اسراف نسخه متنی

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

اسراف - نسخه متنی

خدامراد سلیمیان

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید
خدامراد سليميان
اسراف
از كارهاي ناشايستي كه قرآن همواره انسانها را از آن پرهيز داده، اسراف است. چه اينكه اسراف تعادل زندگي اجتماعي را در هم مي‌ريزد و مفاسد فراواني به دنبال دارد.
اسراف به معناي خارج شدن از حد اعتدال است، بي آنكه فرد چيزي را ظاهرا ضايع كرده باشد ؛ مثل پوشيدن لباس گران قيمتي كه بهايش صد برابر لباس مورد نياز باشد، يا تهيه غذاي گران قيمتي كه با پول آن بتوان عده زيادي را تغذيه كرد.
و‌اي بسا اسراف در منطقه‌اي از زمين باعث محروميت منطقه‌اي ديگر شود، و يا اسراف انسانهاي امروز باعث محروميت نسلهاي آينده گردد.
قرآن مجيد اسراف را مايه هلاكت و مسرفين را از جمله هلاك شوندگان برمي شمرد.
«واهلكنا المسرفين» 1 ؛
«و ما مسرفين را نابود ساختيم.»
حضرت علي عليه السلام درباره اسراف مي‌فرمايد: «السرف مثواة والقصد مثراة ؛ 2
اسراف موجب هلاكت و ميانه روي مايه زياد شدن ثروت است.»
- خداوند مي‌فرمايد:
«ولا تسرفوا انه لا يحب المسرفين» ؛ 3 «اسراف نكنيد كه خداوند اسرافكاران را دوست ندارد.»
- «و ان المسرفين هم اصحاب النار» ؛ 4 «و به راستي كه اسرافكاران اهل آتش اند.»
- «و لا تطيعوا امر المسرفين» 5 ؛ «امر اسرافكاران را اطاعت نكنيد.»
«و ان فرعون لعال في الارض و انه لمن المسرفين» ؛ 6 «و فرعون برتري جويي در زمين داشت واز اسرافكاران بود.»
«ان الله لايهدي من هو مسرف كذاب» ؛ 7 8 «خداوند كسي را كه اسرافكار و دروغگو است، هدايت نمي‌كند.»
بعضي از موارد نهي اسراف:
1. در خوردن و آشاميدن:
«كلوا واشربوا ولا تسرفوا» 9 ؛
«بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد.»
2. اسراف در انتقام گيري:
«فلا يسرف في القتل» 10 ؛
«پس نبايد در قتل اسراف كند.»
3. حتي در انفاق هم نبايد اسراف كرد:
«والذين اذا انفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا» 11 ؛
«و [بندگان خدا] كساني اند كه چون انفاق كنند، نه ولخرجي مي‌كنند و نه تنگ مي‌گيرند.»
عبدالملك بن عمرو احول گويد: امام صادق عليه السلام پس از تلاوت آيه فوق مشتي سنگريزه برداشت و آن را در مشتش نگه داشت و فرمود: اين همان سختگيري و خستي است كه خداي عزوجل دركتاب خود فرموده است. آن گاه مشتي ديگر برداشت و همه آنها را ريخت و فرمود: اين اسراف است. سپس مشتي ديگر برداشت و قسمتي از آن را ريخت و مقداري را نگه داشت و فرمود: اين حد وسط است. 12
نشانه‌هاي اسرافكار:
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‌فرمايد: «اما علامة المسرف فاربعة: الفخر بالباطل وياكل ما ليس عنده ويزهد في اصطناع المعروف وينكر من لا ينتفع بشي ء منه 13 ؛
نشانه‌هاي اسرافكار چهار چيز است: به كارهاي باطل مي‌نازد ؛ آنچه را فراخور حالش نيست، مي‌خورد ؛ در انجام كارهاي خير بي رغبت است و هر كس را كه از او سودي نمي‌برد انكار مي‌كند.»
حكايت:
روزي بهلول نزد هارون الرشيد رفت. اتفاقا هارون در عمارت تازه ساز خود نشسته بود، همين كه چشمش به بهلول افتاد، از او خواست چيزي بر ديوار عمارت بنويسد. بهول نوشت:
«رفعت الطين ووضعت الدين، رفعت الجص ووضعت النص فان كان من مالك فقد اسرفت والله لا يحب المسرفين وان كان من مال غيرك فقد ظلمت والله لا يحب الظالمين ؛ گل را برافراشتي و دين را فرو گذاشتي ؛ گچ را بلند ساختي و نص را فرو گذاشتي. اگر اين عمارت از مال خود توست، همانا اسراف كرده‌اي و خداوند اسراف كنندگان را دوست نمي‌دارد و اگر از مال ديگران است ظلم كرده‌اي و خداوند ستمگران را دوست نمي‌دارد.»
پي نوشت:
1) انبياء/9.
2) بحار الانوار، ج 68، ص 347.
3) انعام/141 و اعراف/31.
4) غافر/43.
5) شعراء/151.
6) غافر/28.
7) غافر/28.
8) ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، ج 12، ص 96.
9) اعراف/31.
10) اسراء/33.
11) فرقان/67.
12) ميزان الحكمه، ح 8485
13) تحف العقول، انتشارات علميه، ص 25.
منبع: ماهنامه اطلاع رساني، پژوهشي، آموزشي مبلغان شماره 47.
/ 1