ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 138


اين دعوت ديگرى هم رد خواهد بود نه قبول.


[عكس العمل كفار در برابر دعوت به انفاق (شفقت و خدمت به خلق)]


پس جمله" وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ" متضمن دعوتشان به انفاق بر فقرا و مساكين است. و اگر از اموال آنان تعبير كرد به" آنچه خدا روزيشان كرده" براى اين است كه اشاره كند به اينكه مالك حقيقى اموال آنان خداست كه با آن اموال روزيشان داده و ايشان را مسلط بر آن اموال كرده است و همين خداست كه فقرا و مساكين را بيافريده و ايشان را محتاج آنان كرده تا از زيادى مئونه خود حوائج ايشان را برآورند و به ايشان انفاق كنند و احسان و خوشرفتارى نمايند، چون خدا احسان و خوشرفتارى را دوست مى‏دارد.


" قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ"- اين جمله جوابى است كه كفار از دعوت به انفاق داده‏اند، و اگر از گوينده اين سخن به اسم ظاهر" الَّذِينَ كَفَرُوا" تعبير كرده، با اينكه مقتضاى مقام اين بود كه از آنان با ضمير تعبير كند، و بفرمايد:" قالوا- گفتند" براى اين است كه به آن علتى كه وادارشان كرده اين حرف را بزنند اشاره كرده باشد و بفرمايد كفرشان نسبت به حق، و اعراضشان از آن، به خاطر پيروى شهوات، علت شد كه به مثل اين عذرها كه اساسش روگردانى از دعوت فطرت است، عذرخواهى كنند، چون فطرت هر انسانى حكم مى‏كند كه بايد نسبت به خلق خدا شفقت ورزيد، و آنچه كه در اجتماع فاسد گشته اصلاح كرد.


و به عين همين جهت است كه از مؤمنين نيز به" لِلَّذِينَ آمَنُوا" تعبير كرده كه اسم ظاهر است با اينكه مقتضاى مقام اين بود كه بفرمايد:" قالوا لهم ا نطعم" تا بفهماند آن علتى كه مؤمنان را وادار كرد به اينكه به كفار بگويند:" از آنچه خدا روزيتان كرده انفاق كنيد" همانا ايمان ايشان به خدا بود.


و در اينكه كفار گفتند:" آيا طعام دهيم به كسى كه اگر خدا مى‏خواست خودش به او طعام مى‏داد" اشاره است به اينكه: اگر مؤمنين گفتند:" از آنچه خدا روزيتان كرده انفاق كنيد"، از اين باب گفتند كه انفاق به فقرا از امورى است كه خدا خواسته و اراده كرده، و خلاصه از احكام دين خداست، لذا كفار آن را رد كرده و گفتند كه: اگر خدا اراده كرده بود خودش طعامشان مى‏داد، پس اينكه مى‏بينيم نداده معلوم مى‏شود اراده نكرده، چون اراده خدا از مرادش تخلف نمى‏كند.


و اين جواب مغالطه‏اى است كه: در آن، بين اراده تشريعى خدا و اراده تكوينى‏اش خلط كرده‏اند، چون اساس اراده تشريعى خدا امتحان و هدايت بندگان است به سوى آنچه كه هم در دنيا و هم در آخرت صلاح حالشان در آن است، و معلوم است كه چنين اراده‏اى ممكن‏


/ 614