ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 30


كلم طيب را بلند مى‏كند، و به عبارت ديگر در صعود آن كمك مى‏كند.


پس از آنچه گذشت معناى جمله" إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ" روشن گرديد، و معلوم شد كه ضمير در" اليه" به خداى سبحان برمى‏گردد، و مراد از كلم طيب عقايد حق از قبيل توحيد است، و مراد از صعود آن تقربش به خداى تعالى است، و مراد از عمل صالح هر عملى است كه بر طبق عقايد حق صادر شود و با آن سازگار باشد. و فاعل در جمله" يرفعه" ضميرى است مستتر، كه به عمل صالح برمى‏گردد، و ضمير مفعول به كلم طيب رجوع مى‏كند.


البته مفسرين در تفسير آيه اقوال ديگرى دارند، مثلا، بعضى «1»- به طورى كه قبلا هم اشاره كرديم- گفته‏اند:" مراد از صعود كردن كلم طيب، اين است كه: خدا آن را قبول مى‏كند، و در برابر پاداش مى‏دهد". بعضى «2» ديگر گفته‏اند:" مراد آن است كه: ملائكه با نامه عملى كه از ايمان و اطاعت بنده نوشته‏اند، به سوى خداى تعالى صعود مى‏كنند". بعضى «3» ديگر گفته‏اند:" مراد صعود به آسمان است كه مجازا آن را صعود به سوى خدا خوانده".


بعضى «4» گفته‏اند:" فاعل جمله" يرفعه" ضميرى است كه به كلم طيب برمى‏گردد، و ضمير مفعول كه در آخر اين جمله است به عمل صالح رجوع مى‏كند، و معناى جمله اين است كه: كلم طيب عمل صالح را بالا مى‏برد به اين معنا كه عمل صالح هيچ فايده‏اى ندارد، مگر آنكه از توحيد ناشى شود". بعضى «5» ديگر گفته‏اند:" فاعل در" يرفعه" ضميرى است مستتر، كه به خداى تعالى برمى‏گردد، و معناى عبارت اين است كه: عمل صالح را خدا بالا مى‏برد.


ليكن هيچ يك از اين وجوه خالى از بعد نيست، و آنچه به ذهن نزديك‏تر است همان معنايى است كه ما ذكر كرديم.


" وَ الَّذِينَ يَمْكُرُونَ السَّيِّئاتِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ وَ مَكْرُ أُولئِكَ هُوَ يَبُورُ" گفته‏اند «6»: كلمه" سيئات" در اينجا وصفى است كه در جاى موصوف نشسته، و آن عبارت است از كلمه" مكرات" و اسم اشاره هم در" مَكْرُ أُولئِكَ" در جاى ضميرى كه بايد


_______________


(1 و 2) مجمع البيان، ج 8، ص 402.


(3) منهج الصادقين، ج 7، ص 433.


(4) منهج الصادقين، ج 7، ص 433. و مجموعة من التفاسير، ج 5، ص 178.


(5) تفسير فخر رازى، ج 26، ص 8.


(6) منهج الصادقين، ج 7، ص 435.


/ 614