60] و [61]

آمادگى چهاردهم: بايد صاحب مغز باشد. [62] و [63]

آمادگى پانزدهم: بايد دانشمند و دانا باشد. [64]

موضوعات مربوط به بحث تهيّأ و مهيّا و آماده و آمادگى

1 - درخواست آمادگى از خدا. [65]

2 - درخواست زليخا از يوسف جهت آمادگى براى گناه. [66]

3 - آماده كردن امكانات كامل براى يارى دين خدا. [67]

مقدمه:

اين قسمت شعر است:

برگ درختان سبز در نظر هوشيار==هر ورقش دفترى است معرفت كردگار

انسان موجودى است با قابليتهاى گوناگون كه از همه آنها مهمتر قابليت درك و فهم و شعور است. و خداوند از راههاى گوناگون سمعى و بصرى و قلبى (چشم و گوش و عقل) و غيره انسان را هدايت نموده است و او را تشويق كرده تا از اطراف خود بهره بگيرد، و حتى در وجود خود كاوش كند، و لذا در آيات فراوانى اين مطلب دنبال شده كه از آن جمله مى‏توان به اين آيات اشاره نمود:

وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً

و ازآنچه به آن علم ندارى پيروى مكن، چرا كه گوش و چشم و دل هر يك در آن كار مسؤول است. (اسراء، 36)

أ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ

آيا براى او دو چشم نيافريده‏ايم.

وَ لِساناً وَ شَفَتَيْنِ

و زبانى و دو لب.

وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ

و او را بر سر [هر يك از] دو راه [خير و شر] نياورده‏ايم. (بلد، 8 تا 10)

سَنُريهِمْ آياتِنا فِى اْلآفاقِ وَ فى أنْفُسِهِمْ حَتّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أنَّهُ الْحَقُّ أ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهيدٌ

زودا كه آيات خود را در بيرون و درونشان به ايشان بنمايانيم، تا آنكه بر آنان آشكار شود كه آن حق است، آيا كافى نيست كه پروردگارت بر همه چيز گواه است. (فصّلت، 53)

ولى بسيارند كسانى كه از اين نعمتها بهره نمى‏برند و لذا مى‏فرمايد:

و لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثيراً مِنَ الْجِنِّ وَ اْلإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَاْلأَنْعامِ بَلْ هُمْ أضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ

و به راستى بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريده‏ايم [چرا كه] دلهايى دارند كه با آن در نمى‏يابند، و ديدگانى دارند كه با آن نمى‏بينند، و گوشهايى دارند كه با آن نمى‏شنوند، اينان همچون چارپايانند، بلكه گمراه‏ترند، اينانند كه غافلند. (اعراف، 179)

أمْ تَحْسَبُ أنَّ أكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أوْ يَعْقِلُونَ إنْ هُمْ إلاّ كَاْلأَنْعامِ بَلْ هُمْ أضَلُّ سَبيلاً

يا گمان مى‏كنى كه بيشترين آنان گوش شنوا دارند با تعقل مى‏كنند، آنان جز همانند چارپايان نيستند، بلكه ايشان گمراه‏ترند. (فرقان، 44)

و نيز مى‏فرمايد:

وَ فى الأَرْضِ ءَايَتٌ لِّلْمُوقِنِينَ.

و در زمين آياتى براى طالبان يقين است.

وَ فى أَنفُسِكمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ.

و در وجود خود شما (نيز آياتى است) آيا نمى‏بينيد؟ !.

وَ فى السمَاءِ رِزْقُكمْ وَ مَا تُوعَدُونَ.

روزى شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده مى‏شود.

فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقُّ مِّثْلَ ما أنَّكُمْ تَنطِقُونَ.

سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه اين مطلب حق است، همانگونه كه شما سخن مى‏گوئيد ! (براى خدا روزى دادن به شمابه همان آسانى است كه شما سخن مى‏گوئيد). (ذاريات، 20 تا 23)

سه آيه نخست ترتيب لطيفى دارد:

آيه نخست: از عوامل وجود انسان در كره زمين سخن مى‏گويد.

آيه دوّم: از خود وجود انسان سخن مى‏گويد.

آيه سوّم: از عوامل دوام و بقاء او سخن مى‏گويد.

اين نكته نيز قابل توجّه است:

چيزى كه مانع بصيرت آدمى مى‏شود، و او را از مطالعه اسرار آفرينش، اسرار زمين و شگفتيهاى وجود خودش باز مى‏دارد همان حرص براى روزى است، خداوند در آيه اخير به انسان اطمينان مى‏دهد كه روزى او تضمين شده است، تا بتواند با خيال راحت به شگفتيهاى جهان هستى بنگرد، و جمله أَ فَلا تُبْصِرُونَ در مورد او تحقق يابد.

لذا براى تاكيد اين مطلب در آخرين آيه مورد بحث سوگند ياد كرده مى‏گويد: به خداى آسمان و زمين سوگند كه اين مطلب حق است، درست همانگونه كه شما سخن مى‏گوئيد:

فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقُّ مِّثْلَ ما أنَّكُمْ تَنطِقُونَ.

كار به جائى رسيده است كه خداوند با آن عظمت و قدرتش براى اطمينان دادن به بندگان شكاك و دير باور و ضعيف النفس و حريص سوگند ياد مى‏كند كه آنچه به شما در زمينه رزق و روزى و وعده‏هاى ثواب و عقاب قيامت وعده داده شده همه حق است، و هيچ شك و ترديدى در آن نيست.

تعبير به: مِثْلَ ما أنَّكُمْ تَنطِقُونَ. همانگونه كه سخن مى‏گوئيد تعبير لطيف و حساب شده‏اى است كه از محسوسترين اشياء سخن مى‏گويد، چرا كه گاهى خطا در باصره يا سامعه انسان واقع مى‏شود، اما در سخن گفتن چنين خطائى راه ندارد كه انسان احساس كند سخن گفته در حالى كه سخن نگفته باشد، لذا قرآن مى‏گويد:

همان اندازه كه سخن گفتن شما برايتان محسوس است و واقعيت دارد رزق و وعده‏هاى الهى نيز همينگونه است ! از اين گذشته مساله سخن گفتن خود يكى از بزرگترين روزيها ومواهب پروردگار است كه هيچ موجود زنده‏اى جز انسان از آن برخوردار نشده است، ونقش سخن گفتن در زندگى اجتماعى انسانها و تعليم و تربيت و انتقال علوم و دانشها و حل مشكلات زندگى بر كسى پوشيده نيست.

