بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید صفحهى 17 خدا بدهد. و چون معناى آيه اين است، مقتضاى ظاهر اين بود كه بفرمايد:" ما يرسل اللَّه للناس ..." هم چنان كه در جمله دوم فرمود:" فَلا مُرْسِلَ" و ليكن اينطور نفرمود، و به جاى" يرسل"" يفتح" آورد، تا اشاره كند به اينكه رحمت خدا خزينهها دارد، هم چنان كه در مواردى ديگر اين معنا را صريحا بيان كرده، و از آن جمله فرموده:" أَمْ عِنْدَهُمْ خَزائِنُ رَحْمَةِ رَبِّكَ الْعَزِيزِ الْوَهَّابِ" «1»، و نيز فرموده:" قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ" «2». و معلوم است كه تعبير به" گشودن خزينه" از تعبير به ارسال مناسبتر است و لذا تعبير به فتح كرد، تا بفهماند آن رحمتى كه خداوند به مردم مىدهد، در خزانههايى مخزون است محيط به مردم، و بهرهمند شدن مردم از آن خزانهها تنها و تنها محتاج به اين است كه خدا در آن خزانهها را به رويشان بگشايد، نه اينكه در نقطه دورى باشد تا از آنجا به سوى مردم ارسالش بدارد. و اگر از رزق و يا به عبارت ديگر از نعمت، تعبير به" رحمت" كرد براى اين بود كه دلالت كند بر اينكه افاضه حق تعالى ناشى از صرف رحمت است و بس، و توقع هيچ سود و كمالى براى خود ندارد، نه مىخواهد از افاضه نعمت به بندگان سودى ببرد، و نه كمالى به دست آورد. و در جمله:" وَ ما يُمْسِكْ فَلا مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ"- تعبير به" بعد از او" اشاره به اين است كه: خداى تعالى در منع، اول است، همان طور كه در اعطاء اول است. و جمله" وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ" حكمى را كه در آيه شريفه آمده بود، به دو اسم عزيز و حكيم تقرير مىكند و مىفرمايد: خدا هرگز شكست نمىخورد، نه در وقتى كه اعطا مىكند كسى هست كه جلو اعطايش را بگيرد، و نه در وقتى كه منع مىكند كسى هست كه منع كرده او را اعطا كند، براى اينكه عزيز و غالب است. و از سوى ديگر در آنجا كه اعطا مىكند اعطايش ناشى از حكمت و مصلحتى است كه مىبيند، و منع هم كه مىكند باز ناشى از حكمت و مصلحتى است كه در منع مىبيند، و خلاصه كلام، اعطا و منعش همه از روى حكمت است، به دليل اينكه او حكيم است. _______________ (1) و يا مگر خزينههاى رحمت پروردگار عزيز و بخشنده تو نزد ايشان است؟. سوره ص، آيه 9. (2) بگو اگر شما مالك خزانههاى رحمت پروردگارم بوديد، مردم را از گرسنگى مىكشتيد، و از ترس كم شدن آن انفاق نمىكرديد. سوره اسرى، آيه 100.