ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 225


خبر دادنش از مريضى خود، از باب معاريض كلام است. و معاريض عبارت است از اينكه:


گوينده چيزى را بگويد كه شنونده از ظاهر آن معنايى بفهمد و خود او معناى ديگرى اراده كند. پس شايد نظر كردن آن جناب در ستارگان نظر كردن موحد در صنع خداى تعالى باشد، تا از آن راه بر وجود خداى تعالى و يكتايى او استدلال كند، ولى مردم خيال كردند كه نظر كردن او مثل نظر كردن منجم‏ها است، كه مى‏خواهد از وضع ستارگان بر پيش آمدن حوادثى استدلال كند. آن گاه فرموده:" من مريضم" و منظورش اين بوده كه او به زودى دچار بيمارى مى‏شود، چون آدمى در طول عمر بدون بيمارى نمى‏شود، هم چنان كه باز از همان جناب حكايت كرده كه گفت:" وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ" «1» چيزى كه هست مردم خيال كردند منظور او اين است كه همين امروز كه روز عيد ايشان است مريض است، و آنچه در نظر آن جناب مرجح بوده كه اين همه زحمت به خود بدهد، اين بوده كه در شهر تنها بماند و آن هدفى را كه در نظر داشته انجام دهد، يعنى بت‏هاى اهل شهر را بشكند.


ليكن اين وجه- كه گفتيم بهترين وجوهى است كه مفسرين ذكر كرده‏اند- وقتى صحيح است كه آن جناب در آن روز مريض نبوده باشد و حال آنكه خواننده عزيز متوجه شد كه گفتيم هيچ دليلى بر اين معنا نيست.


علاوه بر اين گفتن معاريض براى انبياء جايز نيست، زيرا باعث مى‏شود اعتماد مردم به سخنان ايشان سست گردد.


" فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ" ضمير جمع در" تولوا" به مردم معاصر ابراهيم (ع) و ضمير مفرد در" عنه" به خود آن جناب برمى‏گردد و معناى جمله اين است كه: مردم از آمدن ابراهيم صرف نظر كرده، او را تنها گذاشته از شهر خارج شدند.


[سخنان ابراهيم (عليه السلام) بابت‏ها! و احتجاج او بابت پرستان‏]


" فَراغَ إِلى‏ آلِهَتِهِمْ فَقالَ أَ لا تَأْكُلُونَ ما لَكُمْ لا تَنْطِقُونَ" كلمه" راغ" ماضى از مصدر" روغ" است و" روغ" و" رواغ" و" روغان" همه به معناى متوجه شدن و ميل كردن است. و بعضى «2» گفته‏اند: ميل كردن به يك سو به منظور خدعه است.


و در اينكه به بت‏ها گفت:" أَ لا تَأْكُلُونَ" اين نقل «3» كه مشركين در ايام عيدشان طعام نزد بت‏ها مى‏گذاشتند تاييد مى‏شود اين جمله و جمله بعدش كه فرمود:" ما لَكُمْ لا تَنْطِقُونَ"


_______________


(1) و چون بيمار شوم او است كه شفايم مى‏دهد. سوره شعراء، آيه 80.


(2) روح المعانى، ج 23، ص 123.


(3) روح المعانى، ج 23، ص 123.


/ 614