ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 269


عملى كه مناسب خلقت آنان است بيان مى‏نمايند و آن عمل عبارت است از در صف ايستادن براى گرفتن اوامر خداى تعالى، و نيز منزه داشتن ساحت كبريايى خدا از شريك و از هر چيزى كه لايق به كمال ذات او نيست. ذاتى كه عقل و وهم بدان دست نمى‏يابد.


وَ إِنْ كانُوا لَيَقُولُونَ لَوْ أَنَّ عِنْدَنا ذِكْراً مِنَ الْأَوَّلِينَ لَكُنَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ" در اين آيه به سياق قبلى بازگشت شده ضمير جمع در" كانوا" و در" ليقولون" به قريش و هر قومى كه عقيده آنان را داشته باشند برمى‏گردد. و كلمه" ان" در اول آيه مخفف" ان" است. و مراد از" ذكر اولين" كتابى آسمانى از جنس كتابهاى نازل بر اولين است.


و معناى آيه اين است كه: اگر نزد ما قريش نيز كتابى آسمانى نظير كتب آسمانى نازل بر اقوام گذشته مى‏بود، ما نيز هدايت مى‏شديم و بندگان مخلص خدا مى‏بوديم و منظورشان از اين سخن اين است كه: از كفر خود عذر بخواهند و بگويند از ناحيه خدا حجتى بر ما تمام نشده.


و اين در حقيقت عذرى است بدتر از گناه، براى اينكه: مذهب وثنيت و بت‏پرستى مساله نبوت و رسالت و نزول كتابى از آسمان را به كلى محال مى‏داند.


" فَكَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ"" فا" در اول جمله- به اصطلاح ادبى- فاى فصيحه است و معناى جمله اين است كه:


پس ما همين قرآن را بر آنان نازل كرديم، تا ديگر گله نكنند كه ما كتابى آسمانى نداشتيم، ولى به همين قرآن كفر ورزيدند و به آنچه گفتند وفا نكردند و به زودى خواهند دانست كه وبال كفرشان چيست. و اين جمله اخير تهديدى از خداى تعالى به ايشان است.


[مقصود از اينكه انبياء (عليهم السلام) منصور هستند و جند خدا غالبند]


" وَ لَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلِينَ إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنْصُورُونَ"" كلمه" خداى تعالى براى ايشان، عبارت است از قضايى كه در باره آنان رانده و حكمى كه كرده. و" سبقت كلمه" يا به اين است كه عهد آن مقدم باشد و يا به اين است كه به نفوذ و غلبه مقدم شود. و حرف" لام" در جمله" لهم" معناى منفعت را افاده مى‏كند، مى‏فرمايد: ما قضايى حتمى در باره ايشان رانديم كه به طور يقين يارى شدگان باشند. و- به طورى كه ملاحظه مى‏كنيد- اين معنا را با چند نوع تاكيد بيان كرده. يكى حرف" لام" در ابتداى آيه، يكى كلمه" قد"، يكى كلمه" ان" و يكى حرف" لام" در" لهم".


در اين آيه شريفه نصرت را مقيد نكرده كه انبيا (ع) را در دنيا نصرت مى‏دهد و يا در آخرت و يا به نحوى ديگر. بلكه در آيه ديگر نصرت را عموميت داده و فرموده:


/ 614