ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 126


باز راغب در معناى" عيون" گفته: كلمه" عين" به معناى عضو و جارحه است ...


ولى اين كلمه به عنوان استعاره به عنايات مختلفى در معانى ديگر استعمال مى‏شود، البته همه آن معانى به وجهى از وجوه در عضو و جارحه هست،- تا آنجا كه مى‏گويد- و منبع آب را هم به خاطر شباهت به چشم، به خاطر آبى كه در آن هست، عين مى‏گويند «1». و كلمه" يفجرون" از باب تفعيل از مصدر تفجير ساخته شده و" تفجير در زمين" به معناى شكافتن زمين به منظور بيرون كردن آبهاى آن است. و بقيه الفاظ آيه روشن است.


" لِيَأْكُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ ما عَمِلَتْهُ أَيْدِيهِمْ أَ فَلا يَشْكُرُونَ" لام در ابتداى جمله براى تعليل است و علت آنچه را كه در آيه سابق آمده بود ذكر مى‏كند. و معنايش اين است كه: ما در زمين بستانها قرار داديم، و نيز آن را شكافتيم و چشمه‏ها روان ساختيم، تا مردم از ميوه آن باغها بخورند.


و در جمله" من ثمره" بعضى «2» گفته‏اند:" ضمير آن به مجعول از جنات كه خدا جعل كرده برمى‏گردد، و به همين جهت ضمير مفرد و مذكر آورده شد، چون كلمه" مجعول" هم مفرد است و هم مذكر، و گر نه بايد مى‏فرمود:" من ثمرها- از ميوه آن جنات" و يا مى‏فرمود:


" من ثمرهما- از ميوه آن نخيل و اعناب".


بعضى «3» ديگر گفته‏اند:" ضمير مزبور به كلمه" مذكور" برمى‏گردد، چون گاهى مى‏شود كه ضمير در جاى اسم اشاره به كار مى‏رود، هم چنان كه" رؤبه" يكى از شعراى معروف عرب در شعر خود اين كار را كرده، يعنى ضمير را به جاى اسم اشاره به كار برده و گفته:


فيها خطوط من سواد و بلق *** كانه فى الجلد توليع البهق «4»


كه ضمير" كانه" را به" سواد و بلق" كه دو كلمه‏اند برگردانيده و تقدير كلام" كان ذاك" است.


مى‏گويند: ابا عبيده از رؤبه پرسيد: چرا گفته‏اى" كانه" با اينكه مرجع ضمير دو تا است، در پاسخ گفته: منظور از ضمير اسم اشاره است و معناى" كانه"،" كان ذاك" است.


_______________


(1) مفردات راغب، ماده" عين".


(2 و 3) روح المعانى، ج 23، ص 8.


(4) در آن خطوطى از سياهى خالص و از سياهى و سفيدى، گويى آن سفيدى و سياهى طبيعتش را با دست روى پوست كشيده‏اند.


/ 614