بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
سيدجواد حسيني تعريف تواضع تواضع از ماده «وضع» به معناي فرو نهادن است. در مورد زناني كه مولود خود را به دنيا ميآورند، «وضع حمل» گفته ميشود و درباره كسي كه خسارت و زيان ديده، واژه «وضيعة» به كار ميرود و هنگامي كه به عنوان يك صفت اخلاقي به كار ميرود، «مفهومش اين است كه انسان خود را پايينتر از آنچه موقعيت اجتماعي اوست، قرار دهد.» 1 گاه تواضع به معناي تذلّل و خضوع و فروتني و تسليم تفسير شده است. مرحوم نراقي ميفرمايد: «تواضع عبارت است از شكسته نفسي كه نگذارد آدمي خود را بالاتر از ديگري ببيند و لازمه آن كردار و گفتار چندي است كه دلالت بر تعظيم ديگران و اكرام ايشان ميكند.» 2 ... به هر دو معني، در روايات اشاره شده است كه به نمونههايي اشاره ميشود: امام باقرعليه السلام فرمود: «التَّوَاضُعُ الرِّضَا بِالْمَجْلِسِ دُونَ شَرَفِهِ وَ أَنْ تُسَلِّمَ عَلَي مَنْ لَقِيتَ وَ أَنْ تَتْرُكَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ كُنْتَ مُحِقّاً؛ 3 تواضع آن است كه به كمتر از جايگاه شايسته خود در مجلس، قانع باشد و هر گاه كسي را ملاقات كردي، در سلام پيشي بگيري و جر و بحث را رها كني، هر چند حق با تو باشد.» امام رضاعليه السلام فرمود: «التَّوَاضُعُ أَنْ تُعْطِي النَّاسَ مَا تُحِبُّ أَنْ تُعْطَاهُ؛ 4 فروتني اين است كه آنچه را دوست داري مردم به تو عطا كنند، به آنها عطا كني.» و در روايت ديگر از حضرت سؤال كردند: «حدّ تواضع كه اگر انسان آن را انجام دهد، متواضع محسوب ميشود، چيست؟ فرمود: تواضع درجات و مراحلي دارد؛ يكي از مراحل آن اين است كه انسان قدر و موقعيت نفس خويش را بداند و در همان جايگاه با قلب سليم [و پذيرش دروني] جاي دهد و دوست نداشته باشد كاري درباره كسي انجام دهد، مگر همانند كارهايي كه درباره او انجام ميدهند. هر گاه بدي از كسي ببيند، آن را با نيكي پاسخ دهد. خشم خود را فرو برد و از گناهان مردم بگذرد و آنها را مورد عفو قرار دهد. خداوند نيكوكاران را دوست دارد.» 5 البته چنان كه مرحوم فيض ميگويد: «تواضع مانند ساير صفات، داراي افراط و تفريط و حد وسط است. حد افراط «تكبر» و حد تفريط «پذيرش ذلت و پستي» و حد وسط «تواضع» است. آنچه فضيلت محسوب ميشود و قابل ستايش است، همان كوچكي كردن بدون پذيرش پستي و ذلت است.» 6 اهميت تواضع به همان نسبتي كه تكبّر زيان آور و خطرناك است، تواضع لازم و مفيد است؛ لذا در آيات و روايات از اهمّيت زيادي برخوردار است كه به نمونههايي اشاره ميشود:
1. دستور تواضع به شخص پيامبرصلي الله عليه وآله با اينكه پيامبر خاتم صلي الله عليه وآله مبرّاي از تكبر و غرور بوده است، با اين حال، به جهت اهميت تواضع، خداوند به او دستور ويژه به تواضع در مقابل مؤمنان ميدهد؛ آنجا كه ميفرمايد: «وَ اخْفِضْ جَناحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ»؛ 7 «[اي پيامبر!] بال و پر خود را براي مؤمناني كه از تو پيروي ميكنند، بگستر [و نسبت به آنها تواضع و مهرباني كن] !»
