ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 256


خودش يك شبه روييد و يك شبه هم خشكيد، آن گاه انتظار دارى كه من بر مردم نينوى آن شهر بزرگ و آن جمعيتى كه بيش از دوازده ربوه مى‏شدند، ترحم نكنم؟ و با اينكه مردمى نادان هستند، دست چپ و راست خود را تشخيص نمى‏دهند، آنان را و حيوانات بسيارى را كه دارند هلاك سازم؟ «1».


[موارد اختلاف داستان يونس (عليه السلام) نزد اهل كتاب، با ظواهر آيات قرآن كريم‏]


موارد اختلافى كه در اين نقل با ظواهر آيات قرآن هست بر خواننده پوشيده نيست، مثل اين نسبت كه به آن جناب داده كه از انجام رسالت الهى شانه خالى كرده و فرار كرده است، و اينكه از برطرف شدن عذاب از قوم ناراحت شده، با اينكه از ايمان و توبه آنان خبر داشته، و چنين نسبت‏هايى را نمى‏توان به انبياء (ع) داد.


حال اگر بگويى نظير اين نسبت‏ها در قرآن كريم آمده، در آيات همين داستان در سوره صافات نسبت" اباق" (فرار) به آن جناب داده و نيز او را" مغاضب" و خشمگين خوانده، و در سوره انبياء به وى اين نسبت را داده كه پنداشته خدا بر او دست نمى‏يابد.


در پاسخ مى‏گوييم بين اين نسبت‏ها و نسبتى كه در كتب عهدين به آن جناب داده فرق است، آرى كتب مقدسه اهل كتاب يعنى عهد قديم و جديد سرشار از نسبت گناه و حتى گناهان كبيره و مهلكه به انبياء (ع) است، ديگر جا ندارد يك مفسر در اين مقام برآيد كه نسبت معصيت را طورى توجيه كند كه از معصيت بيرون شود، به خلاف قرآن كريم كه ساحت انبيا را با صراحت منزه از معاصى و حتى گناهان صغيره مى‏داند، و يك مفسر چاره ندارد جز اينكه اگر به آيه و روايتى برخورد كه به وى چنين نسبتى از آن، مى‏آمد، آن را توجيه كند، براى اينكه آياتى كه بر عصمت انبيا (ع) دلالت دارد، خود قرينه قطعى است بر اينكه ظاهر چنين آيه و روايتى مراد نيست، و بايد حمل بر خلاف ظاهرش شود، و به همين جهت در معناى كلمه" اذ ابق" و نيز در معناى" مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ ..." بيانى آورديم كه ديديد هيچ منافاتى با عصمت انبيا (ع) نداشت و حاصل آن معنا اين بود كه گفتيم كلمات حكايت حال و ايهامى است كه: فعل يونس (ع) موهم آن بود و خلاصه يونس (ع) نه از انجام ماموريت فرار كرد و نه از برطرف شدن عذاب خشمگين بود، ولى كارى كرد كه آن كار ايهامى به اين معانى داشت.


3- خداى تعالى در چند مورد از قرآن كريم يونس (ع) را ستايش كرده. و در سوره انبيا، آيه" 88" او را از مؤمنين خوانده و در سوره القلم، آيه" 50" فرموده: او را" اجتباء"


_______________


(1) تفسير روح المعانى، ج 23، ص 148.


/ 614