داستان:

داستان تكان دهنده أصمعى

زمخشرى در تفسير كشاف از اصمعى نقل مى‏كند:

از مسجد بصره بيرون آمدم، ناگاه چشمم به يك عرب بيابانى افتاد كه بر مركبش سوار بود، با من روبرو شد و گفت: از كدام قبيله‏اى؟ گفتم از بنى اصمع گفت: از كجا مى‏آئى؟ گفتم از آنجا كه كلام خداوند رحمان را مى‏خوانند، گفت براى من هم بخوان ! من آياتى از سوره ذاريات را براى او خواندم، تا به آيه وَ فى السمَاءِ رِزْقُكمْ رسيدم، گفت كافى است، برخاست و شترى را كه با خود داشت نحر كرد، و گوشت آنرا در ميان نيازمندانى كه مى‏آمدند و مى‏رفتند تقسيم نمود، شمشير و كمانش را نيز شكست و كنار انداخت و پشت كرد و رفت.

اين داستان گذشت. هنگامى كه با هارون الرشيد به زيارت خانه خدا رفتم مشغول طواف بودم ناگهان ديدم كسى با صداى آهسته مرا صدا مى‏زند نگاه كردم ديدم همان مرد عرب است، لاغر شده، و رنگ صورتش زرد گشته است: پيدا بود كه عشقى آتشين بر او چيره گشته و او را بيقرار ساخته است به من سلام كرد و خواهش نمود بار ديگر همان سوره ذاريات را براى او بخوانم، وقتى به همان آيه رسيدم فريادى كشيد و گفت ما وعده خداوند خود را به خوبى يافتيم، سپس افزود آيا بعد از اينهم آيه‏اى هست من آيه بعد را خواندم:

فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقُّ مِّثْلَ ما أنَّكُمْ تَنطِقُونَ.

بار ديگر صيحه زد و گفت:

يَا سُبْحَانَ الله، مَنْ ذَا الَّذى أغْضَبَ الْجَليلَ حَتى حَلَفَ يُصَدِّقُوهُ بِقَوْلِه، حَتّى ألْجَئُوهُ إلَىَ الْيَمين؟ !:

براستى عجيب است، چه كسى خداوند جليل را به خشم آورده كه اين چنين سوگند ياد مى‏كند آيا سخن او را باور نكرده‏اند كه ناچار از سوگند شده؟ ! اين جمله را سه بار تكرار كرد و بر زمين افتاد و مرغ روحش به آسمان پرواز كرد.

نكته اول: تاثير آيات قرآن بر انسان هايي كه با نشانه هاي حق آشنا مي شوند.

نكته دوّم: بهره‏گيرى از نشانه‏هاى حق آمادگى لازم دارد: (ذاريات، آيات 20 تا 23)

هنگامى كه آيات قرآن سخن از اسرار آفرينش و نشانه‏هاى خدا در عالم هستى مى‏گويد با عباراتى مى‏فرمايد و اين تعبيرات به خوبى نشان مى‏دهد كه براى استفاده و بهره‏گيرى از آيات بى شمار و نشانه‏هاى بسيار كه براى وجود پاك او در سراسر عالم آفرينش وجود دارد زمينه آماده‏اى لازم است، چشمى بينا، گوشى شنوا، فكرى بيدار، ودلى هشيار و روحى آماده پذيرش و تشنه حقايق لازم است، وگرنه ممكن است انسان سالها در لابلاى اين آيات زندگى كند اما همچون حيوانات جز اصطبل و علف نشناسد. (مسئله سخن گفتن و نقش آن در زندگى انسان - تفسير نمونه، جلد 22، صفحه 336)

بهره‏گيرى از نشانه‏هاى حق نياز به پانزده نوع آمادگى دارد.

آمادگى أوّل: بايد ايمان داشته باشد. (شامل 13 آيه)

1 - وَ هُوَ الَّذِى أَنزَلَ مِنَ السمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَات كلِّ شىْ‏ءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِراً نخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُّترَاكباً وَ مِنَ النَّخْلِ مِن طلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَ جَنَّتٍ مِّنْ أَعْنَابٍ وَ الزَّيْتُونَ وَ الرُّمَّانَ مُشتَبِهاً وَ غَيرَ مُتَشبِهٍ انظرُوا إِلى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَ يَنْعِهِ إِنَّ فى ذَلِكُمْ لاَيَتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ. (أنعام/99)

و اوست كه از آسمان، آبى فرو فرستاد و بدان هر گونه گياه برآورديم و از آن جوانه سبز رويانديم كه از آن دانه‏هاى در هم رسته بيرون مى‏آوريم؛ و از شكوفه درخت خرما خوشه‏هاى دسترس و باغهاى انگور و [درختان] زيتون و انار [پديد آورديم] كه همانند و ناهمانند هستند؛ به ميوه‏هاى آن چون ميوه دهد و به رسيدنش بنگريد؛ در اين براى اهل ايمان، مايه‏هاى عبرت است.

2 - وَ لَقَدْ جِئْنَهُم بِكِتَبٍ فَصلْنَهُ عَلى عِلْمٍ هُدًى وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (أعراف/52)

و به راستى كه براى آنان كتابى آورده‏ايم كه از روى علم، روشن و شيوايش ساخته‏ايم، كه رهنمود و رحمتى است براى اهل ايمان.

3 - أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنَا الَّيْلَ لِيَسكُنُوا فِيهِ وَ النَّهَارَ مُبْصِراً إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (نمل/86)

آيا ننگريسته‏اند كه ما شب را آفريده‏ايم كه در آن آرام گيرند، و روز را چشم‏اندازى روشن [گردانده‏ايم]، بيگمان در اين براى اهل ايمان مايه‏هاى عبرت است.

4 - نَتْلُوا عَلَيْك مِن نَّبَإِ مُوسى وَ فِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (قصص/3)

بخشى از داستان موسى و فرعون را براى اهل ايمان به راستى و درستى بر تو مى‏خوانيم.

5 - فَمَا كانَ جَوَاب قَوْمِهِ إِلا أَن قَالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنجَاهُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (عنكبوت/24)

آنگاه پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند او را بكشيد يا او را بسوزانيد، سپس خداوند او را از آتش نجات داد؛ بيگمان در اين امر مايه‏هاى عبرتى براى اهل ايمان است.