2. تواضع، نشانه بندگي «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ يمْشُونَ عَلَي الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً»؛ 8 «بندگان [خاص خداي رحمان، كساني هستند كه با آرامش [و بي تكبر] بر زمين راه ميروند و هنگامي كه جاهلان آنها را مخاطب سازند [و سخنان نابخردانه گويند] ، به آنها سلام ميگويند [و با بي اعتنايي و بزرگواري ميگذرند] .»
3. حلاوت عبادت پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله فرمود: «مَالِي لَا اَرَي عَلَيكُمْ حَلَاوَةَ الْعِبَادَةِ قَالُوا وَ مَا حَلَاوَةُ الْعِبَادَةِ قَالَ التَّواضُعُ؛ 9 چه شده كه شيريني عبادت را در شما نميبينم؟ عرض كردند: شيريني عبادت چيست؟ فرمود: تواضع است.»
4. بزرگترين عبادت علي عليه السلام فرمود: «عَلَيكَ بِالتَّوَاضُعِ فَإِنَّهُ مِنْ أَعْظَمِ الْعِبَادَةِ؛ 10 بر تو باد به تواضع كه برترين عبادت است.»
5. برترين نسب علي عليه السلام فرمود: «لا حَسَبَ كَالتَّوَاضُع؛ 11 نسبي [در برتري] مانند فروتني نيست.»
6. نعمتي كه بدخواه ندارد امام حسن عسكري عليه السلام فرمود: «التَّوَاضُعُ نِعْمَةٌ لَا يحْسَدُ عَلَيهَا؛ 12 تواضع نعمتي است كه سبب حسادت ديگران نميشود.»
7. مباهات خدا به متواضعان پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله فرمود: «خداوند به پنج دسته [از انسانها] به فرشتگان مباهات ميكند: به رزمندگان [راه خدا] ، فقرا [يي كه دين را به دنيا نميفروشند] ، كساني كه به خاطر خدا تواضع ميكنند، ثروتمنداني كه بي منت به مستمندان كمك ميكنند و كساني كه در خلوت از خوف خدا گريه ميكنند.» 13 نشانههاي تواضع در لا به لاي روايات پيش گفته و تعريفهايي كه از تواضع ارائه گرديد، به برخي نشانههاي تواضع نيز اشاره شد. در ضمن روايات ديگر نيز به اهم نشانهها اشاره ميشود: 1. ابتدا به سلام كردن؛ 2. پايين مجلس نشستن؛ 3. ريا و سمعه را ناخوش داشتن؛ چنان كه علي عليه السلام فرمود: «ثَلَاثٌ هُنَّ رَأْسُ التَّواضُعِ اَنْ يبْدَءَ بِالسَّلَامِ مَنْ لَقِيهُ وَ يرْضَي بِالدُّونِ مِنْ شَرَفِ الْمَجْلِسِ وَ يكْرَهُ الرِّيا وَ السَّمْعَةَ؛ 14 سه چيز است كه سرآغاز [و نشانههاي] تواضع است: ابتدا به سلام كردن به كسي كه با او برخورد ميكند، رضايت دادن به نشستن پايين مجلس و ريا و سمعه را ناخوش داشتن.» 4. ترك جدل؛ 5. از ستايش گريزان بودن؛ چنان كه امام صادق عليه السلام فرمود: «إِنَّ مِنَ التَّوَاضُعِ... أَنْ يتْرُكَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ كَانَ مُحِقّاً وَ لا تُحِبَّ أَنْ يحْمَدَ عَلَي التَّقْوَي؛ 15 به راستي از [نشانههاي] تواضع آن است كه... جدل و جر و بحث را رها كند؛ هر چند حق با او باشد. و دوست نداشته باشد كه بر تقوا ستايش شود.»
