ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 278


" أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْ‏ءٌ عُجابٌ" كلمه" عجاب" بدون تشديد جيم، اسم مبالغه است، و با تشديد جيم مبالغه بيشترى را مى‏رساند، و معنايش" بسيار عجيب" است.


و اين جمله تتمه كلام كفار است و استفهام در آن استفهام تعجب است، يعنى شنونده را به تعجب واداشتن. و كلمه" جعل" به معناى گرداندن و قرار دادن است، و- به طورى كه گفته‏اند «1»- تصيير به حسب قول و اعتقاد و ادعا است، نه به حسب واقع، هم چنان كه در آيه" وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَّذِينَ هُمْ عِبادُ الرَّحْمنِ إِناثاً" «2» مؤنث قرار دادن ملائكه به حسب ادعا و اعتقاد است، نه اينكه راستى جنس ملك را تغيير داده باشند.


پس در آيه مورد بحث معناى اينكه گفتند: آيا محمد (ص) خدايان را يك خدا كرده؟ اين است كه: آيا الوهيت آلهه را باطل كرده و آن را منحصر در يك خدا كرده كه مى‏گويد" لا اله الا اللَّه"؟


[بيان سخنان اشراف و بزرگان كفار در رد دعوت پيامبر اكرم (صلّى الله عليه وآله) و سفارش به ادامه پرستش آلهه‏]


" وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى‏ آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا لَشَيْ‏ءٌ يُرادُ" اينكه انطلاق را به بزرگان و اشراف قوم نسبت داده و نيز كلام حكايت شده را از همان اشراف حكايت كرده، اشاره به اين معنا دارد كه اشراف قريش نزد رسول خدا (ص) جمع شدند و در باره حل مشكلى كه آن جناب با دعوت خود به سوى توحيد و ترك آلهه پيش آورده بود با آن جناب گفتگو كردند، تا به نوعى آن جناب را متمايل نمايند، و آن جناب حاضر نشده‏اند به هيچ يك از سخنان آنان تن در دهند، در نتيجه اشراف به راه افتاده و به يكديگر و يا به پيروان خود گفته‏اند: برويد و در پايدارى و حمايت از خدايان خود پايمردى و شكيبايى به خرج دهيد. اين مطلبى را كه ما از لحن آيه استفاده كرديم مورد تاييد رواياتى است كه: در شان نزول آيه وارد شده، و ان شاء اللَّه به زودى در بحث روايتى خواهد آمد.


در جمله" أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى‏ آلِهَتِكُمْ" كلمه" گفتند" در تقدير است و تقدير آن چنين است" اشراف قوم به راه افتادند، در حالى كه مى‏گفتند: برويد و بر حمايت از خدايان پايمردى كنيد و پرستش آنها را ترك مكنيد، هر چند كه محمد (ص) اين عمل را نكوهش كند". و از ظاهر سياق برمى‏آيد كه اين كلام را به يكديگر گفته باشند،


_______________


(1) روح المعانى، ج 23، ص 166.


(2) ملائكه را كه بندگان رحمانند مؤنث قرار دادند. سوره زخرف، آيه 19.


/ 614