6 - أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ أَنَّا أَنزَلْنَا عَلَيْك الْكتَب يُتْلى عَلَيْهِمْ إِنَّ فى ذَلِك لَرَحْمَةً وَ ذِكرَى لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (عنكبوت/51)

آيا براى ايشان كافى نيست كه ما بر تو كتاب آسمانى را فرو فرستاديم كه بر آنان خوانده مى‏شود؛ بيگمان در اين امر رحمت و پندآموزى براى اهل ايمان است.

7 - قُل لا أَمْلِك لِنَفْسى نَفْعاً وَ لا ضراًّ إِلا مَا شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ كُنت أَعْلَمُ الْغَيْب لاستَكثرْت مِنَ الْخَيرِ وَ مَا مَسنىَ السوءُ إِنْ أَنَا إِلا نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (أعراف/188)

بگو كه براى خود اختيار سود و زيانى ندارم مگر آنچه خدا بخواهد؛ و اگر غيب مى‏دانستم خير فراوان براى خود كسب مى‏كردم و هيچ ناگوارى به من نمى‏رسيد، من كسى جز هشداردهنده و مژده‏آور اهل ايمان نيستم.

8 - وَ إِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِئَايَةٍ قَالُوا لَوْ لا اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلىَّ مِن رَّبى هَذَا بَصائرُ مِن رَّبِّكمْ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (أعراف/203)

و چون براى آنان آيه‏اى نياورى گويند چرا از خود برنمى‏سازى؟ بگو فقط از آنچه از سوى پروردگارم به من وحى مى‏شود پيروى مى‏كنم؛ اين روشنگريهايى از سوى پروردگارتان و رهنمود و رحمتى براى اهل ايمان است.

9 - لَقَدْ كانَ فى قَصصِهِمْ عِبرَةٌ لأُولى الأَلْبَبِ مَا كانَ حَدِيثاً يُفْترَى وَ لَكن تَصدِيقَ الَّذِى بَينَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ كلِّ شىْ‏ءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (يوسف/111)

به راستى كه در بيان داستان ايشان مايه عبرتى براى خردمندان هست. [و اين قرآن] سخنى برساخته نيست، بلكه همخوان با كتابى است كه پيشاپيش آن است و روشنگر همه چيز و رهنمود و رحمتى براى اهل ايمان است.

10 - وَ مَا أَنزَلْنَا عَلَيْك الْكِتَب إِلا لِتُبَينَ لهَُمُ الَّذِى اخْتَلَفُوا فِيهِ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (نحل/64)

و قرآن را جز براى اين بر تو فرو نفرستاديم كه [حقيقت] آنچه را اختلاف دارند، برايشان روشن كنى؛ و براى آنكه براى اهل ايمان رهنمود و رحمت باشد.

11 - أَ لَمْ يَرَوْا إِلى الطيْرِ مُسخَّرَتٍ فى جَوِّ السمَاءِ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلا اللَّهُ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (نحل/79)

آيا به پرندگان ننگريسته‏اند كه در فضاى آسمان رام شده‏اند؛ كسى جز خداوند آنها را [در آن حال] نگاه نمى‏دارد؛ بيگمان در اين براى اهل ايمان مايه‏هاى عبرت است.

12 - أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسط الرِّزْقَ لِمَن يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (روم/37)

آيا ندانسته‏اند كه خداوند روزى را براى هر كس كه بخواهد گشاده و [براى هر كس كه بخواهد] تنگ مى‏دارد؛ بيشك در اين امر براى اهل ايمان مايه‏هاى عبرت است.

13 - أَ وَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَبْسط الرِّزْقَ لِمَن يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (زمر/52)

آيا ندانسته‏اند كه خداوند روزى را براى هر كس كه بخواهد گشاده يا فرو بسته مى‏دارد، يبگمان در اين امر براى اهل ايمان مايه‏هاى عبرت است.

عدم ايمان و ضررهاى آن:

1 - ثمَّ أَرْسلْنَا رُسلَنَا تَترَا كلَّ مَا جَاءَ أُمَّةً رَّسولهَُا كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنَا بَعْضهُم بَعْضاً وَ جَعَلْنَهُمْ أَحَادِيث فَبُعْداً لِقَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ (44)

سپس پيامبرانمان را پياپى فرستاديم؛ هرگاه كه پيامبرى به سراغ امتش مى‏آمد او را دروغگو مى‏انگاشتند، آنگاه آنان را به دنبال همديگر آورديم [و از ميان برديم] و افسانه‏شان گردانديم؛ آرى لعنت بر قوم بى‏ايمان.

آمادگى دوّم: بايد متذكّر باشد. (شامل 2 آيه)

1 - وَ مَا ذَرَأَ لَكمْ فى الأَرْضِ مخْتَلِفاً أَلْوَنُهُ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَةً لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ (نحل/13)

و آنچه در زمين براى شما رنگارنگ آفريد، بيگمان در اين براى پندگيران مايه عبرتى هست.

2 - وَ هَذَا صرَط رَبِّك مُستَقِيماً قَدْ فَصلْنَا الاَيَتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ (أنعام/126)

و اين راه پروردگار توست كه مستقيم است؛ به راستى كه آيات [خود] را براى پندگيران به روشنى بيان داشته‏ايم.

آمادگى سوّم: بايد علم داشته باشد و بداند. (شامل 8 آيه)

1 - فَإِن طلَّقَهَا فَلا تحِلُّ لَهُ مِن بَعْدُ حَتى تَنكِحَ زَوْجاً غَيرَهُ فَإِن طلَّقَهَا فَلا جُنَاحَ عَلَيهِمَا أَن يَتَرَاجَعَا إِن ظنَّا أَن يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ وَ تِلْك حُدُودُ اللَّهِ يُبَيِّنهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (بقره/230)

آنگاه چون زن را طلاق گفت، ديگر بر او حلال نيست، مگر آنكه به همسرى جز او شوهر كند، سپس اگر آن مرد او را طلاق داد، بر آنان گناهى نيست كه اگر مى‏دانند احكام الهى را مراعات خواهند كرد دوباره به همسرى يكديگر درآيند، و اينها احكام الهى است كه براى مردم دانا بيان مى‏دارد.