اقسام تواضع همچنان كه در تعريف تواضع اشاره شد، تواضعي كه همراه با ذلت و پستي باشد، نه تنها ممدوح نيست، بلكه مذموم است. همين طور تواضع در مقابل ثروتمندان به خاطر ثروت آنها، از بدترين حالات انسان شمرده ميشود. علي عليه السلام فرمود: «مَنْ أَتَي غَنِياً فَتَوَاضَعَ لَهُ لِغِنَاهُ ذَهَبَ ثُلُثَا دِينِهِ؛ 16 كسي كه در نزد ثروتمندي برود و در برابر او به خاطر ثروتش تواضع كند، دو سوم دين خويش را از دست داده است.» و همچنين تواضع در مقابل كافران ممنوع است؛ چنان كه قرآن كريم ميفرمايد: «يا أَيهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ يأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يحِبُّهُمْ وَ يحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَي الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَي الْكافِرينَ»؛ 17 «اي كساني كه ايمان آورده ايد! هر كس از شما از آيين خود باز گردد، [به خدا زياني نميرساند و] خداوند به زودي جمعيتي را ميآورد كه آنها را دوست دارد و آنان [نيز] او را دوست دارند. در برابر مؤمنان متواضع و در برابر كافران سرسخت و نيرومندند.» معيار كلي براي تواضع مثبت و قابل تأييد اين است كه تواضع براي خدا باشد، مانند: تواضع در مقابل مؤمن به خاطر ايمانش، تواضع در مقابل فقير و عالم و... به خاطر رضاي خداوند؛ چنان كه پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «خداوند به پنج دسته از فرشتگان مباهات ميكند:... [از جمله:] وَ الَّذِينَ يتَواضَعُونَ لِلَّهِ تَعَالَي؛ و كساني كه به خاطر خدا تواضع ميكنند.» 18 پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله همچنين فرمود: «إِنَّ أَفْضَلَ النَّاسِ عَبْداً مَنْ تَوَاضَعَ عَنْ رِفْعَةٍ؛ 19 به راستي برترين مردم از نظر بندگي كسي است كه از موقعيت بالا فروتني كند.»
فوايد و منافع تواضع به همان نسبتي كه زيانهاي تكبر تمام زواياي زندگي فردي و اجتماعي انسان را در بر ميگيرد، به همان نسبت تواضع نيز براي زندگي فردي و اجتماعي انسان مفيد و ثمربخش است كه به اهم فوايد آن اشاره ميشود:
1. تمام خوبيها امام صادق عليه السلام فرمود: «التَّوَاضُعُ أَصْلُ كُلِّ خَيرٍ نَفِيسٍ وَ مَرْتَبَةٍ رَفِيعَةٍ؛ 20 تواضع ريشه هر كار نيك و با ارزش و مقام والايي است.»
2. قبولي عبادات آن حضرت در ادامه فرمود: «وَ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ شَرَّفَهُ اللَّهُ عَلَي كَثِيرٍ مِنْ عِبَادِهِ... وَ لَيسَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَادَةٌ يقْبَلُهَا وَ يرْضَاهَا إِلَّا وَ بَابُهَا التَّوَاضُعُ؛21 و هر كسي براي خدا تواضع كند، خداوند او را بر بسياري از بندگانش شرافت ميبخشد... و هيچ عبادتي براي خدا مورد رضا و قبول نخواهد بود، مگر اينكه باب آن تواضع است.»
