ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 193


نه در آن ضرر و فسادى است و نه از آن مست مى‏شوند (47).


و پيش ايشان حوريان درشت چشم پركرشمه و نازند (48).


گويى از سفيدى، سفيده تخم مرغند قبل از آنكه دست خورده شود (49).


پس بعضى به بعضى ديگر روى آورده از يكديگر پرسش مى‏كنند (50).


يكى از آن ميان مى‏پرسد: من رفيقى داشتم (51).


كه بارها از من خرده مى‏گرفت كه تو هم از معتقدين به معادى (52).


آيا بعد از آنكه مرديم و خاك و استخوان شديم دوباره براى پاداش زنده مى‏شويم؟ (53).


شما هيچ از او خبر داريد؟ (54).


در همين بين به دوزخ مى‏نگرد و رفيق خود را در وسط جهنم مى‏بيند (55).


به او مى‏گويد به خدا قسم نزديك بود مرا به ضلالت بيفكنى (56).


و اگر نعمت پروردگارم نبود حتما من نيز از حاضر شدگان در دوزخ مى‏بودم (57).


دوستان بهشتى از شدت خرسندى و شادى به يكديگر مى‏گويند آيا راستى اين ماييم كه ديگر نمى‏ميريم؟ (58).


و به جز همان مرگ اولمان ديگر مرگى نداشته و عذاب هم نمى‏شويم؟ (59).


محققا و به راستى كه اين چه رستگارى عظيمى است كه خدا به ما روزى كرد (60).


و شايسته است كه اهل عمل براى چنين زندگى تلاش كنند (61).


آيا براى پذيرايى، اين رزق كريم بهتر است و يا درخت زقوم (62).


ما آن را فتنه ستمگران كرديم (63).


درختى است كه از قعر جهنم سر درمى‏آورد (64).


ميوه‏اش گويى سر شيطانها است (65).


چون ايشان از آن خواهند خورد و شكمها را از آن پر خواهند كرد (66).


و سپس از روى آن خوراك، آبى بى‏نهايت سوزنده مى‏نوشند (67).


و سپس بازگشت نهايى آنان به سوى جهنم خواهد بود (68).


همين‏ها بودند كه در دنيا پدران خود را گمراه يافتند (69).


و با اين حال به دنبال آثار پدران خود بشتافتند (70).


بيان آيات [حكايت استهزاء مشركين آيات خدا و دعوت پيامبر را و استبعادشان رستاخيز خود و پدرانشان را]


در اين آيات استهزايى كه كفار به آيات خدا مى‏كردند و پاره‏اى از سخنان ايشان كه‏


/ 614