2 - وَ هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتهْتَدُوا بهَا فى ظلُمَتِ الْبرِّ وَ الْبَحْرِ قَدْ فَصلْنَا الاَيَتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (أنعام/97)

و هموست كه ستارگان را براى شما آفريد تا در تاريكيهاى خشكى و دريا راه خود را پيدا كنيد؛ به راستى كه آيات [خود] را براى اهل معرفت به روشنى بيان كرده‏ايم.

3 - وَ كَذَلِك نُصرِّف الاَيَتِ وَ لِيَقُولُوا دَرَست وَ لِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (أنعام/105)

و بدينسان آيات [خود] را گونه‏گون بيان مى‏داريم براى آنكه مبادا بگويند درس گرفته‏اى، و براى آنكه آن را به روشنى براى اهل معرفت باز گوييم.

4 - قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتى أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطيِّبَتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِينَ ءَامَنُوا فى الْحَيَوةِ الدُّنْيَا خَالِصةً يَوْمَ الْقِيَمَةِ كَذَلِك نُفَصلُ الاَيَتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (أعراف/32)

بگو چه كسى زينت الهى را كه براى بندگانش پديد آورده، و رزق پاكيزه او را حرام كرده است؟ بگو اينها در زندگانى دنيا براى مؤمنان [و نامؤمنان] است و در روز قيامت نيز خاص مؤمنان است؛ بدينسان آيات خود را براى اهل معرفت به روشنى بيان مى‏كنيم.

5 - فَإِن تَابُوا وَ أَقَامُوا الصلَوةَ وَ ءَاتَوُا الزَّكوةَ فَإِخْوَنُكُمْ فى الدِّينِ وَ نُفَصلُ الاَيَتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (توبه/11)

اما اگر [از كفر] توبه كردند و نماز برپا داشتند و زكات پرداختند، در آن صورت برادران دينى شما هستند؛ و ما آيات [خود] را براى اهل معرفت به روشنى بيان مى‏داريم.

6 - هُوَ الَّذِى جَعَلَ الشمْس ضِيَاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السنِينَ وَ الْحِساب مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَلِك إِلا بِالْحَقِّ يُفَصلُ الاَيَتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (يونس/5)

اوست كسى كه خورشيد را روشن و ماه را تابان كرد و براى آن [ماه] منزلهايى معين كرد، تا شمار سالها و حساب [زندگى خود] را بدانيد؛ خداوند اين را جز به حق نيافريده است؛ و براى اهل معرفت آيات خود را به روشنى بيان مى‏دارد.

7 - فَتِلْك بُيُوتُهُمْ خَاوِيَةَ بِمَا ظلَمُوا إِنَّ فى ذَلِك لاَيَةً لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (نمل/52)

اين است خانه‏هايشان كه به خاطر ستمى كه ورزيدند [خاموش و] خالى است؛ بيگمان در اين براى اهل معرفت مايه عبرتى هست.

8 - كِتَبٌ فُصلَت ءَايَتُهُ قُرْءَاناً عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (فصّلت/3)

كتابى است كه آياتش به شيوايى بيان شده است، قرآنى عربى براى اهل معرفت.

آمادگى چهارم: بايد تفكّر كند.

1 - اللَّهُ يَتَوَفى الأَنفُس حِينَ مَوْتِهَا وَ الَّتى لَمْ تَمُت فى مَنَامِهَا فَيُمْسِك الَّتى قَضى عَلَيهَا الْمَوْت وَ يُرْسِلُ الأُخْرَى إِلى أَجَلٍ مُّسمًّى إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (زمر/42)

خداوند جانها را به هنگام مرگ آنها، و نيز آن را كه نمرده است در خوابش، مى‏گيرد، سپس آن را كه مرگش را رقم زده است، نگاه مى‏دارد، و ديگرى را تا زمانى معين گسيل مى‏دارد؛ بيگمان در اين امر براى انديشه‏وران مايه‏هاى عبرت است.

2 - إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنزَلْنَهُ مِنَ السمَاءِ فَاخْتَلَط بِهِ نَبَات الأَرْضِ مِمَّا يَأْكلُ النَّاس وَ الأَنْعَمُ حَتى إِذَا أَخَذَتِ الأَرْض زُخْرُفَهَا وَ ازَّيَّنَت وَ ظنَّ أَهْلُهَا أَنهُمْ قَدِرُونَ عَلَيهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلاً أَوْ نهَاراً فَجَعَلْنَهَا حَصِيداً كَأَن لَّمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ كَذَلِك نُفَصلُ الاَيَتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (يونس/24)

همانا داستان زندگانى دنيا، همانند داستان آبى است كه آن را از آسمان فرو فرستاديم و رستنيهاى خاك از آنچه مردمان يا چارپايان مى‏خورند، با آن در هم آميخت [و انبوه شد] تا آنجا كه زمين گل و شگوفه‏هايش را برآورد و آراسته گشت، و [سپس] اهلش گمان كردند كه مهار كار در دست آنان است، [آنگاه] فرمان ما در شب يا روز دررسيد و آن را چون محصول دروشده گردانديم، گويى كه ديروز هيچ چيز نبوده است؛ بدينسان آيات [خود] را براى انديشه‏وران روشن و شيوا بيان مى‏داريم.

3 - وَ هُوَ الَّذِى مَدَّ الأَرْض وَ جَعَلَ فِيهَا رَوَسىَ وَ أَنهَراً وَ مِن كلِّ الثَّمَرَتِ جَعَلَ فِيهَا زَوْجَينِ اثْنَينِ يُغْشى الَّيْلَ النهَارَ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (رعد/3)

و او كسى است كه زمين را گسترد و در آن كوهها و رودهايى پديد آورد، و در آن از هر بار و برى زوجى دوگانه آفريد، شب را به روز [و روز را به شب] مى‏پوشاند؛ بيگمان در اين براى انديشه‏وران مايه‏هاى عبرت است.

4 - يُنبِت لَكم بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخِيلَ وَ الأَعْنَب وَ مِن كلِّ الثَّمَرَتِ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (نحل/11)

با آن براى شما زراعت و درختان زيتون و خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] مى‏روياند؛ بيگمان در اين براى انديشه‏وران مايه عبرتى هست.