3. بلند مرتبگي علي عليه السلام فرمود: «بِالتَّواضُعِ تَكُونُ الرِّفْعَةُ؛ 22 تواضع انسان را بالا ميبرد.» و پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله فرمود: «إِنَّ التَّوَاضُعَ يزِيدُ صَاحِبَهُ رِفْعَةً فَتَوَاضَعُوا يرْفَعْكُمُ اللَّهُ؛ 23 به راستي فروتني باعث زيادي بالا رفتن صاحبش ميشود. پس فروتني كنيد كه خداوند شما را بالا برد.» البته رفعت مقام متواضع به اندازه تواضع او نيست، بلكه همراه با عنايت و عظمت و بزرگي خداوند است. امام كاظم عليه السلام فرمود: «وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَمْ يرْفَعِ الْمُتَوَاضِعِينَ بِقَدْرِ تَوَاضُعِهِمْ وَ لَكِنْ رَفَعَهُمْ بِقَدْرِ عَظَمَتِهِ وَ مَجْدِهِ؛ 24 و بدان كه خداوند متواضعين را به اندازه تواضعشان بالا نميبرد، بلكه به اندازه عظمت و بزرگي خود، آنها را بالا ميبرد.» رسول اكرم صلي الله عليه وآله در حديث ديگر فرمود: «مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اللَّهُ فَهُوَ فِي نَفْسِهِ ضَعِيفٌ وَ فِي اَعْينِ النَّاسِ عَظِيمٌ وَ مَنْ تَكَبَّرَ وَضَعَهُ اللَّهُ فَهُوَ فِي اَعْينِ النَّاسِ صَغِيرٌ وَ فِي نَفْسِهِ كَبِيرٌ؛ 25 كسي كه براي خدا فروتني كند، خدا او را بالا ميبرد. پس او در نزد خويش ناتوان و ناچيز است، ولي در ديد مردم بزرگ جلوه ميكند. و كسي كه تكبر ورزد، خدا او را پايين ميآورد. پس او در چشم مردم كوچك است و در نزد خود [به خيالش] بزرگ جلوه ميكند.» زينت انسانهاي بزرگ و بلندمرتبه نيز فروتني است؛ چنان كه علي عليه السلام فرمود: «زِينَةُ الشَّرِيفِ التَّوَاضُعُ؛ 26 زيبايي [انسان] بزرگوار در فروتني است.»
4. دانش و حكمت از حضرت مسيح عليه السلام نقل شده است كه: «بِالتَّوَاضُعِ تُعْمَرُ الْحِكْمَةُ لَا بِالتَّكَبُّرِ كَذَلِكَ فِي السَّهْلِ ينْبُتُ الزَّرْعُ لَا فِي الْجَبَلِ؛ 27 به وسيله تواضع [مزرعه] علم و دانش آباد ميشود، نه با تكبر؛ همان گونه كه زراعت در زمين نرم و هموار ميرويد، نه بر روي كوه.» از امام كاظم عليه السلام همان مضمون به صورت كامل تري نقل شده است: «إِنَّ الزَّرْعَ ينْبُتُ فِي السَّهْلِ وَ لَا ينْبُتُ فِي الصَّفَا فَكَذَلِكَ الْحِكْمَةُ تَعْمُرُ فِي قَلْبِ الْمُتَوَاضِعِ وَ لَا تَعْمُرُ فِي قَلْبِ الْمُتَكَبِّرِ الْجَبَّارِ لِأَنَّ اللَّهَ جَعَلَ التَّوَاضُعَ آلَةَ الْعَقْلِ وَ جَعَلَ التَّكَبُّرَ مِنْ آلَةِ الْجَهْلِ؛ 28 به حقيقت زراعت در زمين نرم و هموار ميرويد، نه در كوه. پس همين طور حكمت در قلب متواضع [پرورش مييابد و] آباد ميشود و در قلب متكبر ستم پيشه پرورش نمييابد؛ زيرا خداوند فروتني را وسيله عقل [و دانش] و تكبر را وسيله جهل قرار داده است.»
5. هيبت و وقار از ديگر آثار فروتني، به دست آوردن هيبت و وقار در بين مردم است. علي عليه السلام فرمود: «التَّوَاضُعُ يكْسُوكَ الْمَهَابَةَ؛ 29 فروتني بر تو هيبت و بزرگي ميپوشاند.»
6. نشر فضيلت بسيارند كساني كه از راههاي مختلف تلاش ميكنند فضايل آنها در بين مردم انتشار يابد. برخي تكبر را عامل نشر فضايل ميپندارند، و اين خيالي بيش نيست. آنچه حقيقتاً فضايل انسان را بروز ميدهد، فروتني است و آنچه رذايل را ظاهر و آشكار ميكند، تكبّر و غرور و خودخواهي است. علي عليه السلام فرمود: «اَلتَّواضُعُ ينْشُرُ الْفَضِيلَةَ وَ التَّكَبُّرُ يظْهِرُ الرَّذِيلَةَ؛ 30 فروتني باعث نشر فضيلتها و تكبر عامل بروز رذايل است.»
