ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 293


" اكفلنيها" اين است كه آن را در كفالت من و در تحت سلطنت من قرار بده. و معناى" وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ" اين است كه: در خطاب بر من غلبه كرد. و بقيه الفاظ آيه روشن است.


[قضاوت و حكم داوود (عليه السلام) و سپس استغفار و انابه او]


" قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى‏ نِعاجِهِ ... وَ قَلِيلٌ ما هُمْ" اين آيه شريفه حكايت پاسخى است كه داوود (ع) به مساله آن قوم داده، و بعيد نيست كه پاسخ او قضاوت و حكمى تقديرى بوده، چون اگر چنين نبود، جا داشت از طرف مقابل هم بخواهد تا دعوى خود را شرح دهد و بعدا بين آن دو قضاوت كند.


آرى، ممكن است داوود (ع) از قرائنى اطلاع داشته كه صاحب نود و نه گوسفند محق است، و حق دارد آن يك گوسفند را از ديگرى طلب كند و ليكن از آنجا كه صاحب يك گوسفند سخن خود را طورى آورد كه رحمت و عطوفت داوود را برانگيخت، لذا به اين پاسخ مبادرت كرد كه اگر اين طور باشد كه تو مى‏گويى او به تو ستم كرده.


پس لامى كه بر سر جمله" لَقَدْ ظَلَمَكَ" آمده لام قسم است، و سؤالى كه در آيه آمده و فرموده:


" بسؤال"- به طورى كه گفته‏اند «1»- متضمن معناى اضافه است، و به همين جهت با كلمه" الى" به مفعول دوم متعدى شده، پس معنا چنين مى‏شود: سوگند مى‏خورم كه او به تو ظلم كرده كه سؤال كرده اضافه كنى ميش خود را بر ميش‏هايش.


" وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ، إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ قَلِيلٌ ما هُمْ"- اين قسمت تتمه كلام داوود (ع) است كه با آن، گفتار اول خود را روشن مى‏كند. و كلمه" خلطاء" به معناى شريكها است كه مال خود را با هم خلط مى‏كنند.


" وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ".


يعنى داوود بدانست كه ما او را با اين واقعه بيازموديم، چون كلمه" فتنه" به معناى امتحان است و كلمه" ظن" هم در خصوص اين آيه به معناى علم است.


ولى بعضى «2» گفته‏اند: كلمه" ظن" به همان معناى معروف است (كه در فارسى به معناى پندار است) و پندار غير از علم است" «3».


_______________


(1) روح المعانى، ج 23، ص 181.


(2) مجمع البيان، ج 8، ص 471.


(3) زيرا علم به هر چه تعلق پيدا كند ديگر احتمال خلاف آن نمى‏رود به خلاف ظن و پندار كه با احتمال خلاف نيز مى‏سازد، اگر يقين كنيم كه مثلا فلان خبر درست است، ديگر احتمال نادرستيش را نمى‏دهيم، ولى اگر به درستى آن ظن يعنى احتمال زيادى پيدا كنيم، احتمال ضعيفى مى‏دهيم كه نادرست باشد، هم چنان كه اگر احتمال درستى و نادرستى آن در دل يكسان باشد، آن وقت نسبت به آن خبر شك مى‏كنيم." مترجم".


/ 614