5 - ثمَّ كلِى مِن كلِّ الثَّمَرَتِ فَاسلُكِى سبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً يخْرُجُ مِن بُطونِهَا شرَابٌ مخْتَلِفٌ أَلْوَنُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِّلنَّاسِ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَةً لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (نحل/69)

سپس از همه ميوه‏ها بخور و راه پروردگارت را فرمان‏بردارانه بپوى، [آنگاه ] از شكمهاى آنها شهدى رنگارنگ مى‏تراود كه در آن شفاى مردمان است؛ در اين براى انديشه‏وران مايه عبرتى است.

6 - وَ مِنْ ءَايَتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَجاً لِّتَسكُنُوا إِلَيْهَا وَ جَعَلَ بَيْنَكم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (روم/21)

و از جمله آيات او اين است كه براى شما از نوع خودتان، همسرانى آفريد كه با آنان آرام گيريد، و در ميان شما دوستى و مهربانى افكند؛ بيگمان در اين امر براى انديشه‏وران مايه‏هاى عبرت است.

7 - وَ سخَّرَ لَكم مَّا فى السمَوَتِ وَ مَا فى الأَرْضِ جَمِيعاً مِّنْهُ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (جاثيه/13)

و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همه از اوست و آنها را براى شما رام كرد، بيگمان در اين مايه‏هاى عبرتى براى انديشه‏وران هست.

آمادگى پنجم: بايد تعقّل كند. (شامل 8 آيه)

1 - إِنَّ فى خَلْقِ السمَوَتِ وَ الأَرْضِ وَ اخْتِلَفِ الَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ الْفُلْكِ الَّتى تجْرِى فى الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاس وَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السمَاءِ مِن مَّاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الأَرْض بَعْدَ مَوْتهَا وَ بَث فِيهَا مِن كلِّ دَابَّةٍ وَ تَصرِيفِ الرِّيَح وَ السحَابِ الْمُسخَّرِ بَيْنَ السمَاءِ وَ الأَرْضِ لاَيَتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (بقره/164)

آرى در آفرينش آسمانها و زمين و در پى يكديگر آمدن شب و روز و در كشتى‏اى كه براى بهره‏ورى مردم در دريا روان است، و آبى كه خداوند از آسمان فرو فرستاده است و بدان زمين را پس از پژمردنش زنده داشته و جانورانى كه در آن پراكنده است، و در گرداندن بادها و در ابرى كه بين آسمان و زمين آرميده است، مايه‏هاى عبرتى براى خردمندان است.

2 - وَ فى الأَرْضِ قِطعٌ مُّتَجَوِرَتٌ وَ جَنَّتٌ مِّنْ أَعْنَبٍ وَ زَرْعٌ وَ نخِيلٌ صِنْوَانٌ وَ غَيرُ صِنْوَانٍ يُسقَى بِمَاءٍ وَحِدٍ وَ نُفَضلُ بَعْضهَا عَلى بَعْضٍ فى الأُكلِ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (رعد/4)

و در زمين كرتهايى است نزديك به هم و باغهايى از [درختان] انگور و كشتها[ى گوناگون] و خرما، همانند و ناهمانند، كه همه به يك آب آبيارى مى‏شوند و ميوه‏هاى بعضى را از بعضى ديگر برتر ساخته‏ايم، بيگمان در اين براى خردورزان مايه‏هاى عبرت است.

3 - وَ سخَّرَ لَكمُ الَّيْلَ وَ النَّهَارَ وَ الشمْس وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسخَّرَت بِأَمْرِهِ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (نحل/12)

و براى شما شب و روز و خورشيد و ماه را رام كرد، و ستارگان به فرمان او رام شده‏اند، بيگمان در اين براى خردورزان مايه عبرتى هست.

4 - وَ مِن ثَمَرَتِ النَّخِيلِ وَ الأَعْنَبِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سكراً وَ رِزْقاً حَسناً إِنَّ فى ذَلِك لاَيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (نحل/67)

و از ميوه‏هاى درختان خرما و انگور هم [شراب] مستى‏آور و هم خوراك نيكو به دست مى‏آوريد؛ بيگمان در اين امر براى خردورزان مايه عبرتى است.

5 - وَ لَقَد تَّرَكنَا مِنْهَا ءَايَةَ بَيِّنَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (عنكبوت/35)

و به راستى از آن پديده روشنگرى براى خردورزان باقى گذارديم.

6 - وَ مِنْ ءَايَتِهِ يُرِيكمُ الْبرْقَ خَوْفاً وَ طمَعاً وَ يُنزِّلُ مِنَ السمَاءِ مَاءً فَيُحْىِ بِهِ الأَرْض بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (روم/24)

و از جمله آيات او اين است كه برق را [به شيوه‏اى] بيم‏انگيز و اميدانگيز به شما مى‏نماياند و از آسمان آبى فرو مى‏فرستد و با آن زمين را پس از پژمردنش زنده مى‏دارد؛ بيگمان در اين [امر] براى خردورزان مايه‏هاى عبرت است.

7 - ضرَب لَكُم مَّثَلاً مِّنْ أَنفُسِكُمْ هَل لَّكُم مِّن مَّا مَلَكَت أَيْمَنُكُم مِّن شرَكاءَ فى مَا رَزَقْنَكمْ فَأَنتُمْ فِيهِ سوَاءٌ تخَافُونَهُمْ كَخِيفَتِكمْ أَنفُسكُمْ كذَلِك نُفَصلُ الاَيَتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (روم/28)

براى شما مثلى از خودتان مى‏زند، آيا از ملك يمينتان شريكى در آنچه روزيتان داده‏ايم، داريد كه در آن برابر باشيد و از آنان همان گونه كه از [امثال] خودتان بيمناكيد، بيمناك باشيد؟ [چنين نيست]، بدينسان آيات [خود] را براى خردورزان روشن بيان مى‏كنيم.

8 - وَ اخْتِلَفِ الَّيْلِ وَ النهَارِ وَ مَا أَنزَلَ اللَّهُ مِنَ السمَاءِ مِن رِّزْقٍ فَأَحْيَا بِهِ الأَرْض بَعْدَ مَوْتهَا وَ تَصرِيفِ الرِّيَح ءَايَتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (جاثيه/5)

و در پى يكديگر آمدن شب و روز، و هر روزى‏اى [باران] كه خداوند از آسمان فرو فرستاده است، و زمين را پس از پژمردنش بدان زنده داشته است، و در گرداندن بادها مايه‏هاى عبرتى براى خردمندان هست.

