ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 150


[وصف و حال اصحاب الجنة در بهشت برين‏]


" إِنَّ أَصْحابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ فاكِهُونَ" كلمه" شغل" به معناى كارى است كه آدمى را به خود مشغول سازد و از كارهاى ديگر باز بدارد. و كلمه" فاكه" اسم فاعل از مصدر" فكاهت" است كه به معناى گفت و شنودى است كه مايه خوشحالى باشد و ممكن هم هست به معناى تمتع و لذت بردن باشد، و- به طورى كه گفته «1» شده- از مصدر مزبور غير از اسم فاعل هيچ فعلى مشتق نشده است.


بعضى «2» از مفسرين گفته‏اند: معناى" فاكه" صاحب ميوه است، همان طور كه مى‏گوييم" لابن و تامر- فلانى داراى لبن و تمر است" ولى اين معنى را يك نكته بعيد مى‏سازد، و آن اين است كه در اين آيات سخن از ميوه به ميان آمد، ديگر لازم نبود كه بار ديگر تكرار شود، به خلاف اينكه كلمه مذكور را به معناى گفت و شنود بگيريم كه ديگر تكرارى لازم نمى‏آيد.


و معناى آيه اين است كه: اصحاب بهشت در آن روز در كارى هستند كه توجهشان را از هر چيز ديگرى قطع مى‏كند و آن كار عبارت است از گفت و شنودهاى لذت بخش، و يا عبارت است از تنعم در بهشت.


" هُمْ وَ أَزْواجُهُمْ فِي ظِلالٍ عَلَى الْأَرائِكِ مُتَّكِؤُنَ" كلمه" ظلال" جمع" ظل" است كه به معناى سايه است. بعضى «3» گفته‏اند: جمع ظله- به ضمه ظاء- است، كه به معناى سايبان (و چتر) يا سقف يا درخت و يا امثال اينها است كه مانع از نفوذ نور خورشيد مى‏شود. و كلمه" ارائك" جمع" أريكه" است كه به معناى هر چيزى است كه بدان تكيه كنند، مانند پشتى و متكا و امثال آن.


و معناى آيه اين است كه: ايشان يعنى اهل بهشت و همسرانشان كه در دنيا محرم ايشان بودند و از مؤمنات بودند، و يا حور العين كه همسران بهشتى ايشانند، در سايه‏ها و يا در زير سايبانهايى كه ساتر از آفتاب يا هر حرارت ديگرى است، قرار دارند، و بر پشتى‏ها به عزت تكيه مى‏كنند.


" لَهُمْ فِيها فاكِهَةٌ وَ لَهُمْ ما يَدَّعُونَ" كلمه" فاكهة" به معناى مطلق ميوه‏ها است، مانند: سيب، پرتقال و امثال آن. و


_______________


(1) مجمع البيان، ج 8، ص 429.


(2) روح المعانى، ج 23، ص 34.


(3) روح المعانى، ج 23، ص 35.


/ 614