بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید
ديگر آمده كه از فرزندان علماء بودهاند. و در بعضى ديگر آمده كه خودشان شش نفر بوده و هفتمى ايشان چوپانى بوده كه گوسفند مىچرانده كه سگش هم با او آمده. و در حديث وهب بن منبه كه هم الدر المنثور «1» آن را آورده و هم ابن اثير در كامل «2» نقل كرده مىگويد كه:اصحاب كهف حمامى بودهاند كه در بعضى از حمامهاى شهر كار مىكردهاند، وقتى شنيدند كه سلطان مردم را به بتپرستى وادار مىكند از شهر بيرون شدند. و در بعضى ديگر از روايات آمده كه ايشان از وزراء پادشاه آن عصر بودهاند كه همواره در امور و مهمات مورد شور او قرار مىگرفتهاند.يكى ديگر از اختلافات اين است كه: در بعضى از روايات آمده كه اصحاب كهف قبل از بيرون آمدن از شهر مخالفت خود را علنى كرده بودند، و شاه هم فهميده بود. و در بعضى ديگر دارد كه شاه ملتفت نشد تا بعد از آنكه از شهر بيرون رفتند. و در بعضى ديگر آمده كه اين عده با هم توطئه كردند براى بيرون آمدن. و در بعضى ديگر آمده كه نفر هفتمى آنان چوپانى بوده كه به ايشان پيوسته است، و در بعضى ديگر آمده كه تنها سگ آن چوپان ايشان را همراهى كرد.باز از موارد اختلاف يكى اين است كه بعد از آنكه فرار كردند، و پادشاه فهميد در جستجوى ايشان برآمد ولى اثرى از ايشان نيافت. و در بعضى روايات ديگر آمده كه پس از جستجو ايشان را در غار پيدا كرد كه خوابيده بودند، دستور داد در غار را تيغه كنند تا در آنجا از گرسنگى و تشنگى بميرند، و زنده به گور شوند تا كيفر نافرمانى خود را دريابند. اين بود تا روزگارى كه خدا مىخواست بيدارشان كند، چوپانى را فرستاد تا آن بنيان را خراب كرده تا زاغهاى براى گوسفندان خود درست كند، در اين موقع خداى تعالى ايشان را بيدار كرد، و سرگذشتشان از اينجا شروع مىشود.مورد اختلاف ديگر اين است كه: در بعضى از روايات آمده كه دوباره به خوابشان كرد و تا روز قيامت بيدار نمىشوند، و در هر سال دو نوبت از اين پهلو به آن پهلويشان مىكند.يكى ديگر اختلافى است كه در مدت خوابشان شده. در بيشتر روايات آمده همان سيصد و نه سال كه قرآن كريم فرموده، است. و در بعضى ديگر آمده كه سيصد و نه سال حكايت قول اهل كتاب است و جمله" قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا" رد آن است. و در بعضى ديگر(1) الدر المنثور، ج 4، ص 315، ط بيروت.(2) كامل ابن اثير، ج 2، ص 255، ط بيروت.