ترجمه تفسیر المیزان جلد 17

اینجــــا یک کتابخانه دیجیتالی است

با بیش از 100000 منبع الکترونیکی رایگان به زبان فارسی ، عربی و انگلیسی

ترجمه تفسیر المیزان - جلد 17

سید محمدحسین طباطبایی؛ ترجمه: سید محمدباقر موسوی همدانی

| نمايش فراداده ، افزودن یک نقد و بررسی
افزودن به کتابخانه شخصی
ارسال به دوستان
جستجو در متن کتاب
بیشتر
تنظیمات قلم

فونت

اندازه قلم

+ - پیش فرض

حالت نمایش

روز نیمروز شب
جستجو در لغت نامه
بیشتر
توضیحات
افزودن یادداشت جدید


‌صفحه‌ى 308


نمى‏ورزد «1».


[چند وجه در معناى سخن سليمان (عليه السلام):" إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي ..." و توضيحى در باره علاقه آن جناب به اسب‏ها و باز ماندنش از عبادت خدا]


" فَقالَ إِنِّي أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ عَنْ ذِكْرِ رَبِّي حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ" ضمير" قال- گفت" به سليمان برمى‏گردد، و مراد از" خير"- به طورى كه «2» گفته‏اند- اسب است، چون عرب اسب را خير مى‏نامند، و از رسول خدا (ص) هم روايت شده كه فرمود: تا قيامت خير را به پيشانى اسبها گره زده‏اند.


بعضى «3» هم گفته‏اند:" مراد از كلمه" خير" مال بسيار است و در بسيارى از موارد در قرآن به اين معنا آمده، مانند آيه" إِنْ تَرَكَ خَيْراً" «4».


مفسرين «5» در تفسير جمله" أَحْبَبْتُ حُبَّ الْخَيْرِ" گفته‏اند: كلمه" احببت" متضمن معناى ايثار است، و كلمه" عن" به معناى" على" است، و منظور سليمان (ع) اين است كه: من محبتى را كه به اسبان دارم ايثار و اختيار مى‏كنم بر ياد پروردگارم، كه عبارت است از نماز، در حالى كه آن را نيز دوست مى‏دارم، و يا معنايش اين است كه: من اسبان را دوست مى‏دارم دوستى‏اى كه در مقابل ياد پروردگارم نمى‏توانم از آن چشم بپوشم، در نتيجه وقتى اسبان را بر من عرضه مى‏دارند از نمازم غافل مى‏شوم تا خورشيد غروب مى‏كند.


" حَتَّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ"- ضمير در" توارت"- به طورى كه «6» گفته‏اند- به كلمه" شمس" برمى‏گردد، با اينكه قبلا نامش نيامده بود، ولى از كلمه" عشى" كه در آيه قبلى بود استفاده مى‏شود. و مراد از توارى خورشيد غروب كردن و پنهان شدن در پشت پرده افق است، مؤيد اينكه ضمير به خورشيد برمى‏گردد كلمه" عشى" در آيه قبلى است، چون اگر مقصود توارى خورشيد نبود، ذكر كلمه" عشى" در آن آيه بدون غرض مى‏شد و غرضى كه هر خواننده آن را بفهمد براى آن باقى نمى‏ماند.


پس حاصل معناى آيه اين است كه من آن قدر به اسب علاقه يافتم، كه وقتى اسبان را بر من عرضه كردند، نماز از يادم رفت تا وقتش فوت شد، و خورشيد غروب كرد. البته بايد دانست كه علاقه سليمان (ع) به اسبان براى خدا بوده، و علاقه به خدا او را علاقه‏مند به اسبان مى‏كرد، چون مى‏خواست آنها را براى جهاد در راه خدا تربيت كند، پس رفتنش و حضورش براى عرضه اسبان به وى، خود عبادت بوده است. پس در حقيقت عبادتى او را از


_______________


(1) مجمع البيان، ج 8، ص 474.


(2 و 3) مجمع البيان، ج 8، ص 475.


(4) اگر كسى بميرد و خيرى از خود بگذارد. سوره بقره، آيه 180.


(5 و 6) مجمع البيان، ج 8، ص 474 و 475.


/ 614