ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 272


لجبازى و استكبارشان چيست.


" أَ فَبِعَذابِنا يَسْتَعْجِلُونَ فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ" اين آيه مشركين را در برابر عجله‏شان توبيخ مى‏كند كه مى‏گفتند:" مَتى‏ هذَا الْوَعْدُ- پس اين وعده عذابت چه شد؟" و" مَتى‏ هذَا الْفَتْحُ- پس اين وعده فتح چه شد؟" و نيز اعلام مى‏كند به اينكه اين عذاب چيزى نيست كه در آن عجله شود، چون روزى بسيار سخت و صبحى بسيار شوم در پى دارد.


و نزول عذاب به ساحت آنان، كنايه است از نزول آن از همه طرف، به طورى كه عذاب ايشان را احاطه كند. و معناى جمله" فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ" اين است كه: در بين همه صبح‏ها صبح انذار شدگان بسيار صبح بدى است و منظور از انذار شدگان مشركين قريشند.


" وَ تَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ وَ أَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ" اين آيه، تاكيد همان مضمون آيه قبلى است، چون- بنا به گفته بعضى- «1» تكرار مضمون تنها به اين منظور بوده. بعضى «2» ديگر احتمال داده‏اند: منظور از جمله قبلى، تهديد به عذاب دنيا و از جمله مورد بحث، تهديد به عذاب آخرت باشد". و اين احتمال خالى از وجه نيست، چون در آيه مورد بحث براى جمله" أبصر" مفعولى ذكر نشده، ولى در آيه قبلى ذكر شده و فرموده:


" ابصرهم" و حذف آن در آيه مورد بحث اشعار بر عموميت دارد و مراد از" ابصار" ديدن كفر و فسوقى است كه عموم مردم مرتكب آن بودند، و مناسب چنين كفرى تهديد به عذاب در قيامت است.


" سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ" اين آيه، خداى سبحان را از آن اوصافى كه مشركين و مخالفين دعوت رسول خدا (ص) برايش ذكر كرده‏اند- و قبلا در همين سوره حكايت شد- منزه مى‏دارد، چون كلمه" سبحان" اضافه شده به كلمه" ربك" مى‏فرمايد: منزه است آن پروردگارى كه تو او را عبادت مى‏كنى و به سوى او دعوت مى‏كنى. و نيز براى بار دوم كلمه" رب" را بر عزت اضافه كرد تا بفهماند خدا مختص به عزت است پس او مقامى منيع دارد.


كه منيع بودن مقامش على الاطلاق است، يعنى هيچ عامل ذلتى نمى‏تواند او را ذليل كند و هيچ غالبى نيست كه بر او غلبه نمايد و هيچ كسى نمى‏تواند از تخت سلطنت او بگريزد، پس مشركين كه دشمنان حقند و به عذاب تهديد شده‏اند نمى‏توانند او را به ستوه بياورند.


_______________


(1) تفسير قرطبى، ج 15، ص 140.


(2) تفسير روح المعانى، ج 23، ص 156.


/ 614