ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 248


معناى كلمه اين باشد كه يونس داراى ملامت شد.


[معناى اينكه فرمود: اگر نبود اينكه يونس از سجين بود تا روز بعث در شكم ماهى مى‏ماند]


" فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُونَ" اين آيه شريفه يونس را جزو تسبيح كنندگان شمرده و معلوم است مسبح كسى را گويند كه مكرر و به طور دائم تسبيح مى‏گويد به طورى كه اين عمل صفت وى شده باشد. از اين مى‏فهميم كه آن جناب مدتى طولانى كارش تسبيح بوده.


بعضى «1» گفته‏اند:" قبل از رفتن در شكم ماهى تسبيح مى‏گفته".


و بعضى «2» ديگر گفته‏اند:" در شكم ماهى، بسيار تسبيح مى‏گفته". عده‏اى ديگر گفته‏اند:" اصولا او بر اين كار مداومت داشته، هم قبل از فرو رفتن در شكم ماهى و هم بعد از آن".


و اما آنچه قرآن كريم از تسبيح او حكايت كرده اين است كه مى‏فرمايد:" فَنادى‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ" «3» و لازمه اين آيه شريفه آن است كه او تنها در شكم ماهى و يا هم در آنجا و هم قبلا تسبيح مى‏گفته. پس احتمال اينكه منظور تسبيح گفتن قبل از ماجراى ماهى باشد احتمال ضعيفى است كه نبايد آن را پذيرفت.


علاوه بر اين از جمله" سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ" كه هم تسبيح و هم اعتراف به ظلم است (البته ظلم به آن معنايى كه بعدا خواهيم گفت) استفاده مى‏شود كه منظور از تسبيح او تسبيح از معنايى است كه عمل وى و رفتن از ما بين آنان دلالت بر آن دارد و آن معنا اين است كه اگر فرار كند ديگر دست خدا به او نمى‏رسد، هم چنان كه جمله" فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ- خيال كرد دست ما به او نمى‏رسد" بر آن دلالت دارد.


و جمله" فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ..." دلالت دارد بر اينكه صرفا تسبيح او باعث نجاتش شده، و لازمه اين گفتار آن است كه يونس گرفتار شكم ماهى نشده باشد مگر به خاطر همين كه خدا را منزه بدارد از آن معنايى كه عملش حكايت از آن مى‏كرد، و در نتيجه از آن گرفتارى كه عملش باعث آن شده بود نجات يافته و به ساحت عافيت قدم بگذارد.


از اين بيان روشن مى‏شود كه عنايت كلام همه در اين است كه بفهماند تسبيح او در شكم ماهى مايه نجاتش شد. پس از سه قولى كه نقل كرديم قول وسط معقول‏تر و بهتر است.


_______________


(1) روح المعانى، ج 23، ص 144.


(2) تفسير منهج الصادقين، ج 8، ص 22.


(3) پس در ظلمتها فرياد كرد كه الها خدايى به جز ذات يكتاى تو نيست تو پاك و منزهى و من از ستمكارانم. سوره انبياء، آيه 87.


/ 614