7. محبوبيت در نزد مردم اثر ديگر فروتني، محبوبيت مردمي پيدا كردن است؛ همان چيزي كه بسياري تلاش ميكنند از راههاي ناصحيح به دست آورند، ولي اسلام توصيه كرده كه تحصيل محبوبيت و جايگاه اجتماعي در گرو فروتني است. علي عليه السلام فرمود: «ثَمَرَةُ التَّواضُعِ الْمَحَبَّةُ، ثَمَرَةُ الْكِبْرِ الْمَسَبَّةُ؛ 31 ميوه فروتني، محبوبيت [در ميان مردم] است و ميوه [تلخ] تكبر، بدگويي [مردم] .»
8. تنظيم امور وقتي انسان داراي وقار و مهابت بود و در جامعه نيز داراي فضيلت و محبوبيت شد، يقيناً كارهاي روز مرّه او نيز از نظم و نظام متناسب برخوردار خواهد بود. علي عليه السلام فرمود: «بِخَفْضِ الْجَنَاحِ تَنْتَظِمُ الْاُمُورُ؛ 32 با [فروتني و] گستردن بال و پر [براي ديگران] كارها تنظيم مييابد.»
راه رسيدن به تواضع تواضع حقيقي؛ نه ظاهري و تصنعي، امري نيست كه با پا شدن و خم شدن و مؤدبانه و سنگين و ملايم حرف زدن به دست آيد. بسيارند كساني كه اين گونه حركات را براي صيد ديگران و رسيدن به مقامات اجتماعي بيشتر پيشه خود ساخته اند؛ غافل از اينكه هرگز به آنچه ميخواهند، دست نمييابند. هر چند ممكن است چند صباحي همچون سراب باعث جذب و تمايل دلهاي ديگران بشوند، ولي يقيناً اين جذب ماندگار و پايدار نخواهد بود. فروتني ريشه دار كه رنگ خدايي دارد، به چند امر حاصل ميشود:
1. درك عميق عظمت خداوند آنكه شناخت و فهميد كه در هستي جز خدا بزرگي وجود ندارد و بزرگي نيز جز در پرتو بندگي او ميسر نيست، يقيناً جز فروتني راهي را بر نخواهد گزيد. علي عليه السلام فرمود: «لَا ينْبَغِي لِمَنْ عَرَفَ عَظَمَةَ اللَّهِ أَنْ يتَعَظَّمَ فَإِنَّ رِفْعَةَ الَّذِينَ يعْلَمُونَ مَا عَظَمَتُهُ أَنْ يتَوَاضَعُوا لَهُ؛ 33 سزاوار نيست براي كسي كه عظمت خدا را شناخته، بزرگي كند [و خود را برتر بداند] ، پس بلند مرتبگي كساني كه عظمت او را ميدانند، آن است كه در برابر او فروتني كنند.»
2. دانش حقيقي علم و دانش واقعي نوري است كه در قلبهاي آماده و با لياقت جاي ميگيرد و بارزترين ثمره آن فروتني است. آري، درخت پر بار سر به زير و چنار بي ثمر سر به فلك دارد. علي عليه السلام فرمود: «اَلتَّواضُعُ ثَمَرَةُ الْعِلْمِ؛ 34 فروتني ميوه دانش است.» و تجربه تاريخي نيز اين را تأييد ميكند. پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله كه علم اولين و آخرين را داشت، برترين فروتني را از خود نشان داد. علي عليه السلام درباره او چنين ميفرمايد: «وَ لَقَدْ كَانَ صلي الله عليه وآله يأْكُلُ عَلَي الْأَرْضِ وَ يجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ وَ يخْصِفُ بِيدِهِ نَعْلَهُ... وَ يرْكَبُ الْحِمَارَ الْعَارِي وَ يرْدِفُ خَلْفَهُ؛ 35 و [پيامبرصلي الله عليه وآله] روي زمين [بدون فرش مينشست و غذا ميخورد و با تواضع همچون بردگان جلوس ميكرد و با دست خود كفش خويش را وصله ميكرد... و بر مركب برهنه سوار ميشد و [حتي] كسي را پشت سر خويش سوار ميكرد.» و علي عليه السلام نيز كه باب علم نبي صلي الله عليه وآله است و هزار باب علم را از او فرا گرفته، افتخارش اين است كه «ابو تراب» و خاكنشين است.
