ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 265


معنايى وسيع‏تر و دقيق‏تر از آن معانى دارد، چون در اين صورت بايد ضمير در" يصفون" را به عموم مردم برگردانيم، و چون كلمه" يصفون" مطلق است، و شامل همه گونه وصف مى‏شود، آن گاه اگر استثنا را هم متصل بگيريم، معنا چنين مى‏شود: خداى تعالى منزه است از تمامى وصف‏هايى كه واصفان برايش مى‏كنند، مگر تنها بندگان مخلص خدا كه وصف آنان درست است.


اما منزه بودن خدا از وصف همه واصفان، علتش اين است كه: واصفان خدا را با مفاهيمى كه نزد خود آنان محدود است توصيف مى‏كنند، و خداوند غير محدود است، (مثلا اگر مى‏گويند خدا بينا است، چشم هم براى خدا اثبات مى‏كنند، چون بينايى در بين خود آنان مستلزم داشتن چشم است، و معلوم است كه وقتى چشم اثبات شود، سر نيز اثبات مى‏شود و حال آنكه بينايى خدا مربوط به چشم نيست) و همچنين هيچ يك از اوصاف او قابل تحديد نيست، و هيچ لفظى نمى‏تواند قالب تمام عيار اسماء و صفات او گردد، پس هر چيزى كه واصفان در باره خدا بگويند، خدا از آن بزرگتر است، و هر آنچه كه از خدا در توهم آدمى بگنجد، باز خدا غير از آن چيز است.


و اما اينكه وصف عباد مخلصين در باره خدا درست است، دليلش اين است كه:


خداى عز و جل بندگانى دارد كه ايشان را براى خود خالص كرده، يعنى ديگر هيچ موجودى غير از خدا در اين افراد سهمى ندارد، و خود را به ايشان شناسانده، و غير خود را از ياد ايشان برده، در نتيجه تنها خدا را مى‏شناسند و غير از خدا را فراموش مى‏كنند، و اگر غير از خدا، چيزى را هم بشناسند به وسيله خدا مى‏شناسند، چنين مردمى اگر خدا را در نفسشان وصف كنند، به اوصافى وصف مى‏كنند كه لايق ساحت كبريايى اوست و اگر هم به زبان وصف كنند- هر چند الفاظ قاصر و معانى آنها محدود باشد- دنبال وصف خود اين اعتراف را مى‏كنند كه بيان بشر عاجز و قاصر است از اينكه قالب آن معانى باشد و زبان بشر الكن است از اينكه اسماء و صفات خدا را در قالب الفاظ حكايت كند، هم چنان كه رسول خدا (ص) كه سيد مخلصين است فرموده:" لا احصى ثناء عليك انت كما اثنيت على نفسك" «1» كه بر خدا ثنا گفته و نقص ثنايش را اينگونه كامل كرده كه آنچه را كه خداوند در ثناى بر خودش اراده مى‏كند منظورش مى‏باشد- دقت بفرماييد.


_______________


(1) پروردگارا من نمى‏توانم تو را وصف گويم و ستايش كنم تو همان طورى كه خودت در باره خودت مى‏گويى.


/ 614