آمادگى ششم: بايد تفقّه داشته باشد. (شامل 1 آيه)

1 - وَ هُوَ الَّذِى أَنشأَكُم مِّن نَّفْسٍ وَحِدَةٍ فَمُستَقَرُّ وَ مُستَوْدَعٌ قَدْ فَصلْنَا الاَيَتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ (أنعام/98)

و اوست كه شما را از تن يگانه‏اى پديد آورد، آنگاه [شما را] قرارگاه و وديعت‏گاهى است؛ به راستى كه آيات [خود] را براى قومى كه درمى‏يابند به روشنى بيان كرده‏ايم.

آمادگى هفتم: بايد يقين داشته باشد. (شامل 5 آيه)

1 - وَ قَالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ لَوْ لا يُكلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينَا ءَايَةٌ كَذَلِك قَالَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّثْلَ قَوْلِهِمْ تَشبَهَت قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الاَيَتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (بقره/118)

نادانان گفتند چرا خداوند با ما [بيواسطه] سخن نمى‏گويد، يا چرا معجزه‏اى براى ما نازل نمى شود. همين‏گونه كسانى كه پيش از اينان بودند نيز مانند سخن ايشان را گفتند، دل و درونشان همانند است، و ما آيات [خود] را براى مردمى كه اهل يقين هستند، روشن ساخته‏ايم.

2 - أَ فَحُكْمَ الجَْهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (مائده/50)

آيا حكم عهد جاهليت را مى‏پسندند؟ و براى اهل يقين داورى چه كسى بهتر از خداوند است؟.

3 - وَ فى خَلْقِكمْ وَ مَا يَبُث مِن دَابَّةٍ ءَايَتٌ لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ (جاثيه/4)

نيز در آفرينشتان و جانورانى كه [در زمين] مى‏پراكند، براى اهل يقين مايه‏هاى عبرت است.

4 - هَذَا بَصئرُ لِلنَّاسِ وَ هُدًى وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (جاثيه/20)

اين ديده‏وريهايى براى مردم است، و براى اهل يقين رهنمود و رحمت است.

5 - (آيات 20 تا 23 سوره ذاريات)

وَ فى الأَرْضِ ءَايَتٌ لِّلْمُوقِنِينَ

و در زمين آياتى براى طالبان يقين است

وَ فى أَنفُسِكمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ.

و در وجود خود شما (نيز آياتى است)

آيا نمى‏بينيد؟ !

وَ فى السمَاءِ رِزْقُكمْ وَ مَا تُوعَدُونَ.

روزى شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده مى‏شود.

فَوَ رَب السمَاءِ وَ الأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقُّ مِّثْلَ مَا أَنَّكُمْ تَنطِقُونَ.

سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه اين مطلب حق است همانگونه كه شما سخن مى‏گوئيد !

آمادگى هشتم: بايد از گناه پرهيز كند. (شامل 1 آيه)

1 - إِنَّ فى اخْتِلَفِ الَّيْلِ وَ النهَارِ وَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فى السمَوَتِ وَ الأَرْضِ لاَيَتٍ لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ (يونس/6)

در پى يكديگر آمدن شب و روز و در آنچه خداوند در آسمانها و زمين آفريده است، مايه‏هاى عبرتى براى پرواپيشگان است.

آمادگى نهم: بايد حرف شنو باشد. (شامل 3 آيه)

1 - هُوَ الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الَّيْلَ لِتَسكنُوا فِيهِ وَ النَّهَارَ مُبْصِراً إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ (يونس/67)

او كسى است كه شب را براى شما آفريد تا در آن آرام گيريد و روز را چشم‏اندازى روشن ساخت؛ در اين عبرتها براى گروهى است كه گوش شنوا دارند.

2 - وَ اللَّهُ أَنزَلَ مِنَ السمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الأَرْض بَعْدَ مَوْتهَا إِنَّ فى ذَلِك لاَيَةً لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ (نحل/65)

و خداوند از آسمان آبى فرو فرستاد و با آن زمين را پس از پژمردنش زنده كرد، بيگمان در اين براى كسانى كه گوش شنوا دارند مايه عبرت است.

3 - وَ مِنْ ءَايَتِهِ مَنَامُكم بِالَّيْلِ وَ النهَارِ وَ ابْتِغَاؤُكُم مِّن فَضلِهِ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ (روم/23)

و از جمله آيات او خفتن شما در شب و روز و طلب معاش شما از فضل اوست؛ بيگمان در اين [امر] براى كسانى كه گوش شنوا دارند، مايه‏هاى عبرت است.

آمادگى دهم: بايد أهل بندگى خدا باشد. (شامل 1 آيه)

1 - إِنَّ فى هَذَا لَبَلَغاً لِقَوْمٍ عابِدِينَ (أنبياء/106)

در اين براى اهل عبادت، كفايتى هست.

آمادگى يازدهم: بايد شكرگزار نعمتهاى الهى باشد. (شامل 1 آيه)

1 - وَ الْبَلَدُ الطيِّب يخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِى خَبُث لا يخْرُجُ إِلا نَكِداً كذَلِك نُصرِّف الاَيَتِ لِقَوْمٍ يَشكُرُونَ (أعراف/58)

و زمين پاك گياهش به اذن پروردگارش مى‏رويد و آنچه پليد است جز [حاصلى] ناچيز برنيايد؛ بدينسان آيات [خود] را براى سپاسگزاران گونه‏گون بيان مى‏داريم.

آمادگى دوازدهم: بايد داراى هوش سرشار باشد.

(شامل آيات 61 تا 77 از سوره مباركه حجر)

(داستان حضرت لوط 7 و هجوم مردم آلوده به خانه او)

فَلَمَّا جَاءَ ءَالَ لُوطٍ الْمُرْسلُونَ (حجر، 61)

هنگامى كه فرستادگان (خدا)

به سراغ خاندان لوط آمدند... قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ مُّنكرُونَ (حجر، 62)

(لوط) گفت شما گروه ناشناسى هستيد !

قَالُوا بَلْ جِئْنَك بِمَا كانُوا فِيهِ يَمْترُونَ (حجر، 63)

گفتند ما همان چيزى را براى تو آورده‏ايم كه آنها (كافران)

در آن ترديد داشتند (ما مامور عذابيم). وَ أَتَيْنَك بِالْحَقِّ وَ إِنَّا لَصدِقُونَ (حجر، 64)

ما واقعيت مسلمى را براى تو آورده‏ايم و راست مى‏گوئيم. فَأَسرِ بِأَهْلِك بِقِطعٍ مِّنَ الَّيْلِ وَ اتَّبِعْ أَدْبَرَهُمْ وَ لا يَلْتَفِت مِنكمْ أَحَدٌ وَ امْضوا حَيْث تُؤْمَرُونَ (حجر، 65)

بنابر اين خانواده‏ات را در اواخر شب با خود بردار و از اينجا ببر، تو بدنبال سر آنها حركت كن، احدى از شما به پشت سر خويش ننگرد. و به همانجا كه مامور هستيد برويد.

