ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 277


سوگند خورده، چيزى نظير" إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ" بوده است، چون علاوه بر قرائنى كه گفتيم، در اين سوره مكرر متعرض انذار آن جناب شده است.


مفسرين، هم در باره اعراب و هم در باره معناى آيه" ص وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ" وجوه بسيار آورده‏اند كه بيشتر آنها بى‏معنا است و ما از ايراد آن خوددارى كرديم، چون فايده‏اى نداشت.


و معناى آيه مورد بحث- و خدا داناتر است- اين است كه: من به قرآن كه متضمن ذكر و يادآورى است سوگند مى‏خورم كه تو به طور قطع و يقين از انذاركنندگانى، بلكه آنهايى كه كافر شدند، از قبول اين معنا و پيروى تو امتناع ورزيدند و مخالفت كردند.


" كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنادَوْا وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ" كلمه" قرن" به معناى مردمى است كه در يك عصر زندگى مى‏كنند. و كلمه" مناص" مصدر" ناص- ينوص" است كه بنا به گفته صاحب مجمع البيان «1» اگر با" نون" خوانده شود معناى تاخر را مى‏دهد و اگر با" باء" خوانده شود معناى تقدم را مى‏دهد. بعضى «2» هم آن را به معناى فرار دانسته‏اند.


و معناى آيه چنين است كه: ما قبل از اين كفار، چه بسيار قرنها و امت‏ها را كه به كيفر تكذيب پيامبران منذر هلاك كرديم، و در هنگام نزول عذاب ديگر مجال فرار برايشان نماند و گفتن واويلا به دردشان نخورد و هر چه فرياد زدند:" يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ" سودى به حالشان نبخشيد و هر چه به خداى سبحان استغاثه كردند، فايده‏اى نديدند، چون هنگام، هنگام تاخر عذاب و مؤاخذه نبود و يا هنگام فرار نبود.


" وَ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قالَ الْكافِرُونَ هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ" يعنى تعجب كردند از آمدن منذرى از جنس خودشان، يعنى از جنس بشر، چون مسلك وثنيت منكر رسالت بشر است.


كفار در اينكه گفته‏اند:" هذا ساحِرٌ كَذَّابٌ" اشاره كرده‏اند به رسول خدا (ص) و او را متهم به سحر كرده‏اند، چون از آوردن مثل آنچه كه آن جناب آورد يعنى قرآن عاجز شدند. و نيز آن جناب را متهم كردند به دروغ، و گمان كردند كه وى به دروغ، قرآن و معارف حقيقى آن را به خدا نسبت مى‏دهد.


_______________


(1) تفسير مجمع البيان، ج 8، ص 464.


(2) تفسير قرطبى، ج 15، ص 146.


/ 614