استدلال بر نفى الوهيت خدايان مشركين به اينكه لازمه ربوبيت، داشتن قدرت بر رساندن سود و دفع ضرر است‏ - ترجمه تفسیر المیزان جلد 13

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 13

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

بت‏پرستانند، كه همواره در جستجوى وسيله‏اى به درگاه خدا هستند، و رحمت او را اميدوار، و از عذاب او بيمناكند.

و مساله گرفتاريها و هلاكت‏ها و عذابها همه به دست خداى تعالى است، و او در كتاب خود نوشته كه هر قريه‏اى را قبل از روز قيامت هلاك كند، و يا به عذاب شديدى مبتلا سازد، در بين امتهاى گذشته هم همين معنا را اعمال كرده، براى هر امتى آيات و معجزات خود را مى‏فرستاده و چون كفر مى‏ورزيدند و آن را تكذيب مى‏كردند دنبالش عذاب انقراض آور را مى‏فرستاده ولى در امت آخرين از آوردن آن معجزات كه دنبالش عذاب استيصال است خوددارى كرد.

آرى خداوند چنين خواست كه رفتار ايشان را با هلاكت تلافى نكند، چيزى كه هست اصل فساد در ميان آنان رو به پيشرفت است، و به زودى شيطان همه‏شان را گمراه مى‏كند، آن وقت است كه وعده خدا در باره آنان محقق گشته و خدا هلاكشان مى‏سازد، و اين امرى است شدنى.

استدلال بر نفى الوهيت خدايان مشركين به اينكه لازمه ربوبيت، داشتن قدرت بر رساندن سود و دفع ضرر است‏

" قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِهِ فَلا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنْكُمْ وَ لا تَحْوِيلًا" كلمه" زعم" كه حرف اول آن به هر سه حركت خوانده مى‏شود به معناى مطلق اعتقاد است، ليكن بيشتر در اعتقاد باطل استعمال شده، و به همين جهت از ابن عباس نقل مى‏كنند كه گفته: هر جا كلمه" زعم" در قرآن آمده به معناى دروغ است.

كلمه:" دعاء" و" نداء" به يك معنا است، با اين تفاوت كه نداء در جايى است كه خواندن مستلزم صدا و آواز هم باشد، و ليكن دعاء اعم است، حتى در جايى هم كه دعوت و خواندنى به اشاره و يا غير آن صورت گيرد استعمال مى‏شود.

و بعضى «1» ها در فرق ميان آن دو گفته‏اند كه" نداء" خواندنى را گويند كه اسم خوانده شده، به زبان آورده نشود (مثل اينكه در فارسى هم كسى را كه مى‏خواهند صدا بزنند مى‏گويند: آهاى) و تنها حروف نداء يعنى- يا- و- ايا- و يا امثال آنها به كار رود، به خلاف دعاء كه به معناى صدا زدنى است كه اسم شخص خوانده شده هم برده شود، مثلا گفته شود" اى حسن".

اين آيه بر نفى الوهيت خدايان مشركين از اين راه استدلال مى‏كند كه آن ربى كه مستحق پرستش است ربى است كه قادر بر رساندن منفعت و دفع ضرر باشد، چون داشتن چنين قدرتى لازمه ربوبيت است.

(1) روح المعانى، ج 15، ص 98.

/ 558