وَ قَضيْنَا إِلَيْهِ ذَلِك الأَمْرَ أَنَّ دَابِرَ هَؤُلاءِ مَقْطوعٌ مُّصبِحِينَ (حجر، 66)

و ما به لوط اين موضوع را وحى فرستاديم كه صبحگاهان همه آنها ريشه كن خواهند شد. وَ جَاءَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ يَستَبْشِرُونَ (حجر، 67)

(از سوى ديگر) اهل شهر (با خبر شدند و به سوى خانه لوط)

آمدند در حالى كه به يكديگر بشارت مى‏دادند.

قَالَ إِنَّ هَؤُلاءِ ضيْفِى فَلا تَفْضحُونِ (حجر، 68)

(لوط) گفت اينها ميهمانان منند، آبروى مرا نريزيد !

وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لا تخْزُونِ (حجر، 69)

و از خدا بپرهيزيد و مرا شرمنده نسازيد !

قَالُوا أَ وَ لَمْ نَنْهَك عَنِ الْعَلَمِينَ (حجر، 70)

گفتند مگر ما تو را از جهانيان نهى نكرديم (و نگفتيم احدى را به ميهمانى نپذير !).

قَالَ هَؤُلاءِ بَنَاتى إِن كُنتُمْ فَعِلِينَ (حجر، 71)

گفت دختران من حاضرند اگر مى‏خواهيد كار صحيحى انجام دهيد (با آنها ازدواج كنيد و از گناه و آلودگى بپرهيزيد). لَعَمْرُك إِنهُمْ لَفِى سكْرَتهِمْ يَعْمَهُونَ (حجر، 72)

بجانت سوگند اينها در مستى خود سرگردانند (و عقل و شعور خود را از دست داده‏اند).

فَأَخَذَتهُمُ الصيْحَةُ مُشرِقِينَ (حجر، 73)

سرانجام بهنگام طلوع آفتاب صيحه (مرگبار، بصورت صاعقه يا زمين لرزه)

آنها را فرو گرفت.

فَجَعَلْنَا عَلِيهَا سافِلَهَا وَ أَمْطرْنَا عَلَيهِمْ حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ (حجر، 74)

سپس (شهر و آبادى آنها را زير و رو كرديم)

بالاى آنرا پائين قرار داديم و بارانى از سنگ بر آنها فرو ريختيم.

إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِّلْمُتَوَسمِينَ (حجر، 75)

در اين (سرگذشت عبرت‏انگيز) نشانه‏هائى است براى هوشياران.

وَ إِنهَا لَبِسبِيلٍ مُّقِيمٍ (حجر، 76)

و ويرانه‏هاى سرزمين آنها بر سر راه (كاروانها) همواره ثابت و برقرار است.

إِنَّ فى ذَلِك لاَيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ (حجر، 77)

در اين نشانه‏اى است براى مؤمنان.

آمادگى سيزدهم: بايد بسيار شكيبا و شكرگزار باشد. (شامل 4 آيه)

1 - وَ لَقَدْ أَرْسلْنَا مُوسى بِئَايَتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَك مِنَ الظلُمَتِ إِلى النُّورِ وَ ذَكرْهُم بِأَيَّامِ اللَّهِ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِّكلِّ صبَّارٍ شكُورٍ (ابراهيم/5)

و در حقيقت، موسى را با آيات خود فرستاديم [و به او فرموديم] كه قوم خود را از تاريكيها به سوى روشنايى بيرون آور، و روزهاى خدا را به آنان يادآورى كن، كه قطعاً در اين [يادآورى]، براى هر شكيباىِ سپاسگزارى عبرتهاست.

2 - أَ لَمْ تَرَ أَنَّ الْفُلْك تجْرِى فى الْبَحْرِ بِنِعْمَتِ اللَّهِ لِيرِيَكم مِّنْ ءَايَتِهِ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِّكلِّ صبَّارٍ شكُورٍ (لقمان/31)

آيا نديده‏اى كه كشتيها به نعمت خدا در دريا روان مى‏گردند تا برخى از نشانه‏هاى [قدرت] خود را به شما بنماياند؟ قطعاً در اين [قدرت نمايى،] براى هر شكيباى سپاسگزارى، نشانه‏هاست.

3 - فَقَالُوا رَبَّنَا بَعِدْ بَينَ أَسفَارِنَا وَ ظلَمُوا أَنفُسهُمْ فَجَعَلْنَهُمْ أَحَادِيث وَ مَزَّقْنَهُمْ كلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِّكلِّ صبَّارٍ شكُورٍ (سبأ/19)

تا گفتند: »پروردگارا، ميان [منزلهاى] سفرهايمان فاصله انداز.« و بر خويشتن ستم كردند. پس آنها را [براى آيندگان، موضوع] حكايتها گردانيديم، و سخت تارومارشان كرديم؛ قطعاً در اين [ماجرا] براى هر شكيباى سپاسگزارى عبرتهاست.

4 - إِن يَشأْ يُسكِنِ الرِّيحَ فَيَظلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلى ظهْرِهِ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِّكلِّ صبَّارٍ شكُورٍ (شورى/33)

اگر بخواهد باد را ساكن مى‏گرداند و [سفينه‏ها] بر پشت [آب] متوقف مى‏مانند. قطعاً در اين [امر] براى هر شكيباى شكرگزارى نشانه‏هاست.

آمادگى چهاردهم: بايد صاحب مغز باشد. (شامل 2 آيه)

1 - كلُوا وَ ارْعَوْا أَنْعَمَكُمْ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لأُولى النُّهَى (طه/54)

بخوريد و دامهايتان را بچرانيد كه قطعاً در اينها براى خردمندان نشانه‏هايى است.

