ترجمه تفسیر المیزان جلد 16
لطفا منتظر باشید ...
صفحهى 151مورد بحث اين است كه: هر كس به خدا ايمان بياورد، و يا هر كس كه به زبان بگويد: من ايمان آوردم، اميد لقاى خدا را دارد، و اگر به جاى اين فرموده:" هر كس اميد لقاى خدا را دارد" از باب به كار بردن سبب در جاى مسبب است.و مراد از" لِقاءَ اللَّهِ" قرار گرفتن بنده است در موقعى كه ديگر بين او و بين پروردگارش حجابى نباشد، هم چنان كه روز قيامت نيز اين چنين است، چون روز قيامت روز ظهور حقايق است، كه قرآن كريم در بارهاش فرمود:" وَ يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ- آن روز يقين مىكنند كه خدا حق آشكار است".بعضى «1» از مفسرين در معناى" لقاى خدا" گفتهاند:" مراد از آن، بعث است" بعضى «2» ديگر گفتهاند:" مراد از آن رسيدن به عاقبت زندگى، و ديدار ملك الموت، و حساب و جزاء است" بعضى «3» ديگر گفتند:" مراد، ملاقات جزاى خدا، يعنى ثواب و يا عقاب اوست" بعضى «4» ديگر گفتهاند:" مراد ملاقات حكم او در روز قيامت است". بنا بر بعضى از اين وجوه كلمه" رجاء" به معناى ترس است.و اين وجوه خرافهگويى و دور از ظاهر كلام است، كه هيچ احتياجى به ارتكاب آنها نيست، مگر آنكه بگوييم خواستهاند" لِقاءَ اللَّهِ" را به لازمه معنايش تفسير كنند. (پس معناى صحيح همان است كه گفتيم لقاى هر چيز علم يافتن به وجود او است، و روز قيامت مردم به حقانيت خدا علم پيدا مىكنند، و لقاى علمى برايشان حاصل مىشود)." فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ"- كلمه" أجل" به معناى غايت و نهايتى است كه زمان دين و يا هر چيز ديگرى بدان منتهى مىگردد، گاهى هم اطلاق مىشود به مجموع زمان دين، نه آخر آن، ولى استعمالش غالبا در همان معناى اول است.و" أَجَلَ اللَّهِ" عبارت است از آن غايتى كه خدا براى لقاى خود معين كرده. و آن آمدنى است، و هيچ شكى در آن نيست، و در اين جمله خداى تعالى مطلب را در نهايت درجه تاكيد فرموده، و لازمه حتمى بودن اين اجل يعنى روز قيامت اين است كه بنده خدا در باره آن مسامحه روا ندارد، و آن را سبك نشمارد، و در ايمان حقيقى به خدا و صبر در برابر آن، و تحمل فتنههايى كه به خاطر آن رو مىآورد كوتاهى ننموده و از دين خدا و ايمان به او برنگردد.خداى تعالى با جمله" وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ" بر اين تاكيد افزوده، چون وقتى خداى