بیشترتوضیحاتافزودن یادداشت جدید صفحهى 294 و مؤيد گفتار ما كه گفتيم" ظن" در اين مورد به معناى يقين و علم مىباشد اين است كه: استغفار و توبه داوود مطلق آمده، و اگر كلمه مذكور به معناى معروفش مىبود، بايد استغفار و توبه مقيد به آن صورت مىشد كه" ظن" با واقع مطابق درآيد، يعنى واقعه مذكور به راستى فتنه بوده باشد، و چون اين دو لفظ مطلق آمده، پس ظن به معناى علم خواهد بود. كلمه" خر"- به طورى كه «1» راغب گفته- به معناى افتادن و سقوطى است كه صداى خرير از آن شنيده شود، و" خرير" به معناى صداى آب، باد، و امثال آن است كه از بالا به پايين ريخته شود. و كلمه" ركوع"- بنا به گفته راغب- «2» به معناى مطلق انحنا و خم شدن است. و كلمه" انابه" به معناى رجوع است. و انابه به سوى خدا- به گفته راغب- «3» به معناى بازگشت به سوى اوست به توبه و اخلاص عمل و اين كلمه از ماده" نوب" است كه به معناى برگشتن پى در پى است. [بيان اينكه مراجعه كنندگان نزد داوود ملائكه بودهاند و داستان مرافعه تمثل بوده و حكم ناصواب در عالم غير واقعى گناه محسوب نمىشود] و معناى آيه اين است كه: داوود (ع) بدانست كه اين واقعه امتحانى بوده كه ما وى را با آن بيازموديم و فهميد كه در طريقه قضاوت خطا رفته. پس، از پروردگار خود طلب آمرزش كرد از آنچه از او سرزده و بىدرنگ به حالت ركوع درآمد و توبه كرد. اكثر مفسرين «4» به تبع روايات بر اين اعتقادند كه اين قوم كه به مخاصمه بر داوود وارد شدند، ملائكه خدا بودند، و خدا آنان را به سوى وى فرستاد تا امتحانش كند- كه به زودى روايات آن از نظر خواننده خواهد گذشت و به وضع آنها آگاهى خواهد يافت-. ليكن خصوصيات اين داستان دلالت مىكند بر اينكه اين واقعه يك واقعه طبيعى، (هر چند به صورت ملائكه) نبوده، چون اگر طبيعى بود بايد آن اشخاص كه يا انسان بودهاند و يا ملك، از راه طبيعى بر داوود وارد مىشدند، نه از ديوار. و نيز با اطلاع وارد مىشدند، نه به طورى كه او را دچار فزع كنند. و ديگر اينكه اگر امرى عادى بود، داوود از كجا فهميد كه جريان صحنهاى بوده براى امتحان وى. و نيز از جمله" فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى" بر مىآيد كه خداى تعالى او را با اين صحنه بيازموده تا راه داورى را به او ياد بدهد و او را در _______________ (1) مفردات راغب، ماده" خر". (2) مفردات راغب، ماده" ركع". (3) مفردات راغب، ماده" نوب". (4) تفسير قرطبى، ج 15، ص 166.