2 - أَ فَلَمْ يهْدِ لهَُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُم مِّنَ الْقُرُونِ يمْشونَ فى مَسكِنهِمْ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لأُولى النُّهَى (طه/128)

آيا براى هدايتشان كافى نبود كه [ببينند] چه نسلها را پيش از آنان نابود كرديم كه [اينك آنها] در سراهاى ايشان راه مى‏روند؟ به راستى براى خردمندان در اين [امر] نشانه‏هايى [عبرت‏انگيز] است.

آمادگى پانزدهم: بايد دانشمند و دانا باشد. (شامل 1 آيه)

1 - وَ مِنْ ءَايَتِهِ خَلْقُ السمَوَتِ وَ الأَرْضِ وَ اخْتِلَف أَلْسِنَتِكمْ وَ أَلْوَنِكمْ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَتٍ لِّلْعَلِمِين (روم/22)

و از نشانه‏هاى [قدرت] او آفرينش آسمانها و زمين و اختلاف زبانهاى شما و رنگهاى شماست. قطعاً در اين [امر نيز] براى دانشوران نشانه‏هايى است.

موضوعات مربوط:

درخواست آمادگى از خدا. (شامل 1 آيه)

إذْ أوَى الْفِتْيَةُ إلَى الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّىْ لَنا مِنْ أمْرِنا رَشَداً (كهف/10)

چنين بود كه جوانمردان به غار پناه بردند و گفتند پروردگارا رحمتى از سوى خويش به ما ارزانى دار و كار ما را به سامان آور.

درخواست زليخا از يوسف جهت آمادگى براى گناه. (شامل 1 آيه):

وَ راوَدَتْهُ الَّتى هُوَ فى بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ اْلأَبْوابَ وَ قالَتْ هَيْتَ لَكَ قالَ مَعاذَ اللَّهِ إنَّهُ رَبّى أحْسَنَ مَثْوايَ إنَّهُ لا يُفْلِحُ الظّالِمُونَ. (يوسف، 23)

و زنى كه او [يوسف]در خانه‏اش بود، از او كام خواست، و [يك روز، همه] درها را بست و [به يوسف] گفت: بيا پيش من. [يوسف] گفت پناه بر خدا، او [شوهرت] سرور من است و به من منزلتى نيكو داده است، آرى ستمكاران رستگار نمى‏شوند.

آماده كردن امكانات كامل براى يارى دين خدا در ميدان جهاد. (شامل 1 آيه):

وَ أعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّكُمْ وَ آخَرينَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَيْ‏ءٍ في سَبيلِ اللَّهِ يُوَفَّ إلَيْكُمْ وَ أنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ. (انفال، 60)

و در برابر آنان هر نيرويى كه مى‏توانيد، از جمله نگاهدارى اسبان، فراهم آوريد، تا به آن وسيله دشمن خدا و دشمن خود را بترسانيد، همچنين ديگرانى را هم غير از آنان، كه شما ايشان را نمى‏شناسيد، و خداوند مى‏شناسدشان، و آنچه در راه خدا انفاق كنيد، پاداشش به تمامى به شما داده خواهد شد، و بر شما ستم نمى‏رود.

شعر:

اين قسمت شعر است:

زندگى چنگ است جانا بهر جنگ آماده شو==نيست هنگام تأمل بى درنگ آماده شو

در ره ناموس و ملك و ملت و خويش و تبار==با نشاط شير و با عزم پلنگ آماده شو

سؤالات مهم از بحث:

1. موضوع اين بحث چه بود؟

2. ترتيب لطيف سه آيه اول در مقدمه چه بود؟

3. بهره‏گيرى از نشانه‏هاى حق به چند نوع آمادگى نياز دارد؟

4. آمادگى أول را ذكر كنيد و آدرس آيات آنرا بنويسيد؟

5. عدم ايمان چه ضررهائى دارد؟

6. آمادگى سوم را ذكر كنيد و آدرس آيات آنرا بنويسيد؟

7. آمادگى پنجم را ذكر كنيد و آدرس آيات آنرا بنويسيد؟

8. آمادگى هفتم را ذكر كنيد و آدرس آيات آنرا بنويسيد؟

9. موضوعات ديگرى كه به مربوط مى‏شد چه بود؟

10. در كدام سوره و آيه از خدا درخواست آماده كردن زمينه رشد مى‏كنيم؟

11. درخواست زليخا از يوسف جهت آمادگى براى چه گناهى بود؟

12. در كدام سوره و آيه آماده كردن امكانات كامل براى يارى دين خدا ذكر شده؟

13. در كدام سوره و آيه از چشم و گوش و قلب (عقل) براى درك حقايق ذكر شده؟

14. يكى از ابزار خداشناسى را ذكر كنيد؟

15. آنان كه با وجود داشتن امكانات از درك خوددارى مى‏كنند به چيز تشبيه شده‏اند؟

فهرست آيات مربوط به موضوع:

1. اسراء، 36

2. بلد، 8 تا 10

3. فصّلت، 53

4. اعراف، 179

5. فرقان، 44

6. ذاريات، 20 تا 23

7. همان

8. ذاريات، آيات 20 تا 23

9. أنعام، 99

10. أعراف، 52

11. نمل، 86

12. قصص، 3

13. عنكبوت، 24 و 51

14. أعراف، 188 و 203

15. يوسف، 111

16. نحل، 64 و 79

17. روم، 37

18. زمر، 52

19. مؤمنون 44

20. نحل، 13

21. أنعام، 126

22. بقره، 230

23. أنعام، 97

24. أنعام، 105

25. أعراف، 32

26. توبه، 11

27. يونس، 5

28. نمل، 2

29. فصّلت، 3

30. زمر، 42

31. يونس، 24

32. رعد، 3

33. نحل، 11

34. نحل، 69

35. روم، 21

36. جاثيه، 13

37. بقره، 164

38. رعد، 4

39. نحل، 12

40. نحل، 67

41. عنكبوت، 35

42. روم، 24

43. روم، 28

44. جاثيه، 5

45. أنعام، 98

46. بقره، 118

47. مائده، 50

48. جاثيه، 4

49. جاثيه، 20

50. ذاريات 20 تا 23

51. يونس، 6

52. يونس، 67

53. نحل، 65

54. روم، 23

55. أنبياء، 106

56. أعراف، 58

57. حجر، 61 تا 77

58. ابراهيم، 5

59. لقمان، 31

60. سبأ، 19

61. شورى، 33

62. طه، 54

63. طه، 128

64. روم، 22

65. كهف، 10

66. يوسف، 23

67. انفال، 60

/ 1