3. توحيد و بندگي عامل ديگر براي رسيدن به تواضع، رسيدن به توحيد الهي به معناي واقعي كلمه، از جمله توحيد در عبادت و بندگي است. امام صادق عليه السلام فرمود: «وَ لَا يعْرِفُ مَا فِي مَعْنَي حَقِيقَةِ التَّوَاضُعِ إِلَّا الْمُقَرَّبُونَ [مِنْ عِبَادِهِ] الْمُسْتَقِلِّينَ بِوَحْدَانِيتِهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يمْشُونَ عَلَي الْأَرْضِ هَوْناً...؛ 36 و حقيقت تواضع را جز مقرباني كه مستقل در وحدانيت خداوندند، درك نميكنند. خداوند عز و جل ميفرمايد: بندگان خداوند رحمان كساني هستند كه در زمين با آرامش [و بي تكبر] راه ميروند....» پي نوشت: 1) پيام قرآن، ص 77. 2) معراج السعادة، ص 300. 3) بحار الانوار، ج 75، ص 176. 4) الكافي، ج 2، ص 124، ح 13؛ منتخب ميزان الحكمة، ص 536. 5) الكافي، ج 2، ص 124: «مَا حَدُّ التَّوَاضُعِ الَّذِي إِذَا فَعَلَهُ الْعَبْدُ كَانَ مُتَوَاضِعاً فَقَالَ التَّوَاضُعُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ يعْرِفَ الْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَينْزِلَهَا مَنْزِلَتَهَا بِقَلْبٍ سَلِيمٍ لَا يحِبُّ أَنْ يأْتِي إِلَي أَحَدٍ إِلَّا مِثْلَ مَا يؤْتَي إِلَيهِ إِنْ رَأَي سَيئَةً دَرَأَهَا بِالْحَسَنَةِ كَاظِمُ الْغَيظِ عَافٍ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يحِبُّ الْمُحْسِنِينَ.» 6) المحجة البيضاء، ج 6، ص 271، با تلخيص. 7) شعراء / 215. 8) فرقان/63. 9) منتخب ميزان الحكمة، ص 536، ح 6536؛ محجة البيضاء، ج 6، ص 222. 10) بحار الانوار، ج 72، ص 119، ح 5. 11) نهج البلاغة، حكمت 113. 12) تحف العقول، ص 363. 13) مكارم الاخلاق، ص 51. 14) كنز العمال، متقي هندي، ح 8506. 15) بحار الانوار، ج 75، ص 118، ح 3. 16) نهج البلاغة، حكمت 228. 17) مائده/54. 18) مكارم الاخلاق، ص 51. 19) منتخب ميزان الحكمة، ص 536. 20) بحارالانوار، ج 72، ص 121. 21) همان. 22) فهرست موضوعي غرر الحكم، دانشگاه تهران، ج 7، ص 405. 23) الكافي، ج 2، ص 121. 24) منتخب ميزان الحكمة، ص 537؛ تحف العقول، ص 399. 25) منتخب ميزان الحكمة، ص 536، ح 6551؛ كنز العمال، ح 5737. 26) بحار الانوار، ج 75، ص 120، ح 11. 27) همان، ج 2، ص 62. 28) عيون اخبار الرضاعليه السلام، ج 2، ص 28، ح 24. 29) بحار الانوار، ج 77، ص 287، ح 1؛ منتخب ميزان الحكمة، ص 537. 30) منتخب ميزان الحكمة، ص 537؛ غرر الحكم، ح 4302. 31) همان، ح 4613؛ منتخب ميزان الحكمة، ص 536. 32) منتخب ميزان الحكمة، ص 537، ح 6554. 33) نهج البلاغة، خ 147. 34) منتخب ميزان الحكمة، ص 537؛ غرر الحكم، ح 301. 35) نهج البلاغة، خ 160. 36) بحار الانوار، ج 72، ص 121. منبع: ماهنامه اطلاع رساني، پژوهشي، آموزشي مبلغان شماره89