ترجمه تفسیر المیزان جلد 16

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 16

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
لیست موضوعات
توضیحات
افزودن یادداشت جدید

‌صفحه‌ى 558

آسمانها و زمين نيستند، و اگر مالك بودند، به همان مقدار مى‏توانستند استجابت كنند، و ربوبيت و الوهيت تمام نمى‏شود، مگر به مالك بودن رب و اله حوائج آدمى را، بايد خود معبود و اله مالك حاجت آدمى باشد، تا آن را به آدمى بدهد، و تمليك آدمى كند، و به آدمى انعام كند، و در مقابل مستحق عبادت و شكر نعمت شود، و آدمى او را عبادت كند، تا اداى شكرش كرده باشد، و اما وقتى مالك كوچكترين حاجت آدمى نباشد، پس نه رب مى‏تواند باشد، و نه اله.

" وَ ما لَهُمْ فِيهِما مِنْ شِرْكٍ"- ملكى كه در جمله قبلى نفى شد، و فرمود:" بتها مالك چيزى نيستند"، ملك مطلق است، كه بر همه موجودات منبسط و گسترده است، و ملكى كه در جمله مورد بحث نفى شده ملك محدود و جزئى است، كه گسترده بر بعضى موجودات است، نه ملك كلى، كه به دو قسم مشاع و مفروز تقسيم مى‏شود.

و ليكن مشركين، عالم را ملك مشترك و مشاع بين خدا و ارباب خود نمى‏دانستند، بلكه مى‏گفتند: ملك هر ناحيه عالم مال يكى از خدايان است، و اما خداى سبحان مالك مالك‏ها، و رب ارباب و آلهه است.

بنا بر اين واجب مى‏شود كه اين آلهه كه از نظر آنان مالك همه عالمند، بتوانند دعاى دعا كننده خود را مستجاب كنند، و از اينكه مى‏بينيم مستجاب نمى‏كنند، پس مى‏فهميم كه مالك نيستند، و در نتيجه ربوبيت و الوهيتى هم ندارند.

" وَ ما لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ"- به حكم جمله قبلى آلهه در آسمانها و زمين شركتى با خدا نداشتند، و به حكم اين جمله، خدا از بين اين آلهه، ياور و معينى ندارد، چون هيچ موردى فرض نمى‏شود كه خدا خودش به تنهايى از اداره آن عاجز بماند، و از همه آلهه يا از بعضى از آنها كمك و يارى بخواهد، چون اگر آلهه به اين مقدار هم در عالم مؤثر بودند، كه خدا را در تدبير يارى كنند، باز مى‏توانستند دعاى دعا كننده خود را در امورى كه ياورند مستجاب كنند، و چون مى‏بينيم به هيچ وجه نمى‏توانند دعاى خواننده خود را مستجاب كنند، مى‏فهميم كه نه تنها مالك نيستند، بلكه كمك كار خدا هم نيستند.

پس از آنچه تا كنون گفته شد معلوم شد كه: احتجاج آيه بر نفى مالك از راه مستجاب نكردن دعاى دعا كنندگان در همه صورتهاى سه‏گانه جريان دارد، يعنى صورتى كه آلهه خود مالك آسمانها و زمين باشند، و ملكشان مطلق باشد، و صورتى كه در مالكيت آسمانها و زمين با خدا شريك باشند، يعنى ملكشان مطلق نباشد، و صورتى كه اصلا مالك نباشند، ولى ظهير و ياور خدا باشند. مشرك در باره آلهه خود هر يك از اين سه صورت را قائل‏

/ 593